بازگشت
۱۵ مهر ۱۳۹۶
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با محمود کریمی کارگردان مستند «خواب ابراهیم»
ایده فیلم را از «چ» سزارین کردم/ احساس کردم حاتمی‌کیا مثل یک آدم خواب‎دیده است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه- کامبیزحضرتی: در جامعه سینمایی ما فیلم‎نامه به نسبت فیلم و فیلم پشت‌صحنه نسبت به فیلم داستانی، آثاری درجه دوم و غیرمستقل محسوب می‌شود. معمولا در پروژه‌های سینمایی به فیلم پشت صحنه به عنوان یکی از عناصر وابسته به فیلم اصلی نگاه می‌شود و به فیلم‎سازان پشت صحنه اجازه ساخت آثار متفاوت با نحوه روایت مستقل داده نمی‌شود. محمود کریمی اما با حضور در صحنه فیلم «چ» توانست مستندی مستقل با ساختاری رویاگونه پدیدآورد. بی‌آنکه مقهور کاراکتر کارگردان این فیلم ابراهیم حاتمی‎‌کیا شده باشد یا بخواهد به سوژه فیلمش باج بدهد. با این مستندساز درباره «خواب ابراهیم» و دلیل پرداختنش به احوالات درونی هنرمند از خلال اثر هنری گفت‌وگو داشته‌ایم.

ساخت مستند «خواب ابراهیم» چه طور پیش آمد؟
این مستند یک سفارش از طرف برادرم مهدی کریمی و ابراهیم حاتمی‌کیا بود. طبیعتا در هر پروژه سینمایی سازندگان آن عوامل را انتخاب می‌کنند و یکی از عواملی که از ابتدا انتخاب کردند، فیلم‎بردار پشت صحنه بود.حس کردم این دوستان به دنبال فیلم‎برداری از پشت صحنه هستند و در جلسه اولیه اعلام کردم این کار جذابیتی برایم ندارد. اما در وهله دوم به من پیشنهاد شد، یک اثر مستقل و جدا از فیلم بسازم  و از این مرحله این همکاری برایم جذاب شد. من سال‌ها در زمینه سینمای مستند فعالیت می‌کردم و به سینمای داستانی علاقه داشتم در این شرایط گفتم چه بهتر از این که مستند و سینمای داستانی را در کنار هم تجربه کنم.

از چه زمانی به پروژه «چ» وصل شدید؟
پروژه «چ» ۷-۸ سال تحقیقات و ۵-۶ ماه تولید داشت و کارهای پست پروداکشن آن بیشتر از یک سال به طول انجامید. از آن جایی که این فیلم بستر بزرگی داشت، اجازه کار بیشتری را به من می‌داد. من به شکل تک نفره هم صداگذار بودم، هم دستیار و هم کارهای دیگر را انجام می‌دادم و از اول پیش تولید تا آخر پست پروداکشن در پروژه حضور داشتم و مدام به آن سر می‎زدم. در واقع من باید ایده فیلمم را از پروژه «چ» سزارین می‌کردم و ساعت‌ها منتظر می‌ماندم تا شکار بیاید. روزها و روزها راش گرفتم و بیش از چهار ترابایت راش از این فیلم دارم که از مجموع آن‌ها توانستم اثری چون «خواب ابراهیم» را دربیاورم. شاید اگر پروژه کوچک‎تر بود این امکان برایم وجود نداشت.

یوسف حاتمی‌کیا هم فیلمی از پشت صحنه «چ» تهیه کرد. به خاطر تولید این فیلم بود که شما به سراغ فرم متفاوتی در ساخت مستند «خواب ابراهیم» رفتید؟
یوسف حاتمی‌کیا در نسخه دی وی دی پشت صحنه کاری جز تدوین نکرده است. تمام فیلم‎برداری پشت صحنه فیلم کار من بود و یوسف از راش‌های من استفاده کرد و در ضمن مصاحبه‌هایی را با عوامل  فیلم انجام داد و یک نسخه دی وی دی برای شبکه نمایش خانگی ساخت. زحمت او در انجام مصاحبه‌ها و استفاده از راش‌های من در شکلی تازه بود.

مستند شما ایده محور است. درباره ایده اصلی فیلم و وجه خواب‌آلود و فانتزی آن بگویید. چرا به این سمت متمایل شدید؟
ایده مرکزی کشف، درک و شهود کارگردان و خالق یک اثر سینمایی بود. درون هنرمند بخشی وجود دارد که به آن دسترسی نداریم بلکه در درونیات او است و حتی ممکن است تحت کنترل خودش نباشد و در اعماق روان او جای داشته باشد. حس کردم خواب و رویا آن چیزی است که می‌تواند این اشتراک را ایجاد کند. رویا به ما درکی از عبور و مرور دوروبرمان می‌دهد و مثل الهام می‌ماند. رویا آن چیزی که از ناکجا آباد دل هنرمند می‌گذرد را بیان می‌کند. هنرمندان بزرگ این تجربه را کرده‌ و از این راه قصه و تصویر خلق کرده‌اند. اتفاقی که نمی‌دانی ریشه آن از کجا آب می‌خورد؟ احساس کردم حاتمی کیا مثل یک آدم خوابدیده است که مجموعه‌ای از تصاویر و اتفاقات از سرش می‌گذرد چیزهایی که هم برایش روشن است هم ناپیدا، هم دیده می‌شود هم دیده نمی‌شود.

