حسام الدین مقامی کیا

از معدود دفعاتی بود که سالنی کوچک در طبقه منفی دو برج میلاد، شلوغ می شد. در ایام جشنواره فجر ، تعداد زیادی از اهالی رسانه، از فیلم های صاحب نامان سینمای ایران و داغی و رونق بخش مسابقه سال ۹۲چشم پوشیدند تا فیلمی مستند را تماشا کنند؛ خارج از بخش مسابقه و بیرون از سایه نام فیلمسازان .یک نام، رونق را به این سالن کوچک بد مسیر آورده بود؛ «پرویز پرستویی»؛ نامی که می تواند مصداق تعبیر «سوپر استار» باشد و به تنهایی برای گرم کردن سالن های سینما و چرخاندن دوربین رسانه ها به سوی یک پروژه سینمایی کفایت می کند. چه رسد به این که بخش اصلی یک ایده جذاب و مستند باشد: دو نفر تصمیم می گیرند سه شبانه روز نخوابند و فرض را بر این بگذارند که در پایان روز سوم می میرند؛ این بای بسم الله «بیداری برای سه روز» است. حضور پرستویی در نخستین فیلم یک فیلمساز و دقیق تر: نخستین مستند یک مستندساز، گرچه جالب و شوکه کننده نیست. او نشان داده با جوان های سینما و ایده های نو، میانه خوبی دارد.

وقتی سال گذشته، «شب بیرون» را تهیه کرد، تقریبا هم پای سال های عمر کاوه سجادی حسینی، فیلم سینمایی بازی کرده بود و در این سو، کاوه سجادی قرار بود ساخت نخستین فیلمش را تجربه کند. علاقه پرستویی به تجربه های جدید، خود اتفاق جدیدی نیست. کارنامه بازیگری او، عقبه ای غنی است از نوگرایی و چارچوب شکنی. او همانطور که می توانست در تعدادی از بهترین کمدی های بعد از انقلاب مثل«لیلی با من است» و «مومیایی ۳ » و «مارمولک» شلیک خنده تماشاگران را موجب شود، توانسته بود با چشمانی که انگار همیشه لعابی از اشک دارند، در «آب و آتش» و «بیست» و «بید مجنون»، تماشاگرانش را متاثر و مغموم کند، با هیبت و هیمنه ای هم قواره یک فرمانده، دوست داران «آژانس شیشه ای» و «موج مرده» را به شور بیاورد، آسمان جل پشت هم اندازی بشود در «آدم برفی»، در «روبان قرمز» و «صد سال به این سالها » عاشق پیشگی کند و بد من «کافه ترانزیت» باشد.ِ با چنین کارنامه ایست که سامان سالور وقتی یکی از غامض ترین نقش های سال های اخیر را در «سیزده ۵۹» می نویسد، آن را خرمنی می یابد که کوبیدنش از پرستویی بر می آید؛ نقش فرمانده ای که سال ها پس از اتمام جنگ، از کما بیرون می آید و حالا با دنیایی بعید از آنچه می شناخت روبرو می شود. او از معدود بازیگرانی است که سیر تکوین انقلاب را در کارنامه اش دارد؛ نقش یک انقلابی در «شکار» و «صد سال به این سال ها»، نقش رزمنده در «لیلی با من است»، «پاداش سکوت»، «دیار عاشقان»، «پیش تازان فتح» و «دوئل»، نقش فرمانده جنگ در دوران صلح با فیلم های «آژانس شیشه ای»، «موج مرده»، «به نام پدر» و «سیزده ۵۹ » و حالا که سن و سالش هم اقتضا می کند، در نقش پدر چند شهید در فیلم «مهمان داریم». پرستویی حالا تنوع نقش هایش را با «بیداری برای سه روز» کامل کرده؛ با بازی در نقش خودش.

منبع بولتن شماره یک هنر و تجربه