بازگشت
۲۴ خرداد ۱۳۹۸
آرمان فیاض از کارگردانی «مانیکور» و اکران بسته فیلم‌ کوتاه بهاریه می‎گوید
تحلیل‌های تماشاگران خیلی ارزشمند است/«هنروتجربه» جسورانه عمل کرد
اخبار و رویدادها

هنروتجربه_سحرآزاد: «مانیکور» در ظاهر مراسم تشییع پیکر یک زن جوان را به تصویر می‌کشد اما جنسیت او پس از مرگ مشخص می‌شود و اهالی روستا به این خاطر جنجال به پا می‌کنند. آرمان فیاض در پنجمین تجربه خود در گارگردانی داستانی را روایت کرده به گفته خودش، به‌غیر از بازیگر اصلی و طراح صحنه بقیه عوامل تا پایان فیلم‌برداری از اصل ماجرا باخبر نبودند. «مانیکور» این روزها در بسته «بهاریه فیلم‌ کوتاه» درحال اکران است. به همین بهانه با آرمان فیاض گفت‌وگو کردیم.

شما تجربه فیلم‌برداری فیلم‌های زیادی داشته‌اید و پیش از «مانیکور»چهار فیلم کوتاه هم کارگردانی  کرده‌اید اما در این فیلم هم کارگردان بوده‌اید و هم فیلم‌بردار. تجربه همزمان دو کار با هم سخت نبود و بیشتر روی کدامیک متمرکز بودید؟
به طور قطع خیلی سخت است چون فیلم‌برداری تمرکز بالایی می‌خواهد و اساسا فیلم‌برداری به قلب تپنده گروه معروف است و به طور کلی به کل گروه سازندگان فیلم، گروه فیلم‌برداری هم می‌گویند بنابراین به این معناست که در سینما، فیلم‌برداری خیلی مهم است. ابتدا قرار نبود خودم فیلم‎برداری کنم. قرار بود هومن بهمنش فیلم‌برداری کند، منتهی او به خاطر مشکلی نتوانست به این پروژه بیاید. از طرف دیگر برایم خیلی سخت بود با کسی که در جریان نیست کار کنم و به همین دلیل تصمیم گرفتم خودم که در ماجرا هستم و تجربه فیلم‌برداری کمی هم نداشتم، فیلم‌برداری را انجام دهم. اگرچه خیلی سخت است که حواس‌تان به اکسپوز مناسب، قاب‌بندی و گروه فیلم‌برداری باشد و بخواهد کارگردانی هم کند. البته دو دوست عزیز در فیلم‌برداری و کارگردانی کمک زیادی کردند و قطعا حضور آن‌ها بی‌تاثیر نبود تا بتوانم هردو کار را به استانداردهایی که در ذهنم است، برسانم.

پروسه ساخت فیلم چقدر طول کشید؟
فیلم‌نامه سال ۹۳ بر اساس قصه‌ای از بیژن نجدی نوشته و اواخر ۹۵ ساخته شد و اوایل سال ۹۶ مراحل فنی آن به اتمام رسید. هرچه بیشتر پیش می‌رفتم از قصه نجدی فاصله گرفتم به طوری که الان فیلم یک خط کمرنگ از داستان آقای نجدی دارد. بنابراین از همان سال ۹۳ به تدریج دنبال لوکیشن می‌گشتم چون لوکیشن خیلی مهم بود و باید یک جای به خصوصی از نظر جغرافیایی می‌بود و آدم‌هایش هم به خصوص بودند چون فیلم وارد یک شرایط بحرانی خاص می‌شد.

