بازگشت
۲۴ آبان ۱۳۹۷
«هندی و هرمز»: یک مصاحبه، دو یادداشت
درسی که علی ربیعی از«هندی و هرمز» گرفته است
اخبار و رویدادها

هنروتجربه:«هندی و هرمز» به کارگردانی عباس امینی این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است. قصه این فیلم در جزیره قشم می‎گذرد و دباره ازدواج سنتی دو نوجوان با نگاهی آسیب‎شناسانه است.روزنامه ایران به همین بهانه در صفحات ایران جمعه مطالبی را به این فیلم اختصاص داده است از گفت‌وگو با کارگردان تا دو یادداشت از علی ربیعی وزیر سابق کار، تعاون و رفاه اجتماعی و طیبه سیاوشی نماینده مجلس.

عباس امینی:به دنبال نمایش فیلم در مجلس شورای اسلامی هستیم
کارگردان «هندی و هرمز» در این گفت‌وگو درباره اولین مفهوم ذهنی‎اش برای ورود به موضوع فیلم توضیح می‎دهد:«در نگاه آسیب‌شناسانه از زوایای مختلف می‌توان به واکاوی آلام و مصائب کودکانی که در سن پایین ازدواج می‌کنند پرداخت، قربانیان این اتفاق در موارد متعدد دخترانی هستند که با مردان مسن ازدواج می‌‌کنند.  بیان جمله‌ای که ذهنم را درگیر خودش کرده بود؛ این‌که آنها هنوز کودک هستند و نیاز به دنیای کودکی دارند، ازدواج برای‌شان مثل خاله‌بازی است تا ورود به زندگی جدی. اگر مرد قصه را سن و سال‌دارتر درنظر می‌گرفتم دنیای کودکی و تم موردنظر من در نمی‌آمد و سمت و سوق کودک‌آزاری پیدا می‌کرد، ضمن این که نمونه ازدواج کودک با کودک هم زیاد داشتیم، به همین خاطر فکر کردم شاید بهترین زاویه نگاه این باشد که دنیای کودکی بچه‌ها را بفهمیم.»

و در ادامه دلیل پرداختن به چنین موضوعی را چنین شرح می‎دهد:«در پرداختن به موضوع کودکان بی‌شناسنامه در تجربه فیلم اولم«والدراما» و موضوع کودک – همسری در فیلم دومم «هندی و هرمز» در قالب سینمای داستانی چند مسأله دخیل بود اول این که من مستندساز خوبی نیستم (با خنده) و نکته دوم این ‌که در ساخت کار مستند در جاهایی که تصور می‌کنم به حریم شخصی افراد ورود کرده‌ام معذب می‌شوم در حالی که عموماً فیلم‌هایی در حوزه مستند جذاب هستند که وارد این حریم شده و لایه‌‌هایی را بیرون بکشند و در معرض نگاه مخاطب قرار دهند. به لحاظ روحی من در ورود به چنین حریم‌هایی احساس راحتی ندارم و برعکس همه فیلم‌سازها متوقف می‌شوم و به خودم نهیب می‌زنم که کافی است و به عقب برگرد. نکته مهم دیگر این است که اطمینان ندارم کودکان این آثار سال‌ها بعد، از این که در این اثر مستند حضور داشته‌اند احساس رضایت داشته باشند، چون در دنیای کودکی تصور درستی از رسانه ندارند، بنابراین به دقیق بودن قوه تصمیم‌گیری‌شان اطمینان ندارم و ترجیح می‌دهم که در پرداختن به این موضوعات سراغ ساخت مستند نروم.»

امینی در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره انتخاب هرمزگان به عنوان لوکیشن و منطقه جغرافیایی داستان هم عنوان می‎کند:«اول این که خودم جنوبی هستم و طبیعتاً برای من خیلی سینمایی‌تر است یعنی ذهنیت‌های تصویری بیشتری از مناطق آن دارم، ضمن این‌که زبانش را می‌شناختم و چون می‌خواستم با نابازیگرها کار کنم ارتباط گرفتن با کاراکترها برایم راحت‌تر بود. استان هرمزگان هم جزو استان‌هایی است که آمار بالایی در ازدواج‌های زیر سن قانونی دارد. لوکیشن جزیره هرمز به خاطر خاک سرخ‌اش دارای المان‌های تصویری خوبی برای قصه بود از یک سو به خاطر کارخانه‌ای که خاک مردم را می‌فروشد و چیزی دست اهالی آن را نمی‌گیرد و از سوی دیگر از این خاک سرخ برای المان‌های تصویری مدنظرم استفاده کردم.»

