بازگشت
>
۲۹ خرداد ۱۳۹۷
بازنشر نقد احمد میراحسان به بهانه اکران ویژه «پله آخر»
انگار از مرگ من بی‌خبرند
اخبار و رویدادها

هنروتجربه:«پله آخر» به کارگردانی علی مصفا این روزها اکران‌ها ویژه متعددی در سالن اختصاصی هنروتجربه در سینما فرهنگ دارد. این فیلم سه‌شنبه ۲۹ خرداد در سانس ساعت ۲۲ نیز به نمایش در می‎آید.به همین بهانه شما را به خواندن نقدی از احمد میر احسان منتقد سینمایی که زمان اکران این فیلم در سال ۱۳۹۱ منتشر شده‎است، دعوت می‎کنیم.

 

«پله آخر را می‌توان از معدود فیلم‌های خوب چند سال گذشته به حساب آورد. فیلم منطق خود را دارد و با شخصیت‌پردازی درست و لحن صمیمی‌ای که دارد جذابیتش را دوچندان کرده است. فیلم با کاراکتر علی مصفا که آزاد و رها و با چشم‌های بسته در حال اسکیت‌سواری است شروع می‌شود. او همان ابتدای داستان می‌گوید از کودکی حافظه درست و حسابی نداشته و اتفاقات را به ترتیب به یاد نمی‌آورد. بنابراین روایت غیرخطی با توجه به خود داستان انتخاب شده و از لحاظ منطقی کاملا بجا بوده است.

فیلم‌نامه «پله آخر» برداشتی آزاد از رمان «مردگان»، اثر جیمز جویس است و هم‌چنین گفتاری روی فیلم استفاده شده است. در طول داستان فلاش‌بک‌های زیادی وجود دارد و چندین و چند بار به عقب برمی‌گردیم تا بفهمیم حقیقت چیست. علی مصفا علاوه بر کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس اثر هم هست. او به واقع دیالوگ‌های بی‌نظیری نوشته است که کاملا با جنس و منطق روایت جفت و جور است: «بعد از مردنم، تا یک روز یا بیشتر، ناخن‌هام هنوز رشد می‌کنن… و موهام… و ریشم… انگار از مرگ من بی‌خبرند…»

موسیقی «پله آخر» که از تصنیف‌های قدیمی انتخاب شده، بسیار به فضاسازی فیلم کمک کرده است. این تصنیف‌ها صرفا به خاطر کارکرد دراماتیک به آن اضافه نشده است و قسمتی از بار داستان را که نوستالژی شخصیت لیلی (با بازی لیلا حاتمی) است به دوش می‌کشد. استفاده از آواز دشتی «بسته دام» اثر «روح‌‌انگیز» از انتخاب‌های دوست‌داشتنی این فیلم است. بازی‌ها بسیار خوب و یکدست هستند. علی مصفا با آن‌که بیشتر تمرکزش روی کارگردانی بوده است، تقریبا می‌توان گفت بهترین بازی‌اش را -تاکنون- ارائه داده است. لیلا حاتمی هم مثل همیشه عالی است. او برای این نقش جایزه بهترین بازیگر زن را در چهل‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی‌واری به دست آورد.

روایت غیرخطی، مهم‌ترین ویژگی آخرین ساخته علی مصفا است. علی مصفا در «پله آخر»، عناصر زمان و مکان را در هم می‌شکند تا از لابه‌لای این عدم توازن پیامش را انتقال دهد. لزوم استفاده از ساختار غیرخطی برای روایت قصه فیلم، مهم‌ترین سوالی است که در مورد این فیلم‌ باید به آن پاسخ داد. داستان، مفهوم و ساختار سه ضلع مثلثی هستند که فیلم را می‌سازند و ارتباط بین این سه، همواره ارتباطی دو‌سویه است. روایت غیرخطی و استفاده از شکست‌ها یا گسست‌های زمانی، باید در ذات داستان، غیرخطی باشد. به نحوی که نتوان داستان دیگری را با این ساختار، ساخت یا برای روایت این فیلم از ساختاری جز این نوع، استفاده کرد. نمای پایانی فیلم همسان با نمای آغاز است و فیلم با پلان دیالوگ لیلا حاتمی که در ابتدا می‌بینیم، تمام می‌شود و تکرار این نما به شکلی حساب‌شده در ذهن مخاطب پایان را تداعی می‌کند و کل فیلم را در پرانتزی قرار می‌دهد که به ساختار روایتی غیرخطی انسجام می‌بخشد.

عدم قطعیت، دومین ویژگی فیلم «پله آخر» علی مصفا است. ساختار غیرخطی و روایت یک فیلم در فیلم سبب شده است که مخاطب در مواجهه با این فیلم همیشه در برزخی قرار بگیرد که همیشه در ورطه جدا کردن حادثه‌ها، کنش‌ها، شخصیت‌ها و موقعیت‌های دنیای مخلوق فیلم باشد که کدام را باید واقعی و کدام را باید ناواقعی انگاشت. و اتفاقا همین ویژگی سبب شده است که مخاطب همیشه درگیر حل پازل داستانی فیلم باشد. در فیلم می‌بینیم که علی مصفا بی‌هوش کف آشپزخانه افتاده است و به ناگاه مانند روح سر از صحنه بعدی درمی‌آورد. همین مساله سبب می‌شود که مخاطب، در باب دنیای خارج از فیلم (اعتقاد‌های بیرونی)، و حتی با انتظارها و اعتقادهایی که خود فیلم می‌آفریند (اعتقادهای درونی)، خوانش‌ها و تعبیرهای شخصی خود را داشته باشد. پیش‌بینی‌های ماورایی خسرو یا کتابی که مادر دکتر امین به تایپ آن مشغول است و ما سپس شاهد تکرار این حوادث هستیم، نیز طعنه‌ای به این موضوع می‌زند که آیا به‌راستی هنر، نسخه دوم زندگی است یا زندگی، نسخه دوم جهان هنر! فیلم« پله آخر»، فیلمی یکپارچه و یکدست است. همه چیز از یک جنس است و شاید برای همین است که اگر جاهایی از فیلم را هم نمی‌فهمیم باز فیلم و فضای آن را دوست داریم. یک آرامش و تسلط در کلیت فیلم جاری است که جز به نگاه و ذهن فیلم‌ساز به چیز دیگری نمی‌توان نسبتش داد. نوع روایت غیرخطی داستان به شدت با شخصیت بی‌قید و بند خسرو هماهنگی داشت. حال و هوای نوستالژیک فیلم و فضاها در ادامه شمه‌هایی که در «سیمای زنی در دوردست» دیده بودیم، حاکی از شکل گرفتن سینمای خاص علی مصفا است که کم‌کم می‌توان فیلم‌هایش را بدون نگاه کردن به عنوان‌بندی هم شناخت.»

 

 

 

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*