بازگشت
۲۹ مهر ۱۳۹۶
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با مجید اسماعیلی پارسا کارگردان «گمیچی»
برگ برنده ما ارتباط برقرار کردن مخاطب با فیلم است/ ساخت فیلم کودک و نوجوان بسیار سخت شده‎است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-کامبیز حضرتی: فیلم «گمیچی» فضای صمیمانه‌ای را  در بستر فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه به تصویر می‌کشد. این فیلم داستانی در حوزه کودک و نوجوان ساخته شده و یادآور بهترین فیلم‌های کانون پرورش فکری در سال‌های طلایی‌اش است. اگرچه «گمیچی» به سفارش صداوسیما ساخته شده اما اندازه و جنس نماهای آن کاملا سینمایی است. تصاویری زیبا در بستر کویری امروز ارومیه و کشتی‌هایی که در نمک فروفته‌اند. با وجود این دورنمای اجتماعی «گمیچی» داستان خودش را به شکل مینی‌‍مالیستی و با پرهیز از ادعاهای شعاری و غلیظ محیط زیستی مطرح می‌کند؛ داستانی تامل برانگیز و امیدبخش. با مجید اسماعیلی پارسا که برای این فیلم تندیس بهترین دستاورد هنری جشنواره فیلم لوکاس فرانکفورت را کسب کرده به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

فیلم «گمیچی» به تازگی از جشنواره لوکاس فرانکفورت جایزه دریافت کرد. شما در این جشنواره حضور داشتید. از حال وهوای این جشنواره برای ما بگویید.
جشنواره لوکاس که امسال چهلمین دوره آن برگزار شد، یک جشنواره قدیمی در حوزه سینمای کودک و نوجوان است. امسال در این جشنواره فیلم‌های مختلفی از کشورهای مختلف حضور داشتند و جشنواره بسیار خوب و منظم برگزار شد. فیلم «گمیچی» به روال تمام فیلم‌های این جشنواره دو اکران موفق داشت و ما موفق شدیم همراه با تماشاچی خارجی فیلم را ببینیم. خوشبختانه استقبال از فیلم خوب بود و سالن کاملا پر رفت و مخاطبان خارجی کاملا با فیلم ارتباط گرفتند و آن را درک کردند. این موضوع را هم از جلسه پرسش و پاسخ و هم از واکنش‌های مخاطبان در حین نمایش فیلم متوجه شدم.

ظاهرا این ارتباط به نحوی بوده که مخاطبان خارجی با لحظات طنزآمیز فیلم رابطه برقرار کرده‌اند.
در «گمیچی» پلان‌ها و موقعیت‌های طنزآمیزی وجود دارد که ما تصور می‌کردیم این بخش تنها برای مخاطب داخلی جالب و خنده‌آور است اما مخاطبان خارجی نیز با این صحنه‌ها خندیدند. برای من جالب است که همین موقعیت‌ها برای خارجی‌ها نیز خنده آور بود. اساسا اکران فیلم ما در جشنواره لوکاس گرم بود و انگار فیلم را در ایران نمایش می‌دادیم.

با وجود این استقبال تصور می‌کردید که قرار است جایزه‌ای از جشنواره بگیرید؟
در زمان اکران‌ها و جلسات بعد از آن این حس را داشتم که قرار است جایزه جشنواره را بگیرم. چون استقبال و نگاه‌ها به فیلم خوب بود. اما اساسا زیاد به جایزه  فکر نمی‌کنم. برگ برنده من ارتباط گرفتن مخاطب با فیلم بود که خوشبختانه این اتفاق افتاد.

فیلم‌های کودک و نوجوان در اکران مشکل دارند و بسیاری از این فیلم‌ها حتی اگر اکران هم شوند طوری می‌آیند و می‌روند که مخاطب از حضور آن‌ها خبردار نمی‌شود. در صورتی که بحث تربیت از کودک و نوجوان آغاز می‌شود. در سینما معمولا از وسط، بحث تربیت و پرورش را آغاز می‌کنیم و به نقد و چالش مسائل بزرگسالان می‌پردازیم

«گمیچی» یادآور برخی از آثار موفقی است که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شد. شما در ساخت این فیلم تا چه حد به این الگوها توجه داشتید؟
قرار این بود که فیلم خودم را بسازم و بر همین اساس یک سری نشانه را کنار همدیگر قرار دادم. ممکن است این چینش وقایع یک فیلم خاص را تداعی کند. در فیلم ما کویر و پسر جنوبی وجود دارد و حال وفضای فیلم کودک و نوجوان است. به همین دلایل ممکن است فیلم تداعی کننده فیلم‌های کانون پرورش فکری کودک و نوجوان باشد یا شبه کانونی به نظر بیاید. قصدا نداشتم یک فیلم خاص را با «گمیچی» تداعی کنم. البته خوشحال هستم که فیلم  یادآور فیلم‌های بزرگ تاریخ سینمای باشد. اما درمجموع «گمیچی» برآمده از حس و حال خودم است.

