شهناز مرادی
فیلم «یک اتفاق ساده» که گروه سینمایی «هنر و تجربه» با نمایش آن اکران های خود را آغاز کرد، همچنان در برنامه نمایش این گروه سینمایی قرار دارد. آنچه در ادامه می خوانید، مختصری است در معرفی مرحوم «سهراب شهید ثالث»، کارگردان صاحب نام این فیلم و مجموعه آثار او.
شهید ثالث متولد ۱۳۲۲ در تهران و فارغ التحصیل کنسرواتوار مستقل سینما در پاریس بود. او که فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۴۵ با ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند آغاز کرد، در کارنامه سینمایی خود علاوه بر «یک اتفاق ساده»(۱۳۵۲)، دو فیلم دیگر به نام های «طبیعت بی جان»(۱۳۵۴) و «درغربت»(۱۳۵۴) دارد.
شهید ثالث «یک اتفاق ساده» را فارغ از دغدغه‌های سودآور فیلم‌های تجاری آن سال‌ها می‌سازد. فیلم با نمایش مقطعی از زندگی عادی و ملال آور یک بچه شهرستانی، سر آغاز فصلی نو در سینمای ایران می‌شود. فصلی با سبک و سیاق سینما حقیقت. این فیلم در بیست و چهارمین جشنواره برلین به نمایش در می آید و موفق به دریافت چندین دیپلم افتخار می‌شود.
جریان زندگی آرام یک سوزنبان پیر قطار و خانواده‌اش، موضوع اصلی فیلم «طبیعت بی جان» قرار می‌گیرد. وسواس در نمایش جزئیات روزمره با تکرارهای مکرر و ریتمی کند همه آن چیزی است که شهید ثالث بار دیگر به نمایش می‌گذارد. حتی حرکت نگران کننده خانواده به سوی آینده‌ای نا‌معلوم، پس از دریافت حکم بازنشستگی، پایان یا سرآغاز یک زندگی جدید نیست، همه زندگی سراسر یکنواخت و ملال آور است. «طبیعت بی جان» در بیست و چهارمین جشنواره برلین جایزه خرس نقره بهترین کارگردان را دریافت می‌کند، همچنین جایزه نقدی مجمع کاتولیک‌ها و مجمع پروتستان‌ها به آن تعلق می‌گیرد.
فیلم سوم شهید ثالث، محصول مشترک کانون سینماگران پیشرو، تل فیلم و پروبیس مونیخ، «درغربت» نام دارد. فیلم داستان گروهی از کارگران مهاجر ترک است که در آلمان در شرایط نامساعد ناشی از تبعیض اجتماعی زندگی می‌کنند. این بار ثالث تنهایی را در محیطی پرتحرک ترسیم می‌کند. احساس عدم تعلق در شهری پویا درونمایه اصلی فیلم است. فیلم در بخش مسابقه جشنواره برلین توجه اکثریت منتقدان را برمی انگیزاند. برای دومین بار مجمع کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها جوایز نقدی خود را به شهید ثالث اهدا می‌کنند. او پس از دریافت پیشنهادهای متعدد تهیه کنندگان آلمانی در آنجا ماندگار می‌شود.
اواز بنیان گذاران کانون سینماگران پیشرو بود. واقع گرایی فیلم‌های او در سینمای ایران نخستین تجربه‌های حرفه‌ای «هنر و تجربه» به شمار می‌رود. در «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بی جان» عناصری که بتوان آن‌ها را متعلق به ژانر خاصی اطلاق کرد، دیده نمی‌شود. واقع گرایی مطلق فیلم‌ها، چیزی جز خود زندگی نیست.
حرف‌های شهید ثالث در باره نگاه و دغدغه‌های سینما‌‌ همان قدر ساده و بی‌آلایش هستند که فیلم‌هایش: «امیدواری برای ساختن چنین فیلم‌هایی بسیار ضعیف و نادر است. فیلمی که شروع و پایان ندارد و از موضوع بخصوصی صحبت نمی‌کند، در وهله اول برای تماشاچی ما نامانوس است ولی از آنجا که هر کس برای بیان مسایل خود در سینما راه مشخص خود را انتخاب می‌کند فکر می‌کنم که این سینما برای من ملموس‌تر و جدی‌تر مطرح باشد. به این ترتیب می‌توانم به آنچه که در زندگی روزانه ما بدون هیچ تغییر شگرفی روی می‌دهد، بپردازم. عیب این سینما در آن است که مردم همه چیز را از قبل می‌دانند. بی‌حوصله می‌شوند و البته به نظرشان اینطور می‌رسد که این‌ها همه نه تنها ضروری نیست بلکه می‌تواند جای خودش را به سینمای قصه گو با ماجراهای شیرین و تلخ و اتفاقاتی که ناشی از خیال بافی‌های فیلمساز است بدهد. ولی متاسفانه این سینما نیز مانند هر سینمای دیگر به تصور من ضروری بنظر می‌رسد.
هر چه در فیلم هست، سلیقه شخصی من است.‌‌ همان طور فکر کرده بودم همانطور هم عمل کرده‌ام. در مورد مونتاژ فیلم دچار وسواس نشده‌ام، همانطور که فکر کرده‌ام می‌چسبانم و به امان خدا می‌سپارمش…» (امید، جمال، تاریخ سینمای ایران، ص۶۶۰)
شهید ثالث، فیلم های «در غربت»، «قرنطینه»، «زمان بلوغ»، «آخرین تابستان گرابه» و «یک زندگی: چخوف» را در زمان اقامتش در آلمان ساخته است.

منبع : بولتن شماره ۳