بازگشت
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
لوون هفتوان از «هجوم»،«کار کثیف»، جشنواره فیلم فجر و کارنامه‌اش می‌گوید
باید اجازه داد تمام سینما در جشنواره نفس بکشد/ نقش منفی را از بیرون قضاوت نمی‎کنم
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-کامبیز حضرتی: لوون هفتوان را با «پرویز» مجید برزگر به جا می آوریم. بازیگری که توانسته چهره‎ای دوست داشتنی و قابل تامل از بدمن‎های سینمایی بسازد. او اکنون «هجوم» را در پرده سینماهای هنروتجربه دارد و «کار کثیف» او در جشنواره سی و ششم فیلم فجر حضور یافته است. با او درباره «هجوم»،«کار کثیف»، جشنواره فیلم فجر و کارنامه‎اش به گفت‌وگو نشستیم.

معمولا بازیگران منفی با واکنش‌های بد مواجه می‌شوند. این برخورد چقدر برای شما پیش آمده است؟
نه اصلا. خوشبختانه نقش‌های منفی‌ای که به من خورده به هرحال نازل نبودند بلکه انسان‌های منفی‌ای بودند. این شخصیت‌های منفی در بعضی از جاها نکات مثبت انسانی و قابل تاملی دارند. مثلا در فیلم «پرویز» کاراکتر اصلی با وجود آن که آدم می‌کشد ولی مخاطب همزمان دلش به حال او می‌سوزد و با او همذات پنداری می‌کند. خوشبختانه نقش‌های منفی‌ای که بازی کردم وجوه انسانی مختلفی داشته‌اند و صرفا بد بد نیستند. حتی در مورد بازی سعی می‌کنم این وجوه را شناسایی کنم. به نظر من بازیگر وقتی نقش‌اش را قضاوت می‌کند کار را خراب می‌کند.

قضاوت نقش یعنی چه؟
مثلا وقتی قرار بود «پرویز» را بازی می‌کنم می‌توانستم بگویم این آدم بد است و باید آن را بد بازی کنم. این شیوه کارکردن در حقیقت قضاوت کردن نقش است.در واقع با این دیدگاه شخصیت مدام کاهش و تنزل پیدا می‌کند و بدتر از آن چه که هست، ارائه می‌شود. این کار اگرچه ممکن است به تماشاچی حالت انزجار بدهد ولی به نظرم شیوه درستی نیست. در حالی‌که وقتی قرار است یک نقش منفی بازی کنم ابتدا می‌گویم این کاراکتر یک آدم است و این کارها  را انجام می‌دهد و نقش را از بیرون قضاوت نمی‌کنم. باید سعی کنم نقش آن آدم را در آن شرایط بخصوص و موقعیت خودش اجرا کنم. مثلا شخصیت مستان در «کار کثیف» تولید کننده مشروبات تقلبی است که باعث مرگ و میر افرادی می‌شود. اما من نگفتم این آدم از ابتدا تا انتها شرور است. او را به عنوان شخصی دیدم که تحت شرایطی به این کار دست زده، او که از ابتدای خلقت جانی نبوده است. شرایط اجتماعی، اقتصادی، زیستی و… باعث شده است که او دست به این کار بزند. نگران آن نیستم که کسی بگوید تو چه آدم بدی هستی و بقال سرکوچه مثلا به من ماست نفروشد.

نقش «پرویز» آن قدر خوب از آب درآمد که احتمالا همه از شما می‌خواهند که آن را دوباره بازی کنید.
اتفاقا گاهی پیش آمده است. فیلم اولی که از من خیلی مطرح شد همان «پرویز» بود. دوستانی که برای کارهای بعدی می‌خواستند با من گفت‌وگو و مصاحبه کنند به شوخی می‌گفتند ما انتظار داشتیم با یک آدم خشن و عبوس مواجه شویم ولی این طور نبود. به هرحال من هم یک آدم هستم با ویژگی‌ها و مشخصات خودم.

