جمال رحمتی
وحید وکیلی فر متولد ۱۳۶۰، زاده کرمانشاه و دانش آموخته سینما از دانشگاه سوره تهران است. او با کارگردانی فیلم های سینمایی «گشر» و «تابور» توانسته در جشنواره های معتبر جهانی از جمله سن سباستین، روتردام، بوسان، ترایبکا، تسالونیکی، مونترال، نانت و… حضور داشته باشد. موفقیت هایی همچون جایزه دستاورد هنری از جشنواره تسالونیکی، جایزه هوبرت بال از جشنواره روتردام، جایزه ویژه داوران از سنت پترزبورگ، جایزه منتقدان از جشنواره دوویل،جایزه بهترین فیلم از ابوظبی،جایزه ویژه داوران از جشنواره مراکش وجایزه بهترین کارگردانی از جشنواره ساین دو نت از دیگر سوابق وی است. با او درباره فیلم سینمایی «تابور» که این روزها در گروه سینماهای هنر و تجربه در حال اکران است گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید.

آقای وکیلی فر، همان طور که می دانید فیلم هایی از جنس سینمای شما در تمام این سال ها شانسی برای اکران نداشتند، حالاچه اتفاقی افتاده که فیلم «تابور» اکران عمومی می شود؟
با توجه به شعار هایی که دولت جدید بر اساس آن سر کار آمد و همان طور که انتظار می رفت، دولت تدبیری اندیشید که به جای در افتادن بیهوده با این فیلمسازان، به آنها برای یک بار هم که شده اعتماد کرده و شرایط اکران فیلم هایشان را فراهم کند. دولت با این جهت گیری جدید در واقع به صورت نامحسوس مانع خارج شدن جریان تولید این فیلم ها از مسیر مورد نظرش می شود که بسیار هم هوشمندانه است. یعنی اینکه فیلمسازی بداند که چنین شرایط ویژه ای برای اکران فیلمش فراهم است که دولت سالن ها را اجاره کرده و هزینه های تبلیغات را هم متقبل می شود، خود به خود به مسیر تعریف شده سازمان سینمایی باز می گردد که بتواند فیلمش را اکران کند. این سیاست درستی است که هر دو طرف در آن ذی نفع اند. در این میان از روز اول سرکار آمدن آقای ایوبی و همکارانشان برای دریافت پروانه نمایش «تابور» رفت و آمد های زیادی به ارشاد داشتم چون نمی خواستم که سرنوشت آن مثل فیلم قبلی ام «گشر» شود، چون علی رغم تمام موفقیت های بین المللی در ایران دیده نشد و مهجور باقی ماند، به هر حال۹ ماه دوندگی و نامه نگاری در سازمان سینمایی با طرح اکران هنر و تجربه مصادف شد و در نهایت با نظر مثبت شورای سیاستگذاری این طرح مسیر فیلم برای اکران عمومی هموار شد. در نظر داشته باشید که تا پارسال افتخار مدیران سازمان سینمایی این بود که با ریل گذاری جدید سینمایی، جلوی رشد سینمای مستقل یا به قول خودشان سینمای جشنواره ای را گرفتند و از این ماجرا به عنوان بیلان کاری خودشان یاد می کردند. با نهایت تاسف در خانه سینما هم تمام هم و غم خود را به کار داشته اند که مانع از ورود سینماگران مستقل و جوان به خانه خودشان شوند. حالادر چنین فضایی که همه امکانات برای سرکوب این سینما و نادیده انگاشتن فیلمساز مستقل هزینه می شد، با روی کار آمدن دولت جدید ورق بر می گردد و به یکباره سینمای مستقل و هنری رسمیت پیدا می کند و به آن شخصیت و اعتباری داده می شود که در طول سال های گذشته از این سینما و بسیاری از بهترین فیلمسازان ما دریغ می کردند و در واقع این یک بدهکاری تاریخی به سینمای شریف ایران است.

با توجه به اینکه شما فیلمتان را در جشنواره های مختلف با تماشاگران دیده اید، آیا میزان توجه و تعداد تماشاگران این نوع سینمای خاص در دنیا مثل هم است؟
در اینکه مخاطبان سینمای هنری همه جا در اقلیت هستند شکی نیست. چون اگر قرار بود که در اکثریت باشند، جهان به این شکل پیش نمی رفت، در حقیقت ذائقه عامه در طول تاریخ همواره توسط نهادهای قدرت با ابزارهایی چون رسانه در چارچوب ها و الگوی مشخص شکل داده شده است، اما در شق مثبت هم در مورد تربیت مخاطب برای سینمای هنری و تجربی می توان به فرانسه اشاره کرد که سال ها با سوبسید های دولتی فیلم های هنری را اکران کرده اند و امروزه به یک مخاطب جدی تربیت شده رسیده اند که دیگر باید برای آنها محصول هنری خاص اش را تولید کنند. به همین دلیل از نقاشی و تئاتر گرفته تا موسقی و سینما، برای همین مخاطب اندک، به صورت جدی محصول تولید می کنند و در اختیارش قرار می دهند. با همه اینها باز هم نمی توان گفت آنجا مخاطب فرهیخته بیشتری دارد، چون من به کشورها و قاره هایی رفته ام که اصلاً چیزی به نام هنر یا صنعت سینما در آنجا وجود ندارد، اما به جرات می توانم بگویم که تماشاچی های بسیار فرهیخته و نخبه ای داشتند. یا برعکس در جاهایی که انتظارش را ندارید، درصد مخاطب خاص بشدت کاهش پیدا می کند.

