بازگشت
۲۲ خرداد ۱۳۹۶
6 درس فیلم‌سازی ورنر هرتسوگ به شاگردانش در مدرسه فیلم‌سازی
چیزی برای آموزش به شما ندارم/ شما فیلم‌ساز هستید نه آشغال‌جمع‌کن
اخبار و رویدادها

هنر و تجربه، ترجمه‌ی رضا حسینی: «بلک فکتوری سینما» در ماه مارس گذشته میزبان ورنر هرتسوگ در کارگاه ده روزه‌ای در مجموعه‌ی مدرسه‌ی بین‌المللی سینما و تلویزیون (EICTV) در شهر سن آنتونیو دی لوس لانوس در کوبا بود. در جریان برگزاری این کارگاه، پنجاه دانشجو از سراسر جهان زیر نظر و با هدایت یکی از غیرقراردادی‌ترین و جالب‌توجه‌ترین فیلم‌سازان معاصر جهان، فیلم‌های کوتاهی ساختند. کریس اوفالت از نشریه‌ی «ایندی‌وایر» به سراغ هشت تن از این دانشجویان رفته است تا ببیند آن‌ها چه چیزهایی آموخته‌اند و چه درس‌های سینمایی از هرتسوگ گرفته‌اند.

۱- او را معلم و مربی خطاب نکنید (دست‌کم وقتی روبه‌رویش ایستاده‌اید)

کوری هیوز (بالتیمور): «همان اولین روز کارگاه، هرتسوگ وارد مسترکلاس شد و به ما گفت که هیچ چیزی برای آموزش به ما ندارد و باید خودمان بیرون برویم و راه خودمان را پیدا کنیم؛ و این‌که ما در فیلم‌سازی و در زندگی کاملاً و مطلقاً تنها هستیم.»

کاتیا لوتاماتی (هلسینکی، فنلاند): «او یک شاعر است و چیزهایی مانند شهود و آنارشیسم را نمی‌تواند به شیوه‌ای مکانیکی به شاگردانش انتقال دهد. به نظرم او به این موضوع واقف است و از این رو به معنی قراردادی یک معلم و مربی نیست. فکر می‌کنم اصلاً به چنین سلسله‌مراتبی عقیده ندارد و بارها و بارها گفته است که مخالف مدارس سینمایی است. او در عوض تلاش کرد تا ما را ترغیب کند و آنارشیسم، شجاعت و حساسیت را در ما ترویج دهد.»

کارلوس ادواردو لِسمِس لوپز (تالین، استونی): «ما از تالار سخنرانی خارج شدیم و یکی از همکلاسی‌ها درخواست گرفتن یک عکس دسته‌جمعی را کرد. با موافقت هرتسوگ جایی ایستادیم و برای عکس آماده شدیم. من که جلوی او ایستاده بودم خم شدم تا او در تصویر مشخص‌تر باشد. آن وقت بود که شنیدم: “هرگز خودت را کوتاه‌تر نکن.” من صاف ایستادم و به‌نوعی عکس همکلاسی‌هایم را از بین بردم اما فکر می‌کنم بهترین توصیه را در فیلم‌سازی و زندگی شنیدم.»

آنجلس ملانژ (بارسلونا، اسپانیا): «او مرتب درباره “سرباز سینما” بودن حرف می‌زد اما این توصیه‌ها به‌درد زندگی هم می‌خورند؛ این‌که بتوانی چیزهای کوچک را فدای دلیلی بزرگ‌تر کنی، آن قدر باهوش باشی که محدودیت‌ها را فراموش کنی و فقط دنبال آن‌چه باشی که برای تو لذت و شادی به همراه می‌آورد.»

۲- «استفاده از فرصت‌ها عامل حیاتی سینما است»

هیوز: «هرتسوگ درباره اهمیت سفر فیلم‌سازان با پای پیاده صحبت می‌کرد و می‌گفت در این سفرها شما محیط‌ها را به‌گونه‌ای به‌مراتب متفاوت تجربه خواهید کرد؛ به‌گونه‌ای که مجبور می‌شوید به خودتان متکی باشید و به‌تنهایی با همه چیز مواجه شوید؛ و به این شیوه، طبیعت بکرتر و دست‌نخورده‌تری به زندگی و فیلم‌های شما راه پیدا خواهد کرد.»

کارگاه فیلم‌سازی ورنر هرتسوگ

مکس باربِکاو (لس‌آنجلس): «او دائم از هم‌پیمانی با شخصیت‌ها و ابداع سناریوها می‌گفت. گرانبها بودن این پند زمانی اثبات شد که با چالش رفتن به کوبا، یافتن داستان و ساختن فیلم کوتاهی در دو هفته که به آن فضا وفادار باشد، مواجه شدم؛ چون باعث شد با محیط پیرامونم ارتباط برقرار کنم و به من کمک کرد تا جذب دنیایی شوم که در آن قرار گرفته بودم. فیلم‌سازی به‌خصوص نگارش فیلم‌نامه می‌تواند فرایندی دشوار و غریبانه باشد که در آن خودانزوایی برای رسیدن به خلاقیت و حرکت روبه‌جلو توجیه‌پذیر است. هرتسوگ نه از داخل به خارج بلکه برعکس از خارج کارش را شروع می‌کند و با تسلیم شدن و پذیرا بودن زندگی‌ای که او را احاطه کرده است.»

۳- درباره سینمای غیرداستانی: «شما فیلم‌ساز هستید نه آشغال‌جمع‌کن»

هندریک فالر (لندن، انگلیس): «او به من گفت اصلاً مهم نیست که می‌خواهی یک مستند بسازی یا فیلم داستانی، اگر برای داستان‌گویی لازم باشد که چیزهایی را سرهم کنی، این کار را انجام بده!»

