بازگشت
۲۶ دی ۱۳۹۶
یادداشت سحر عصر آزاد درباره جشنواره فیلم فجر
حذف از جشنواره فجر به چه بهایی؟!
اخبار و رویدادها

هنروتجربه: از زمان اعلام فیلم‌های بخش سودای سیمرغ جشنواره سی وششم فیلم فجر، سینماگران،کارشناسان و منتقدین نکاتی را پیرامون این فیلم‎ها و به‌ویژه حضور کمرنگ فیلم‌سازان جوان و به اصطلاح فیلم اولی در جشنواره امسال(برخلاف دو سه سال گذشته) عنوان کرده‌اند. امروز روزنامه اعتماد یادداشتی را به قلم سحر عصر آزاد با روتیتر«اندراحوالات فيلم‎سازان حذف‌شده از جشنواره فجر»منتشر کرده‌است. در این یادداشت نویسنده به تاثیر حضور در جشنواره فیلم فجر بخصوص برای کارگردان‌های جوان پرداخته و مثال‌هایی را نیز از حذف برخی چهره‌های جوان از جشنواره سال گذشته و امسال ذکر کرده‌است. 

«جشنواره فیلم فجر به عنوان مهم‌ترین رویداد سینمایی داخلی همواره مورد توجه فیلمسازان بوده است؛ جشنواره‌ای كه امسال سی‌وشش‌سالگی خود را جشن می‌گیرد و با گام برداشتن در مسیر قوام از آن انتظاری خاص می‌رود. جشنواره فجر به‌واسطه جایگاه تعیین‌شده‌ای كه در ساختار سینما دارد؛ هرچند از سوی وزارت ارشاد و با نگاه نظارتی دولتی برگزار می‌شود و همواره انتقاداتی به آن وارد است، در طول این سی‌وشش دوره معمولا با استقبال صاحبان آثار روبرو شده است. این استقبال از چند جهت قابل‌بررسی است؛ در اولین نگاه، تاثیری كه حضور در جشنواره می‌تواند بر اتمسفر اطراف یك فیلم ایجاد كند تا به شكلی خودكار سوار بر موج جشنواره آثار موردتوجه و تبلیغ و اطلاع‌رسانی رسمی قرار بگیرند، قابل‌انكار نیست. البته این تاثیر برای فیلم‌سازان صاحب‌نام به شكل عكس جریان دارد؛ یعنی حضور این فیلم‌سازان است كه به جشنواره فجر اعتبار می‌دهد، اما نمی‌توان از اهمیت آن برای فیلم‌سازان جوان و به خصوص فیلم‌اولی‌ها صرف‌نظر كرد. به همین دلیل هم با وجود همه انتقادات و اعتراض‌هایی كه هرسال به انتخاب‌ها، نمایش‌ها و داوری‌ها وارد می‌شود، هرسال صف‌آرایی و تلاش برای حضور در جشنواره بالا می‌گیرد.

اهمیت دیگر حضور در جشنواره فجر به‌نوعی برآمده از همان ویژگی اولیه است؛ یعنی تاثیری كه حضور و دیده شدن آثار در ماراتن رقابت تازه‌های تولید، می‌تواند بر اكران سال آینده آن داشته باشد. طبعا اهمیت این نكته برای فیلم‌سازان جوان و صاحب‌نام به یك نسبت است؛ چراكه همه سینماگران فیلم می‌سازند كه آثارشان به اكران دربیاید و با مخاطب ارتباط برقرار كند.به خصوص اگر جایزه‌ای هم در این میان ردوبدل شود كه امكان بهتری برای اكران یك فیلم در مقطعی مناسب فراهم می‌كند و فروش و استقبال از آن تا حد زیادی تضمین‌ شده است.

