بازگشت
۲۸ مرداد ۱۳۹۶
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با بهرام عظیم‌پور کارگردان مستند «پنبه تا آتش»
پرسش‌های ما در این مستند از نگرانی‌های ملی و فراتر از فیلم است/ وجه تمایز کارستان عدم وابستگی به سیستم سفارشی است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-کامبیز حضرتی: مستند «پنبه تا آتش» زندگی صنعت‌گر نخبه کشور، علی‌اصغر حاجی‌بابا را روایت می‌کند. کسی که کار کردن را از دوران کودکی و با لحاف‌دوزی آغاز کرد و در مسیر پرماجرای زندگی توانست راه کسب‌ و کار مستقل خود را در صنعت باز کند. بهرام عظیم‌پور کارگردان این فیلم سه دهه است به طور مستمر در سینمای ایران فعالیت دارد و از نویسندگی و کارگردانی تئاتر و فیلم‌نامه‌نویسی تا ساخت سریال داستانی برای تلویزیون را تجربه کرده و از سال ۱۳۷۳ نیز به ساخت مستند مشغول است. با این سینماگر درباره مجموعه کارستان و مستند «پنبه تا آتش» گفت‌وگو کرده‌ایم.

شما در سینمای مستند تجربیات فراوانی دارید. با این وجود کارستان پروژه بزرگی است که با یک موضوع مشخص در زمینه کارآفرینی ساخته شده‎است. در این پروژه عظیم با چه وجوه تازه‌ای از همکاری گروهی، شیوه پخش و اکران مستند و شکل حرفه‌ای مستندسازی مواجه شدید؟
این اولین بار نیست که تعدادی فیلم‌ساز پیرامون یک تم یا موضوع و مفهوم مشترک، فیلم می‌سازند. مثلا مجموعه‌هایی در مورد آیین‌های نوروزی، سوگ و سور در اقوام ایرانی، آب و معضلات آن، معماری در ایران، صنایع دستی و… ساخته شده است. شاید مهم‌ترین یا حداقل مشهورترین نمونه از این دست مجموعه‌ها «کودکان سرزمین ایران» باشد که توسط چهار نسل از مستندسازان کشورمان و در ۵۲ قسمت در سال‌های اولیه دهه هفتاد به همت زنده‌یاد محمدرضا سرهنگی در درون سیستم تلویزیون تولید شد. به نظر من مهم‌ترین نکته‌ای که «کارستان» را از تمام مجموعه‌های پیشین متمایز و نسبت به بقیه برجسته می‌کند، مستقل بودن و عدم وابستگی به سیستم سفارشی و به خصوص مالی دولتی یا دقیق‌تر بگویم، سیستم حکومتی است. خود من بخت آن را داشته‌ام که چهار فیلم از «کودکان سرزمین ایران» را بسازم. این مجموعه در مرحله تولید با کمترین میزان دخالت و سفارش مواجه بود اما وقتی کار به پخش رسید با مشکلات عديده روبه‌رو شد. حجم ممیزی و عدم صدور مجوز پخش برای برخی قسمت‌ها به اندازه‌ای بود که در عمل هیچ گاه به شکل کامل از تلویزیون پخش نشد و با کمترین میزان معرفی و تبلیغ و پخش تقریبا به فراموشی دردناکی (در مفهوم کل مجموعه، نه تک فیلم‌ها) دچار شد. این‌ها را گفتم که برسم به تفاوت‌ها و امتیازهای «کارستان» که با تکیه به استقلال اقتصادی و نیز همراهی و هم فکری فرهنگی بانیان و تولیدکنندگان آن به دست آمده است. حتی در مرحله پساتولید هم شاهد نظم و پیگیری حرفه‌ای و هم چنین تبلیغات شکیل و مستمر و اکران محترمانه و مناسب آن هستیم. این در حالی است که تمام این دستاوردها با دشواری و با بودجه مستقل فراهم شده‌است.