فکر می‌کردم گره فیلم در انتهای آن است و ضربه‌ای که قرار است بزند، در انتها زده می‌شود، پس خیلی مهم است که رفتار بازیگران در سکانس پایانی باورپذیر باشد. احساس کردم اگر اصل داستان را ندانند نتیجه درست‌تری می‌گیرم

از نظر لوکیشن چه خصوصیاتی باید وجود داشت؟
باید برف‌گیر و دورافتاده بود و کمتر تمدن شهری در آن وجود داشت و بافت کاملا روستایی بیشتر بود. در کنار همه این خصوصیات، این روستا باید یک بقعه مذهبی هم پیشانی‌اش می‌داشت. تقریبا شاید حدود ۲۰۰ روستا را در اطراف دیلمان دیدم و در نهایت این روستا را انتخاب کردم، اگرچه در طراحی صحنه تغییراتی را در بقعه، غسالخانه و…انجام دادیم و از سال ۹۳ تا ۹۵ که فیلم‌نامه درحال تصحیح بود، انتخاب لوکیشن هم طول کشید و مدام در فصل‌های سرد سال سفر و حتی گاهی در جاده‌های برفی گیر کردم.

انتخاب بازیگران چطور بود؟
بازیگر اصلی فیلم از ابتدا انتخاب و فیلم‌نامه براساس خصوصیات او نوشته شده بود، بنابراین پیداکردن بازیگران اصلی چالش خیلی سختی برایم نبود اما بقیه بازیگران را سعی کردم از کسانی انتخاب کنم که بومی هستند که آن‌ها هم صرفا افراد ساکن آن روستا نبودند بلکه از روستاهای اطراف بودند، بعضی از آن‍‎ها بازیگری یا سینما خوانده بودند و به لهجه گیلکی هم مسلط بود. در مورد بقیه بازیگران هم سعی کردم با تمرین و برداشت‌های زیاد به آنچه می‌خواهم برسم. خیلی زمان زیادی از من نگرفت و در این زمینه خوش شانس بودم.در واقع به‌غیر از سه چهار بازیگر اصلی بقیه از روستاهای اطراف بودند. اتوبوسی داشتیم که هر روز آن‌ها را از روستاهای اطراف جمع می‌کرد.یکی از دشواری‌هایمان هم این بود که چون آن‎ها با موضوع راکورد آشنا نبودند، باید آموزش می‌دادیم که با همین مدل مو یا همین میزان ته ریش در روز بعد به سر کار بیایند اما یک نکته هم وجود داشت و آن این‌که، بازیگران بومی خودشان بودند و همین نکته برایم خیلی مهم بود.

موضوع فیلم به‌جز بازیگران اصلی و حرفه‌ای، برای دیگر بازیگران بومی سخت نبود؟
آن‌ها در جریان داستان فیلم نبودند. به جز بازیگر اصلی فیلم که در فیلم‌نامه هم شخصیت اصلی از اصل ماجرا خبر دارد، مابقی، از داستان خبر نداشتند و هر دفعه هم که درباره موضوع فیلم می‌پرسیدند به داستان اصلی اشاره نمی‌کردم.

شیوه کارتان این‌گونه است یا سر این فیلم چنین کردید؟
سر این فیلم این‌گونه شد چون فکر می‌کردم گره فیلم در انتهای آن است و ضربه‌ای که قرار است بزند،در انتها زده می‌شود، پس خیلی مهم است که رفتار بازیگران در سکانس پایانی باورپذیر باشد. احساس کردم اگر اصل داستان را ندانند نتیجه درست‌تری می‌گیرم. البته معمولا در سمت فیلم‌بردار هم به کارگردان پیشنهاد می‌دهم کار را رج نزند و براساس قصه پیش برود چون نتیجه درست‌تری می‌گیرد به خصوص وقتی بازیگران هنرور یا نابازیگر دارید، تداوم حس درست‌تر می‌شود یا وقتی خطی فیلم‌برداری می‌کنید، اگر پیش بیاید که بخواهید بخشی از داستان را عوض کنید، راحت‌تر می‌توانید این کار را انجام دهید. در مورد این فیلم هم به جز طراح صحنه و بازیگر اصلی، عوامل دیگر فیلم هم از داستان خبر نداشتند و در پایان فیلم وقتی به بازیگران گفتم باید چنین جمله‌ای بگویند چهره‌شان آنقدر متعجب شده بود که ‌گفتند اجازه نمایش فیلم را نمی‌دهند.

