بازگشت
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
گفت‌وگوی سایت هنروتجربه با بهرنگ دزفولی‌زاده کارگردان «استون»
اهل آزمون و خطا هستم/ اگر هنروتجربه نبود این فیلم‌ها کجا اکران می‌شد؟
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-کامبیز حضرتی: «استون» داستان چهار کوهنورد را در فضای کوهستان برفی به تصویر می‎کشد. فیلم بیشتر آز ان که داستان پررنگی داشته باشد یک فضا را نشان می‌دهد که البته در کارگردانی آن موفق است اما روابط آدم‌ها و قصه بین آن‌ها به درستی در فیلم جا نیفتاده‌است. درحالی که فیلم ویژگی های زیادی برای موفقیت داشت و تجربه سختی را برگزیده بود. تهیه‌کنندگی این فیلم کوتاه را بهرنگ دزفولی‌زاده و مریم تجدد برعهده دارند و  بانیپال شومون، مرضیه وفامهر و سارا توکلی از بازیگران این فیلم کوتاه هستند. با بهرنگ دزفولی زاده درباره «استون» و تجربه اکران آن به گفت‌وگو نشستیم.«استون» در مجموعه فیلم‎های کوتاه روز هنروتجربه در حال اکران است.

اسم گذاری فیلم زنانه و آپارتمانی است اما فضای آن در دل کوه اتفاق می‌افتد. چرا چنین عنوانی را برای فیلم انتخاب کردید؟
علاقه‌مندی من در فیلمی که می‌سازم و تجربه‌ای که انجام می‌دهم این است که تجربه دیگران را تکرار نکنم، حتی اگر به این قیمت این باشد که فیلم گیشه نداشته باشد. دوست دارم بیشتر آزمون و خطا کنم و تجربی کار خودم را پیش ببرم. استون در فرهنگ لغات رایج بین افراد در واقع لاک پاک کن است و در اصل یک چیز پاک کننده به حساب می‌آید. در واقع براساس این خصلت این اسم را انتخاب کردیم. مهجور ماندن شخصیت‌های زن در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم و زندگی آن‌ها براساس فرهنگ و آیین ما همیشه دغدغه من بوده است و در تمام زندگی‌ام سعی می‌کنم فیلم‌های اجتماعی متفاوتی بسازم که کمتر کسی سراغ آن رفته است یا جوانب موضوع آنقدرها باز نشده است.

آن‌هم باوجود لاغر بودن قصه‌ها؟
تک لاین بودن قصه یا کمرنگ بودن قصه برای من اهمیت دارد و دلم می‌خواهد شرایط ماجرا را پیش ببرد تا هر لحظه بتوانم به تماشاگر سیلی یا رکب بزنم. «استون» حاصل همین اتفاق است. ایده‌ای بود که به ذهن من رسید و بعدا فهمیدم که بیژن نجدی یک قصه مشابه آن در کتاب خودشان دارند. چند وقت قبل از طرف جشنواره فیلم کوتاه تهران به من گفتند که فیلم را در بخش جایزه سینما و ادبیات شرکت دهم. آن‌ها گفتند شما از بیژن نجدی در مرحله نوشتن الگو گرفتید؟ که من گفتم نه واقعا مفهومی بود که به ذهنم رسید. این حرف باعث شد که در آن بخش حضور نداشته و حذف شوم. اگر فیلم اقتباسی بود می‌توانست در آن بخش شرکت کند. سعی می‌کنم در فیلم‌سازی جسور باشم و تکلیفم با خودم روشن باشد. اعتقاد دارم فیلم‌ساز وسیله‌ای است که اندیشه و آگاهی نسبت به یک سناریو را باید بگوید. هیچ آدمی در سینما مهم‌تر از خود فیلم نیست. فیلم مانند یک بچه است که باید حالش خوب باشد و بتواند رشد کند و شکوفا شود. همه ما تلاش می‌کنیم که این بچه درست تربیت شود. سعی کردم از فضای کارمندی که در سینما و تلویزیون و فیلم کوتاه وجود دارد دور باشم و از افراد حرفه‌ای استفاده کردم حالا چه جایزه سینمایی گرفته باشند و چه انگیزه سینمایی داشته باشند. برای من انگیزه بالای آدم‌ها درعمل خیلی مهم است.

