بازگشت
>
۲۹ شهریور ۱۳۹۶
پل شریدر از مضامین فیلم جدیدش و انقراض بشر می‌گوید!
فیلم‌سازان هم مثل هنرمندان ديگر گشنه شده‌اند / دنیا وقتی از شر ما خلاص شود، بهتر خواهد شد
اخبار و رویدادها

هنروتجربه، رضا حسینی: اصلا جای تعجب ندارد که فیلم‌سازی چون پل شریدر که در خلق کلاسیک‌های تیره‌وتاری مانند «راننده تاکسی» (مارتین اسکورسیزی، ۱۹۷۶) و «ژیگولوی آمریکایی» (شریدر، ۱۹۸۰) سهیم بوده است، رگه‌ای تمام‌عیار از بدبینی با خود داشته باشد.  او در گفت‌وگوی خود با ورایتی، درباره این موضوع صحبت کرده است که چرا فکر می‌کند بشر بعید است قرن فعلی را پشت سر بگذارد. او پیش از این نیز در گفت‌وگویی در جشنواره تورنتو گفته بود که باور دارد گرمایش جهانی به‌شکلی در حال سرعت گرفتن است که چندان کاری از دست آدم‌ها برای جلوگیری از تغییرهای بوم‌شناختی برنمی‌آید. درام جدید پل شریدر با عنوان «اولین مهذب»/ First Reformed در جشنواره‌های پاییزی حسابی مورد تحسین قرار گرفت. فیلم به مقوله‌های مرتبط با ایمان می‌پردازد و در ضمن حکم هشداری درباره تباهی دنیای طبیعی را دارد. داستان، شخصیت ایتن هاک را دنبال می‌کند که در یک شهر کوچک کشیش است و در آستانه‌ بدل شدن به یک تروریست انتحاری، به منظور طرفداری و خدمتِ رادیکال به محیط زیست است! شریدر درباره مذهب در سینما و این‌که چرا جهان بدون انسان‌ها نفس راحتی خواهد کشید، با برنت لنگ از ورایتی صحبت کرده است.

چرا تصمیم گرفتید این فیلم را بسازید؟
همیشه معنویت و روحیه مذهبی را در فیلم‌ها و سینما تحسین کرده و دانشجوی آن بوده‌ام. من کتابی در این باره نوشته‌ام اما هرگز فکر نمی‌کردم که در این مسیر کاری هم انجام بدهم. من شیفته‌ اکشن و گرایش‌های غریزی‌ای هستم که خارج از محدوده معنویت قرار می‌گیرند. با این حال همیشه آثار متفکرانه و مکاشفه‌وار را دوست داشته و تحسین کرده‌ام. تقریباً دو سال و نیم پیش بود که با پاول پاولیکوفسکی صحبت می‌کردم، فیلم‌سازی که «آیدا» را ساخته است؛ ما درباره اقتصاد جدیدِ فیلم‌سازی و این‌که چه‌طور می‌شود فیلمی مثل «آیدا» را در آمریکا ساخت، با هم صحبت کردیم. امروز فناوری به ما اجازه می‌دهد بودجه‌ها را واقعاً پایین بیاوریم. وقتی با او از رستوران خارج شدم، فکر کردم که وقتش رسیده است یکی از این فیلم‌ها را بسازم.

با این وجود، فیلم شما فقط درباره ایمان نیست؛ و به محیط زیست هم می‌پردازد. چه چیزی باعث علاقه‌مندی شما به این موضوع شد؟
ما با بحران‌های محیط زیست و در کل بوم‌شناسی مواجه هستیم که سؤال‌های تاریخی و فلسفی‌ای را برای ما برجسته کرده‌اند. انسان همیشه درگیر این مسأله بوده است که آیا زندگی معنایی دارد یا نه، و پس از مرگ چه اتفاقی برای او خواهد افتاد. حالا که ما به‌نوعی می‌توانیم پایان این حضور در جهان مادی را ببینیم، این سؤال‌ها فوریت بیش‌تری یافته‌اند.

شما زمانی با این فیلم به جشنواره تورنتو و دیگر رویدادهای سینمایی رفتید که آمریکا دستخوش گردبادهای ایرما و هاروی شد. آیا این باعث شد که فیلم شما و مضامین مرتبش بهتر درک شوند؟
این وقایع هم بخشی از شرایط تازه‌ی ما هستند. اما فقط گردبادها نیستند. کوه‌های یخ در حال سقوط در دریاها هستند. کالیفرنیا در آتش می‌سوزد؛ و این جریانی است که همین طور سرعت می‌گیرد. من فکر می‌کنم انسان خردمند (یا همان «اشرف مخلوقات» خودمان) با شناختی که داریم، کارش به قرن بعد نمی‌کشد. اما وقتی موزه‌ای از دنیای جانداران ساخته شود، خوش‌بختانه جایی برای فیلم‌سازان وجود خواهد داشت.

