بازگشت
۱۸ خرداد ۱۳۹۷
کاظم ملایی از «کوپال» و اکران هنروتجربه می‎گوید:
امیدوارم توانایی ادامه دادن این مسیر را داشته باشم/ انتخاب لوون یک تصمیم انتحاری بود
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-کامبیز حضرتی: «کوپال» پیش از اکران‌اش آن قدر موفقیت کسب کرده بود تا علاقه‌مندان سینما انتظار اکران آن را روی پرده سینما بکشند. فیلم اول کاظم ملایی تا امروز در بیش از ۴۰ جشنواره‌ رسمی پذیرفته شده و ۱۳ جایزه‌ جهانی به دست آورده است. این فیلم تک پرسوناژ و تک‌لوکیشن است و لوون هفتوان در نقش احمد کوپال بار اصلی درام فیلم را به دوش می‌کشد. عنوان این فیلم مانند «پرویز» مجید برزگر برگرفته از کاراکتری است که لوون هفتوان به آن جان و حیات سینمایی داده است. با کاظم ملایی کارگردان «کوپال» درباره این فیلم، سینمای مستقل، زنده‌یاد لوون هفتوان و اکران هنروتجربه به گفت‌وگو پرداختیم.

در مورد فضای تولید کوپال بگویید. کار کردن در شهرستان سبزوار چه مزایا و امکاناتی برای شما داشت؟  فیلم موفق «ائو» هم در تبریز ساخته شد. نظر شما در مورد فیلم‌سازی در شهرستان و به شکل بومی چیست؟
برای من که موفق نشدم تهیه‌کننده‌ای پیدا کنم و می‌بایست خودم فیلم را با کمک دوستانم تولید می‌کردم، سبزوار نعمت بسیار بزرگی بود. بسیاری از دوستانم در آن جا با استفاده از ارتباطات خود کمک بسیار زیادی در مراحل تهیه و تولید فیلم کردند و واقعا سقف هزینه‌های ما را به شدت کاهش دادند. آن‌ها انگیزه‌ بسیار زیادی داشتند که این اتفاق برای اولین بار به صورت جدی در سبزوار بیافتد و من واقعا هیچ‌وقت محبت و همراهی و همدلی آن‌ها را از یاد نمی‌برم. ادارات دولتی مانند شورای شهر و شهرداری و … هم در حد بضاعت خود یاری‌رسان ما بودند. اما این‌که این اتفاق در آینده دوباره هم تکرار شود، چندان قابل پیش‌بینی‌ای نیست، به خاطر این که معمولا شرایط اقتصادی کشور ما سال به سال پیچیده‌تر و سخت‌تر شده و آدم‌ها نیز با گذشت زمان گرفتارتر و نیازمند‌تر می‌شوند. برای همین نمی‌توان از آن‌ها دوباره انتظار داشت که با همان اشتیاق دوباره زمان‌شان را در اختیار شما قرار بدهند. از طرفی بعد از ساخت یک فیلم و بعضا دیده شدن و درخشیدن آن، طبیعی است که برای عموم دوستان توقع و انتظار به‌وجود می‌آید و به همین دلایل این شکل همکاری‌ها معمولا در ادامه دچار چالش می‌شود، چرا که آدم‌ها و شرایط تغییر کرده‌اند و کسی هم نمی‌تواند جلوی این تغییرات را بگیرد.

فیلم‌برداری چقدر طول کشید و تولید چه طور پیش رفت؟
بعد از حدود هشت ماه پیش‌تولید در سبزوار و تهران (از اردیبهشت تا دی‌ماه ۹۴) نزدیک به دو ماه فیلم‌برداری (دی‌ و بهمن ۹۴) داشتیم. قبل از فیلم‌برداری وعده‌های بسیار زیادی از طرف مسئولین و بعضا بخش خصوصی دریافت کرده بودیم که متاسفانه در زمان تولید و یا در طول فیلم‌برداری محقق نشدند و این شرایط را برای ما بسیار دشوارتر می‌کرد. ولی از آن جایی‌ که ساخت «کوپال» بیشتر با دوستی و رفاقت آغاز شده بود، در ادامه هم باوجود مشکلات و مسایل ریز و درشت به مسیر خود ادامه داد و خوشبختانه هیچ‌وقت در این مسیر متوقف نشد.

موضوع فیلم عواقب تخریب محیط زیست را هشدار می‌دهد با این وجود لحن و شیوه روایت و کارگردانی شعاری نشده است. در این باره توضیح دهید؟
به‌خاطر این‌که به واقع به سفارش و توصیه‌ جایی این متن را ننوشته بودم. همیشه تکریم محیط زیست و بحث مبارزه با شکار بی‌رویه و حمایت از حقوق حیوانات موضوعات بسیار مهم و باارزشی برایم بودند. این بار بستر قصه‌ «کوپال» این فرصت را دراختیار من گذاشته بود تا به آن‌ها اشاره‌ای داشته باشم. از طرفی خودم شدیدا با آثار تعلیمی مشکل دارم و به نظرم سینما اصلا مناسبتی با تعلیم و شعار دادن آن‌هم به شکل مستقیم ندارد، چرا که عیار آثار نمایشی با طرح مضامین زیرمتنی و فرامتنی سنجیده می‌شود.

انتخاب لوون برای خودم تبدیل به چالشی شده بود تا تلاش کنم چارچوب او را شکسته و با دور شدن از خاطره‌ خوب «پرویز»، از او بازی متفاوتی را به دست آورم. در آن مقطع آرامش و سادگی بیش از حد لوون به من خیلی انرژی و انگیزه داده بود، چیزی که شاید در برخورد با بازیگران دیگر به آن نرسیده بودم

آشنایی شما با لوون چگونه پیش آمد؟ چرا برای شخصیت اصلی به او فکر کردید؟
جالب است بدانید در لیست ۳۰ نفره‌ای که گزینه‌های نقش کوپال را نوشته بودم اسمی از لوون نبود، لوون از زمانی برای من پررنگ شد که او را برای اولین بار ملاقات کردم. او برای من جزو گزینه‌های نقش کلیدساز بود. وقتی به دفترمان آمد و با او هم‌صحبت شدم احساس کردم این آدم چقدر دوست داشتنی و و صمیمی است و اگر نقش کوپال را به او بدهم چقدر راحت و بی‌دردسر می‌توانم فیلم خودم را بسازم. خودش هم در همان اولین دیدار با کنجکاوی و اشتیاق سوال ‌کرد که چه کسی قرار است نقش کوپال را بازی کند!؟ انتخاب لوون برای من یک انتخاب انتحاری بود، چرا که هم نگران بودم با او فیلم‌ام بیش از حد خاص شود و هم از طرفی تردید داشتم که آیا او می‌تواند به خوبی از پس خلق یک کاراکتر آراسته و لوکس هم‌چون کوپال بربیاید یا نه؟ فردای آن روز همه‌ این موارد برای‌م حل شده بود. انتخاب لوون برای خودم تبدیل به چالشی شده بود تا تلاش کنم چارچوب او را شکسته و با دور شدن از خاطره‌ خوب «پرویز»، از او بازی متفاوتی را به دست آورم. در آن مقطع آرامش و سادگی بیش از حد لوون به من خیلی انرژی و انگیزه داده بود، چیزی که شاید در برخورد با بازیگران دیگر به آن نرسیده بودم.

لوون هفتوان یک بدمن دوست داشتنی در سینمای ایران است. کاری که معمولا بازیگرها از پذیرش نقش منفی در سینما پرهیز دارند. برخورد او با این نقش چه طور بود؟
او کاری با مثبت یا منفی بودن کاراکتر کوپال نداشت، می‌گفت که این نقش جای کار زیادی داره و هر بازیگری دنبال بازی کردن این جور نقش‌هاست. لوون جزو آن دسته از بازیگرها بود که خیلی به طول و عرض نقش کاری نداشت، دوست داشت آن شخصیت درگیرش کند و جایی برای عرضه‌ توانایی‌های‌اش داشته باشه. شاید اگه بیشتر نقش‌هایی با وجوه منفی را بازی کرده، بیشتر به خاطر فیزیک و جثه‌ درشت‌اش بوده باشد، ولی همین آدمی که هیبتی بزرگ و ترسناک داشت با یک لبخند کوچک، تبدیل به یک مرد تپل و شیرین و دوست داشتنی می‌شد، این از توانایی‌های ویژه‌ لوون بود.

شما درباره نقش منفی سینمایی چه نظری دارید؟
به نظر من نقش‌های منفی در ارتباط با مخاطب کار دشواری دارند، چرا که آن‌ها به خاطر وجوه منفی خود چندان همدلی برانگیز نیستند و تماشاچی نمی‌تواند با آن‌ها به راحتی همذات پنداری کند و بعضا آن‌ها را درک کرده و دوست داشته باشد. یک نویسنده و کارگردان به همراه بازیگر تمام تلاش‌شان این است که آن کاراکتر منفی مورد قبول مخاطب قرار بگیرد و همین‌ که تماشاچی آن‌را بپذیرد به نظر من آن‌ها کار خود را درست انجام داده‌اند. البته در درام روش‌ها و تکنیک‌های زیادی وجود دارد تا شخصیت‌های منفی قابل قبول شوند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها این است که بایستی در کنه وجود آن شخصیت یکسری وجوه بارز مثبت کاشت تا آن کاراکتر کمی زمینی و خاکستری شود. به عنوان مثال در فیلم «پدرخوانده» شاید یک شخصیت منفی باشد ولی به خاطر این‌که به شدت خانواده دوست است، از طرف مخاطب ملموس و پذیرفته می‌شود. برای من کوپال همین‌طور بود، او درست است که یک آدم خودشیفته و متکبر و خودخواه است و در ارتباط با آدم‌های دیگر دافعه و گارد زیادی دارد، ولی همین آدم به شدت تمیز و منظم و وسواسی هم هست و در ارتباط با سگ‌اش عاشق و شیفته‌ اوست.