با چنین مقدمه‌ای می‌توان نگاهی دقیق‌تر داشت به تلاش فیلم‌سازان برای حضور در جشنواره فجر و پیامدهای مصداقی عدم حضور و حذف آن‎ها از این رقابت. نگاهی كه چه‌بسا تلنگری باشد بر مسوولان و سیاستگذاران جشنواره كه بدانند چه مسوولیت خطیری به عهده‌دارند؛ نه‌فقط در قبال سینمای ایران بلكه در قبال نسلی كه آینده سینما متعلق به آن‌ها است. هرسال وقتی در همین بحبوحه‌های دی‌ماه فریاد اعتراض و انتقاد فیلم‌سازانی كه آثارشان از حضور در جشنواره محروم شده، راه به‌جایی جز صفحات روزنامه‌ها و سایت‌ها و فضای مجازی نمی‌برد و برخی هم این فریاد را فروخورده و سكوت پیشه می‌كنند، گروهی با توسل به یك اظهارنظر كلی، تلاش می‌كنند زهر این اعتراض‌ها را كم كنند.

این درست است كه فیلم‌های ورودی هر جشنواره نتیجه سلیقه همان هیات انتخاب با نفرات محدود و جوایز نیز حاصل نگاه هیات‌داورانی مشخص است، اما چگونه می‌توان اعمال‌نظرهای پنهان برخی نهادها و سازمان‌ها را كه گاه به بیرون درز می‌كند، در این اظهارنظر كلی، جای داد؟در این میان كافی است با تكیه‌بر چند مورد مستند و مصداقی، نگاهی داشته باشیم به سرنوشتی كه برای فیلم‌سازان جوان و پرانرژی و باانگیزه به‌واسطه نگاه سلیقه‌ای به فیلم‌های‌شان و حكم به عدم حضورشان در جشنواره فجر رقم خورده است.

مرجان اشرفی زاده، فیلمساز خوش‌قریحه‌ای است كه فیلم‌های كوتاه و تلویزیونی متعددی ساخته و جوایزی هم دریافت كرده است. او كه دستی هم بر قلم دارد سال ٩٤ اولین فیلم بلند سینمایی خود را بر اساس فیلمنامه‌ای با همكاری مشترك ناهید طباطبایی ساخت و برای حضور به جشنواره سی و چهارم فجر تحویل داد. در شرایطی كه همه انتظار ورود یك كارگردان زن تازه‌نفس و خوش‌فكر را به سینما می‌كشیدند، «آبجی» از حضور در جشنواره محروم شد و چند ماه بعد در جشنواره جهانی فجر به نمایش درآمد. آن‌وقت معلوم شد تجربه اول این فیلم‌ساز چیزی كم از بسیاری از آثار حاضر در بخش ملی جشنواره فجر نداشته است. فیلمی كه در جشنواره‌های خارجی حضور موفقی داشت و جوایزی دریافت كرد اما هنوز در صف اكران نوبت به این فیلم نرسیده است. اشرفی‌زاده كه این روزها خود را به سریال‌سازی برای تلویزیون مشغول كرده و سینما برایش تبدیل به خاطره‌ای تلخ و دور شده، آسیب‌دیده خاموشِ پس‌زده شدن سلیقه‌ای از جشنواره است. نیروی جوانی كه باید به بدنه سینما تزریق می‌شد تا نگاه سینمای رایج را بسط بدهد اما در هزارتوی بی‌كیفیت تلویزیون، قریحه‌اش را به هدر می‌دهد.

مهدی رحمانی به شهادت فیلم‌هایش از «دیگری» و «پنهان» تا «برف»، فیلم‌سازی خوش‌ذوق و در مسیر رشد و قوامِ فیلم به فیلم بود. كارگردانی كه هرچند سریال هم‌ساخت اما خانه اصلی خود را سینما می‌دانست و با همه موانع موجود فیلم‌سازی را ادامه داد و سال ٩٥ با «كارت پرواز» خود را برای حضور در جشنواره فجر آماده كرد. این فیلم اجتماعی جسورانه در شرایطی از جشنواره كنار گذاشته شد كه برخی از اعضای هیات انتخاب آن را دیده و پسندیده بودند اما «كارت پرواز» با انگ تلخی و سیاهی كنار گذاشته شد تا مُهر تاییدی باشد بر انكار واقعیت‌های موجود در جامعه حتی در یك فیلم. واقعیت تلخی برآمده از صفحه حوادث روزنامه‌ها كه از نگاه آسیب‌شناسانه او دراماتیزه شده بود. وقتی تلاش‌های رحمانی برای یافتن امكانی برای حضور در جشنواره و دیده شدن فیلمش به نتیجه نرسید؛ بااینكه «كارت پرواز» در چند جشنواره خارجی حضور پیدا كرد، دیگر خبری از آن فیلمساز پرانرژی و خوش‌ذوق در سینمای ایران به گوش نرسید.