وقتی قرار است یک نقش منفی بازی کنم ابتدا می‌گویم این کاراکتر یک آدم است و این کارها  را انجام می‌دهد و نقش را از بیرون قضاوت نمی‌کنم. باید سعی کنم نقش آن آدم را در آن شرایط بخصوص و موقعیت خودش اجرا کنم

به نظر خود شما دلیل موفقیت«پرویز» چه بود؟
«پرویز» فیلمی است که در ان تمام عوامل آن خیلی خوب در آن جمع شدند و پشت و جلو صحنه خیلی خوبی داشت. خیلی ها باور نمی‌کردند سابقه بازیگری دارم. برخی از همکاران که بعدا با آن‌ها آشنا شدم فکر کرده بودند، نابازیگری هستم که به دلیل آن که شبیه «پرویز» هستم یا خود آن آدم هستم در این فیلم حاضر شده‌ام و نقش خودم را بازی می‌کنم. خوشبختانه در عمل این اتفاق نیفتاده است. من هم سعی کردم از این فضا دور شوم. مثلا در «یک دزدی عاشقانه» یک نقش کمدی بازی کردم . در واقع سعی کردم با انتخاب‌های متفاوت خودم را در آن قالب نگه ندارم و حاصل‌اش هم در عمل نشان داده می‌شود که پرویز نیستند. هیچکدام هم پرویز نشده است.

آن‌ها از سابقه کار تئاتری شما خبر نداشتند؟
بله. چون من سال‌های سال و حدود ۱۹ سال در ایران نبودم. خیلی از همکارانی که از دهه ۷۰ آمدند و شروع کردند نه من را می‌شناسند و نه من خیلی آن‌ها را می‌شناختم.

با مجید بزرگر چه طور آشنا شدید؟
توسط جعفر پناهی به او معرفی شدم. سال ۹۰ برای جشنواره فجر آمده بودم که آشنایی با بزرگر پیش  آمد. من پناهی را از کانادا می‌شناختم و به خاطر فیلم‌های «دایره» و «طلای سرخ» به جشنواره تورنتو و مونترال آمده بود. کامپوزیا پرتوی را از دهه ۶۰ و دانشگاه تهران می‌شناختم. یا همین طور ایرج طهماسب، حمید جبلی و… را از دهه ۶۰ می‌شناختم. من دانشجوی دانشکده هنرهای  زیبا دانشگاه تهران بودم.

«هجوم» در حال اکران هنروتجربه است. این فیلم جزو کارهای مورد علاقه خود شما است؟
من «هجوم» را هم متاسفانه ندیدم. حتما باید این فیلم را ببینم. چون تازه ایران برگشتم و ادامه فیلم‌برداری «بازی‌های مردانه» را در پروژه قشم را داریم. پروسه «هجوم» واقعا هیجان انگیز بود. کار با مکری یک تمرین تئاتری بود. ۱۵ روز ما مثل یک تمرین تئاتری عمل کردیم. صحنه ما صحنه متعارف نبود و لوکیشن‌های مختلف عوض می‌کردیم. این شیوه از کار در دنیا وجود دارد اما «هجوم» بک تئاتر محیطی بود که در چندین نقطه برگزار می‌شد. بعد از تمرین ۱۵ روز اولیه ۱۵ روز هم با دوربین کار کردیم و کار به جایی رسید که چندین نوبت هم فیلم‌برداری شد. نمی‎دانم نسخه نهایی فیلم که مکری انتخاب کرده، نسخه چندمین روز است ولی قرار ما این بود که تا ۱۵ جلسه فیلم‌برداری شود و یکی از نسخه‌ها بنا به صلاح‌دید انتخاب شود. نظرات مختلفی درباره فیلم شنیدم بعضی‌ها خیلی فیلم را دوست دارند و بعضی دیگر دوست نداشتند.

 

معمولا مخاطبان «هجوم» صفر و صد هستند.
من به عنوان یکی از اعضا تجربه خوبی در این کار داشتم. فکر می‌کنم از صفری‌ها نباشم. شاید از صدی‌ها هم نباشم. آدم سختگیری هستم. دوست دارم «تمارض» عبدآبست را هم ببینم که در «هجوم» هم به عنوان بازیگر حضور داشت.

در «هجوم» با پدرام شریفی همراه بودید. الان در«کار کثیف» تجربه مشترک دارید. از این تجربه بگویید؟
من با پدرام سر کار «هجوم» آشنا شدم. چون خیلی ایران نیستم نمی‌دانستم پدرام کارهای دیگری هم انجام داده است. بعدا فهمیدم که در «بادیگارد»، «متولد ۶۵» و… بوده است. بهترین کارش تا آن وقت به نظرم «متولد ۶۵ »بود. او بازیگر جوان و نازنینی است و خیلی خوب با هم دوست شدیم و می‌توانستیم همکاری کنیم. ما چند سکانس مشترک داشتیم و هر شب کارهایی که قرار است فردا انجام دهیم را مرور می کردیم. همکاری با او یکی از تجربیات خیلی خوب من با بازیگری بود که متعلق به یک نسل دیگر است. کارش هم واقعا خوب بود. من معمولا  سرصحنه راش فیلم‌ها را نمی‌بینم مگر این که اتفاقی چشمم به آن‌ها بیافتد. مطمئن هستم پدرام آینده خیلی خوبی در بازیگری خواهد داشت. خیلی برای نقش‌اش تلاش می‌کند.