این کارگردان در پایان این گفت‌وگو از تلاش‌هایش برای دیده شدن این اثر توسط مسئولین می‎گوید:«خانم طیبه سیاوشی و فاطمه ذوالقدر خیلی حمایت کردند و پیگیر بودند، به‌دنبال آن هستیم که یک اکران در مجلس داشته باشیم. آقای علی ربیعی وزیر سابق کار و رفاه اجتماعی هم از فیلم حمایت کردند و به دنبال سازوکاری بودند تا فیلم از طریق وزارت کار در تمام استان‌ها نمایش داده شود این سازوکار داشت شکل می‌گرفت که نماینده‌های مجلس وزیر را عوض کردند….من حتی از تمام نماینده‌هایی که به این طرح رأی ندادند دعوت می‌کنم که این فیلم را ببینند اگر آن‌ها هم دختر و پسری در خانه دارند حتماً دیدن این فیلم برایشان خوب است.»

تأثیرگذار در مسیر اصلاح قانون
طیبه سیاوشی/ نماینده مجلس
«هندی و هرمز» با وجود اینکه دارای سوژه دردناکی است اما خیلی رنگی است و علت آن تصاویر بکر و زیبای جزیره هرمز و انتخاب هوشمندانه لوکیشن توسط کارگردان است. این فیلم اگر چه موضوعی اجتماعی را مطرح می‌کند که شاید خیلی‌ها تحمل دیدن واقعیت‌های آن را نداشته باشند اما با بازی‌های گرم و باورپذیر بازیگران آماتور قصه را طوری جذاب بیان می‌کند که مخاطب را تا پایان همراه می‌کند. علاوه بر زیبایی‌های بصری و کاراکترهای دلنشین هندی و هرمز، آنچه این سوژه و سیر اتفاقات تلخ را تلطیف می‌کند، پایان‌بندی خوب فیلم است. به ماجرای ازدواج کودکان که ورود کنید با توجیهاتی مواجه می‌شوید مبنی بر اینکه دختران به سنی رسیده‌اند که ازدواج را می‌فهمند و دلشان می‌خواهد ازدواج کنند در صورتی که برای دختر ۱۳ ساله جامعه ایرانی ازدواج امری ناشناخته است و آن را فقط در قالب همان لباس سفید عروسی و کفش پاشنه بلند دنیای کودکی خود می‌بیند؛ نمونه‌اش عروسی دختر ۹ ساله‌ای در مشهد است که با دستور معاون دادستانی متوقف شد. آن‌ها آگاه نیستند که ازدواج قرارداد مهم در زندگی انسان است و با این ناآگاهی از مدرسه بیرون می‌کشندشان و به حجله بخت می‌فرستند و مسئولیت سنگینی روی دوش کودک می‌گذارند؛ این فضا به‌خوبی در فیلم «هندی و هرمز» تصویر شده است. هندی با وجود علاقه زیادش به مدرسه و تحصیل، ازدواج می‌کند و باردار می‌شود و در نهایت مجبور به ترک مدرسه می‌شود، هرمز پسربچه ۱۶ ساله برای تأمین معاش زندگی ناچار به یافتن شغل می‌شود و به هر دری می‌زند و به آن سرنوشت شوم دچار می‌شود. امینی با تصویر وضعیت فلاکت‌بار او نشان می‌دهد که دختر و پسر هر دو قربانی این سنت غلط هستند. پایان‌بندی فیلم و بازگشت هندی همراه با فرزندش به مدرسه امیدوارمان می‌کند که بشود در این مسیر حرکتی فرهنگی داشت، اگرچه سرنوشت مادر ۱۳ ساله و فرزندش هم اشاره‌ای به مصائب زنان سرپرست خانوار دارد. «هندی و هرمز» در راستای اصلاح قانونی (افزایش سن ازدواج) است که این روزها برای آن تلاش می‌کنیم و به اعتقاد من هر چه نمایندگان بیشتری از مجلس این فیلم را ببینند مسیر ما هموارتر خواهد شد. در شرایطی که این روزها برخی با تهمت‌زنی در تلاش هستند مسیر این قانون را تغییر دهند اما تصویب آن امری ضروری است برای آنکه کودکان این سرزمین دچار فقر مضاعف نشوند. در این میان نکته مصیبت‌بار وادار کردن آنها به ازدواج با مهاجران خارجی و تولد کودکان بی‌هویت است؛ زنانی که همسرانشان به‌دلیل اعتیاد یا بازگشت به کشورشان یا مسائل متعدد ترک‌شان کرده و تنها خواسته‌ آن‎ها دریافت یک کارت هویت برای فرزندان‌شان است. با امید به اینکه لایحه تابعیت فرزندان زنان ایرانی دارای همسر خارجی به تصویب برسد. اگرچه برخی معتقد به نظریه هنر برای هنر هستند اما به اعتقاد من هنری والا است که در خدمت جامعه، اجتماع و مردم باشد و حتی در مسیر اصلاحات قانونی تأثیر بگذارد. در بررسی آسیب‌های اجتماعی و اصلاح آن، کدهای زیادی از آثار سینمایی از مردم دریافت می‌کنیم که نشان می‌دهد تا چه میزان یک کار سینمایی به لحاظ فرهنگی تأثیرگذار است. مسلماً ساخت فیلمی مثل «هندی و هرمز» در کنار گالری‌ها و نمایشگاه‌های هنری موضوع محور همراه فعالیت NGOها و تلاش رسانه‌ای تأثیرگذار خواهد شد. به امید روزی که رسانه ملی هم در این حوزه به مساعدت ما بیاید.