فیلم شما تک پرسوناژ است و بیشتر فیلم در فضای داخلی می گذرد. این انتخاب سخت از کجا آمد؟
قبل از «کوپال» فیلم‌نامه‌ای با عنوان «ژاوی» برای فیلم اول‌ام نوشته بودم که علی‌رغم این که خیلی زود از وزارت ارشاد پروانه ساخت گرفت و عوامل بسیار خوبی هم برای ساخت آن پای قرارداد آمدند، ولی متاسفانه سرمایه‌ آن در نهایت به طورکامل فراهم نشد و در مرحله‌ پیش‌تولید متوقف شد. از آن جایی که این فیلم به خاطر تعدد لوکیشن و بازیگر برآورد نسبتا سنگینی داشت، تصمیم گرفتم که این فیلم‌نامه را کنار گذاشته و برای فیلم اول‌ام سراغ قصه‌ای بروم که محدودیت‌های خیلی بیشتری داشته باشد و این بار دیگر حتما بتوانم در بدبینانه‌ترین وضعیت اگر تهیه‌کننده یا سرمایه‌گذار پیدا نکردم آن را حتما خودم با کمک دوستانم به مرحله‌ ساخت برسانم. البته منظور  از محدودیت خلاقیت هست نه خودسانسوری. محدودیت‌هایی مثل تک بازیگر بودن و تک‌لوکیشن بودن و … . این شد که دوباره به مدت هشت ماه درگیر نوشتن قصه‌ جدیدی با عنوان «کوپال» شدم.

در مورد طراحی صحنه و تاکسیدرمی حیوانات بگویید. چه طور توانستید در یک فیلم مستقل این طراحی صحنه را اجرایی کنید؟
از همان ابتدا تصویر خانه‌ کوپال را در ذهن داشتم. حتی همان اوایل با جست‌وجوی زیاد توانسته بودم دقیقا طبق چیزی که در ذهنم تصور کرده بودم، یک خانه‌ واقعی در آمریکا پیدا کنم که هنوز هم تصاویرش را در آرشیوم نگه داشته‌ام. مقدار زیادی هم تصویر و فیلم از کارگاه‌های تاکسیدرمی داخل و خارج از ایران به دست آورده بودم که با ارجاع به آن‌ها ساعت‌ها با محمداکبری طراح صحنه و مشاور هنری فیلم مشغول به گفت‌وگو و ایده‌پردازی شدیم که ماحصلی که الان در فیلم می‌بینید، تلاش هشت‌ماهه‌ او و گروهش و تیم زحمت‌کش تهیه و تولید است که بخش زیادی از فعالیت آن‌ها صرفا به خاطر عشق و علاقه و رفاقت بوده است. اتفاقی که شاید در سینمای حرفه‌ای به‌خاطر مناسبات مالی و تولیدی‌اش به ندرت رخ دهد. بخش‌های زیادی از خانه‌ کوپال در بی‌پولی و سرمای خشکِ پائیز و زمستان سبزوار ساخته شده است، مانند قفس‌های پرندگان، تاب هایکو، شیرهای ورودی خانه، باربکیو و … و تمام کارگاه تاکسیدرمی کوپال هم در یک سالن بسیار بزرگ در دانشگاه حکیم سبزوار طراحی و اجرا شده است. این را هم بگویم که تمام حیوانات تاکسیدرمی فیلم با مشقت و پیگیری بسیار زیادی از چهار نقطه‌ مختلف ایران جمع آوری شده است.

کوپال در جشنواره‌های مختلف جهانی موفق بود. شما این میزان موفقیت را برای فیلم پیش‌بینی می‌کردید؟
انتظار داشتم که اولین نمایش فیلم در یک فستیوال الف باشد ولی این اتفاق نیفتاد. چرا که هم نسخه‌ اول آن خیلی طولانی بود و هم یکسری چاله‌ کوچک داشت و هم این که درکل داستانِ کوپال چندان از جنس سینمایی نیست که جشنواره‌های الف دنیا به دنبالش باشند. جالب است برای‌تان بگویم که به همین دلیل آخر هیچ پخش کننده‌ داخلی این فیلم را برنداشت و من یک تنه دو سال است که دارم کار پخش آن را هم خودم انجام می‌دهم. جالب است بدانید حدود ۷۰ جشنواره‌ اولی که فیلم را برایشان فرستادم،آن را رد کردند، ولی من هم‌چنان به کار خودم ادامه می‌دادم و مطمئن بودم که نسخه‌ تدوین مجدد آن حتما جواب مثبت می‌گیرد و خوشبختانه همین اتفاق هم افتاد. خوشحالم تا الان «کوپال» در بیش از ۴۰ جشنواره‌ رسمی پذیرفته شده و ۱۳ جایزه‌ جهانی را به دست آورده است.