سینمای کودک و نوجوان باوجود فیلم‌های موفق‎اش، امروز با مشکلات زیادی مواجه است و به طورقطع مشکلات تولید و ساخت فیلم در این حوزه نسبت به آن سال‌ها بیشتر شده است.
فضای امروز سینمای کودک و نوجوان با سال‌های اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ اصلا قابل مقایسه نیست. در آن سال‌ها سینماگران بزرگ تاریخ سینمای ما در این حوزه فعالیت می‌کردند و  کسانی چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، مجید مجیدی، امیر نادری و…با این سینما معرفی شدند. اما امروز کار کردن در حوزه کودک و نوجوان برای ما بسیار سخت شده است. اقبال ما بود که «گمیچی» در این شرایط و اوضاع و احوال فیلم کودک رشد کرد و در داخل و خارج و در فضای اکران هنروتجربه دیده شد. از این بابت ما خوش شانس بودیم.

باوجود بی‌مهری‌هایی که به این جنس سینما و مخاطبان کودک می‌شود چه انگیزه‌ای سبب شد تا دست به خلق یک تجربه در این فضا بزنید؟
فیلم‌های کودک و نوجوان در اکران مشکل دارند و بسیاری از این فیلم‌ها حتی اگر اکران هم شوند طوری می‌آیند و می‌روند که مخاطب از حضور آن‌ها خبردار نمی‌شود. در صورتی که بحث تربیت از کودک و نوجوان آغاز می‌شود. در سینما معمولا از وسط، بحث تربیت و پرورش را آغاز می‌کنیم و به نقد و چالش مسائل بزرگسالان می‌پردازیم. منظورم این نیست که سینمای اجتماعی بد باشد. این سینما سرجای خودش محترم است اما باید به سینمای کودک و نوجوان هم پرداخته شود. منظورم از پرداختن، فرهنگ‌سازی و دغدغه کودک داشتن است. چیزی که متاسفانه در سینمای ما به چشم نمی‌خورد.

فیلم شما با این که دغدغه سینمای کودک و نوجوان دارد اما مخاطبش را دست کم نگرفته و توانسته بدون شعاردادن و الگودهی‌های خام‌اندیشانه، یک قصه روان و احساسی را تعریف کند. برای ارائه این فضا چه تمهیداتی به کار بستید؟
ما اصلا نیامدیم بگوییم می‌خواهیم فیلم کودک بسازیم و داد بزنیم که حال من این است و این دغدغه‌ها را دارم. من به همراه امیرمحمد عبدی نویسنده مشترک فیلم‎نامه به دریاچه ارومیه رفتیم و در وسط دریاچه ارومیه یا شاید درست‌ترش در وسط کویر ارومیه قدم زدیم و آن کشتی به گل نشسته را دیدیم. البته ما دست‌مان برای فیلم ساختن باز بود و در این بستر می‌توانستیم فیلم را به نحو مطلوب پیش ببریم و حرف‌مان را بزنیم. اما نمی‌خواستیم حرف‌های بزرگ را به شکل واضح بیان کنیم. این مسئولیت را چه بسا فیلم‌سازان بزرگ دیگر و مستندسازان انجام دهند. ما چنین وظیفه‌ای را برای خودمان تعریف نکردیم.

اما در هر صورت قصد داشتید که به این فاجعه محیط زیستی واکنش نشان دهید؟ جالب است که به جای تاثیر بر دلایل خشک شدن دریاچه به سراغ عواقب و نتایج این اتفاق تلخ رفتید.
بله؛ ما واکنش به خشک شدن دریاچه را در فیلم دیدیم. دریاچه خشک شده است، در این شرایط باید چه کاری انجام داد؟ ما نباید امید را از دست بدهیم.  الان دریاچه خشک است، ریزگرد و مشکلات مختلفی داریم. نباید تقصیر را به گردن همدیگر بیاندازیم و دنبال مقصر بگردیم. باید بررسی کنیم که چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. بحث فیلم «گمیچی» امید و تلاش برای بهبود شرایط است. این دریاچه و کویرها متعلق به ما است و نباید بگذاریم چنین اتفاقاتی بیافتد. باید تلاش کنیم اوضاع را درست کنیم.

با این وجود فیلم کیفیت داستانی خودش را دارد.
فیلم «گمیچی» یک اثر زیست محیطی نیست و زیرلایه‌های داستانی زیادی دارد. پیام فیلم یک پیام انسانی است. در این بستر داستانی آدم‌ها در چالش با یکدیگر قرار گرفته و گره در کارشان ‌افتاده و مدام داستان تازه‌ای اتفاق می‌افتد.

