بازگشت
۲۲ خرداد ۱۳۹۸
در مراسم نکوداشت حمید سهیلی از پایداری،حال خوب و مهرش به ایران زمین گفتند
هرچه ساخته از سلامت محض برخوردار است/ اظهار امیدواری برای نمایش آثار در هنروتجربه
اخبار و رویدادها

هنروتجربه-سحر آزاد:چه آن‎ها که دوست سالیان حمید سهیلی بودند و چه آن‎هایی که به نمایندگی از هم‌صنفان خود برای تقدیر از این مستندساز آمده بودند، از ایران دوستی او گفتند و او را از نمونه‌های معدود یک ایرانی توصیف کردند.

مراسم نکوداشت حمید سهیلی، مستندساز شناخته شده ایرانی عصر دیروز سه شنبه ۲۱ خرداد در سالن سیف الله داد خانه سینما برگزار شد. در این مراسم که همایون امامی اجرای آن را برعهده داشت، چهره‌هایی هم‌چون محمدرضا اصلانی، فرهاد ورهرام، اسماعیل میرفخرایی، پیروز کلانتری، آیدین آغداشلو، ارد عطارپور، سیدمحمد بهشتی، مرتضی رزاق کریمی،علی دهکردی،امیر اثباتی،مجتبی میرطهماسب، ابراهیم حقیقی، مهرداد اسکویی، احمد امینی،بهمن کیارستمی،شادمهر راستین و مسئولانی چون منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما،سیدمحمد طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی،جعفر صانعی مقدم مدیرعامل گروه سینمایی هنروتجربه،لادن طاهری سرپرست موزه سینما، فریبا فرزان نماینده کمیته ملی حافظه جهانی، محسن استادعلی رییس انجمن صنفی کارگردانان مستند و نماینده‌ای از شبکه مستند حضور داشتند.

همایون امامی، منتقد سینما و مستندساز در بخش‌های مختلی از این مراسم به ذکر ویژگی آثار و شخصیت سهیلی پرداخت. او در شروع برنامه، با قرائت متنی، زندگی این مستندساز را مرور کرد و در بخش آغازین آن گفت:«وقتی گفته می‌شود حمید سهیلی ۴۰ سال به سینمای ایران خدمت کرده، یک رقم کلی است و شاید در گفتار ساده بیاید اما وقتی آن را خرد می‌کنیم و با مثال‌های متفاوت و ما به‌ازاهای فرهنگی، تولیدی و سینمایی آن را ارزیابی می‌کنیم، تازه متوجه می‌شویم چه گوهر گرانبهایی را داریم و چقدر باید از این قضیه شاکر باشیم که چنین فردی در کنار ماست و آرزو کنیم که سالیان سال خداوند عمر باعزت به او بدهد.»

پیروز کلانتری:زنده کردن استناد در سینمای مستند
در ادامه همایون امامی از پیروز کلانتری دیگر مستندساز حاضر در این جمع خواست تا درباره آثار حمید سهیلی و نوع مواجهه‌ای که باید با سینمای سهیلی داشته باشیم، صحبت کند.

کلانتری نیز درباره شرایط کاری سهیلی گفت:«حمید سهیلی حیات خلوتی برای خودش فراهم می‌کند که شاید خلاف خلف و عادتی است که بر سینمای مستند ما در آن سال‌ها در حرکت بود. ما می‌خواهیم ببینیم او چه جایگاهی قبل و بعد از آن دوره دارد و اساسا می‌خواهم بگویم چرا این سینما دیده نمی‌شود و نسبت لازم و مهمی را که باید با آن برقرار شود، اتفاق نمی‌افتد؟ از همین حجم مفصل کارهایی که او انجام داده است، شروع می‌کنم و اینکه این حجم کار چه معنایی را در خودش دارد؟»

او با طرح همین پرسش‌ها افزود:«حمید سهیلی استناد را در سینمایش زنده کرد و برایش مهم است. اتفاقا معتقدم حمید سهیلی سینما برایش ابزار است. وقتی از کلمه ابزار استفاده می‌کنیم شاید یک نگاه تحقیرکردن سینما به‌وجود بیاید اما موضوع فیلم‌های حمید سهیلی،جهان تاریخی و… است و اهمیت اصلی برای او دارد. حمید سهیلی سینما را ابزاری می‌داند که می‌تواند این جهان را ثبت کند، زنده نگه دارد و درست ثبت کند یعنی گزارش ندهد بلکه ثبت کند. این دو از نظر من فرق دارد.»