سعی می‌کنم در فیلم‌سازی جسور باشم و تکلیفم با خودم روشن باشد. اعتقاد دارم فیلم‌ساز وسیله‌ای است که اندیشه و آگاهی نسبت به یک سناریو را باید بگوید. هیچ آدمی در سینما مهم‌تر از خود فیلم نیست. فیلم مانند یک بچه است که باید حالش خوب باشد و بتواند رشد کند و شکوفا شود

این تک لاین بودن قصه برآمده از سابقه تصویری شما در عکاسی نیست؟
عاشق سینمای اروپای شرقی هستم و در سینمای ایران به کیانوش عیاری و از اصغر فرهادی فارغ از جوایزی که گرفته‌اند، علاقه دارم. اصغر فرهادی باعث شد که ما در سینمای ایران جدی‌تر به فیلم‌نامه‌نویسی نگاه کنیم. شما یک زمانی با آبرنگ نقاشی می‌کنید و رنگ‌های شما با گوآش فرق دارد.سعی کردم با آبرنگ نقاشی کنم. یعنی دنبال قصه‌ای بروم که همه عناصر آن درست است ولی مسیرش قابل حدس زدن نیست. این روش بیشتر در فیلم‌های کارگردان‌های اروپایی مثل کیشلوفسکی، پولانسکی، آنجلو پلوس و… قابل ردیابی است و من هم سعی کردم در این مسیر حرکت کنم. امیدوارم حرفم با عملم یکی باشد. چون یک زمانی به خودم گفتم که ما فیلم‌سازهای بزرگی در سینمای ایران داریم که اگر قرار باشد،کار آن‎ها را تکرار کنم، خود این افراد وجود دارند و نیازی به من نیست. اگر قرار است حرف تازه‌ای نداشته باشم، بهتر است فیلم نسازم و کارهای دیگری انجام دهم. این هوای تازه مثل چیزهایی است که ناصر تقوایی یا علی حاتمی، عباس کیارستمی و… به سینما اضافه کردند. امیر نادری هم در این مسیر نقش پررنگی داشت و هنوز هم یک فیلم‌ساز شیطان، کنجکاو و تجربه‌گرا ست. من با دیدن فیلم «کوه» در گروه هنروتجربه بسیار لذت بردم. مدت‌ها داشتم فکر می‌کردم که این پتک زدن چرا باید این همه تکرار شود؟ اما می‌توانم این طور جواب دهم که هر وقت در زندگی مسیری را رفتم که ناامید شدم یاد آن پتک افتادم و این فیلم خیلی رویم اثر گذاشته است. همیشه می‌گویم به طور قطع می‌شود تغییر به‌وجود آورد و حالا به این تاکید فیلم بیشتر پی می‌برم چون چیزی را در من تغییر داد. اصلا فیلم‌سازی این است که چیزی در شما تغییر پیدا کند. این تلاش و ممارست مهم است و باید به این فکر کرد که تو محکوم به موفقیت هستی. زمانی که در سال ۱۳۹۴ خواستیم «استون» را شروع کنیم برف کمی آمده بود. ما حتی تا زنجان رفتیم و برف پیدا نکردیم. خیلی از دوستان گفتند بیا و با برف کم بساز اما من اصرار کردم باید برف موردنظرم پیدا کرد. ما آنقدر گشتیم و در پل خواب به فضای موردنظرمان رسیدیم.

اتفاقا سینمای کیانوش عیاری هم این ویژگی را دارد که مطلوب شماست. در کار او ضمن تعریف قصه فیلم‎ساز رنج زیادی را به خودش و گروه تحمیل می‌کند.
ما حتی برای یک سکانسی که خط الراس است واقعا خط الراس را تجربه کردیم.