امیدوارم توانسته باشم یک حاتمی‎کیای جدید را نشان دهم. ممکن است توانسته باشم لحظاتی را بر اساس نگاه مستندسازانه خودم ثبت کنم اما آن‌ها نیز در جهت سینمای مستند و ایده مرکزی فیلم است. درواقع لحظات فراوانی در تولید یک فیلم وجود دارد که ما نمی‌بینیم

در این مستند با حاتمی‌کیای تازه‌ای مواجه می‌شویم. کسی که آن قدر خونسرد نیست و حتی در صحنه فیلم‎برداری پرخاش می‌کند. درباره نزدیک شدن به این وجوه شخصیتی بگویید.
امیدوارم توانسته باشم یک حاتمی کیای جدید را نشان دهم. ممکن است توانسته باشم لحظاتی را براساس نگاه مستندسازانه خودم ثبت کنم اما آن‌ها نیز در جهت سینمای مستند و ایده مرکزی فیلم است. در واقع  لحظات فراوانی در تولید یک فیلم وجود دارد که ما نمی‌بینیم. سینمای ما قائم به آدم‌ها است و اتفاقات سرصحنه طبق برنامه‌ریزی دقیق صورت نمی‌گیرد و نمی‌توان خیلی آن را پیش بینی کرد. اتفاقات زیادی بیرون از کار می‌افتد که روند آن را با مشکل و تغییر روبه رو می‌کند. مشخصا در صحنه‌هایی که به عصبانیت حاتمی کیا اشاره کردید، کارگردان حرص صحنه و پلان‌اش را می‌خورد.

شما هم حرص پلان‌های‎تان را می‌خوردید؟ یعنی می‌دانستید چه پلان‌هایی بعدا به کار شما می‌آید یا تابع حوادث صحنه بودید؟
در اوایل پروژه به ایده خواب و رویا رسیدم. طبیعتا پس از آن به دنبال لحظاتی بودم که در جهت ایده باشد و به سمت چیزهایی دیگری نرفتم که ارزش ثبت و ضبط ندارد. اگر فرضا می‌خواستم فیلمی درباره تدارکات در سینما بسازم تصاویری از گل و گوشه‌های پشت صحنه می‌گرفتم اما این انتخاب به خاطر زاویه نگاه من بود.

این تصمیم برای چنین پروژه‌ای جسورانه است. چرا تصمیم گرفتید فیلم را به سمت خواب ببرید؟
فکر می‌کنم این انتخاب جسورانه نیست و از هر فیلمی که با این مشخصات ساخته می‌شد، انتظار چنین کاری می‌رفت تا تجربه جدیدی برای بیننده بسازد. اساسا ذات موضوع یعنی پرداختن به احوالات درونی هنرمندان برای من جذاب است. من در دانشگاه ادبیات نمایشی خواندم و از آن زمان فکر می‌کردم وقتی اثری می‌نویسیم، طرحی اتوود می‌زنیم یا راش می‌گیریم خود خالق به عنوان اولین خواننده اثر خودش مطرح است. در اصل مسئله من این بود که ریشه این تقابل در هنرمند از کجا است؟ احساس کردم این روند در خود هنرمند نیز آگاهانه نیست و ناشناختگی او باعث می‌شود که کشف وشهودی را تجربه کند.

خواب ابراهیم (6)

پس شما این ایده را پیش از این داشتید و در این مستند به کار بستید؟
من در پایان نامه‌ام با عنوان «جستاری در سیر و مکاشفه هنرمند حین اثر هنری» از منابع مختلف ادبی، روانشناسی و…استفاده کردم، چون حال واحوال هنرمند برای من جذاب بود. در این فیلم نیز این پژوهش دوباره از من سر زد و خواستم بدانم چه حالاتی برای یک نفر که می‌خواهد اثر هنری خلق کند و این همه تجهیزات، صحنه و… در اختیار دارد می‌گذرد. چرا که همه چیز صحنه در خدمت تجسم دادن به آن چه از ذهن او گذشته قرار دارد. به  این ایده در ظرف فیلم پرداختم و برای خودم سرشار از تجربه بود.

