بازگشت
۲۷ خرداد ۱۳۹۶
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با کارگردان‌های مستند «این پیکان» (بخش اول)
سهراب دریابندری:نگاه عاطفی را کنار گذاشتیم و اطلاع‌رسانی کردیم/ شاهین آرمین:پیکان خودش یک تاریخ است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه- کامبیز حضرتی: پیکان به تازگی  ۵۰ ساله شد. ماشینی که از دهه ۴۰ با جامعه و زندگی روزانه مردم ایران همراه بود. انقلاب را دید، به جنگ رفت و دوران سازندگی و ایام پس از جنگ را هم از سرگذراند. هم ماشین تفریح بود و هم ماشین معاش. در حال حاضر بیش از یک دهه است که خط تولید این خودرو متوقف شده اما هم‌چنان پیکان در کوچه‌ها و خیابان‌ها حضور دارد؛ البته شاید کمتر به چشم بیاید. پس از گذشت این همه سال از تولد و توقف پیکان سهراب دریابندری و شاهین آرمین در مستند «این پیکان» به سروقت این ماشین رفته و در مستندی آگاهی‌دهنده و پراطلاعات نگاهی به این خودرو در جریان تحولات اجتماعی کشور داشته‌اند. به بهانه اکران این مستند در گروه هنروتجربه با کارگردان‌های آن گفت‌وگو کرده‌ایم.

پیکان غیر از این‌که یک نماد و ابزار مدرنیته است فرهنگی را به دنبال خودش دارد. قرار بود در این مستند به این فرهنگ بپردازید یا روند مدرن شدن جامعه ایران را مورد نظر قرار دادید؟
سهراب دریابندری:
یکی از دلایلی که ماجرای فیلم را در ایران و از زمان انقلاب سفید شروع کردیم به دلیل موضوع اجتماعی آن بود. پیکان مثل خیلی از چیزهای دیگر در جامعه ما حضور داشته است. ایران کشوری است که در این مقطع زمانی سعی کرده به سمت توسعه یافتگی برود، یعنی از یک کشور درحال توسعه به یک کشور توسعه یافته برسد. همواره این سوال برای ما ایرانی‌ها وجود داشته که با وجود تمام تلاش‌ها و ثروت‌های زیاد و منابع مختلف چرا نمی‌توانیم به این گذار دست پیدا کنیم؟ فکر می‌کنم پیکان یکی از شاخص‌ترین نمادهای این علامت سوال است. بعد از انقلاب سفید جمعیت زیادی از روستاها به شهرها هجوم می‌آورند و بافت اجتماعی ایران دچار استحاله جدی می‌شود و از یک جامعه کشاورزی و روستایی به یک جامعه شهرمحور منتقل می‌شویم.

یعنی طبقه متوسط در کشور شکل می‌گیرد.
دریابندری:
قبل از آن و با این هجوم روستاییان جمعیت تهران حدودا دوبرابر می‌شود. این آدم‌ها وقتی وارد شهر می‌شوند وسیله نقلیه لازم دارند که باید جزئی از زندگی جدید آن روزشان باشد. در فیلم ما با قشری مواجه می‌شویم که مصرف‌گرایی را برای اولین بار یاد می‌گیرد و الگوی مصرف‌گرایی هم از روی شهرهای حومه‌ای امریکا برداشته شده‌ است. بنابراین خانواه‌ها باید ماشین لباسشویی، یخچال و… داشته باشند. پیکان هم یکی از همین چیزها است. پیکان آن ماشین قابل دسترس این قشر تازه وارد جامعه است. تازه وارد نه فقط ورود از یک قشر اقتصادی به قشر اقتصادی دیگر بلکه به معنای ورود از یک جغرافیای دیگر به جغرافیای شهری تازه است. برای همین هم ما از یک جغرافی دان انسانی در فیلم استفاده کردیم. در مصاحبه‌های مختلف این سوال پیش آمده که چرا ما از یک جغرافی‌دان انسانی استفاده کرده‌ایم؟ این توضیح را به این خاطر دادم.

در واقع پیکان واسطه‌ای است برای شما که توسعه‌یافتگی و شرایط اجتماعی را با آن مرور کنید؟
دریابندری:
پیکان شامل مسائل فرهنگی، اقتصادی و… می‌شود و یک پدیده جامع‌الاطرافی است. زمانی که ما در مرحله پیش‌تولید بودیم خیلی چیزها را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که به یک سوال اصلی پاسخ بدهیم و آن سوال این است که پیکان بر جامعه ایران چه اثری گذاشت و جامعه ایران روی پیکان چه اثری گذاشت؟ بنابراین از یک نقطه‌ا‌ی به بعد هدف ما ساخت فیلمی بود که جواب این سوال را بدهد. در واقع برای ما مساله تحرک جامعه اساس کار بود و پیکان به جامعه ایران تحرک زیادی ‌بخشید.