چقدر تولید «استون» طول کشید؟
چون سعی کردیم پیش تولید خوبی داشته باشیم، کار روان بود اما در زمان تولید کار را به دوستانی سپرده بودم و آن‌ها نتوانستند آن چیزی را که می‌خواستم فراهم کنند و در روز پایانی مجبور شدیم یک روز زودتر کارمان را تمام کنیم. با این وجود هفت روز فیلم‌برداری کردیم و در این مدت استراحت چندانی نداشتیم. ما باید در طول فیلم یک صبح تا بعدازظهر نشان می‌دادیم و با غروب خورشید کار پایان می‌گرفت. زمان فیلم‌برداری کار در اسفندماه بود و خورشید زود غروب می‌کرد و ما مجبور بودیم زود برگردیم. ولی این کار برای من جذاب و شیرین بود و بعضی موقع‌ها از خواب که بیدار می‌شوم از خودم می‌پرسم این فیلم تمام شد یا نه؟ چون فیلم سختی بود. البته فیلم‌سازان کوتاه زیادی داریم که در آپارتمان کار می‌کنند که قصه‌های خوب و جذابی دارند. احساس من این است که اتمسفر «استون» کمی متفاوت‌تر از فضاهای آپارتمانی است و خیلی از دوستان گفتند ما تصور می‌کردیم که پلان‌های عکاسی زیادی از تو می‌بینیم اما تا آن‌جا که توانستم سعی کردم این اتفاق نیافتد و به عنوان عکاس دیده نشوم تا مخاطب بگوید عجب قاب قشنگی بلکه دلم می‌خواست بگویند چه فیلم خوبی.

اما خودبه خود تصاویر فیلم در ذهن ما می‌ماند.
«استون» برایم یک ویژگی داشت و آن اینکه می‌خواستم ببینم فیلم‌ساز هستم یا نه؟ فقط موفقیت من مهم نبود بلکه اهمیت داشت که آدم‌ها هم همراه شوند و به این نظر برسند که این توانایی را دارم که یک پروژه سخت را کارگردانی کنم. این فیلم کاملا برایم یک چالش بود. این چالش‌ها را دوست دارم چون این تلاش‌ها و آزمون و خطاها در زندگی اهمیت دارد. الان در هفته‌هایی که به ساخت فیلم بلندم نزدیک می‌شوم، مدام به من می‌گویند چقدر لاغر شدی و این نشان می‌دهد که دائما برای خودم محدویت‌هایی ایجاد می کنم که ذهنم با این فیلم باشد. به دلیل تداخل با تولید این فیلم، دوست داشتم «استون» در زمان دیگری در هنروتجربه اکران می شد تا فرصت داشتم برای آن تبلیغات بیشتری می‌کردم.

با وجود شرایط سخت چه طور بازیگرها را برای حضور متقاعد کردید؟
دوست ندارم وارد مسائل مربوط به بازیگرها شوم ولی ما بازیگر باهوش کم داریم. بازیگرهایی که در حرف و عمل اعلام کنند که من هستم زیاد نیستند. خیلی‌ها می‌گویند ما دوست داریم کار خوب انجام دهیم اما در عمل به آن وفادار نیستند. برای مرضیه وفامهر به خاطر این که همسر استاد ناصرتقوایی است دورشدن از تهران سخت بود. او بیشترین همکاری را با من کرد و از همکاری با او لذت بردم و فکر می‌کنم یکی از بازیگرهای سختکوش ما است. شاید سینما هنوز آنچنان به قابلیت‌های او پی نبرده است. در این نقش هم خیلی گستاخانه و بی‌پروا بازی کردند و آن را درست اجرا کردند. فکر می‌کنم فیلم‌نامه بازیگر را جذب می‌کند و همیشه تلاش می‌کنم در مرحله فیلم‌نامه کار درست را انجام دهم. دنیای فیلم‌نامه‌های کوتاه از نظر تولیدی با فیلم بلند متفاوت است و کمتر می‌شود به اجرای آن‌ها دست پیدا کرد. مرضیه وفامهر انتخاب جدی من بود و ایشان را کنار خودم داشتم. زمانی که با بانیپال شومن وارد صحبت شدیم او هنوز در اذهان سینمایی شناخته شده نبود. ایشان آمدند و خیلی همراه بودند.به نظر من همه چیز باید با تاتی تاتی شروع شود تا کسی راه برود. توانایی آدم‌ها در تئاتر برایم خیلی مهم است. قبلا تئاترهایی داشتیم که فقط بازیگرهای تئاتری خاص می‌خواست اما درحال حاضر تئاتر ما به سمت فضاهای اجتماعی روز آمده است. بازیگران تئاتر آزمون و خطاهایی کرده و وقت‌های برای خودشان گذاشتند که خیلی از بازیگران به آن نرسیده‌اند. این تجربه اولویتم برای انتخاب بازیگر است. ما امروز از زندگی نمایشی و اتوکشیده دور و به زندگی واقعی نزدیک شدیم. الان دوره‌ای شده است که یک بازیگری با یک عرق‌گیر می‌آید و جای بازیگرهای با لباس‌های مارک‌دار را می‌گیرد.