درسی که من از «هندی و هرمز» گرفتم
علی ربیعی/وزیر سابق کار، تعاون و رفاه اجتماعی
برای من که با انگیزه‌های اجتماعی به تماشای فیلم می‌نشینم بیش از هر چیز روایت واقع‌گرایانه و به دور از اغراق درد و رنج زوج نوجوان ارزشمند بود. «هندی و هرمز» ملودرامی اجتماعی درباره زندگی زوج نوجوانی است که با نمونه‌های عینی آن در گوشه و کنار ایران رو به رو هستیم؛ کودکانی که دوره‌های تأثیرگذار زندگی آنها از کودکی تا جوانی حذف می‌شود و پا به زندگی مشترکی می‌گذارند که هیچ آمادگی و شناختی برای مقابله با مشکلات آن ندارند. از تبعات تلخ این اتفاق همان‌طور که در فیلم هم دیده شده فرزندآوری زودهنگام است. علاوه بر ازدواج و فرزندآوری زودهنگام معضل مهم دیگری که عباس امینی در این فیلم به آن پرداخته موضوع بیکاری و اهمیت ایجاد اشتغال است. او با این فیلم نشان می‌دهد که با از بین رفتن شغل‌های سنتی و تعریف نشدن شغل‌های جدید، چگونه قاچاق به منزله معیشت جایگزین می‌شود؛ معضلی که با عنوان ته‌لنجی و کولبری و… در مناطق مختلف مرزی کشور با آن روبه‌رو هستیم. هرمز برای یافتن کار به این در و آن در می‌زند، به جاهای مختلف مراجعه می‌کند و حتی کارهای سخت را هم قبول می‌کند اما در نهایت امکان تأمین معاش ندارد. در عین این که به شکل ظریفی به تنهایی آدم‌ها هم پرداخته شده؛ این که هرمز برای پیدا کردن کار در یک منطقه محروم آشنا و رابطه‌ای ندارد و چقدر این دو تنها هستند. از نکات مهم مورد اشاره در فیلم فقدان حمایتگر اجتماعی است که اگر چه به شکل صریح و مستقیم بیان نمی‌شود اما رهاشدگی این دو نوجوان در چنین شرایطی گویای این واقعیت است که نهادهای حمایتی ورود نکرده‌اند. نکته مهم دیگر موضوع فقر در مناطق مرزی و حاشیه متن و ایجاد زندگی دوگانه و توزیع درآمد نابرابر و ناعادلانه است. در پایان داستان با تنهایی هندی و نگرانی مخاطب راجع به سرنوشت او و کودکش موضوع زنان سرپرست خانوار مطرح می‌شود. دختران جوانی که همسر از دست می‌دهند، بی‌پناه می‌شوند و مصیبت‌هایشان چندگانه است. این فیلم ضمن طرح مشکلات اجتماعی به شکل ظریفی ظرفیت‌های اقلیمی و بومی را هم نشان می‌دهد که به اعتقاد من تبلیغ جاذبه‌های گردشگری ایران هم هست. عباس امینی با ساخت این فیلم بار دیگر این حقیقت را یادآور ساخته که اگر چه در این چهار دهه در خیلی از حوزه‌ها پیشرفت نداشتیم اما سینمای اجتماعی توانسته اوج بگیرد، حضور «هندی و هرمز» در شصت و هشتمین جشنواره فیلم برلین یک نمونه از همین موفقیت‌هاست. علاوه بر مضمون و موضوع فیلم نباید از بازی خوب بازیگران آماتور این فیلم هم غافل شد که این قصه را زندگی کردند. پوریا حیدری تهیه‌کننده اولیه این فیلم از چهره‌هایی است که همیشه کارهایش را دوست دارم اما نمی‌دانم به چه علت نام او از تیتراژ حذف شده است. ساخت چنین فیلم‌هایی قطعاً اثرگذار است اگر دیده شوند. با تماشای این فیلم برای خود من به عنوان وزیر دولت این انگیزه ایجاد شد که بر اشتغال روستایی تمرکز بیشتری داشته باشم. کارگردان‌هایی مثل عباس امینی از فیلمسازان مسئولی هستند که نسبت به محیط خود بیگانه نیستند و بر زندگی اجتماعی حساس هستند، باید اسبابی فراهم کنیم تا آثار آن‌ها بهتر دیده شوند و در دعوای گیشه و جریان‌های رسانه‌ای تهیه کننده‌های قدر برای جذب مخاطب، گم نشوند.

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.