او سپس به تفاوت ثبت و گزارش دادن اشاره کرد:«آنچه درست ثبت می‌شود همیشه می‌توان به آن ارجاع داد و همیشه برایمان منبع است اما گزارش از بین می‌رود و نمی‌توانیم نسبت‌های تازه یا ارجاع تازه به آن داشته باشیم.»

کلانتری درباره حجم کارهای سهیلی هم چنین تحلیل کرد:«آنچه از حضور حمید سهیلی در این سینما برایم جذاب است، مجموعه مفصل ۳۲ فیلم سال‌های ۷۱ _۷۲ است که هفته به هفته دنبال می‌کردم و برایم اتفاق غریبی بود. او این کار را مستمر و مداوم انجام داد و آنچه برای ما باقی گذاشت اصلا چیز کوچکی نیست به این معنا که می‌توانیم این کارها را ببینیم و به شکل‌های مختلف با آن رابطه برقرار کنیم و به ما برای ما خوانش، ارجاع دادن و..کمک می‌کند. این کارها یک نوع دعوت و سفره‌ای است که حمید سهیلی پهن و اینها در حجم خودش معنا پیدا می‌کند. اینکه گفتم او گزارش نمی‌دهد و سندگذاری می‌کند به این معناست که او ذهن مهندسی دارد. مهندسی نه به معنای اینکه چیزی را به اثر الصاق کند یا یک نوع روایت‌گری و فیلم‌نامه‎نویسی انجام دهد. منظور من این است که یک نوع نگاه به کار ثبت سند دارد.»

او درباره شخصیت سهیلی نیز گفت:«آن موقع‌ها هم می‌گفتم که از دهه ۷۰ ما مستندسازها «من»هایی بودیم که حمید سهیلی در میان ما یک جنتلمن بود، هم در کوشش، هم در حضورش، هم به یک معنا در خلوتی که داشت و جدا از فضای مناسبات و روابط، کار خودش را می‌کرد. حمید به قاعده، مرتب و به‌جا خیلی چیزها را در فیلمش می‌گذارد. در تحقیق، گفتار، انتخاب گفتار خوانی‌ها و.. هرچیزی جای خودش را پیدا می‌کند و این‌ها به معنای گزارش دادن نیست بلکه به معنای صندوقچه‌هایی است که در آن را می‌بندد برای اینکه روزی آن را باز کنیم و بعد با دیدنش متوجه شویم که چقدر خوب چیده شده‎اند.»

او حرف‌هایش را با این نتیجه‌گیری به پایان برد:«سینمای مستند ویژگی را نیاز دارد که حمید دارد یعنی پایداری، در یک فضا باقی ماندن، اهمیت دادن به آن فضا و حیات خلوت را حفظ کردن که امروز کار بسیار سختی است.»

آیدین آغداشلو:کشف جهان اطراف
در ادامه این نشست، همایون امامی کارهای سهیلی را واجد عمق تحقیق و تکیه بر کارشناسانی دانست که به آثارش عمق می‌بخشیدند و با این اشاره از آیدین آغداشلو که در مجموعه «به سوی سیمرغ، جستجویی در نقاشی قدیم ایرانی» با سهیلی همکاری داشت، دعوت کرد تا درباره این مستندساز و همکاری‎شان صحبت کند.

آیدین آغداشلو، نقاش و کارشناس هنر صحبت‌هایش را با تشریح وضعیت سینمای مستند آغاز کرد:«زمانی با عباس کیارستمی در مورد فیلم‌هایش صحبت می‌کردیم و اینکه چقدر آثارش به مستندگونه بودن وابسته است. به او گفتم تو در مورد خودت فیلم می‌سازی و سینمای مستند هم وجود دارد اما چقدر می‌توانی به واقعیت محض برسی؟ اگر دوربینت را از نقطه «الف» به نقطه «ب» ببری واقعیت ممکن است از زاویه دیگری نشان داده شود. پس سینمای مستند به گونه‌ای که ثبت واقعیت محض باشد، نیست. از طرف دیگر سینمای مستند برای برخی بهانه‌ای بوده است برای اینکه حرف‌های دیگرشان را بزنند مثل ابراهیم گلستان که در «موج و مرجان و خارا» حرف‌های خودش را زد. بعضی وقت‌ها هم این نوع حرف‌ها به شوخی تبدیل می‌شود. مثلا یادم است منوچهر طیاب یکی از گاوهای سفالین نقاشی شده دوره سلجوقی را با موسیقی اسپانیایی نشان می‌داد. فکر می‌کنم سینمای مستند در بین دو بخش قرار گرفته است. بخش اول سازنده‌های متوهمی هستند که فکر می‌کنند عین واقعیت را ثبت می‌کنند که این‎طور نیست و بخش دوم که یک‎جاهایی دارد بازی درمی‌آورند اما گمان می‌کنم سینمای مستند حمید سهیلی درجای درست‌تری حرکت می‌کند. در عین حال که ثبت می‌کند، معنایی را هم دنبال می‌کند.»

