مجید اسلامی
پرویز به عمد سرد است. خود را وصل می‌کند به سنت آشنای شهید ثالث و در‌‌ همان چهارچوب خودش را تعریف می‌کند. موضوعش شخصیتی مطرود و منزوی ست (که نقشش را لوون هفتوان به شکلی درخشان بازی می‌کند). فیلم خودش را به زاویه دید او محدود می‌کند وموفق می‌شود بی‌آنکه جامعه اطرافش را به صورت دیو نشان دهد، احساس درونی او را نسبت به محیط اطرافش آشکار کند. و اینکه چگونه آدمی رام و حرف گوش کن می‌تواند قدم به قدم به یک هیولا بدل شود. بازیگران فرعی فوق العاده‌اند و انتخاب لوکیشن‌ها عالی است (برزگر هم در این فیلم و هم در فیلم قبلی‌اش از فضای شهرک‌های بزرگ عالی استفاده کرده). مشکل فیلم این است که ۴۰ سال بعد از شهید ثالث از دستاوردهای او فرا‌تر نمی‌رود.
(ماهنامه ۲۴- فروردین ۹۲)

جواد طوسی
وسواس و سیر تکاملی را در فیلم «پرویز» مجید برزگر به وضوح می‌توان دید. ویژگی کار او در فیلم قبلی‌اش «فصل باران‌های موسمی» و «پرویز» این است که دنیای شخصی و مضامین متفاوتش را به شکلی ملموس و بی‌تکلف به تصویر می‌کشد. فضای دل مرده و سکوت و سکون جاری در فیلم و خشونت پنهانش ناخودآگاه ما را به دنیای سهراب شهید ثالث، روبر برسون و میشاییل هانکه نزدیک می‌کند. اما حتی اگر این تاثیر پذیری وجود داشته باشد، اصلا به تقلید تبدیل نمی‌شود.
(دنیای تصویر- اسفند ۹۱)

مسعود مهرابی
فیلم با نگاه نو و داستان خاص و بدیع و کارگردانی ظریف و قابل تحسینش، نمونه نوعی از سینمای مستقل معاصر جهان به حساب می‌آید که مدعی است و زنده. این فیلم متفاوت و یگانه، با بازی درخشان و به یادماندنی «لِوون هفتوان»، رنگ و جلایی تازه به اکران سینماهای ایران خواهد داد: اگر سینماداران قدرش را بدانند و مسئولان سینمایی زمان مناسبی را به اکرانش بدهند…
(ماهنامه فیلم- نوروز۹۲)

محمد رضا مقدسیان
پرویز بی‌تردید یکی از بهترین و در عین حال وحشتناک و دلهره آور‌ترین آثار سینمایی چندسال اخیر سینمای ایران است. مجید برزگر با ساخت پرویز در مختصاتی فرا‌تر از سینمای ایران اثری خلق کرده که امکان برقراری ارتباط با مخاطبان خارج از ایران را هم دارد… آغاز در پرویز مطابق با قواعد کلاسیک فیلمنامه نویسی شکل می‌گیرد. اما پایان در فیلمنامه پرویز‌‌ همان وقار و آرامش سکانس آغازین را دارد، با این تفاوت که پرویز دیگر پرویز ابتدای فیلم نیست.
(ماهنامه فیلم نگار- نوروز۹۲)

نزهت بادی
در فیلم «پرویز» ساخته مجید برزگر چیزی که بیش از همه جلب توجه می‌کند و در خاطر می‌ماند تصاویر است، تصاویری با ترکیب بندی‌های بصری چشم گیر و فکر شده که داستان تلخ و ناامیدکننده مردی تحقیر شده را روایت می‌کند که با وجود هیکل بزرگش به چشم دیگران نمی‌آید و از سوی همه نادیده گرفته می‌شود. مردی آرام و مهربان و بی‌آزار که اطرافیانش به طرز بی‌رحمانه‌ای او را از جمع خود می‌رانند، همه کمک‌ها و خدمات سی ساله‌اش را از یاد می‌برند، دیگر به او اعتماد نمی‌کنند و چنان مثل یک غریبه با او برخورد می‌کنند که انگار در تمام این سال‌ها نیز او را نمی‌شناخته و دوست نداشته‌اند.

منبع : بولتن ۷

برچسب‌ها: