بازگشت
۱۹ مهر ۱۳۹۷
برگزاری نشست نقد و بررسی «دولکه ابر» در خانه هنرمندان
مهرشاد کارخانی:«دولکه ابر» تلخ‌ترین و پخته‌ترین فیلم من است/ نیما رئیسی:بی‌گذشتگی بی‌هویتی می‌آورد
اخبار و رویدادها

هنروتجربه- کامبیز حضرتی: نشست نقدو بررسی فیلم «دولکه ابر» ساخته مهرشاد کارخانی روز چهارشنبه هجدهم مهرماه در خانه هنرمندان برگزار شد. در این نشست مهرشاد کارخانی کارگردان،ستا اورکی آهنگساز، مجید رحیمیان از فیلم‌نامه‌نویسان و نیما رئیسی و نیوشا مدبر از بازیگران فیلم حضور داشتند. مازیار فکری‌ارشاد منتقد سینما اجرای این نشست را برعهده داشت.

مازیار فکری‌ارشاد  نشست را با تاکید بر اهمیت سینمای خیابانی آغاز کرد: «فیلم «دولکه ابر» ادای دین به سینمای خیابانی دهه ۵۰ است. سینمایی که فریدون گله و امیرنادری از پیشگامان آن بودند. این خیابانی بودن در کنار پرسه‌زنی در فیلم کارخانی وجود دارد و در سینمای ما کمتر این وجه دیده می‌شود. فیلم «شب‌های روشن» فرزاد موتمن نیز این پرسه‌زنی را دارد.»

او درباره مقایسه دو فیلم کارخانی عنوان کرد: «فیلم «ریسمان باز» مهرشاد کارخانی قصه کامل‌تر، فضاسازی بهتر و بازی‌های قوی‌تری دارد. در«دولکه ابر» یک موضوع اجتماعی داریم که انتخاب درستی درباره موضوع آن صورت گرفته است. موضوع گمشده‌ها کمتر در سینمای ما دستمایه ساخت فیلم قرار گرفته است. این فیلم معضل را نشان داده اما راه‌حل نمی‌دهد.یکی از ویژگی فیلم‌های کارخانی شخصیت‌پردازی خوب است.»

مهرشاد کارخانی درجواب این موضوع اشاره داشت: «فیلمی که راه‌حل بدهد فیلم نیست. فیلم باید تفکرساز باشد و راه‌حل ارائه ندهد. البته ما در فیلم راه‌حل‌هایی هم ارائه داده‌ایم. اشاره کرده‌ایم که NGO یا مراکزی برای گمشدگان وجود ندارد. شما اگر کسی را از دست بدهید جایی برای پیدا کردن او ندارید. در نهایت به کلانتری رجوع می‌کنید و آن‌ها پس از دو هفته به شما جواب می‌دهند که محدوه خودمان را گشتیم و چنین کسی را پیدا نکردیم. کسی که گمشده دارد مدام درحال پرسه زدن است و تجربه نشان داده درصد کمی از آن‌ها پیدا شده‌اند.  خیلی‌ها در طول این سال‌ها به دلایل مختلف گم شده‌اند.»

این کارگردان در ادامه این نشست درباره مضمون فیلم عنوان کرد: «موضوع گمشدگی در تاریخ سینمای ما موضوعی قدیمی است. نوجوانی من به بهمن ۵۷ برمی‌گردد و از این موضوع در آن سال‌ها متاثر بودم. افرادی که گم شدند و هرگز پیدا نشدند. این فیلم به همه کسانی تقدیم شده که گم شدند وهیچ وقت پیدا نشدند. من با بسیاری از خانواده‌هایی که گمشده داشتند صحبت کردم و آن‌ها اشاره داشتند که عزیزشان هیچ‌وقت برنگشته است.»

IMG_20181010_223729_268

او ادامه داد: «سینمایی که دنبال می‌کنم تاثیر گرفته از موج نو سینمای فرانسه، نئورئالیسم ایتالیایی و فیلم نوآر است. فیلم «دولکه ابر» تلخ‌ترین فیلم من است. اصلا چیزی به اسم امید در این جامعه وجود ندارد. من این نامیدی را با کم‌ترین دیالوگ نشان داده‌ام. فیلم‌های قبلی من هم ناامیدکننده است اما این ناامیدی بهتر از امید دروغین است.»