اساسا حاتمی کیا و عوامل فیلم «چ» تا چه حد دست شما را برای کار کردن باز گذاشته بودند؟
پروژه «چ» یک پروژه فاخر و در اندازه و اهمیت بالایی بود. با این وجود دست من حین انجام کار کاملا باز بود و نیازی به شرط کردن نبود. حاتمی‌کیا و کریمی دست من را باز گذاشتند. حتی آقای حاتمی‌کیا به من گفت: «هر جور که فکر می‌کنی به صحنه نزدیک شو و معذب کار ما نشو. ما داریم کارمان را می‌کنیم تو هم کارت را بکن.» در واقع اعتماد و شناختی نسبت به من وجود داشت و بر همین مبنا به من اجازه کار دادند و هیچ جا هم جلوی کارم را نگرفتند. هم از این همکاری راضی‌ام. البته باید اشاره کنم که دوربین من اجازه دخل وتصرف در محیط نداشت چون همه چیز آن چیده شده بود و تنها اجازه حضور در صحنه داشتم.

حاتمی‌کیا فیلم شما را دیده است؟
مطمئن نیستم که  او کار را دیده باشد. هنگامی که فیلم در فجر پذیرفته شد به ایشان خبر دادم که فیلم آماده است اما او در گیر کارهای «چ» و رساندن آن به جشنواره فیلم فجر بود. در آن مقطع فرصتی پیش نیامد که او فیلم را ببیند.

شخصیت حاتمی کیا چقدر اجازه می داد که به وجه فانتزی فیلم بپردازید؟ این تصمیم به خود حاتمی‌کیا و کاراکترش برمی‌گشت؟
فکر می‌کنم هر پروژه جدی و با فکر و اندیشه‌ای حتما خالقش را درگیر می‌کند تا ایده‌هایش را به شکل درست‌تری به اجرا دربیاورد. انکار نمی‌کنم که وجه فانتزی در فیلم بیشتر است. دغدغه‌های کارگردانی ممکن است دور از خرد باشد اما کارگردان می‌تواند دغدغه‌مند باشد. اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی‌کیا  دوکارگردان بی‌شباهت به یکدیگر هستند اما اشتراک هردو دغدغه‌مندی نسبت به موضوعات و مسائل خودشان است. هر کارگردان دغدغه‌مندی احوالات مخصوص به خود دارد. این ظرفیت در شخصیت حاتمی‌کیا بود و من هم به سراغ آن سوژه رفتم.

پروژه «چ» یک پروژه فاخر و در اندازه و اهمیت بالایی بود. با این وجود دست من حین انجام کار کاملا باز بود و نیازی به شرط کردن نبود. حاتمی‌کیا و کریمی دست من را باز گذاشتند. حتی آقای حاتمی‌کیا به من گفت: «هر جور که فکر می‌کنی به صحنه نزدیک شو و معذب کار ما نشو. ما داریم کارمان را می‌کنیم تو هم کارت را بکن.»

چرا وجه فانتزی که در ابتدا غلیظ‌‌ تر است، به مرور در فیلم کمرنگ می‌شود؟
هرچقدر که به انتهای فیلم نزدیک‌تر می‌شویم به سرآغاز چیز دیگری می‌رسیم. می‌خواستم فیلم در انتها به گونه‌ای باشد که انگار از خواب پریده‌ایم و وارد دنیای واقعی می‌شویم. در واقع فیلم با یک شیب ما را از خواب به این بیداری می‌رساند. اوایل فیلم فضا ثقیل‌تر است و مخاطب باید تلاش کند تا موضوع فیلم را کشف کند.

فیلم «خواب ابراهیم» گویی برای هنروتجربه ساخته شده است، آن هم در زمانی که چنین گروهی وجود نداشت. چرا که تولید آن مربوط به زمانی است که هنروتجربه‌ای به‎وجود نیامده بود. درباره اکران این فیلم در این گروه سینمایی بگویید؟
در زمان ساخت فیلم هنروتجربه‌ای وجود نداشت که  فیلم در آن امکان اکران پیدا کند. جرات نمی‌کنم روی فیلم خودم نام اثر هنری بگذارم چون هنر ساحت بزرگ و مقدسی را در برمی‌گیرد. اما فیلم به طورقطع یک تجربه است. در سال ۹۳ که هنروتجربه راه افتاد، از این اتفاق خوشحال شدم، نه برای این که امکانی برای نمایش فیلم من به‎وجود آمده بود. بلکه از این نظر که بالاخره یک فضای حداقلی برای نمایش آثار مستقل و هنری ایجاد شد. چرا که نمایش آثار هنری در سینمای ما متداول نیست. هنروتجربه یک امکان است تا فیلم‌های هنری و تجربی جرات ساخت پیدا کنند. از تاسیس هنروتجربه نه فقط برای خودم، بلکه برای کلیت سینمای ایران خوشحال شدم و البته که این گروه سینمایی کورسویی از امید برای من است.

عکس:یاسمن ظهورطلب

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*