باربکاو: «آموختم که مثل یک مگس روی دیوار بودن، احمقانه‌ترین ایده‌ی ممکن است؛ انگار یک دوربین مداربسته هستی که چهارده سال از بانکی فیلم گرفتی و شاهد هیچ سرقتی نبودی. هرتسوگ گفت کاری که باید بکنی این است که زنبور باشی و نیش بزنی چون تو فیلم‌ساز هستی نه آشغال‌جمع‌کن.»

فالر: «از هرتسوگ درباره شیوه‌های مصاحبه‌اش سؤال کردم و او گفت چه‌طور مصاحبه کردن با یک فرد نیازمند راه‌یابی به قلب اوست و این چیزی نیست که بتوانم به تو یاد بدهم. من این طور متوجه شدم که باید از غریزه‌ام استفاده کنم. روز بعد با پدر و پسر نجاری مصاحبه داشتم. بیست دقیقه وقت داشتم و هرگز آن‌ها را ندیده بودم و باید فیلمی درباره درودگری می‌ساختم. در پنج دقیقه‌ی اول متوجه شدم که رابطه‌ی خاصی میان این پدر و پسر وجود دارد، پس به جای پرسیدن این‌که چه‌طور یک صندلی را می‌سازید؟ پرسیدم: چند وقت است که پسرتان را می‌شناسید؟ این سؤال ابتدا پدر را سردرگم کرد ولی ناگهان لبخند جانانه‌ای زد و با دست پشت پسرش زد و گفت: هفده سال است. او پسرم است… اما نتوانستم روز تولدش در کنار خانواده‌ام باشم… فهمیدم که با این سؤال داستانی را پیدا کردم… اگر با هرتسوگ ملاقات نکرده بودم احتمالاً فیلم خسته‌کننده‌ای درباره نجاری می‌ساختم.»

او  گفت اصلاً مهم نیست که می‌خواهی یک مستند بسازی یا فیلم داستانی، اگر برای داستان‌گویی لازم باشد که چیزهایی را سرهم کنی، این کار را انجام بده!

۴- «به‌سرعت آن‌ها را سوار اسب‌های‌شان کنید»

فالر: «هرتسوگ به من گفت آن‌ها را به‌سرعت سوار اسب‌های‌شان کن؛ جمله‌ای که در یک فیلم وسترن به معنی این است که تماشاگر برای دیدن سوارکاری و اکشن آمده است و نباید وقت را هدر داد. در کل فیلم‌سازی یعنی این‌که به‌سرعت تماشاگران را درگیر داستان‌تان کنید.»

ماتیاس گونتر (سوییس): «در فیلم کوتاهم شخصیت اصلی، داستانِ آدم‌ربایی برادر جوان و خودکشی مادرش را تعریف می‌کند. هرتسوگ به من گفت به جای این مقدمه‌چینی و نشستن پای درددل شخصیت اصلی، وسط کارش به سراغ او برو و بعد به‌سرعت پای گذشته را وسط بکش.»

۵- درباره تدوین: «بیش از حد نپزید»

هیوز: «در حال تدوین، نسخه‌ای را که احساس می‌کردم راف‌کات است به هرتسوگ نشان دادم. او گفت از تدوین دست بکش. کارت تمام شده و دیگر نباید روی تدوین وقت بگذاری. تدوین را نباید بیش از حد طولانی کنی یا این‌که فیلمت را دوباره تدوین کنی؛ در غیر این صورت فیلم تو احساس و مفهوم زندگی و انرژی را از دست می‌دهد.»

لوپز: «من به هرتسوگ گفتم که می‌خواهم از یک طراح صدا استفاده کنم. گفت خوب است اما وقت زیادی برایش در نظر نگیر. گفتم حتماً، دو هفته به‌ش وقت می‌دهم. او رو به من کرد و با صدای بلند گفت: نه! دو روز! در دو هفته فیلم بعدی‌ات را می‌سازی!»

سخت کار کنید و همه‌ی انرژی‌تان را صرف کنید اما بعد از پایان ساعت کاری بیرون بزنید و چیزهای دیگری را تجربه کنید. زمان زیادی را به حرف زدن درباره فیلم‌ها اختصاص ندهید… فیلم بسازید اما زندگی‌تان را هم ادامه دهيد

۶- این یک حرفه است پس همین طور با آن برخورد کنید

هیوز: «با فیلم‌سازی هم مثل یک حرفه رفتار کنید. سخت کار کنید و همه‌ی انرژی‌تان را صرف کنید اما بعد از پایان ساعت کاری بیرون بزنید و چیزهای دیگری را تجربه کنید. زمان زیادی را به حرف زدن درباره فیلم‌ها اختصاص ندهید… فیلم بسازید اما زندگی‌تان را هم ادامه دهيد.»

ناستیا کورکیا (مسکو، روسیه): «این تجربه به‌شدت مرا تغییر داد و باعث شد اولین گام‌های فیلم‌سازی‌ام را پیش از آغاز به کار در صنعت تبلیغات به یاد بسپارم. این تجربه مرا به تفکر درباره مهم‌ترین و ابتدایی‌ترین موضوع واداشت: این‌که باید کاری بکنید، اشتباه‌های خودتان را انجام بدهید، داستان خودتان را بنویسید، و راه خودتان را بیابید؛ و باید همین الان این کارها را انجام بدهید. درست همین حالا. با تمام فوریت.»

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*