و  درباره مقایسه فیلم «ریسمان باز» و «دولکه ابر» توضیح داد: « مقایسه دو فیلم با یکدیگر را قبول ندارم. «ریسمان باز» در زمان تولیدش بیشتر دیده شد و مورد توجه قرار گرفت. من همان المان‌ها را در فیلم‌های دیگر گذاشته‌ام. اما این فیلم جایزه گرفت و جامعه ما و منتقدان به فیلمی که جایزه گرفته شده و تعریف شده بیشتر توجه نشان می‎‌دهند. «دولکه ابر» تلخ‌ترین و پخته‌ترین فیلم من است. سینمای من مخالف جریان رایج و سینمای تجاری است. سینمایی که امروز به ابتذال رسیده است.»

کارخانی همچنین اشاره داشت: «گم شدن تنها پدیده‌ای فیزیکی نیست. بسیاری از افراد نمی‌توانند خودشان را پیدا کنند و دچار بلاتکلیفی می‌شوند. بعضی‌ها گفته‌اند فیلم‌های من درگذشته مانده است. اما سروظاهر این افراد متعلق به گذشته است. این کاراکترها نمی‎‌خواهند گذشته دل‌نشین خودشان را خراب کنند. چیزی هم ندارند که جایگزین آن گذشته کنند. از خود سینما شروع کنیم. از آن سینمایی که باشکوه بود و ستاره داشت امروز چه چیزی مانده است؟»

این کارگردانی درباره تکنیک دوربین روی دست توضیح داد: «فیلم «دولکه ابر» اولین فیلم من است که به شیوه دوربین روی دست  ساخته شد. دلیل آن هم به خاط سرگردانی آدم‌ها است. حرکت‌های ملتهب فیلم در تصاویر آمده و این کار تعمدی است. برای من تصاویر بسیار مهم است.سینمای کلاسیک را دوست دارم اما بلد نیستم قصه کلاسیک تعریف کنم. تماشاگر امروز حوصله دیدن قصه را ندارد. سینمای موج نو مثل ژان لوک گدار و سینمای آنتونیونی هم قصه نمی‌گویند.»

اورکی: کارخانی موسیقی را خوب می‌شناسد
در ادامه این نشست،ستار اورکی درباره موسیقی «دولکه ابر» بیان کرد: «کار کردن با مهرشاد کارخانی همیشه برای من دشوار است، چون او موسیقی فیلم را خوب می‌شناسد. این فیلم پنجمین همکاری من با این کارگردان است که چالش‌های خودش را داشته است. هم کارخانی سخت‌گیر است و هم من، برای همین رسیدن به اشتراک برای ما آسان به دست نمی‌آید. ما حدود دو ماه پشت پیانو با هم تمرین کردیم و تفکر همدیگر را به جریان انداختیم تا به تفکر مشترک رسیدیم.»

دربخش دیگری از این نشست نیما رئیسی درباره نحوه همکاری با کارخانی صحبت کرد:«قبل از خواندن فیلم‌نامه صحبت اولیه‌ای با مهرشاد کارخانی داشتم که خیلی خوب بود. این از کاهلی من بود که او را از نزدیک نمی‌شناختم اما با سینمای او آشنا بودم. من سال ۵۴ به دنیا آمده‌ام یعنی سه سال بعد از اتفاقاتی سال ۵۷ و گم‌شدن عمومی. برای خیلی از افراد ماندن در گذشته خوب نیست ولی من در درگذشته‌ای که در آن زندگی نکردم، ماندم.»

او ادامه داد: «دوست داشتم سال ۱۹۷۹ یعنی همان سال انقلاب زندگی من در هر سن وسالی به پایان می‌رسید. احساس می‎کنم بعد از دهه ۷۰ میلادی همه چیز (حتی شکل همین میکروفن) عوض شد. آدم‌های این فیلم همه دغدغه‌های خودشان را دارند و هرکدام داستانک مخصوص خودشان را دنبال می‎‌کنند. مهرشاد کارخانی حتی می‌تواند داستان هرکدام را به طور مجزا در فیلم دیگری ادامه دهد.»