آغداشلو در بخشی از صحبت‌هایش به شخصیت سهیلی اشاره کرد:«از آنجاکه سال‌ها با او دوستی کرده‌ام، می‌توانم این جمله را برایش بگویم که او خوب حرکت کرده است و این موضوع به شخصیت او برمی‌گردد و شاید به راهی که تصادف‌هایی هم در آن باعث ادامه این مسیر شده است مثل آشنایی او با بهرام بیضایی، شمیم بهار و… او از این آشناهایی سود برد و جهان خودش را ساخت که همه اینها به شخصیت او برمی‌گردد. حمید سهیلی به گفته کلانتری جنتلمن بود اما من می‌خواهم به جای این کلمه ازلفظ آقا استفاده کنم.»

آغداشلو درباره مجموعه «معماری» به کارگردانی حمید سهیلی نیز گفت:«این مجموعه ماندگار است چون شاید آن بناها تغییر کرده باشند یا دیگر نباشند. مهم‌تر از همه او آدمی است که جهان اطرافش را کشف کرده است. وقتی به دهه ۶۰ برمی‌گردم می‌بینم او چه کار دشواری انجام داده است البته تلویزیون آن زمان آنقدر معرفت داشت که بخواهد چیزهایی را از میراث سرزمینش ثبت کند . حمید سهیلی هم مجموعه‌هایش را ساخت و هنوز مجموعه نقاشی ایرانی را می‌توان در کلاس‌ها نمایش داد.»

به گفته او، حمید سهیلی هرچه ساخته از سلامت محض برخوردار است چون خودش هم درستکار و پرکار است و می‌خواهد دیگران را در لذت خودش شریک کند. او چنین فیلم‌سازانی را در تاریخ معاصر کم توصیف کرد و دلیل آن را منیت‌هایی دانست که باعث شده است شخصیت‌هایی همچون سهیلی اندک باشند.

آغداشلو صحبت‌هایش را با حال و هوای شخصی‌تر از رابطه‌اش با سهیلی به پایان برد:«او سماجت داشت و بعد از انقلاب من را به چه جرات و مهری به کار دعوت کرد، منی که قرار بود به عمد از یاد بروم اما او مرا به یاد آورد و البته بعدا دیگران از جمله روزنامه‌نگاران این کار را کردند. این نشان‎گر روح پویا، جستجوگر، شجاعت، سماجت و آقایی اوست که کم حرف می‌زند، متین است و آن لبخند همیشگی‌اش که نمی‌توانستی دعوت او را رد کنی. هیچوقت نمی‌توانستم به او نه بگویم و هنوز هم اگر چیزی از من بخواهد نمی‌توانم نه بگویم.»

ارد عطارپور:پایمردی تحسین برانگیز
در بخش دیگری از این مراسم، همایون امامی پرسشی را در مورد شرایط ساخت آثار حمید سهیلی و  دشواری‌هایی که با آن روبه‌رو بوده است، مطرح کرد. او برای پاسخ بیشتر به این پرسش از ارد عطارپور، مستندساز خواست تا درباره این موضوع صحبت کند. عطارپور با بیان اینکه سابقه دوستی‌اش با سهیلی نسبت به دوستان قبلی کمتر است و به سال ۱۳۸۰ برمی‌گردد که به خاطر یکی از مستندهایش مورد تشویق سهیلی قرار گرفت، درباره او گفت:«پایمردی او را همیشه تحسین کرده‌ام. این پایمردی نه تنها در سلوک و منش بلکه در کارش هم بود و کوچک‌ترین نان به نرخ روزخوردنی را در او نمی‌بینید. وقتی به پیشینه او نگاه کنید، نگاه او به ایران، معماری و بعدا شهرسازی همانی است که در دهه‌های بعد انقلاب نیز بود. او دل در گرو مردم دارد اما این موضوع کمترین تاثیری در کار و نگاهش نداشت چون حیطه کاری او از رخدادهای اجتماعی جدا بود.»

او سپس به شرایط کاری مستند معماری ایرانی اشاره کرد و درباره اهمیت آن گفت:««فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های تاریخی در مستند، مجموعه معماری است. در دوره‌ای که تاریخ مورد اتهام بود، مجموعه‌ای ساخته شد که از دوره قبل اسلام شروع می‌شد و الان متوجه می‌شویم چقدر این مجموعه مهم است چون شهرهایی مانند یزد، نائین و.. شکل گذشته خود را ندارند و کالبد قدیمی همین شهرها اسنادی است که سهیلی برجای گذاشته.»

