بازگشت
۲۵ آبان ۱۳۹۷
کارگردان و تهیه‌کننده مستند «رزم آرا؛ یک دوسیه مسکوت» مطرح کردند:
اولویت‌مان لذت مخاطب بود/می‌خواستیم حرف تازه‎ای بزنیم
اخبار و رویدادها

هنروتجربه:کارگردان و تهیه کننده مستند «رزم آرا؛ یک دوسیه مسکوت» در مورد تفاوت‌ها و شباهت‌های مستند و سینمای قصه‌گو صحبت کردند و گفتند که تلاش کردند در این مستند حرف تازه‌ای بزنند.

خبرگزاری مهر نشستی برای بازخوانی مستند «رزم‌آرا؛ یک دوسیه مکتوب» با حضور  سیداحسان عمادی، نویسنده و کارگردان و حسام اسلامی، تهیه‌کننده برگزار کرده است.

در ابتدا از عمادی این پرسش مطرح شد که بعد از ساخت «محاکمه» (مستندی درباره دادگاه دکتر مصدق) «رزم‌آرا؛ یک دوسیه مسکوت»، نسخه سومی هم هست که هنوز به نمایش درنیامده و پس از تجربه ساخت سه مستند تاریخی، آیا مستندساز می‌تواند «بدون قضاوت» سراغ «تاریخ» برود. او نیز چنین پاسخ داد:«طبیعتاً می‌گویم خیر، نمی‌تواند. به نظرم این بیشتر یک مد است که برخی برای نشان دادن بی‌طرفی خود می‌گویند بدون قضاوت مستند می‌سازیم. این اساساً تلقی اشتباهی است و فکر می‌کنم مستندسازی بدون قضاوت غیرممکن و حتی بی‌معنی است. اگر هم چنین چیزی شدنی باشد به نظرم حاصل اثری خنثی و بی‌خاصیت می‌شود. شخصاً تنها متن بی‌قضاوتی که سراغ دارم، صورت جلسات ادارات است.»

او با بیان اینکه تحقیق درباره مستند «رزم‌آرا….» با یک پرسش شروع شد، افزود:«درباره واقعه ترور رزم‌آرا دو روایت مشهور در تاریخ ثبت شده است؛ یکی روایت رسمی است که می‌گوید خلیل طهماسبی رزم‌آرا را ترور کرده است و روایت دیگر معتقد است که محافظ رزم‌آرا که از طرف دربار مامور انجام این کار بوده به او شلیک کرده است. در ۶۰ سال گذشته این دو روایت مدام در جدال بوده‌اند و هیچ‌وقت اسناد و شواهد نتوانسته یکی را به‌طور کامل از میدان خارج کند. ما کار پژوهش را مبتنی‌بر همین سوال آغاز کردیم و علاقه هم داشتیم در پایان به یک جواب قطعی برسیم و بگوییم فقط یکی از این روایت‌ها صحیح است.»

او سپس به کمرنگ شدن پرسش اولیه طی تحقیق اشاره کرد:«در طول تحقیق اما با مواردی مواجه شدیم که گویی سوال اولیه تا حدودی اهمیت خود را از دست داد یعنی دیگر صرف اینکه گلوله توسط چه کسی شلیک شده است، موضوعیت نداشت و صرفاً یک سوژه پلیسی و حقوقی بود. حتی احساس کردیم آن پرسش، انحرافی است هرچند پیدا کردن پاسخ آن می‌تواند جذابیت‌هایی هم داشته باشد. طبیعتاً پاسخ روشنی هم به این پرسش در فیلم نیست. برای خودم جالب است که مخاطبان هم در مواجهه با این مستند دو واکنش دارند؛ برای عده‌ای هنوز آن سویه معمایی اهمیت دارد و می‌گویند چرا مشخص نشد چه کسی شلیک کرده است و دسته دوم از مخاطبان اساساً از این سوال عبور کرده بودند. مشاهدات شخصی خودم اینگونه است که وزن دسته دوم بیشتر است.»