رئیسی درباره مضمون فیلم گفت: «اشاره فیلم به دولکه ابر این است که ما چه زود بخار می‌شویم و به هوا می‌رویم. بی‌گذشتگی بی‌هویتی می‌آورد. فیلم نشان می‌دهدکه چقدر زود می‌توانیم فراموش شویم. خوشحالم کارخانی این دغدغه را دارد. تنها یکی –دونفر دیگر مانند او دغدغه این جنس از سینما را دارند.»

این بازیگر عنوان کرد: «من جای خالی کاراکتری را که در این فیلم بازی کردم، در سینما احساس می‌کردم. در سینمای امروز ایران درگیر روزمرگی هستیم و کاراکتری خلق نمی‌کنیم. تماشاگر ما از «گنج قارون» تا امروز یک سلیقه دارد و برای دیدن این فیلم تربیت نشده است. خلق کاراکتر در فیلم کارخانی موج می‌زند. کاراکتر نباید مابه‌ازای بیرونی داشته باشد.»

IMG_20181010_223656_981

رحیمیان: گمشدگی فقط فردی نیست
مجید رحیمیان یکی از نویسندگان فیلم‌نامه «دولکه ابر» هم به نکاتی درباره پژوهش در فیلم‌نامه اشاره داشت:«بیشتر انگیزه من به عنوان یکی از فیلم‌نامه‎نویسان این فیلم به ارائه دادن یک فیلم‌نامه نو برمی‌گشت. چون سینمای ایران را فیلم‎‌‌نامه‌های تکراری و کمدی‌های رایج پر کرده است. فیلم «کلاغ» بهرام بیضایی موضوعی شبیه این فیلم‌ دارد. کسی آگهی جوانی‌اش را به روزنامه می‌دهد و دنبال جوانی‌اش می‌گردد.»

او اضافه کرد: «مضمون گم‌شده مفاهیم مختلف دارد اما بعضی‌ها در وهله اول از این تم به دنبال انگیزه‌های سیاسی هستند. برای همین این موضوع حساسیت برانگیز می‌شود. موضوع گمشدگی فقط فردی نیست. در این فیلم سعی شد فقط فرد مهم نباشد. فیلم گم شدن را دستمایه قرار داد تا با گمشدگی اجتماعی پیوند برقرار کند. من در تولید فیلم درکنار مهرشاد بودم و دیدم چه طور با بودجه کم فیلم را ساخت.»

مدبر:نشان دادن سرگشتگی دختری از جنوب شهر
نیوشا مدبر بازیگر این فیلم در ادامه این نشست عنوان کرد: «فیلم درباره آدم‌هایی است که سال‌ها در خودشان گم شده‌اند. ما در زندگی بارها شاهد این تلخی بوده‌ایم. برای نقش مروا دو ماه قبل از فیلم‌برداری با مهرشاد کارخانی تمرین کردم. این کارکتر از جنوب شهر می‌آید  و دچار سرگشتگی و بلاتکلیفی است و امیدی به آینده ندارد. او از زندان بیرون آمده و حالا بعد از آشنایی با کسرا تقدیر او را به جایی رسانده که از آن بیرون آمده است.»

او افزود: «در فیلم علت زندانی شدن مروا ذکر نشده و این موضوع تعمدی است و کارگردان میخواسته تا این ایهام ایجاد شود. این زندانی شدن می‌تواند هر دلیل مالی، سیاسی و…داشته باشد.»

در پایان این نشست طهماسب صلح‌جو منتقد سینما که از تماشاگران فیلم بود،بیان کرد: «دیدن مجتمع آموزشی شریعتی در این فیلم برای مخاطره‌انگیز است. من ۳۷ سال پیش در آن جا معلم بودم و آن جا یکی از مدرن‌ترین مدرسه‌ها بود و یک ساختار دانشگاهی داشت. از دیدن خراب شدن آن جا حالم بدشد. تاکید من به آن مدرسه وجه نمادین دارد. چون مصیبت‌هایی که در جامعه امروز ما رخ‌داده به مجتمع‌های آموزشی برمی‌گردد.»

عکس:یاسمن ظهورطلب

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>