بانی فیلم- عظیمه کنعانی: «پرویز»، قصه یک مرد چاق تنهاست؛ یکی از همان آدم های دوست داشتنی و بی آزاری که وقتی برای اولین بار مرتکب کار بدی می شوند، همه جا می خورند. می توان گفت مجید برزگر در این فیلم به وجهی از ویژگی های انسانی توجه کرده که ما نام آن را می گذاریم هیولای درون! با کارگردان این اثر سینمایی گفت و گویی داشتیم که حاصل آن را در ادامه می خوانید:
***
اکران همراه با تأخیر آن هم در گروه هنر و تجربه برای شما خوشایند بود؟
-طبیعتاً مثل هر فیلمسازی دیگری دوست داشتم فیلمم در یک گروه گسترده تر اکران شود و «پرویز» مخاطبان بیشتری داشته باشد، اما نمایش این فیلم در چارچوب اکران سنتی در ایران هم به نظر قابل قبول نمی آید؛ یعنی آن شکل از اکران که سرگروه دارد و تعاریفی مثل کف فروش و… در آن مورد توجه قرار می گیرد، پس از این نظر خوشحالم! حالا اثر سینمایی ام در گروه هنر و تجربه اکران می‌شود. این شیوه از نمایش فیلم در عین جدید بودن بسیار امیدوار کننده هم هست، هرچند طبیعتاً ایراداتی هم می توان به آن وارد دانست. شاید برخی فیلم ها مثل همین «پرویز» امکان نمایش در گروه های بزرگ تر را هم داشته باشند، اما چیزی که برای ما مهم تر است تقویت گروهی مثل گروه هنر و تجربه است.
تماشاگر گروه اکران هنر و تجربه از دیگران متفاوت است؟
– تماشاگر این گروه، حتماً فیلم را با آگاهی انتخاب می‌کند و از پیش هم می داند که می خواهد به دیدن چه نوع سینمایی برود. میزان رضایت او از فیلم های مختلف هم کم و بیش تفاوت هایی دارد، اما تماشاگر گروه هنر و تجربه قطعاً با حالت عصبانیت از سالن خارج نمی‌شود یا به طرز ناخوشایندی غافلگیر نمی‌شود. به عبارت بهتر ممکن است رضایت او برآورده شود یا نشود، اما او در هر حال می داند که به تماشای چه نوعی از سینما نشسته. فیلم هایی مثل «پرویز» می تواند در گروه هنر و تجربه زیست سالم تری داشته باشد، اما این گروه به خاطر نوپا بودن مشکلاتی هم دارد و به همین دلیل این امکان وجود دارد که بعضی از شیوه های اجرایی اش با آزمون و خطا جلو برود. این گروه همچنین بودجه زیادی برای تبلیغات ندارد. اگر نهادهایی مثل شهرداری یا صدا و سیما به شکل رایگان یا با ایجاد تسهیلات بیشتر به سینمای هنر و تجربه کمک کنند، مخاطب جدی تری در جریان قرار می گیرد که این فیلم ها اکران شده اند و تشویق می شوند برای تماشای اثر به سینما بروند. روی هم رفته ترجیح نهایی فیلمسازانی چون بنده، اکران شدن فیلم مان در همین گروه هنر و تجربه است و امیدواریم دست کم، تعداد سالن های آن به زودی بیشتر از میزان فعلی بشود، چون علاقه مندان این نوع از فیلم ها نشان داده اند در صورت وجود چنین آثاری روی پرده، حتماً به سینما خواهند رفت.
ایده ابتدایی فیلم مال شماست یا اینکه به آن هم به شکل گروهی دست پیدا کردید؟
-از زمستان ۸۸ که ما کار را شروع کردیم تا امروز که فیلم به نمایش در آمده حدود ۵ سال می گذرد. دقیقاً خاطرم نیست چطور شد که به این قصه رسیدیم، اما یادم می آید آن روزها من به ایده داستانی شخصیتی فکر می کردم از جایی به بعد در زندگی اش، تصمیم می گیرد عوض شود. دوستانم به من پیوستند و یک کارگاه تشکیل دادیم و شروع کردیم به نوشتن فیلمنامه و حالا واقعاً نمی توان گفت نسخه نهایی محصول کدام مان بود. هر سه درگیر کار بودیم و در نوشتن آن سهم داریم. در طول دو سال ابتدایی کار، نسخه های متعددی از فیلم نوشته شد. ما ایده ها را با هم در میان می گذاشتیم و در نهایت به چیزی رسیدیم که الان روی پرده است.
برخی از منتقدان معتقدند فیلم در یک سوم ابتدایی قدری کسل کننده است. در این باره چه توضیحی دارید؟
– فیلم ما در سینما تک قلهک، خانه هنرمندان و اگر اشتباه نکنم یک سالن دیگر به نمایش در آمده بود. در جشنواره هم وقتی دیده شد، استقبال مخاطب بیش از حد بود. علی رغم این چند نمایش محدود، نقدهایی که تا کنون در مورد فیلم خوانده ام، مثبت بوده اند، هرچند که طبیعی است «پرویز» هم مثل بسیاری دیگر از فیلم ها هنوز فیلم کاملی نباشد، اما ما هم همه تلاش مان را به خرج دادیم. شرایط سختی داشتیم و فیلم در زمان کوتاهی ساخته شد. اساساً تولید فیلم مستقل در سینمای ایران موضوع مهمی است چون این فیلم ها از عناصر سینمای عمومی برای اکران استفاده نمی کند و من به همین بهانه در همین جا از تهیه کننده اثر کمال تشکر را دارم. خودم فکر نمی کنم ۴۰ دقیقه اول فیلم کند باشد و اتفاقاً در نیمه دو فیلم است که اندازه پلان ها طولانی تر است. جهان فیلم در بیست و چند دقیقه آغازین تنها کمی آرام است.
