بازگشت
۲۲ آبان ۱۳۹۶
بازتاب هنروتجربه در رسانه‌ها
هنگامه قاضیانی:نقش‌ها فرصت کشف جهان بیرون و درون را به بازیگر می‌دهند
اخبار و رویدادها

هنروتجربه: در بیست و دومین روز از آبان‌ماه اخبار رسانه‌ها حول یک واقعه تلخ می‌گذرد. شامگاه یکشنبه بر اثر وقوع زمین لرزه، ملت ایران داغدار از دست دادن هموطنان خود در غرب کشور شد.واقعه‌ای که دوباره خاطرات سهمگین زلزله رودبار  و بم و … را به یاد همگان آورد.در این میان هنرمندان کشورمان هم با انتشار پیام‌هایی در شبکه‎های مجازی با بازماندگان این واقعه ابراز همدردی کردند.

و اما با هم اخبار مرتبط با گروه سینمایی هنروتجربه که در رسانه‌های چاپی و خبرگزاری‌ها منتشر شده است را مرور می‌کنیم.
فیلم سینمایی «یک قناری یک کلاغ» نخستین تجربه کارگردانی فیلم‌نامه‌نویس کهنه‌کار سینمای ایران، اصغرعبداللهی به تهیه‌کنندگی علی حضرتی و با بازی حبیب رضایی و هنگامه قاضیانی این روزها در سینماهای گروه هنروتجربه در حال اکران است. روزنامه ایران به همین بهانه گفت‌وگویی با هنگامه قاضیانی داشته است که به بخش‌هایی از آن اشاره می‌کنیم.

قاضیانی در بخشی از این گفت‌وگو به سختی کارش در این فیلم اشاره کرده و می‌گوید: «یک قناری یک کلاغ شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد اما حجم زیادی از بار این فیلم به علت نقش به عهده من بود، در شرایطی که در تمام صحنه‌ها یک چشم را هم بسته‌ بودم. این را هم مدنظر داشته باشید که بازیگران زن ایرانی از حرکت موی سر هم محروم هستند در چنین شرایطی بازی کردن با یک چشم سخت‌تر است. علاوه بر این، این نقش حتی به آن شکل دیالوگ هم ندارد و هفتاد درصد فیلم صدای سر است؛ یعنی باید با یک چشم تمام حرف‌هایت را بزنی. در ایام فیلم‌بردای در حالت عادی هم چشم‌هایم را باز نمی‌کردم تا عادت کنم اما وقتی یک چشم را می‌بندی به چشم دیگر فشار وارد می‌شود. در این وضعیت هم باید با یک چشم، پله‌های وحشتناک را با ضرباهنگی خاص بالا و پایین می‌رفتم. اما با این نقش به این تفکر رسیدم که نبودن یک دریچه نگاه به جهان چقدر روی همه چیز تأثیر دارد. یک چشم که نداشته باشی عدم تعادل ایجاد می‌کند و انگار تمام مدت دست و پایت را بسته‌اند، گاهی اوقات حتی فکر می‌کردم که دهانم را هم بسته‌اند. ما فکر می‌کنیم با قبول این نقش‌ها لابد لطف بزرگی به فیلم‌ساز کرده‌ایم در حالی که به اعتقاد من پیشنهاد این نقش‌ها فرصتی است تا ما به کشف جهان بیرون و درون خود برسیم.»