این نگاه خیلی بدبینانه‌ای است. آیا دلیلی برای خوش‌بینی وجود ندارد یا واقعاً فکر می‌کنید کارمان تمام است؟
هر کسی که امیدوار است در واقع متوجه شرایط نیست. ده یا پانزده سال پیش، دلیلی برای امیدواری وجود داشت اما حالا دیگر کارمان را کرده‌ایم و دست‌مان رو شده است. اولویت‌های ما برملا شده‌اند و در راحتی و رفاه خودمان خلاصه می‌شوند و نه وجود نسل‌های بعد. اما فکر نمی‌کنم حیات هوشمند با انسان‌ها به پایان برسد؛ حتی زندگی اخلاقی هم پس از انسان‌ها می‌تواند ادامه یابد. ما کم‌وبیش آشیانه‌مان را به گند کشیده‌ایم و دنیا وقتی از شر ما خلاص شود، بهتر خواهد شد.

اولین مهذب

فیلم‌های معنوی که پیش از این توصیف‌شان کردید چه تفاوتی با فیلم‌های به‌اصطلاح ایمان‌محور دارند؟
فیلم‌های به‌اصطلاح ایمان‌محور آمريكا چندان فرقی با فیلم‌های نمونه‌ای هالیوود ندارند. اساس همه‌ آن‌ها بر احساسات بنا شده است؛ و بر سوءاستفاده و دغل‌کاری. این فیلم‌ها تماشاگر را تهدید می‌کنند تا بعدش به احساس آرامش برسد؛ غمگین می‌کنند تا شادی برایش معنی پیدا کند؛ و شخصیت‌ها را به انجام این کار و آن کار وامی‌دارند. تدوین هم بر اساس قواعدِ جواب‌ پس‌داده انجام می‌شود. در نهایت هم تماشاگر شاید احساس کند که تجربه‌ای را از سر گذرانده اما در واقع در معرض دستورالعملی از پیش مشخص قرار گرفته است. این کاری است که عموم فیلم‌های هالیوودی و به‌اصطلاح ایمان‌محور انجام می‌دهند. اما نوع دیگری از فیلم‌ها هم وجود دارند؛ آثاری که گلوی شما را نمی‌گیرند و شما را مجبور به گوش کردن و احساس کردن نمی‌کنند. این فیلم‌ها از شما فاصله می‌گیرند و شما را به حرکت به سمت‌شان دعوت می‌کنند. گاهی وقت‌ها این فیلم‌ها متفکرانه، معنوی یا آهسته نامیده می‌شوند. قدرت این نوع فیلم‌ها در این است که تماشاگر را به حرکت وامی‌دارند نه این‌که او را در موضعی منفعل قرار دهند.

فناوری جدید از جمله دوربین‌های دیجیتال چه‌طور فیلم‌سازی را تغییر داده‌اند؟
وقتی من شروع به کار کردم، فیلم‌برداری فیلم‌ها ۴۵ تا ۵۰ روز زمان می‌برد که حالا به ۲۰ روز رسیده است. قیمت‌ها پایان آمده است و شما می‌توانید درباره موضوع‌هایی فیلم بسازید که پیش از این بسیار گران تمام می‌شدند و کم‌تر امکان ساخت‌شان مهیا می‌شد. این اخبار خوبی است. البته اخبار بد هم این است که شما ممکن است با پنجاه هزار دلار فیلم بسازید و در نهایت پول‌تان را از دست بدهید چون کسی فیلم را تماشا نمی‌کند. ما امروزه فیلم‌های بسیار زیاد و متنوعی می‌سازیم که فروختن‌شان بسیار دشوار است. سینما و فیلم‌ها برای صد سال، رابطه‌ی ویژه‌ای با نظام سرمایه‌داری داشتند و همین موضوع آن‌ها را در میان قالب‌های هنری استثنا کرد. قاعده این بود که اگر تماشاگران به دیدن فیلمی بروند، آن فیلم برای‌شان ساخته می‌شود. این موضوع باعث موفقیت چشمگیر فیلم‌ها شد تا آن‌ها بر خلاف دیگر قالب‌های هنری پول‌ساز شوند. چند نقاش را می‌شناسید که از هنرشان پول درمی‌آورند؟ پنج درصد؟ چند درصد از نویسندگان؟ اما حالا فناوری این رابطه‌ خاص را شکسته است و و! ما می‌توانیم فیلم‌ها را خیلی ارزان‌تر از قبل بسازیم اما گذران زندگی با فیلم‌سازی به‌مراتب کار دشوارتری شده است.

ورایتی•

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*