برای رسیدن به سینمای مستقل بهای زیادی را داده‌ام. کاش همه‌ دوستانم حاضر بودند این بها را بدهند، آ‌ن‌وقت جریان خاصی در سینمای نوین ایران شکل می‌گرفت و کار کردن هم در این شرایط سهل و آسان‌تر می‌شد

بازخوردها درباره فیلم و بازی لوون در جشنواره‌های مختلف به چه صورت بود؟
در مورد بازخوردها در جشنواره‌های خارجی هم باید بگویم که خوشبختانه خیلی زیاد فیلم را دوست داشتند. عموما تعجب می‌کردند این فیلم با این موضوع و ساختار محصولی از کشور ایران باشد. همگی بدون استثنا سوال می‌کردند که این بازیگر کیست و آن‌را از کجا پیدا کرده‌ام؟! خوشبختانه همه تحسین می‌کردند که لوون چقدر انتخاب خوب و متفاوتی برای شخصیت کوپال بوده است و آن‌ها این موضوع را جزو امتیازهای مهم فیلم قلمداد می‌کردند. جشنواره‌ فیلم همیلتون کانادا هم که به لوون جایزه‌ بهترین بازیگری را داد و بعد از مرگ او نیز پیام تسلیتی را منتشر کرد.

ظاهرا برای ساخت «کوپال» از تهیه‌کننده‌های مختلف جواب نه شنیدید. با این وجود چرا مصر به ساخت آن بودید؟
راهی برایم باقی نمانده بود. می‌گویند دوراهی در درام انتخاب بین بد و خوب نیست، بلکه انتخاب بین خوب‌های آشتی‌ناپذیر یا بد و بدتر است! من رسیده بودم به نقطه‌ای که باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب می‌کردم: یا باید وام می‌گرفتم و با قرض و بدهی فیلم اولم را می‌ساختم، یا این‌که کلا سینما را رها کرده و به شغل دیگری مثل میوه‌فروشی روی می‌آوردم.

از سختی‌های سینمای مستقل و کار در آن بگویید.
سینمای مستقل تماما درد و مشقت و صبوری و مبارزه است. همین‌که در آن چیزی به دست می‌آورید و اتفاقی شما را خوشحال و امیدوار می‌کند، بلافاصله از آسمان یک مصیبت و نکبتی برای‌تان فرود می‌آید. استقلال و آزادی برای هر کسی در هر مکان و جایگاهی بهایی دارد، که من هم اتفاقا برای رسیدن به آن بهای زیادی را داده‌ام. کاش همه‌ دوستانم حاضر بودند این بها را بدهند، آ‌ن‌وقت جریان خاصی در سینمای نوین ایران شکل می‌گرفت و کار کردن هم در این شرایط سهل و آسان‌تر می‌شد. امیدوارم که بتوانم خودم را حفظ کنم و از این مسیر به سلامت عبور کرده و توانایی ادامه دادن آن را داشته باشم.

نکته پایانی درباره فیلم، اکران هنروتجربه و…؟
تشکر می‌کنم از هنروتجربه که هنوز حامی این جریان هنری و خاص است و برایش دعا می‌کنم که به حیات خودش ادامه بدهد و دوباره با آمدن یک شخص جدید بساط‌ش جمع نشود بلکه معایب و کاستی‌هایش رفع و برطرف شود. از تمام لیدرهای خوبم همچون مجید گرجیان، سیامک کاشف آذر، محمد اکبری، امیر مهران، میترا مهتریان، بابک میرزاخانی، حسین قورچیان، سامان مجدوفایی و تمام بازیگران فیلم همچون نازنین فراهانی، پوریا رحیمی سام، شارون و به خصوص مرحوم لوون هفتوان تشکر و قدردانی می‌کنم. این فیلم با خون دل این افراد ساخته شده است. امیدوارم که هنروتجربه به خصوص آقای علم‌الهدی و تیم ایشان بتوانند برنامه‌ریزی بهتر و منظم‌تری برای اکران‌های «کوپال» در تهران و شهرستان‌ها داشته باشند تا زحمات تمام عوامل این فیلم به نحو شایسته‌ای دیده و مورد قضاوت واقع شود.

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>