الان که فیلم درحال اکران عمومی است، بازخوردها چطور بوده است؟
ما اکرانی در شهر قم داشتیم که استقبال خوبی از آن شد و حتی دو روحانی فیلم‌ساز قم در فاصله دو روز با من تماس گرفتند و برایم جالب بود که فیلم را دوست داشتند و می‌گفتند چه دغدغه جالب و موضوع انسانی در فیلم وجود دارد. حتی علاقه‌مند بودند یک‌بار دیگر فیلم را ببینند. در اینستاگرام هم افراد زیادی هستند که پیام می‌دهند و فیلم را دوست داشته‌اند. خیلی‌ها هم برای بار دوم به سینما رفته‌اند و برای خیلی‌هایشان هم جذاب بود که هنروتجربه چه اکران جسورانه‌ای را برای این بسته انجام داده است چون نه تنها در مورد فیلم من، «زونا» هم در این بسته بود و این دو اثر، فیلم‌های جسورانه‌ای بودند که هنروتجربه اکران کرده و برای مردم جالب است.

همین که فیلمم اکران عمومی پیدا کرد برایم قدم بسیار بزرگ و رو به جلویی است چون وسعت تماشاچیانی که می‌توانند حرفه‌ای نباشند یا تماشاچیان واقعی و از جنس مردم باشند، به من در سینمای آینده‌ام خیلی کمک می‌کند. نقدها، توصیف‌ها و تحلیل‌هایشان خیلی ارزشمند است

«مانیکور» را هشت سال بعد از فیلم قبلی‌تان ساختید. دلیل خاصی دارد؟
نه. در این مدت،فیلم‌برداری زیادی انجام داده‌ام و الان هم درحال فیلم‌برداری هستم و یکی از دلایلش این است که فیلم کوتاه بعدی که می‌خواهم بسازم هزینه زیادی دارد. اصولا هم نهاد حمایتی درستی نداریم و معمولا این هزینه از جیب خود فیلم‌سازان صرف می‌شود و بازگشت سرمایه هم سخت است. «مانیکور» جز موفق‌ترین فیلم‌های بین‌الملل ما در سال گذشته بود با این‌حال به دلیل تحریم‌ها یا جایزه‌های مالی به دستم نرسیده یا جایزه‌هایی که گرفته‌ام مالی نبوده است. بسیاری از جشنواره‌ها به دلیل مشکل پرداخت جایزه مالی معمولا سعی می‌کنند جایزه ویژه هیات داوری بدهند مثلا من تا به حال چهار جایزه ویژه هیات داوران گرفته‌ام. بسیاری از جوایز نقدی هم به دستم نرسید. در هر صورت همین که فیلمم اکران عمومی پیدا کرد برایم قدم بسیار بزرگ و رو به جلویی است چون وسعت تماشاچیانی که می‌توانند حرفه‌ای نباشند یا تماشاچیان واقعی و از جنس مردم باشند، به من در سینمای آینده‌ام خیلی کمک می‌کند. نقدها، توصیف‌ها و تحلیل‌هایشان خیلی ارزشمند است.

برنامه‌ای برای فیلم جدید دارید؟
یک فیلم‌نامه جدید به نام «سولار بوی» دارم که کم شباهت به «مانیکور» نیست البته دنیای مخصوص خودش را دارد و در تلاش برای گرفتن کمک هزینه خارجی برای ساخت آن هستم. قدم‌های خوبی هم برداشته‌ام. منتشر جواب هستم چون از فیلم‌نامه‌های پرخرج است و اگر کمک هزینه مهیا شود، در مهر ماه تولید این فیلم کوتاه را شروع می‌کنم.

 

دیــدگاه ها و نــظرات

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.