در فیلم با تیپ‌های مختلف پیکان مواجه می‌شویم. وقتی از پیکان حرف می‌زنیم با چند مدل یا تیپ پیکان مواجه می‌شویم؟ یعنی پیکان دهه ۴۰ یک پیکان دیگر است نسبت به پیکان دهه ۶۰؟
شاهین آرمین:
اساسا پیکان خودش یک تاریخ است. اگر شما یک عکس قدیمی را ببینید از روی پیکان آن می‌توانید بفهمید آن عکس مربوط به چه سالی است. از این سندیت بالاتر نداریم.

دریابندری: پیکان خودش یک تقویم است.

آرمین: البته بعد از انقلاب و در سال‌های آخر تمام پیکان‌ها سفید و شبیه هم شدند و نمی‌شد تمایزی میان آن قائل شد. ما سعی کردیم خیلی وارد مسائل تکنیکی در فیلم نشویم چون درآوردن آن به لحاظ سینمایی سخت است. ما انواع مختلف پیکان را نشان دادیم. پیکان وانت، پیکان استیشن، پیکان اتوماتیک، سپر جوشنی و…

دریابندری:ما نمی‌توانیم در فیلم مستند و درباره  موضوعی که بیننده‌ها در مورد آن توافق ندارند خلاقیت زیادی به خرج دهیم. ما امیدواریم فیلمی ساخته باشیم که این بستر را ساخته باشد تا بعدا شاید یک آدم خلاق آن را ادامه دهد. شخصا خوشحال هستم که ابزاری تولید کردم برای جامعه‌شناسان و محققان. این فیلم ابزار خوبی شده برای کسانی که بخواهند از آن استفاده‌های خوب پژوهشی کنند

پیکان سپرجوشنی در واقع همان پیکان لوکس است؟
آرمین
: همیشه دونوع پیکان وجود داشت. یکی پیکان ساده بود که به‌اش پیکان کار می‌گفتند و زه و تزیین زیادی نداشت. پیکان دیگری بود که به آن دولوکس می‌گفتند که شیک‌تر بود. این دوتا همیشه در خط تولید پیکان بود که در نهایت تبدیل به یک پیکان شد.

وجود این دو پیکان به این معنی است که ما درمورد بالای شهر و پایین شهر صحبت می‌کنیم؟
آرمین
: لزوما نه، اتفاق مهم این است که ماهیت و کارکرد این ماشین در حقیقت با انقلاب عوض می‌شود. ما در فیلم اشاره می‌کنیم که پیکان هم انقلابی می‌شود و از تنوع رنگ و مدل‌های مختلف کاهش می‌شود.

پیکان جوان مربوط کدام نوع ساده ولوکس است؟
آرمین
:در فیلم توضیح داده می‌شود که مسابقه‌ای از انگلیس تا استرالیا برگزار می‌شود که به طرز عجیبی ماشین هیلمن هانتر برنده می‌شود. در انگلستان ترغیب می‌شوند مدل اسپرتی‌تری از آن عرضه کنند که هیلمن جی تی می‌شود. این اتومبیل پیکان جوانان می‌شود که دو تا کاربراتور داشته است و در ۱۳۵۰ اولین مدل آن بیرون می‌آید.

در طول فیلم  متوجه می‌شویم در مورد پیکان توافق وجود ندارد. این همه عدم توافق از کجا ناشی می‌شود؟
دریابندری
: روند فیلم‌نامه نوشتن این طور بود که شاهین خاطراتش را برای من تعریف می‌کرد. چون او وبلاگی درباره پیکان داشت و در مورد واکنش‌های آدم‌های مختلف به این وبلاگ می‌گفت. ما هم سعی کردیم واکنش آدم‌ها به پیکان را منعکس بکنیم. این ماشین غیر از این‌که موتور خیلی قوی نداشته اما چون با گروه جدیدی وارد زندگی ما شده آدم‌های شهرنشین سابقه‌دارتر به آن رویکرد خوبی نداشتند. یک نفر به ما می‌گفت که پیکان ماشینی اُملی بود و ما مدت‌ها فکر کردیم که املی یعنی چی؟ بنابراین از همان اول که پیکان وارد بازار می‌شود این مشکل با آن وجود داشته است. اساسا پیکان یک ماشین قدیمی نبود و شش ماه بعد از آنکه در انگلیس عرضه شد و به ایران آمد اما از همان وقت هم این تعابیر را در موردش به کار می‌بردند. بعد از ۳۸ سال تولید و در اواخر تولیدش پیکان تبدیل به یک چیز خسته کننده‌ای شده بود که خیلی‌ها می‌خواستند از آن خلاص شوند.

سهراب دریابندری-شاهین آرمین

امروز و پس از تولید نشدن پیکان نگاه‌ها به این ماشین عوض شده یا مخلفان و موافقان آن هم‌چنان با سرسختی وجود دارند؟
آرمین
: هم‌چنان وجود دارند ولی فکر کنم نگاه‌ها بیشتر حالت نوستالژیک پیدا کرده است. زمانی که در دهه ۷۰ همه پیکان داشتند از آن خسته شده بودند. اما حالا تقریبا اغلب راننده‌های تاکسی به ما گفتند پیکان نسبت به ماشین‌های امروزی بهتر و کم خرج‌تر بود و با آن راحت‌تر بودیم.

دریابندری: ما تاریخ این ۵۰سال یعنی از سال ۴۶ تا سال ۸۴ به چهار قسمت تقسیم کردیم. یازده سال اول دوران شاه است که این ماشین ماشینی نسبتا جدید است و در سال انقلاب هنوز ماشینی قدیمی محسوب نمی‌شود و تاحدی به روز است. بعد از آن تا پایان جنگ دوره دوم پیکان است که در این دوره پیکان به عصای دست تبدیل شده و مردم به آن تکیه کرده و از آن بار می‌کشند. ما با شرایط اجتماعی و جنگ خوش شانس بودیم که این ماشین را داشتیم. بعد از آن و با پایان جنگ دوره خستگی از پیکان پیش آمد و مردم می‌گفتند جنگ هم تمام شد پس چرا پیکان تمام نمی‌شود؟ این دوره خستگی از این ماشین است. دوره چهارم بعد از پایان تولید پیکان است که این ماشین یک پدیده نوستالژیک و موزه‌ای تبدیل می‌شود. بنابراین ما هر وقت در مورد پیکان حرف می‌زنیم در یکی از این چهار دوره می‌گنجد.

اگر روی این تقسیم‌بندی باشیم. بعد از پایان خط تولید پیکان یک پدیده موزه‌ای است یا این‌که هم‌چنان و به شکل‌های مختلف در خیابان‌ها زنده است؟
آرمین:
به نظر من هنوز پیکان نه موزه‌ای است و نه یک ماشین کنار گذاشته. ۱۲ سال از تولید پیکان گذشته و برگزاری نمایشگاه‌ها از حدود ۴ سال پیش درمورد این ماشین شروع شد. قبل ار آن یکی دو هنرمند به طور جدی در مورد پیکان کار می‌کردند. حسین سلطانی که در فیلم می‌بینیدش اولین کسی بود که نمایشگاهی با موضوع پیکان برگزار کرد. در حال حاضر در شهرستان‌ها هم نقش پیکان قابل مشاهده است و پیکان وانت را در همه جا می‌توانیم ببینیم.

دریابندری: در واقع در حال حاضر در دوره گذار از پیکان هستیم. برای اینکه هنوز هم پیکان توی خیابان وجود دارد. من یک زمانی به شاهین گفتم کاش ما ۱۰ سال زودتر این فیلم را فیلم‎برداری می‌کردیم.

چرا؟
دریابندری
:چون آن وقت پیکان در خیابان بود، اما الان تنوع پیکان وجود ندارد.

می‌توانستید این خلا را فیلم‌های قدیمی پر کنید. چرا از منابع آرشیوی بهره بیشتری نگرفتید؟
آرمین
: پیدا کردن منابع آرشیوی خیلی مشکل است. در ظاهر به نظر می‌رسد درباره  پیکان باید کلی عکس و فیلم وجود داشته باشد. در صورتی که اصلا این طور نبود.

شما در مستندتان از «آبادانی‌ها» یا «زرد قناری» که داستان‌شان در مورد پیکان است، استفاده کردید اما نمونه‌های مختلف دیگری هم وجود دارد.  یا منابع شما محدود بوده یا اینکه این فیلم‌ها مورد توجه و تاکید شما قرار نگرفته است.
دریابندری
: فیلم ما خیلی جنبه اطلاع‌رسانی پیدا کرده است و مقدار زیادی به ارتباط عاطفی ما با سوژه برمی‌گردد. ما باید نگاه عاطفی را کنار می‌گذاشتیم تا بتوانیم به ببینده اطلاع‌رسانی بیشتری کنیم. دلیل این موضوع این است که متوجه شدیم در ایران اطلاعات نادرستی درمورد پیکان وجود دارد با وجودی که این همه سال پیکان در جامعه وجود داشته است. نبود اطلاعات درست موجب شده که این خلا اطلاعاتی با خرافات پر شود. ما فهمیدیم که بینده با موضوعی مواجه می‌شود که بستر اطلاعات مشترکی ندارد. اگر مستند ما راجع به فوتبال بود لازم نبود خیلی چیزها را راجع به فوتبال بگوییم، چون مخاطبان خیلی موضوعات را از قبل می‌دانستند. برای همین ما در یک فیلم ۷۸ دقیقه‌ای باید رگباری اطلاعات بدهیم و وقت را تلف نمی‌کنیم. خودم دلم می‌خواست فیلمی بسازم که این طور نباشد. دلم نمی‌خواست فیلمی بسازم که علمی و جامعه‌شناسی … باشد اما به این دلایل نمی‌شد.

آرمین:به نظر من هنوز پیکان نه موزه‌ای است و نه یک ماشین کنار گذاشته. ۱۲ سال از تولید پیکان گذشته و برگزاری نمایشگاه‌ها از حدود ۴ سال پیش درمورد این ماشین شروع شد. قبل ار آن یکی دو هنرمند به طور جدی در مورد پیکان کارر می‌کردند.در حال حاضر در شهرستان‌ها هم نقش پیکان قابل مشاهده است و پیکان وانت را در همه جا می‌توانیم ببینیم

اگر درست فهمیده باشم در آن صورت ما به این همه گفت‌وگو در فیلم احتیاج نداشتیم؟
دریابندری
: اگر بستر اطلاعات مشترک بین بینندگان ما وجود داشت فیلم ما قطعا بسترهای عاطفی و خلاقانه‌تری می‌داشت و این فیلم یک فیلم هنری‌تری می‌شد. ما نمی‌توانیم در فیلم مستند و درباره  موضوعی که بیننده‌ها در مورد آن توافق ندارند خلاقیت زیادی به خرج دهیم. ما امیدواریم فیلمی ساخته باشیم که این بستر را ساخته باشد تا بعدا شاید یک آدم خلاق آن را ادامه دهد. شخصا خوشحال هستم که ابزاری تولید کردم برای جامعه‌شناسان و محققان. این فیلم ابزار خوبی شده برای کسانی که بخواهند از آن استفاده‌های خوب پژوهشی کنند.

اشاره شد که در مورد پیکان توافق وجود ندارد و حتی خرافات حول و حوش آن شکل گرفته است. در مورد خرافات راجع به پیکان مثالی دارید؟
آرمین
: در واقع شروع، ادامه و خاتمه پیکان با خرافات آمیخته است. مثلا می‌گفتند برادران خیامی با  یک شرکت ورشکسته قرارداد بسته‌اند. در شرایطی که کاملا برعکس است و این ماشین کاملا به روز بوده. یا در مورد خودکفا بودن تولید پیکان اطلاعات غلط هست و همین‌طور در مورد پایان تولید آن. همه می‌گویند پیکان متعلق به تالبوت است. این موضوع درست نیست و در فیلم کاملا توضیح داده می‌شود. برای من آزاردهنده بود که پس از ۵۰ سال این اطلاعات اولیه وجود ندارد.

ممکن است این خرافات به خاطر مخالفت با مدرنیته، صنعت جدید و استعمار دامن زده شده است. این خرافات تعمدی است یا ناشی از عدم آگاهی؟
آرمین
: تعمدا بوده است. وقتی توسعه ایران محور اصلی می‌شود بنابراین انگلیسی بودن این ماشین پنهان می‌شود. در بروشور پیکان سال ۵۱ آمده که صنعت و توسعه باید محور اصلی باشد. هیچ جای ماشین نوشته نشده که شرکت مادر کیست. فقط آرم پیکان و ایران ناسیونال روی ماشین وجود داشت. همه هم فکر می‌کردند که کار خود ما است. یک جمله تبلیغاتی هم وجود داشت که می‌گفت: «پیکان ثمره نبوغ مهندسین و دسترنج کارگران ایرانی». دسترنج کارگران ایرانی قبول اما نبوغ مهندسان ایرانی درست نیست. برای همین این ماشین از ابتدا روی موج ناسیونالیسم سوار شده و صحبتی در مورد انگلیسی بودن آن نمی‌شود و مردم آشنایی کاملی با آن ندارند.

ظاهرا ادبیات خاصی حول حول حوش پیکان شکل گرفته است مثل اینکه به آن ماشین برو، لگن، قوطی حلبی، ماشین کار و… گفته می‌شود.
آرمین: ادبیات خودش را که دارد. مثل قالپاق سکه‌ای، سپر شمشیری، چراغ خربزه‌ای. البته این‌ها مختص پیکان نیست اما در پیکان پررنگ‌تر است.

بخش دوم گفت‌وگو با سهراب دریابندری و شاهین آرمین

عکس: یاسمن ظهورطلب

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*