احساس من این است که اتمسفر «استون» کمی متفاوت‌تر از فضاهای آپارتمانی است و خیلی از دوستان گفتند ما تصور می‌کردیم که پلان‌های عکاسی زیادی از تو می‌بینیم اما تا آن‌جا که توانستم سعی کردم این اتفاق نیافتد و به عنوان عکاس دیده نشوم تا مخاطب بگوید عجب قاب قشنگی بلکه دلم می‌خواست بگویند چه فیلم خوبی

با این وجود قصه دچار محدویت شده و لطمه دیده است.
افق نگاه من اکران در هنروتجربه بود. گروهی که با آمدنش خیلی از فیلم‌های درخشان و دیده نشده را اکران کرد تا از گنجینه‌ها بیرون کشید. همین الان هم برای گرفتن مجوز، ۱۱ نسخه ارسال کرده‌ایم. قبل از ساخت در مسیر قصه ما اتفاقاتی رخ داد که این تغییرات باعث شد که کدگذاری‌های ما تغییر پیدا کند. متاسفانه فضای گرفتن سکانس فینال که خیلی از چیزها را را باز می‌کرد برای ما ممکن نشد و فیلم از آن‌جا لطمه خورد.

منظور از نتوانستیم اصلاحیه بود یا اشکال در اجرا؟
یک مقدار مشکل زمان‌بندی و بخشی هم مساله اصلاحیه داشتیم و عوامل مختلف دست به دست هم داد تا نتوانیم آن اتفاقی که می‌خواهم را رقم بزنم. اما همین که آگاهی دادیم برای من کافی است. شاید حتی یک زمانی برگردم و نسخه بلند «استون» را بسازم.

نظر شما درباره گروه هنروتجربه چیست؟
فکر می‌کنم معنای واقعی هنروتجربه در خیلی از فیلم‌هایی که در این گروه نمایش داده‌اند، هست و این اتفاق به خاطر مفهومی است که توسط امیرحسین علم‌الهدی و تیم‌شان شکل گرفت. ما همیشه دوست داریم به چیزهایی اعتراض کنیم و نق بزنیم ولی فقط سوال من این است که اگر این گروه نبود این فیلم‌ها کجا پخش می‌شد؟ آن‌هم باتوجه به این که در این شرایط اقتصادی روز، سینمادار به امید فروش، چراغ سینما را روشن می‌کند. اگر این فیلم‌ها دیده نمی‌شد اتفاقا در آن‌ها رشد فیلم‌سازی اتفاق نمی‌افتاد. اگر از من بپرسی پنج فیلم خوبی که در سال ۹۷ دیدی کدام‌ است می‌توانم سه تا از آن‌ها را از بین فیلم‌های هنروتجربه نام ببرم.

عکس:یاسمن ظهورطلب

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.