این فیلم تا چه اندازه برمبنای مشاهدات عینی شما در دریاچه ارومیه و نوشتن فیلم‌نامه برمبنای واقعیت دریاچه بود؟
زمانی که ما آن جا بودیم کشتی‌های گیر افتاده در نمک در بندر شرفخانه دیده می‌شدند و این قصه براساس واقعیت شکل گرفته است. فضای این قصه برمبنای آنچه است که ما در آن منطقه دیدیم.

فیلم در اصل یک سفارش تلویزیونی بوده اما قاب‌بندی‌ها به شدت سینمایی است. از ابتدای کار تصور ساخت یک فیلم در ابعاد سینما را داشتید یا به سبب لوکیشن و ماجرا این نماها به شما تحمیل شد؟
ما در شروع کار تصمیم خودمان را گرفتیم که کار شکل و شمایل سینمایی داشته باشد. در فیلم‌های دیگر من نیز اندازه نماها برای تلویزیون نیست و این شکل کار متناسب با موقعیت و فضا بوده است. البته جغرافیا در فیلم تاثیرگذار است و طبیعت در این درام اثر خودش را به جای می‌گذارد. من فیلمی دارم که در آن پیرزن سوزنبانی را در یک منطقه کویر نشان می‎دهم. وقتی این کاراکتر در کویر لم یزرع حضور دارد، فضای فیلم از لوکیشن و موقعیت محیطی تاثیر می‌پذیرد و حتما به دلیلی او را در آن شرایط قرار داده‌ام. اگر در «گمیچی» قصد استفاده از نماهای کلوزآپ داشتم، می‌توانستم فیلم را در تهران فیلم‌برداری کنم. اما با این نماها خواستم تنهایی و خلوت آدم‌ها و هرم گرما بروز پیدا کند. در اصل کار برای سینما طراحی شد و به سفارش دهنده کاری نداشتم.

واکنش به خشک شدن دریاچه را در فیلم دیدیم. دریاچه خشک شده است، در این شرایط باید چه کاری انجام داد؟ ما نباید امید را از دست بدهیم.  الان دریاچه خشک است، ریزگرد و مشکلات مختلفی داریم. نباید تقصیر را به گردن همدیگر بیاندازیم و دنبال مقصر بگردیم. باید بررسی کنیم که چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. بحث فیلم «گمیچی» امید و تلاش برای بهبود شرایط است

فیلم‌برداری چقدر طول کشید؟
«گمیچی» طی ۳۷-۳۸ جلسه فیلم‌برداری شد.

در آثار شما از جمله «گمیچی» با فضاهای طبیعی مواجه هستیم. این مساله نشان می‌دهد که شما قصد پرهیز از لوکیشن‌های شهری و سینمای آپارتمانی دارید؟
مالبته محدود به یک موقعیت نیستم. «گمیچی» در این موقعیت اتفاق افتاد و ضرورت آن را قصه فیلم تعیین می‌کرد. فیلم آخرم در یک محیط شهری و اجتماعی می‌گذرد و بستری خانوادگی دارد. این فیلم‌نامه را من به همراه دوستم امیرمحمد عبدی نوشتم. حتی این مساله در فیلم‌نامه‌هایی که برای سریال‌های تلویزیونی می‌نویسیم هم دیده می‌شود. مثلا سریال «محکومین» یک سریال اجتماعی است. درواقع هرجا که دست بدهد لوکیشن فیلم‌هایم را انتخاب می‌کنم و خودم را محدود به یک لوکیشن نمی‌دانم.

امروز «گمیچی» در هنروتجربه اکران می‌شود درباره این اکران چه تصوری دارید؟
اتفاقاتی که از شروع اکران هنروتجربه برای فیلم افتاده تا الان خوشایند بوده است. دیده شدن در سینما بسیار مهم است و مستلزم تبلیغات مناسب است. برای تبلیغات باید هنروتجربه، تلویزیون، عوامل فیلم و تبلیغات دهان به دهان دست به دست هم بدهند تا فیلم دیده شود. تبلیغات در سینما بسیار مهم است.

به نظر شما این فیلم در اکران موفق عمل می‌کند؟
«گمیچی» در اکران ۱۰۰درصد موفق خواهد بود. منظورم از این موفقیت بحث فروش نیست. در هنروتجربه فروش اهمیت چندانی ندارد. تا امروز واکنش‌های خوبی در جشنواره‎ها و اکران‌های مختلف گرفته‌ام و افراد عام و خاص زیادی این فیلم را دیده‌اند. ما بازخوردهای خوبی داشتیم و مخاطبان از فیلم رضایت دارند. همین موضوع نیز امیدوارم می‌کند.

عکس:یاسمن ظهورطلب

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*