سینمای جریان اصلی که شما از آن حرف زدید، راهکار دوامش بر فروش و مخاطب استوار است اما شرط بقای سینمای مستقل و هنری که خودتان در آن فعالیت می کنید در چیست؟
با توجه به تجربه ای که من در همین زمان اندک به واسطه حضور فیلم هایم در بازارهای بین المللی و صحبت هایی که با تهیه کننده ها و توزیع کننده ها، می توانم بگویم که تا قبل از بحران مالی در اروپا، شرایط اقتصادی این سینما راضی کننده بود. چون شما در همه جای دنیا در این نوع از سینما با بودجه هایی کمتر از معمول فیلم ها را تولید می کردید و با فروش های کم هم می توانستید به سود اندکی برسید و بودجه تولید فیلم بعدی را هم تامین کنید. اما پس از بحران مالی بودجه های فرهنگی اکثر کشور ها بشدت کاهش پیدا کرد و بالطبع روی سینما هم تاثیر مخرب خودش را به جای گذاشته است.در این بین بیشترین آسیب به سینمای مستقل وارد آمده است. چون در همه کشور ها چه در تولید و چه در اکران این فیلم ها از حمایت های دولتی استفاده می کنند. حتی فیلم هایی که برنده نخل طلاهم بودند، در این سال ها با عدم استقبال تماشاگر مواجه شده و بسیاری از کمپانی های پخش کننده اعلام ورشکستگی کرده اند. سینمای ایران هم از این اتفاق آسیب جدی دیده است. شما می بینید که برخی از فیلمساز های مستقل ما در این سال ها پس از یکی دو فیلم خوب مستقل و هنری، متاسفانه به ناچار جذب سینمای بدنه شده اند و از آنجا که تعلق خاطری به آن نوع از سینما هم ندارند، متاسفانه با همان معیارهای سینمای بدنه هم، فیلم های ضعیف تری نسبت به آن دسته از کارگردانانی که از ابتدا در سینمای بدنه فعالیت کرده اند می سازند. واقعیت اینکه با توجه به شیوه مصرف گرایی که جهان در پیش گرفته و از آنجا که مردم ترجیح می دهند همه چیز از خوراک و پوشاک گرفته تا یک اثر هنری برایشان سهل الوصول باشد و کمتر کسی می خواهد به جهان پیرامونش جدی بیندیشد و اندکی در امور روزانه و شاید در خودش تعمق کند و بیشتر به دنبال مفری هستند که لختی از مشکلاتشان رهایی یابند. من به شخصه افق روشنی را نه فقط برای سینمای هنری که برای هیچ کدام از مدیوم های هنری دیگر که به ذات هنر وفادار هستند، متصور نیستم. شاید این بدبینانه به نظر برسد، ولی این سیر نزولی و زوال از مدت ها پیش آغاز شده است. با این وجود نباید تسلیم شرایط شد.