همکاری شما با رخشان بنی‌اعتماد به عنوان مشاوره پروژه و مجتبی میرتهماسب به عنوان تهیه‌کننده چگونه بود؟ این همکاری از کجا پیش آمد؟
 به دلیل دوستی و همکاری با آقای میرتهماسب، از مدت‌ها قبل در جریان راه‌اندازی چنین مجموعه‌ای بودم. یعنی از زمانی که خانم بنی‌اعتماد فکر اولیه را مطرح کرده بود و به دلیل وجود موانع متعدد، عملی کردن آن بلندپروازانه و تا حدی دست نیافتنی به نظر می‌رسید. بعد از دعوت شدن به پروژه، فضای صمیمانه و سالمی که بر پایه اعتماد متقابل شکل گرفته بود تا پایان تولید و تا امروز که آغاز پخش و اکران آن است، دوام و حتی ارتقا یافته است. کار با خانم بنی‌اعتماد و آقای میرتهماسب برای من به شکلی بود که اساسا فکر نمی‌کردم با مشاور یا تهیه‌کننده‌ای بیرون از خواسته‌ها و نیازهای کارگردان روبه‌رو هستم. اهداف پروژه برایم به اندازه‌ای بزرگ و ارجمند بود که خودم پیش از آنان نگران کلیت مجموعه و پیامدهای انسانی و ملی آن بودم. برای مثال در مرحله تدوین اگر در مورد خاصی پیشنهاد یا انتقادی ابراز می‌شد، آن قدر درست و هدفمند بود که کمترین مقاومت را در کارگردان ایجاد می‌کرد. خب با وجود سابقه خانم بنی‌اعتماد و نیز آقای میرتهماسب در زمینه ساخت فیلم‌های داستانی و یا مستند اجتماعی و دغدغه‌دار، انتظار دیگری هم غیر از این رابطه نمی‌رفت.

تفاوت‌ها و امتیازهای «کارستان» با تکیه به استقلال اقتصادی و نیز همراهی و هم فکری فرهنگی بانیان و تولیدکنندگان آن به دست آمده است. حتی در مرحله پساتولید هم شاهد نظم و پیگیری حرفه‌ای و هم چنین تبلیغات شکیل و مستمر و اکران محترمانه و مناسب آن هستیم

آقای حاجی‌بابا علاوه بر این که یک شخصیت کارآفرین موفق است، سوابق زیادی در زمینه فعالیت سیاسی در دوره‌های مختلف و در جبهه ملی دارد. وجوه دیگر این شخصیت به غیر از کارآفرینی تا چه اندازه مدنظر شما بود؟
همان طور که شما اشاره کردید، بخش عمده‌ای از عمر و زندگی آقای حاجی بابا در میدان مبارزات سیاسی، با گرایش به جبهه ملی و به قول خودشان تمایلات «مصدقی» گذشته است. فعالیت‌های سیاسی ایشان در چند مقطع عمده‌تر و پیگیرانه‌تر بوده که به خاطر آن‌ها چندبار به زندان افتاده است؛ چه در پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. با توجه به این که هدف‌ها و تم‌های مجموعه «کارستان» پیرامون کارآفرینی شکل گرفته، بیم آن می‌رفت که پرداختن بیشتر به جنبه‌های سیاسی زندگی آقای حاجی بابا ما را از موضوع اصلی مجموعه دور کند. هستند دوستانی که تا همین اندازه را هم زیاد می‌دانند!

 پژوهش‌های شما در «پنبه تا آتش» تا چه حد برگرفته از تحقیقات موسسه کارآفرینی زنان وجوانان و تا چه اندازه مبتنی بر پژوهش‌ها و سفرهای تحقیقاتی خودتان بود؟ این مستند تا چه اندازه متکی به فیلم‌نامه است؟
در شروع کار، یک پژوهش خوب و فشرده به من داده شد که کمک خیلی بزرگی برای شناختن آقای حاجی بابا و بافت و مناسبات اقتصادی، فکری، فرهنگی، خانوادگي ایشان بود. در مرحله بعد، در دیدارهای چندگانه با آقای حاجی‌بابا و بعدتر اعضای خانواده ایشان و نیز سفر به کارخانه‌ها در سمنان، الیگودرز، تاکستان و… پژوهش را نزدیک‌تر، درونی‌تر و دقیق‌تر کردیم. در مورد فیلم‌نامه، طبق الگویی که به درستی در مجموعه بر آن اصرار می‌شد، هر فیلم‌ساز باید به یک فیلم‌نامه می‌رسید. در مورد خودم باید بگویم که پس از پایان فیلم‌برداری و پیش از آغاز تدوین، در فیلم‌نامه اولیه تغیراتی دادم که فکر می‌کنم به سود کار تمام شد.