این آرامشی که شما می گویید همان روزمرگی زندگی پرویز و تعامل او با پدرش و دیگران است؟
-بله چون اساساً قصد ما این بود که بر یک آدم عادی تأکید کنیم و روزمرگی هایش را نشان دهیم و بعد بگوییم چه شرایطی باعث می‌شود او بخواهد تغییر کند. اگر ما از آغاز پرویز را یک آدم عصبی و روانی نشان می دادیم شاید تماشاگر اینقدرها شگفت زده نمی شد که حالا می‌شود، شاید تنها حدس می زد که این بشر یک آدم بیمار است و هر کاری از دست او بر می آید. من تأکید داشتم فیلم در نیمه اول بسیار آرام باشد و زندگی عادی را دنبال کند و موتور قصه از جایی به کار بیفتد که او از شهرک خارج می‌شود. اگر این نیمه نخست واقعاً تماشاگر را اذیت می‌کند، حتماً اشکال فیلم است و من امیدوارم در فیلم های بعدی ام تکرار نشود.
پایه فیلم بعدی شما هم شبیه «پرویز» است؟ یعنی شرح زندگی یک مرد تنها؟
-فیلم جدید من داستان آقای صفری ۸۰ ساله است که بعد از مرگ همسرش تنها زندگی می‌کند و او هم از جایی به بعد تصمیم می گیرد زندگی اش را تغییر بدهد و با اتفاقاتی روبرو می‌شود.
با توجه به اینکه کمی در جریان جزئیات قصه شما هستم فکر می کنم این فیلم نسبت به «پرویز» مخاطب بیشتری هم داشته باشد، چون تم عاشقانه هم دارد.
-ممکن است قصه فیلم عامه پسند تر باشد، اما برای شخص من ادامه دادن تجربه هایم در فرم و ساختار جذاب است و راستش نه تمایلی به کار کردن در شکلی دیگر را دارم و نه توانایی اش را. البته همیشه دوست دارم به گونه ای بسازم که دایره وسیع تری از مخاطب این نوع از سینما جذب شود. جالب است بگویم فیلم «یک شهروند کاملاً معمولی» حتی رادیکال تر از «پرویز» خواهد بود.
لوون هفتون را چطور پیدا کردید؟
-یک سال دنبال بازیگر ایفا کننده نقش پرویز گشتم. با خیلی ها صحبت کردیم و تست گرفتیم و … . از بازیگران حرفه ای سینما گرفته تا تئاتری ها و حتی مردم عادی. یک روز نسخه نهایی فیلمنامه را به آقای پناهی دادم تا نظرش را بدانم. ایشان به من و فیلمنامه خیلی لطف داشت و به ناگاه یادش آمد کسی را می‌شناسد که در کانادا زندگی می‌کند و آنجا به بازیگری و کارگردانی تئاتر مشغول است و می تواند برای ایفای نقش پرویز مناسب باشد. او لوون هفتوان بود. من از هر پیشنهادی استقبال می کردم و با لوون هم تماس گرفتم. ایشان به تهران هم سفر کرد و اتفاقاً من در همان اولین جلسه ملاقات گفتم که نه! ایشان برای فیلم مناسب نیست، چون تصویر ذهنی ام چیز دیگری بود. البته ما در فیلمنامه دقیقاً اشاره کرده بودیم به اینکه پرویز مرد چاق و شل و وارفته ای است که در میانسالی قرار دارد و اصلاً به خودش نمی رسد و … اما لوون قدری بیشتر از چیزی که ما نوشته بودیم، بود! چند روز بعد اما ذهنم همچنان درگیر چهره لوون باقی مانده بود تا اینکه مصمم شدم نقش را به او بسپارم. با او دوباره قرار گذاشتم. او فیلمنامه را خواند و پذیرفت. ما به خاطر یک سری از مشکلات تولید، کارمان چند ماه عقب افتاد و او در این فاصله در یک فیلم دیگر هم بازی کرد. من بعدها متوجه شدم چقدر در انتخاب لوون هفتوان شانس آورده ام، چون او یک بازیگر و کارگردان بود و به خوبی می دانست من چه می خواهم. تکنیک های بازی را بلد است و می داند باید چه کند.
حرف آخر؟
-اکران «پرویز» از جمعه ۱۶ آبان شروع شد و برنامه ۴۵ روزه اکران آن در ۴ سینما نیز منتشر شده است. در جریان هستم که در همان روز نخست هم تعداد قابل توجهی از تماشاگران به سینما رفته اند. من از مردم می خواهم به طور کل اکران هنر و تجربه را جدی بگیرند و تماشای فیلم خودم را در کنار فیلم های دیگری همچون «اون شب که بارون اومد»، «مردی با دوربین فیلمبرداری»، «تابور»، «ماهی و گربه» و … روی پرده یک اتفاق بزرگ است و با آنها می‌شود لذت فیلم دیدن را روی پرده تجربه کرد. این فیلم های یک بخش جدی از سینما هستند که در چند سال گذشته تمایلی به میدان دادن به آنها نشان داده نمی شد و حالا خوب است که فرصت، مغتنم شمرده شود. تماشاگران سینمای ایران اگر یک فیلم اورجینال و اصیل پیدا کنند، حتماً حمایتش می‌کنند. این تجربه یک ماه گذشته هنر و تجربه است.

منبع:

برچسب‌ها: