بازگشت
۱۶ اسفند ۱۳۹۶
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با آیدا پناهنده به بهانه اکران فیلم‌های کوتاهش
نگاه ضد مرد نداشته و ندارم/ کشاندن مردم به سینما سخت شده‎است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-عاطفه محرابی: شاید در حال حاضر آیدا پناهنده را به عنوان یک سینماگر زن که با دو فیلم اولش توانایی خود در عرصه فیلم‎سازی را به اثبات رسانده است، بشناسیم، ولی او کار در حوزه سینما را از ۱۱ سال قبل با ساخت فیلم‌های کوتاه آغاز کرده است. آیدا پناهنده این روزها به شکل همزمان فیلم سینمایی «اسرافیل» و مجموعه فیلم‌های کوتاهش را در حال اکران دارد. اگر پس از تماشای فیلم‌های کوتاه پناهنده نگاهی به آثار بلند این سینماگر بیاندازیم، متوجه ردپای فیلم‌های کوتاه او در آثار سینمایی‌اش نیز می‌شویم. اکران فیلم‌های کوتاه «چراغ‌های خورشیدی»، «گلدان‌های زمستانی»، «تاج خروس» و «روشنایی‌های شهر» در گروه سینمایی هنروتجربه، بهانه‌ای شد تا پای گپ و گفتی کوتاه با این فیلم‌ساز بنشینیم.

 

نکته‌ای که در همه فیلم‌های کوتاه شما دیده می‌شود،توجه به پایمال شدن حقوق زنان و رفتار بدی است که همسران و حتی پسران‌شان با آن‌ها دارند – نکته‌ای که در اولین فیلم بلند شما «ناهید» هم دیده می‌شد – کلا انگار مردان و زنان از طرف هم درک نمی‌شوند. آیا نگاه‌تان نسبت به جایگاه زنان در جامعه و خانواده به همین شکل است که در فیلم‌هایتان دیده می‌شود یا نباید این نکته را به نگاه شخصی شما تعمیم داد؟
البته من موردی که شما درباره پایمال شدن حقوق زنان به آن اشاره کردید را در فیلم‌های کوتاه و بلندم سراغ ندارم. دستِ کم نه به این شدت که شما می‌گویید. فیلم‌های کوتاهم می‌تواند از نگاهی درباره بحران روابط و شکل نگرفتن رابطه یا تنهایی آدم‌ها باشد. درباره رابطه مادران و پسران هم چنین نیست که فقط پسرها باشند که دست به آزار مادرها می‌زنند؛ خیلی از مواقع مادرها هم مقصرند و آن‌ها هم در شکل دادن به یک رابطه عاطفی نرمال، به دلایل متفاوتی، ناتوانند. اگر در «ناهید» همسر سابق ناهید، مردی است که به دلایل مختلف ناهید را آرام نمی‌گذارد، از سوی دیگر همسر جدیدش هم هست که مردی معتدل، آرام و در جست‌وجوی محبت است. در «اسرافیل» هم به همین شکل می‌توان مردهایی با ابعاد مختلف و متضاد شخصیتی پیدا کرد. پس در نتیجه من نگاه افراطی و ضد مرد ندارم و نداشته‌ام.

در دو فیلم بلندتان «ناهید» و «اسرافیل» از فضای بومی شمال ایران استفاده کرده‌اید ولی در فیلم‌های کوتاه‌تان این نگاه بومی وجود ندارد. دلیل آن چه بوده است؟
علت این بوده است که پول کافی نداشته‌ام و باید با بودجه بسیار کم، در مدت زمانی محدود فیلم‌برداری را تمام می‌کردم.

فکر می‌کنم اگر این فیلم‌ها مخاطب داشته باشند، حتماً کار مثبتی است و اگر نه، باید راه چاره‌ای اندیشید. روزگار سختی است و کشاندن مردم به سینماها (برای تماشای فیلم‌های غیر کمدی) کاری دشوار شده است. البته قرار است که مخاطب فیلم‌های هنر و تجربه، مخاطبین خاص باشند اما دارم فکر می‌کنم که تعداد مخاطبین خاص ما چقدر است و جذب آن‌ها چگونه انجام می‌شود؟!

در فیلم‌ کوتاه «چراغ‌‌های خورشیدی» از دو بازیگر چهره استفاده کردید. در صورتی که در فیلم‌های کوتاه قبل از آن بازیگران غیر چهره برایتان بازی کرده بودند. آیا دلیل رفتن سراغ این بازیگران آن بود که فکر می‌کردید به فیلم‌تان سر و شکل حرفه‌ای‌تر می‌دهند؟ یا به عنوان تمرین برای ساخت فیلم بلندتان تصمیم گرفتید این‌بار سراغ بازیگران سینمایی بروید؟
هیچکدام. دلیلش این بود که دنبال زن و مردی حدوداً چهل ساله بودم و در میان بازیگران کمتر حرفه‌ای که سراغ داشتم، کسی را نمی‌شناختم که بتواند زیر و بم‌های حسی زن و شوهر «چراغ خورشیدی» را به خوبی بیان کنند. برای همین از فرهاد اصلانی و پانته‌آ بهرام خواستم که همراهی‌ام کنند.