پنبه تا آتش 5

در مستند شما علاوه بر شخصیت آقای حاجی بابا نگاهی به خانواده و ادامه پیدا کردن سنت کارآفرینی در این خانواده شده است. چرا تصمیم گرفتید وجوه خانوادگی و خصوصی‌تر را در کنار شخصیت اجتماعی علی اصغر حاجی بابا داشته باشید؟
اقتصاد سنتی خانوادگی نوعی از کار و تجارت و تولید است که از انواع قابل طرح و پژوهش کارآفرینی نیز به شمار می‌آید. این که شکل کار و درآمد در خانواده حاجی بابا، نسل به نسل منتقل شده و ادامه یافته از ویژگی‌هایی است که باید بر آن تاکید می‌کردیم و آن را در بستر خود فیلم مورد بررسی و نقد قرار می‌دادیم. آیا نسل‌های بعدی این سیر را تداوم خواهند داد یا با تسلیم شدن به فشارها و مناسبات اقتصاد دولتی و شبه دولتی و خطر مدام ورشکستگی، سرمایه، معادن، کارخانه‌ها و ماشین آلات خود را تبدیل به وجه نقد کرده و میدان را خالی خواهند کرد؟ این پرسش از نگرانی‌های ملی و فراتر از فیلم ماست. هر چقدر میزان آرمان‌گرایی و امید به آینده در نسل‌های جدید کم و کمتر می‌شود، نگرانی از آینده تولید ملی بیشتر می‌شود. تلاش کرده‌ایم چنین پرسش و چالشی را در بستر فیلم مطرح و برای مخاطب قابل تامل کنیم.

راستش آن قدر محافل و اشخاص و نهادهای فرهنگی واقعی از لزوم تداوم و تقویت اکران‌هایی از نوع هنروتجربه گقته‌اند، که جای حرف بیشتر باقی نمی‌ماند. مانده‌ام از نگاه سودپرست و سرمایه‌سالاری که با وجود فروش‌های میلیاردی فیلم‌هایشان، از فروش این چند سانس و چند صندلی اندک هم نمی‌گذرند

تجربه ثابت کرده وقتی ساخت فیلم‌هایی با موضوع مشخص به فیلم‌سازان پیشنهاد می‌شود، غالبا نتیجه کار تبدیل به اثری شعاری می‌شود. انگار فیلم‌ساز قصد دارد یک موضوع را به زور به مخاطب شیرفهم کند. از طرفی چون خود کارگردان سوژه را انتخاب نکرده، مخاطب احساس می‌کند میان کارگردان و کاراکتر فیلمش فاصله زیادی وجود دارد. ولی در مورد مستند شما باوجود این‌که این موضوع به شما سفارش شده است، این حالت شعارگونه و این فاصله وجود ندارد. چگونه از افتادن به این ورطه جلوگیری کردید؟
فکر می‌کنم بخشی از پاسخ شما را قبلا داده‌ام. یعنی مناسبات سالم و حرفه‌ای تیم‌های چندگانه  «کارستان» که احساس سفارشی بودن – با بار منفی آن- را منتفی می‌کند. دلیل اصلی دیگر این است که موضوع به من تحمیل نشده و انتخاب آقای حاجی بابا با مشورت خودم و پس از خواندن زندگی‌نامه ایشان صورت گرفت. شخصیتی بزرگوار، سالم، شریف با نگرانی‌های واقعی انسانی و ملی که در چند دهه و چند شکل گوناگون زیسته است. در ضمن فکر می‌کنم وقتی بشود مخاطب این فیلم‌ها را با مشکلات و مسائل جدی ملی و بشری از صنعت گرفته تا محیط زیست و غیره درگیر کرد، نگاه او فراتر از شخصیت خاص فیلم شکل خواهد گرفت و در نتیجه احساس شعاری بودن نخواهد کرد.

 درباره اکران فیلم در هنروتجربه، نگاه به سینمای مستند و…چه نظری دارید؟
راستش آن قدر محافل و اشخاص و نهادهای فرهنگی واقعی از لزوم تداوم و تقویت اکران‌هایی از نوع هنروتجربه گقته‌اند، که جای حرف بیشتر باقی نمی‌ماند. مانده‌ام از نگاه سودپرست و سرمایه‌سالاری که با وجود فروش‌های میلیاردی فیلم‌هایشان، از فروش این چند سانس و چند صندلی اندک هم نمی‌گذرند و به جان همین روزنه تنگ افتاده‌اند تا آن را کور کنند. امیدوارم هنوز نگاه هنردوست و خردمندانه‌ای در دل روابط پیچیده و مناسبات عجیب ارشاد باقی مانده باشد تا جلوی این شانتاژ و فشارغیرمنصفانه بایستد.

عکس:یاسمن ظهورطلب

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*