عطارپور هم‌چنین درباره آنچه طی رابطه‌اش با سهیلی به آن پی برده است، عنوان کرد:«او با ثبات و قدرتمند است و حضورش بسیار موثر. او چراغ خاموش، بدون این‎که تشویق شود حرکت کرد و فیلم‌سازهایی را به سمتی سوق داد که اکنون در قالب آدم‌های شاخص آن‌ها را می‌شناسیم.»

شادمهر راستین:تصاویری شناسا و قابل درک
این مراسم با صحبت‌های همایون امامی درباره اهمیت مجموعه معماری و ثبت جهانی آن در یونسکو  ادامه یافت و سپس با این مقدمه از شادمهر راستین، فیلم‌نامه نویس و معمار خواست تا به تحلیل مجموعه معماری بپردازد.

راستین که در بخش‌های زیادی از صحبت‌هایش از خاطرات کودکی خود از تماشای مستندهای تاریخی از سهیلی گفت و در ادامه افزود:«بیشترین نکته‌ای که از حمید سهیلی یاد گرفتم این بود که چگونه یک شخصیت می‌تواند روشنفکر باشد بدون اینکه نگاه او از بالا به پایین باشد. فیلم‌های حمید سهیلی در حوزه معماری خیلی به‌درد من خورد چون امروز فهمیدم ثبت را با سند برابر کرده است. سند به نوعی مدرک است و من را به درک می‌رساند. هم‌چنین یکی از چالش‌های معماری، درک فضاست. آقای سهیلی شما ثبت‌های قابل انتقال را برای ما قابل درک کردید. شما تصاویری گرفتید که برای ما شناسا و قابل درک شدند و باعث می‌شوند ما بتوانیم در این فضاها زندگی کنیم.»

اسماعیل میرفخرایی: یاد داد ایران را دوست بداریم
در ادامه اسماعیل میرفخرایی، مجری و تهیه‌کننده برنامه‌های تلویزیونی که با حمید سهیلی سابقه همکاری داشت،به روی صحنه آمد.او  در ابتدای صحبت‌هایش گفت که کلمه مناعت طبع را با حمید سهیلی تجربه کرده است. او در ادامه با ذکر این موضوع که وقتی با سهیلی همکاری داشت تا دیروقت در استودیو گلستان با یکدیگر بحث می‌کردند، از احوال شخصی‌اش در آن دوران و تاثیر سهیلی بر خودش گفت:«بعد از انقلاب دلخور از شرایط خانه‌نشینی بودم. او با من تماس گرفت و گفت که به استودیو گلستان بروم. وقتی یکی دو قطعه از فیلم‌هایش را دیدم، یک حالت مسخ‌شدگی داشتم. من آدم علمی هستم و نمی‌خواهم بگویم خیلی مسخ شده بودم اما باید بگویم در یک حالت خاص این فیلم‌ها را دیدم. سهیلی به من یاد داد ایران را دوست داشته باشم و نگذارم تغییرات رویم اثر بگذارند بلکه ایران را همچنان دوست داشته باشم.»

میرفخرایی سخنان خود را با نحوه آشنایی با سهیلی و دیدن مجموعه‌هایش به اتمام رساند:«آشنایی من با او در قلعه‌الموت شروع شد. او روی دیوارهای الموت می‌دوید و آنجا بودکه فهمیدم او بچه ایران است. سهیلی به من یاد داد تاریخ چیست. هربار که شب‌ها دلم می‌گیرد، فیلم‌های او را می‌بینم و با امید به ایران بزرگ و عزیز در آینده شب را می‌گذرانم.»

سید محمد بهشتی:تقدیر از مجنون فرهنگ سرزمین ایران
بالاخره نوبت به خود سهیلی نیز رسید. او که به دلیل نشستن روی ویلچر در تمام مدت برگزاری مراسم در انتهای مراسم قرار داشت، برای سخنرانی به روی صحنه آمد و در چند جمله گفت:«وقتی به گذشته کاری‌ام نگاه می‌کنیم دوباره آنچه برمن گذشته برایم زنده شد. از حضور همگی‌تان ممنون.»

نسرین شکیب، همسر سهیلی نیز پس از آن با تشکر از برگزاری این مراسم از خانواده سهیلی همچون برادر و خواهرهایش که در زمان ساخت مجموعه «معماری» از مادر بیمارشان مراقبت کردند و بدون همراهی آن‎ها این مجموعه ساخته نمی‌شد، تشکر کرد و گفت که افتخار می‌کند در کنار سهیلی بوده است. او اظهار امیدواری کرد که هرچه زودتر سهیلی برنامه کاشان را شروع کند.