كیوان علی‌محمدی و امید بنكدار از دوران فیلم كوتاه تا مستندسازی، سینمای حرفه‌ای و حتی سریال‌سازی، همواره به خاطر نگاه و سبك و سیاقی كه در فیلمسازی دنبال می‌كردند مورد قضاوت سلیقه‌ای قرار می‌گرفتند. همواره هم فیلم‌های‌شان با كش‌وقوس بسیار در جشنواره حضور پیدا می‌كرد و همواره هم مقهور بود و نامحبوب. اما آن‌ها به رویاها و دغدغه‌مندی‌های خود وفادار ماندند و موج‌سواری نكردند تا خود را به اول صف برسانند. به همین دلیل بود كه با تلاش شبانه‌روزی آن‌ها در بحبوحه تولید تلاش كردند جدیدترین فیلم‌شان؛ «گیلدا» را به جشنواره سی و پنجم فجر برسانند كه به بهانه‌های مختلف این اتفاق نیفتاد و فیلم با همه نوآوری‌ها و تجربه‌های جدیدش تا جشنواره سی و ششم فجر منتظر ماند تا با مخاطبانش دیدار كند. اما جشنواره سی و ششم هم پذیرای آن‌ها نشد و باوجود مقبول افتادن فیلم در نگاه تعدادی از اعضای هیات انتخاب، بازهم از رقابت فجر دور نگه‌داشته شدند تا این (مقهور واقع‌شدن) تبدیل به خاصیت فیلم‌های آنها شود. فیلمسازانی كه اگر افق امروز پیش روی آنها تیره‌وتار نباشد، قطعا مانند فیلم‌های‌شان هم رنگارنگ و خوش‌ریتم و خوش‌آهنگ نیست.

بهمن كامیار و مجیدرضا مصطفوی نیز از فیلم‌سازان نسل جوان سینما هستند كه با فیلم‌های جدیدشان كه مورد توجه اعضای هیات انتخاب هم قرار گرفته بود؛ یعنی «در وجه حامل» و «آستیگمات» از فجر سی‌وششم دور ماندند و جالب اینكه به همگی این فیلمسازان حذفی، وعده حضور در فهرست رزرو داده ‌شده است! فیلم اول كامیار؛ «مرداد» هم به همین شكل از جشنواره سی‌وپنجم فجر حذف شد و هنوز به اكران عمومی درنیامده است. در چنین وضعیتی كه هنوز فیلم اول این فیلمساز به نمایش درنیامده تا موردنقد و تحلیل قرار بگیرد و اثرات مثبت خود را بر روند فیلمسازی او داشته باشد، «در وجه حامل» را باید گامی روبه‌جلو برای او در رویكرد به مضامین اجتماعی/ اخلاقی و همچنین كارگردانی دانست كه قطعا در صورت دریافت بازخورد از فیلم اولش می‌توانست فراتر از این هم باشد.

در مورد مصطفوی باید گفت وقفه‌ای چندساله كه بین فیلم اول و اثر متاخرش به وجود آمد، به نفع قوام‌یافتگی «آستیگمات» تمام‌شده است. فیلمی خوش‌ساخت با سوژه‌ای جسورانه كه چند قدم جلوتر از فیلم قبلی او قرار می‌گیرد و این پختگی در رویكرد به مضمون و اجرا، امتیاز مهم كار است كه امید است با دریافت پروانه نمایش بتواند با مخاطب هم ارتباط برقرار كند.

این تنها وضعیت حال چند فیلمساز باانگیزه، دغدغه‌مند و خوش‌قریحه نسل جدید است كه پیچ‌وخم‌های حضور در جشنواره فجر؛ تبدیل به بازی مرگ وزندگی حیات سینمایی آن‌ها شده و متاسفانه هر یك به‌گونه‌ای از حركت بازایستاده یا در آستانه توقف هستند. ای‌ كاش می‌دانستیم با داشته‌ها و سرمایه‌های‌مان چه می‌كنیم و ای‌ كاش جشنواره فجر درخور اعتبار و اهمیت و جایگاهی كه چنین فیلمسازانی به آن دادند، بود.

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>