در مورد ارتباط خودتان با جشنواره فیلم فجربگویید؟ «کار کثیف» اولین فیلم شما در فجر است؟
این فیلم اولین حضور من در فجر نیست. من سال‌ها پیش در بخش خارج از مسابقه فجر حضور داشتم. سال ۹۱ به خاطر «پرویز» در جشنواره فجر بودم.  پارسال فیلم «کوپال» کاظم مولایی را در بخش هنروتجربه فیلم فجر داشتم. من از جوانی و دوره دانشگاه در ایام جشنواره فجر حال خوبی دارم و خاطرات شیرینی دارم. اما در مواجهه با جشنواره فجر فعلی  البته انتقاداتی دارم.

جشنواره فیلم فجر چیزی شترمرغی است. اسم‌اش جشنواره است اما مثل جشنواره‌های دیگر به دنبال کشف استعدادهای تازه نیست. از طرف دیگر به یک جشنواره ملی تقسیم شده که به نظر شبیه بازار یا نمایشگاه کتاب است که باید همه چیز توی آن باشد. مسلما عدم حضور سینماگرجوان و فیلم‌ساز اولی و تفکیک مجوز سینمایی و ویدئویی نادرست است

انتقاد شما به ساختار جشنواره است یا شکل اجرایی آن؟
به نظر من کلا باید ساختار جشنواره فجر در بخش ملی تغییر پیدا کند. باید ساختاری برای این جشنواره پیش بینی و طراحی شود که تمام فیلم‎ها بتوانند در جشنواره‌ای که تمام محصولات ملی را به نمایش می‌گذارد حضور داشته باشند. اعتقاد دارم این جشنواره باید در ۲۰ روز برگزار شود. در ۱۰ روز اول تمام فیلم‌های ساخته شده از دی ماه سال قبل تا دی ماه سال جاری در آن نمایش داده شود و دو اکران داشته باشند. بر اساس ان آرا مردمی گرفته شود و از بین این آرا ۱۲ یا ۲۰ فیلم برگزیده و انتخاب شوند و پس از آن این تعداد مورد داوری قرار بگیرند. در این شرایط است که هیات داوری نتیجه بخش و اثربخش خواهد بود و مخاطب نیز در این جریان مشارکت دارد. با این شیوه جایزه و سیمرغ ترکیبی می‌شود از آرا مردم و هیات داوران. فرصتی هم فراهم می‌شود که همه فیلم را ببینند. این مدل براساس جشنواره سانپائولو است که من آن را از نزدیک دیده‌ام.

امسال ۲۲ فیلم انتخاب می شود و بخش هنروتجربه و فیلم اول وجود ندارد. همان فیلم‌سازهای موفق که شما در این سال‌ها با آن ها کار کردید. نبودن این چهره‌های جدید چه ضربه‌ای می‌زند؟
اصلا کار فستیوال‌ها معرفی و کشف چهره‌های تازه به جامعه سینمایی است. افتخار فستیوال‌های مهم دنیا این است که فلان فیلم از فلان کارگردان را اولین بار نشان دادند. مثلالوکارنو می‌گوید ما این فیلم‌سازهای مهم را کشف کردیم و به آن افتخار می‌کند. کشف استعداد مهم‌ترین هدف جشنواره‌های معتبر بین‌المللی است. البته جشنواره فیلم فجر چیزی شترمرغی است. اسم‌اش جشنواره است اما مثل جشنواره‌های دیگر به دنبال کشف استعدادهای تازه نیست. از طرف دیگر به یک جشنواره ملی تقسیم شده که به نظر شبیه بازار یا نمایشگاه کتاب است که باید همه چیز توی آن باشد. مسلما عدم حضور سینماگرجوان و فیلم‌ساز اولی و تفکیک مجوز سینمایی و ویدئویی نادرست است. باید اجازه داد تمام سینما نفس بکشد. در این بین فیلمی پایدارتر است که بتواند هم مخاطب داشته باشد و هم صنعت سینما را ارتقا فرهنگی بدهد. ولی ما اصلا نباید بگوییم این فیلم حق حیات دارد و آن فیلم حق حیات ندارد. این فیلم در جشنواره باشد آن فیلم کنار گذاشته شود. بگذارید آثار نفس بکشند یا تثبیت می‌شود یا حیات‌شان زایل می‌شود.

 

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>