در ادامه لوح‌های تقدیر از سوی نهادهای مختلف اهدا شد. منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما با اهدای لوح خانه سینما از تلاش‌های سهیلی تشکر کرد و جعفر صانعی مقدم، مدیرعامل گروه سینمایی هنروتجربه نیز پیش از اهدای لوح تقدیر این مجموعه گفت:«با افتخار از طرف گروه هنروتجربه به پاس زحمات ارزشمند حمید سهیلی این لوح را اهدا می‌کنم. او با ممارست در حوزه معماری باعث مباهات می‌شود. امیدوارم کارهای او را در گروه هنروتجربه اکران کنیم.»

سیدمحمدطباطبایی نژاد، مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم هنگام اهدای لوح تقدیر عنوان کرد:«سال‌های طولانی است که در محضر حمید سهیلی هستم و به او ارادت دارم. از انجمن صنفی کارگردانان مستند برای برگزاری این مراسم تشکر می‌کنم و امیدوارم شاهد کارهای جدید از سوی حمید سهیلی باشیم.»

سلیم غفوری نیز به نمایندگی از شبکه مستند لوح تقدیری اهدا کرد و برای حمید سهیلی آرزوی صحت سلامت کرد و در ادامه لادن طاهری، سرپرست موزه سینما پس از اهدای لوح تقدیر گفت:«به همه آنچه گفته شد این را اضافه می‌کنم که حمید سهیلی جز معدود مستندسازان ایرانی است که یک نسخه از فیلمش را به فیلمخانه آورد و گفت که این فیلم برای همه کسانی که ایران را دوست دارند، اهدا می‌کند.»

فریبا فرزان، نماینده کمیته حافظه جهانی هم لوح تقدیر را به سهیلی اهدا کرد و افزود:«من نماینده کمیته ملی هستم که برنامه حافظه جهانی یونسکو را مدیریت می‌کند. این برنامه برای حفظ و دسترسی به میراث مستند است و بخشی از آن به حافظه دیداری و شنیداری برمی‌گردد که مجموعه معماری هم در همین قالب ثبت جهانی شد. ضمن اینکه آقای سهیلی در همان سال‌های کار در این مرکز، راش‌های چهار مجموعه مستندهایش شامل «معماری»، «مروری بر تاریخچه مختصر خط در ایران»، «به سوی سیمرغ، جستجویی در نقاشی قدیم ایرانی» و «کارگاه‌های صنایع دستی» را به این سازمان هدیه کرد.»

محسن استادعلی، رییس انجمن صنفی کارگردانان مستند هم در ادامه از فرهاد ورهرام، مستندساز شناخته شده خواست تا نشان عالی این انجمن را به حمید سهیلی اهدا کند. ورهرام نیز در چند جمله گفت:«دوستان می‌گفتند کار او دائره المعارف است. خیلی خوشحالم که دوست سالیان حمید سهیلی هستم و این هدیه انجمن صنفی را به کسی می‌دهم که او را به عنوان اصحاب دائره المعارف می‌شناسم.»

پایان بخش این برنامه هم صحبت‌های سید محمد بهشتی، کارشناس معماری و سینما بود:«قرار نبود من حرف بزنم اما فقط به یک نکته اشاره می‌کنم که چرا حمید سهیلی  این خصوصیت‌ها را دارد. اگر در دیده مجنون نشینی/بغیر از خوبی لیلی نبینی. او مجنون فرهنگ این سرزمین است.»

او در خاتمه سهیلی را نمونه یک ایرانی توصیف کرد:«ما در دوره معاصر دو اثر حافظیه و سعدیه را داریم. مقبره سعدی را محسن فروغی ساخت که شاگرد مدرسه بوزار فرانسه بود و مقبره حافظ را آندره گدار خارجی ساخت اما همه مقبره حافظ را بیشتر دوست دارند با اینکه نمونه شبیه آن را نداریم پس فرق این دو مقبره چیست؟ گدار با معماری ایرانی یک تاریخ طولانی انس داشت اما فروغی با معماری ایرانی انس نداشت. حمید سهیلی هم این‎گونه است. او سازش کوک شده، آدم باحالی است و حالش خوب است. او به این راحتی تحت تاثیر وقایع روزمره قرار نمی‌گیرد و ثبات قدم دارد. سانتی مانتال نیست و از این جهت از نمونه‌های معدود ایرانی است.»

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.