پیروز کلانتری در ماهنامه هنر و تجربه در بارۀ فیلم “شش قرن و شش سال” ساخته مجتبی میرتهماسب نوشته است؛ پروژه ای که به زعم او چشم و دل به تغییر فضای موسیقی دستگاهی ما دارد .
پروژۀ زنده کردن و اجرای موسیقی عبدالقادر مراغی توسط محمدرضا درویشی و به سرانجام رساندن فیلم “شش قرن و شش سال” از این پروژه توسط مجتبی میرتهماسب بیش از هر چیز دیگر، تماشا و ستایش صبر و مداومت برای من ارمغان داشت، و این هر دو خصوصیت را من به عینه در این دو عزیز دیده ام. حاصل عیان این دورۀ شش سالۀ شور و شوق تجربه و کار، آلبوم موسیقی “شوق نامه” است که در سال ۱۳۹۰ بیرون آمد و فیلم، که پارسال آماده شد؛ اما آن لحظه ها و روزهای رنج و خستگی و صبر و پایداری سالیان را کجا می شود دید و دانست؟ در این جا قرار است صرفا معرّف فیلم باشم برای مخاطبی که قرار است برای بار اول آن را ببیند، و نه تحلیلگر فیلم برای کسانی که پیش تر فیلم را دیده اند.
بخش آخر فعالیت گروه -و نیز فیلم- به حضور محمدرضا شجریان مزین شده که آمده در استودیوی ضبط موسیقی تا کار را میکس کند (فرزندش همایون خوانندۀ آلبوم است). می گوید: “شعرها بازی با کلمات است، اصوات است؛ بعد از چند ساعت گوش کردن در تو می نشیند. عبدالقادر در این کار از خواننده مثل یک ساز استفاده کرده.” همین چند جملۀ موجز استاد که حاصل دید و ذهن قوی و کارآمد اوست، طلبی تازه در ما برمی انگیزد و دست ما را می گیرد تا فیلم را دوباره ببینیم و بخش های حضور و آوا ورزی همایون شجریان را در فیلم و در کار هنرمندان این پروژه مروری تازه کنیم. استاد این پروژه را پیگیر عیان کردن نشان های پنهان موسیقی ما می داند: “این کار مرا به درون خودش کشید”. به تنوع غریب و تغییر مدام موتیف های موسیقی عبدالقادر اشاره می کند و از کار موزیسین های این کار تعریف می کند: “موزیسین های فوق العاده بالایی این کار را اجرا کرده اند”. دعوت می کند که آهنگسازان ما این قدر دربند تکرار ردیف های کنونی مان نباشند و روایت های تازه سر کنند و پیش بینی می کند جوان های امروز به این اثر بچسبند و از آن بسیار بیاموزند. اعتراف می کند که در این سن و سال نمی توانست این اثر را اجرا کند: “گاه جایی برای نفس کشیدن خواننده نیست. کاری که این فرزند خلف آواز کرده مرا که پدرش هستم، انگشت به دهان کرده که این را چگونه توانسته بخواند. یک استعداد استثنایی در کار است”.
قدرت و ویژگی فیلم های میرتهماسب، اهمیت و تأثیر موضوع فیلم های او در زمانه و زندگی امروزمان است و صبر و وقت گذاری و پیگیری او در به سرانجام رساندن پروژه های سنگین فیلمسازی اش . “ساز مخالف” از اولین فیلم های مربوط به موسیقی غیر رسمی جوانان ما بود؛ “بوی گل سرخ” به شور غریب کارآفرینی و زندگی بخشی مرحوم “صنعتی” و همسرش در منطقۀ کرمان پرداخته بود و حالا در “شش قرن و شش سال” محمدرضا درویشی و پروژۀ جدی او را موضوع فیلم خود کرده که در بیان موضوع و اهمیت آن، “علی صمدپور”  از نوازندگان گروه  در جایی از فیلم می گوید: “ما در دورۀ صفویه یک جریان موسیقایی را از دست دادیم و این فعالیت در جستجوی زنده کردن آن است. تنوع در این موسیقی خیلی زیاد است و مدام فضا شکسته می شود.”
حضور و توضیحات خود درویشی در جابه جای فیلم برای من بسیار مفید و جذاب بود. مفید بودنش به اطلاعات و تفسیرهای کاری که در دست گرفته مربوط می شود و جذابیتش به شور و باور و حضور مشرف و دغدغه مند او برمی گردد که کار می-داند و راه می شناسد و در عین حال شور ورزانه و باورمندانه جستجو پشت جستجو طی طریق می کند؛ جستجویی که تک-تک اعضای گروه را هم پیگیر آن می بینیم. درویشی صرفا یک پژوهشگر نیست و این پروژه صرفا یک کار پژوهشی نیست. در جایی از فیلم یکی از کارشناسان و موسیقی شناس های متعدد اهل ترکیه که جابه جا در فیلم ظاهر می شوند، می گوید: “ما عبدالقادر را تمام کرده ایم و شما تازه می خواهید شروع کنید.” درویشی می گوید: “ما از جایی که شما تمام کرده اید کار را شروع می کنیم.” این گفتۀ او را بچسبانید به حرف صمدپور در بارۀ لزوم زنده کردن حلقۀ گمشدۀ موسیقی ما از دورۀ صفویه و آن حرف را هم بچسبانید به گفتۀ محمدرضا شجریان در بارۀ سرخوشی و تنوع این موسیقی در قیاس با موسیقی دستگاهی ما و توصیه های او در باب روایت های تازه و نیز به اشاره درویشی به فرازهای این موسیقی که از جنس موسیقی دستگاهی ما نیست، یا این گفتۀ او در جایی از فیلم: ” این موسیقی خلاف موسیقی بزمی ما با تغییر مقام های متوالی، حتی بدون تثبیت یک مقام، همراه است.” تا دریابید این پروژه تنها یک کار پژوهشی نبوده و درویشی و گروه او چشم و دل به تغییر فضا و نوزایی در موسیقی سخت و سنگین یا بزمی دستگاهی ما داشته اند. پیامی که سه سال بعد از انتشار آلبوم “شوق نامه” به نظر نمی رسد به اندازه و به درستی دریافت شده باشد.
رابطۀ درویشی با گروه و حساسیتش نسبت به نقش فردی تک تک آن ها و حس گذاری شان در کار از لحظه های دلنشین فیلم است: ” گاه احساس می کردم اعضای گروه آزادی و حس گذاری لازم را ندارند. بخشی از کیفیت کار را فدای حس گذاری اعضا کردیم”. میرتهماسب از او می پرسد: ” این کار در حد یک پروژۀ ملی است؛ چه حمایتی از شما شد؟ “جواب درویشی نرم  و به همین دلیل  تأثربرانگیز است: “تنها پذیرفته شد که حاصل کار منتشر شود و هزینه های این کار تأمین شد.”
“شش قرن و شش سال” فیلم مهمی از یک پروژۀ مهم موسیقی این سرزمین است. این پروژه و این فیلم باید دیده و دریافت شوند. این نوع فیلم ها تنها به سینمای مستند ما تعلق ندارند و باید در سطح و گسترۀ کلان فضاهای فرهنگی و اجتماعی ما عرضه شده، بنا به کارکردهای متنوع خود به نیازها و مخاطب های پر تنوع خود وصل شوند.
منبع : ماهنامه