معمولا در فیلم‌های کوتاه بازیگرانی برای فیلم‌سازان بازی می‌کنند ولی همان فیلم‌سازان وقتی سراغ ساخت فیلم بلند می‌روند دیگر از آن بازیگران استفاده نمی‌کنند. به نظرتان علت چیست؟ آیا بازیگران فیلم کوتاه توانمندی کافی برای بازی در فیلم بلند را ندارند یا دلیل دیگری دارد؟
هر فیلم‌سازی می‌تواند دلایل خودش را داشته باشد. تعدادی از بازیگران فیلم‌های کوتاه من اساساً نابازیگر بودند و به همین دلیل مناسب سینما نبودند. اما با رضا بهبودی و ناز شادمان در فیلم بلند تلویزیونی‌ام کار  کرده‌ام و خیلی دلم می‌خواست در فیلم‌های سینمایی‌ام هم کنارم باشند که هر بار به دلایل مختلف کاری و زمانی، ممکن نشد.

شما تعدادی طرح و فیلم‌نامه کوتاه داشتید که هیچ‌وقت موفق به ساخت آن‎ها نشدید. آیا الان که پای شما به عرصه فیلم بلند باز شده است، دیگر به این فکر نمی‌کنید که اگر شرایط مهیا شد آن فیلم کوتاه‌ها را بسازید؟
بخشی از آن ایده‌ها و قصه‌های کوتاهی که می‌گویید در فیلم‌های بلندم «ناهید» و «اسرافیل» حضور دارند و ایده‌های دیگر حتماً خودآگاه و ناخودآگاه به فیلم‌های بعدی‌ام انتقال خواهند یافت. شما حتماً می‌توانید اشتراکات «چراغ خورشیدی» و «اسرافیل» را به خوبی پیدا کنید. ولی به هر حال تمرکزم از این به بعد بر روی فیلم‌های بلندم خواهد بود.

فیلم کوتاه «گلدان‌های زمستانی» با همه کارهای دیگرتان تفاوت دارد و فضای داستان به سال‌های دور برمی‌گردد. من بعد از دیدن فیلم احساس کردم این فیلم، یک کار سفارشی بوده است. آیا همین‌طور بود؟
فیلم‎نامه «گلدان‌های زمستانی» را خودم به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی پیشنهاد دادم و سفارشی نبود. فیلم‌نامه را به نوعی بر اساس زندگی پدر و مادرم در آن روزهای منتهی به انقلاب ۵۷ نوشته بودم و خیلی آن فضا و اتمسفر ویژه آن روزها و سال‌ها را دوست داشتم. آن اضطرار و حس سرگشتگی‌ای که برخی آدم‌ها در آن روزها داشتند و زندگی آرام‌شان بی آنکه بخواهند داشت دستخوش تغییر بنیادی می‌شد، برایم جذاب بود.

آیا اکران فیلم‌های کوتاهی که برای تقریبا یک دهه گذشته است، در حال حاضر برای خودتان جذابیتی دارد؟
راستش را بخواهید نمی‌دانم؛ شاید نه خیلی زیاد. باید از مخاطبین این آثار پرسید که چه فکر می‌کنند. فقط  می‌دانم که سفیر فنلاند در ایران، همراه همسرش به تماشای فیلم‌های کوتاه من در خانه هنرمندان رفته بوده و برایم پیغام داده بود که از فیلم‌ها خیلی خوشش آمده است.

مرور فیلم‌های کوتاه توسط گروه هنروتجربه را چطور اقدامی می‌دانید؟
فکر می‌کنم اگر این فیلم‌ها مخاطب داشته باشند، حتماً کار مثبتی است و اگر نه، باید راه چاره‌ای اندیشید. روزگار سختی است و کشاندن مردم به سینماها (برای تماشای فیلم‌های غیر کمدی) کاری دشوار شده است. البته قرار است که مخاطب فیلم‌های هنر و تجربه، مخاطبین خاص باشند اما دارم فکر می‌کنم که تعداد مخاطبین خاص ما چقدر است و جذب آن‌ها چگونه انجام می‌شود؟!
و خلاصه که، روزگار سختی است نازنین!

 

دیــدگاه ها و نــظرات