اولین بار که اکران جهانی فیلم شما شروع شد، از یک رسانه معتبر شنیدم که «تابور» اولین فیلم علمی -تخیلی سینمای ایران است. بعد که فیلم را دیدم با خودم گفتم نمی تواند علمی- تخیلی باشد. چون شما فراتر از واقعیت رفته اید، می خواستم بدانم خود شما در این باره چه فکر می کنید ؟
شاید جالب باشد که بدانید، پروانه ساخت فیلم را با نام «مرد مریخی» دریافت کردم. با اینکه می دانستم این اسم تغییر خواهد کرد اما در روند نوشتن فیلمنامه بسیار الهام بخش بود و در خلق لحن و اتمسفر فیلم هم خیلی کمک کرد. اما وقتی که در اولین اکران فیلم در یک جشنواره داخل کاتالوگ «تابور» را به عنوان علمی -تخیلی دسته بندی کردند حیرت کردم چون واقعاً نمی دانستم تا چه حد توانسته ام در خلق آن جهانی که مد نظرم بود در جریان ساخت فیلم موفق باشم آن هم در لوکیشن های ایران. راستش را بخواهید بسیار خوشحال شدم و در همه جا در نقدهایی که نوشته شده باز هم بر این علمی -تخیلی بودن تاکید می کنم. ما در ایران فکر می کنیم حتماً باید یک سفینه ای در آسمان پرواز کند تا یک فیلم علمی -تخیلی باشد، اما در این گونه سینمایی، فقط فضا مشخصه آن نیست بلکه تم و بن اندیشه آن اهمیت دارد. مثلاً فیلم «استاکر» تارکوفسکی هم علمی -تخیلی است اما در آن هم ماشین پرنده ای نمی بینید و در عین حال در هیچ گونه سینمای دیگری هم نمی توان آن را گنجاند. در واقع نکته مشترک در بین این فیلم ها در فلسفه ای است که در پس جهان و داستان این فیلم ها نهفته است و آن ارتباط تماتیکی است که این آثار با هم دارند. می توان اینگونه گفت که همین جهان محصور و آخر زمانی، گرفتار شدن و تنهایی انسان در میان جهان مصنوع خویش، زوال ارزش های انسانی، جهان رو به زوال و بسیاری از مفاهیم و تم های دیگر در بین تمام این آثار هسته مرکزی درام را شکل می دهند.
به همین دلیل این با آن تعریفی که ما از ژانر علمی -تخیلی می دانیم سازگار نیست و انتظار ما در این زمینه برآورده نمی شود…
البته بخوبی می دانم که برعکس مخاطب خارجی، ما در ایران چندان به این تعریف از گونه علمی – تخیلی خو نگرفته ایم و حتماً اکثراً در مواجهه با تابور همین سوال در ذهنشان متبادر می گردد. چون تمام المان ها و لوکیشن ها همان است که اگر از خانه اش بیرون برود می بیند، اما در فیلم به گونه ای نقش بسته است که گویی در آینده ای دور اتفاق می افتد با این وجود همان اندیشه ای که در فیلم بلیدرانر نهفته است در تابور هم قابل دریافت است.

این سوال را اول می پرسیدم بهتر بود؛ ایده فیلم چطور به ذهنتان رسید و اساساً «تابور» به چه معناست؟
تابور یک واژه کهن و اساطیری بین النهرینی است، به معنای ناف زمین، یعنی مکانی که در آنجا ارواح پاک متولد می شوند و به زمین حلول می یابند. اما برای اینکه بگویم ایده از کجا آمده است، جوابم از هم گسیخته به نظر خواهدآمد. چون زمانی که خودم هم فکر می کنم تا یک جایی را می توانم واکاوی کنم ولی از جایی به بعد خودم هم نمی دانم چگونه این فیلمنامه نوشته و در نهایت ساخته شده است. دلیلش هم این است که هم از اتفاقات عینی پیرامونم نشات گرفته و هم براساس یک سری افکار و شاید دیدگاه مشخص. یعنی به این شکل نبوده است که به تنهایی برایم یک ایده جذاب بوده باشد که بر اساس آن بخواهم فیلمی بسازم، بلکه فکری داشته ام که بر اساس آن حوادث دراماتیک شکل گرفته است. این را هم بگویم که در زمان نوشتن فیلمنامه چنان در آن جهان غرق شده بودم که حتی از اینکه از خانه بیرون بیایم هراس داشتم و همه این احساسات و افکار نتیجه اش شد تابور.

در آخر، برای آن دسته از مخاطبان که می خواهند فیلم را روی پرده ببینند چه دارید بگویید؟
تابور از اول آبان در سینما آزادی، موزه سینما، پردیس کوروش، سینماتک خانه هنرمندان و پردیس هویزه شهر مشهد یعنی گروه هنر و تجربه آغاز شده است، با این تفاوت که شیوه سانس بندی چرخشی است و باید برای اطلاع از سانس های روزانه و سینما های نمایش دهنده به سایت هنر و تجربه مراجعه کنند و در آنجا جدول های اکران هفته ای هر فیلم به صورت جداگانه را دیده و از طریق سایت سینما بلیت را خریداری یا رزرو کنند. از مخاطبانی که به سینمای مستقل و جریان های نو هنری علاقه مند هستند، خواهش می کنم برای حیات این سینما، نه تنها فیلم من که همه فیلم های گروه هنر و تجربه را روی پرده ببینند چون این یک اتفاق تاریخی است و اینکه اکنون باید از شرایط ویژه ای که برای سینمای مستقل فراهم شده است، حمایت و استقبال شود تا در این صورت این درگاه برای مدت بیشتری باز بماند.

روزنامه ایران، شماره ۵۷۸۲ به تاریخ ۱۰/۸/۹۳، صفحه ۸ (سینمای ایران)