این بازیگر درباره اولین مواجهه‌اش با فیلم‌نامه می‌گوید: «وقتی فیلم‌نامه تمام شد گریه کردم آن هم نه از جنس گریه‌های سانتی مانتال یا حتی ترحم، بلکه دلم برای جهان عجیب این زن سوخت؛ اینکه یک بار خواسته حرفش را بزند اما این اتفاق وحشتناک برای او می‌افتد. همین برداشت نخستین بعد از شخصیت این زن بود که برایم جلوه کرد شاید یک بازیگر دیگر به این قضیه توجه نکند اما این وجه شخصیتی بود که در ابتدای امر مچم را گرفت و کلیدی شد برای ورود به لایه‌های زیرین شخصیت او. به این فکر کردم که چرا این زن هیچ وقت حرف نزده است و چرا حرف‌هایش اینقدر روی هم تلنبار شده است؟! در نهایت به این نتیجه رسیدم که هر چه بوده به خاطر محافظه کاری نبوده است چرا که چندین سال پای یک نفر ایستاده است. و سؤال دیگر اینکه اگر حرفش را نمی زند اشتباه اوست یا ویژگی اکتسابی است؟! به این نتیجه رسیدم که علت این نیست که بلد نیست حرف بزند بلکه همیشه سکوت را ترجیح داده است. در مرحله بعد به این رسیدم که سرسنگینی دو عاشق چقدر سخت است و جان می‌برد. و باز به این فکر کردم که با صدای سر صحبت کردن چقدر وحشتناک است؛ چیزی که ما در زندگی شخصی، محیط کار، خانواده، ارتباطات عاطفی و اجتماعی‌مان هم تجربه می‌کنیم و دائم در سرمان صحبت می‌کنیم. حرف که از دهان خارج شود پرواز می‌کند اما این صدای سر انگار پرنده‌ای است که به قفس می‌خورد و برمی گردد. و در نهایت به این اندیشیدم که من به‌عنوان بازیگر برای این صدای سر چه کار باید بکنم. چقدر این زن با صدای سرش در این خانه زندگی کرده است و چقدر این زوج در سرشان حرف زده‌اند. او می‌خواهد با نوشتن، صدای سر را از سرش خارج کند اما خارج نمی‌شود چون دوست دارد حرف بزند. می‌خواهد بگوید که تو می‌دانی چقدر با یک چشم دنیا را دیدن سخت است و چه حرف‌هایی باید به تو می‌گفتم که نگفته‌ام. این‌ها همه لایه‌های شخصیتی این زن بود که او را پیچیده می‌کرد. الهه زن پیچیده‌ای بود پیچیدگی نه به این معنا که حرکات عجیب و غریب از او ببینیم، از این منظر که گاهی اوقات برخی آدم‌ها با یک نگاه ده خط حرف و تحلیل دارند.»

در همین صفحه از روزنامه ایران یادداشتی نیز از علی حضرتی تهیه‌کننده فیلم «یک قناری یک کلاغ» منتشر شده است که در بخشی از آن می‌خوانیم: «هنگامه قاضیانی با نگاه نافذ و فیلسوفانه‌اش در لنز دوربین هزاران حرف ناگفته را با یک چشم گفت و حبیب رضایی ترس و وهم را زندگی کرد. تا همه همکاران و دوستان این کار که به جرأت می‌گویم دغدغه آن‌ها کمتر از ما نبود… از نقاشی‌های متحرک کیوان معتمدی تا نت‌های دیالوگ‌گونه شورا کریمی. من فقط جمعی هنرمند را آرزومند کردم و این کافی بود تا دقایقی نقاشی، رمان، موسیقی، شعر، حضور و فلسفه زندگی و عشق را در سینما بر پرده آرزوهامان مرور کنیم.»

از دیگر اخبار مرتبط با هنروتجربه می‌توان به گفت‌وگوی زینب تبریزی کارگردان مستند «والسی برای تهران» با خبرگزاری تسنیم اشاره کرد. این مستندساز در صحبت‌هایش درباره تاثیرگذاری این گونه مستند‌ها بر مسئولان فرهنگی کشور بیان کرد: «فکر می‌کنم بیشترین تاثیرپذیری این مستند بر روی مردم باشد. نمی‌دانم آیا مسئولان ما وقت یا تمایلی دارند که فیلم مستند تماشاکنند یا نه. البته می‌دانم یکسری از مسئولین هم این مستند را دیده‌اند، اما هیچ اتفاقی برای این بچه‌ها نیفتاده است. به نظرم گروه هنروتجربه بستر مناسبی است که مردم به راحتی به تماشای اینگونه مستند‌ها بنشینند.»

محمود غفاری کارگردان فیلم سینمایی «شماره ۱۷ سهیلا» که سال گذشته با این فیلم در بخش هنروتجربه جشنواره فیلم فجر حضور داشت، درخصوص آخرین وضعیت اکران فیلمش با هنرآنلاین گفت‌وگو کرده و در این خصوص گفته است: «طبق آنچه پخش‌کننده فیلم به ما گفت قرار بود مهرماه این فیلم به روی پرده سینماها برود ولی این اتفاق رخ نداد، حتی درخواست اکران آزاد هم دادیم تا هر جور هست فیلم اکران شود که متأسفانه این زمان هم‌تغییر کرد. از سوی دیگر امروز پخش‌کننده‌ها خود وارد چرخه تولیدشده‌اند و اولویت اکران نیز همواره با فیلم‌های تولید خودشان است و این باعث شده چرخه اکران و پخش به مشکل بیفتد و فیلم‌های خارج از این چرخه شانس اکران کمی داشته باشند.»

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*