اسلامی نیز در مورد اینکه این مستند تاریخی است یا سیاسی گفت:«به نظرم این تفکیک کار سختی است چراکه سیاست از اساس ریشه در تاریخ هم دارد و صرفاً محصول امروز نیست اما آنچه به‌طور مشخص به‌عنوان وجه اشتراک این سه تجربه و یا هر اثر مستند دیگری می‌توانم به آن اشاره کنم این است که معتقدم ساخت فیلم مانند حرکت در خط مقدم است. مخاطب در همه این آثار از شما انتظار دارد حرف نو بشنود و چیزی ببیند که در جای دیگری دسترسی به آن نداشته است. به تعبیری انتظار یک کار خبری و حتی آکادمیک از شما ندارد. مخاطب انتظار پیشرو بودن از یک مستند دارد. درباره این سه پروژه هم به‌دنبال همین هدف بودیم پس فارغ از اینکه روایت‌های موجود درباره «رزم‌آرا» چیست، می‌خواستیم حرف تازه‌ای بزنیم.»

عمادی هم در توضیح بیشتر هر دو مستندی که ساخته است، ادامه داد:«هم در مستند «رزم‌آرا» و هم در مستند «محاکمه»، واقعاً نکته‌ و سندی که بخواهیم بگوییم برای اولین‌بار کشف و افشا می‌شود وجود ندارد اما همه موارد در شصت و چندسالی که از دادگاه مصدق و یا ترور رزم‌آرا می‌گذرد زیر سایه کلان‌روایت‌ها ناشنیده مانده‌اند. کلان‌روایت‌ها آن‌قدر پرقدرت بوده‌اند که حالا بازخوانی این اسناد و حرف‌ها برای عده زیادی تازگی دارد. این فرآیند آرام‌آرام آن جنبه معمایی سوژه را از اولویت ما خارج کرد و به حاشیه برد.»

او در مورد سختی‌های ساخت مستند تاریخی گفت:«به طور قطع کار سختی است که مستند تاریخی بسازی و بخشی از روایت آن را به کارشناس تاریخی واگذار نکنی. این از منظر تولید هم کار را سخت‌تر کرد اما از طرف دیگر تن دادن به آن شما را از نگاه و روایت شخصی دور می‌کرد. به نظرم بسیار مهم است مستندساز در هر اثری نگاه و برداشت شخصی خود را از یک پدیده یا شخصیت ارائه کند. وقتی اظهارات یک محقق و کارشناس شناخته شده تبدیل به روایت غالب شود، عملاً نگاه مستند به سمت همان نگاهی سوق پیدا می‌کند که پیش‌تر هم بوده و احتمالاً در متون پژوهشی دیگر وجود دارد.»

او در مورد علاقه به سینمای داستانی عنوان کرد:«در هر دو مستند تلاش ما این بود که قصه‌ای را تعریف کنیم و از فرم‌ها و تکنیک‌های داستان‌گویی به گونه‌های مختلف بهره گرفتیم. از تعلیق و شخصیت‌پردازی تا کشمکش و اوج و فرود؛ همه این موارد را سعی کردیم در فیلم‌نامه رعایت کنیم، اما معتقدم این لازمه هر مستندی است و اینکه ما در تمام این سال‌ها مستندهای کسل‌کننده‌ای درباره مباحث پیچیده اقتصادی و اجتماعی و محیط زیست بدون هیچ اوج و فرودی دیده‌ایم، دلیل نفی این الزام نیست. مستندسازی دنیا امروز به سمتی رفته که شبکه «نتفلیکس» قصد ساخت سریال مستند دارد، به این معنا که مخاطب قرار است منتظر ادامه داستان در قسمت بعد باشد. این بسیار نکته مهمی است.»

اسلامی در ادامه درباره تفاوت فضا و مرز میان سینمای مستند و داستانی توضیح داد:«سینمای داستانی و مستند اشتراکات بسیاری دارند که به نظرم مهم‌ترین این اشتراکات «قصه‌گویی» است. بخش عمده‌ای از سینمای مستند دنیا مانند سینمای داستانی، قصه‌گویی را محور روایت خود قرار می‌دهد و بخش دیگری هم سراغ ساختارهای تجربه‌گرا و ضدداستان می‌رود. در بخش‌های دیگر مانند ابزارهای بیانی هم عمدتاً شاهد اشتراک میان سینمای مستند و داستانی هستیم. اگر اختلافی بخواهیم قائل شویم در این است که سینمای مستند گویی ابزارهای بیشتری برای روایت در اختیار دارد؛ از نریشن و مصاحبه گرفته تا آرشیو. هرچند از این ابزارها در سینمای داستانی هم هرازگاهی استفاده می‌شود اما سینمای مستند دست بازتری برای استفاده بیشتر از این ابزارها دارد.»

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.