یک «حمید فرخ نژاد» کافی است که یک تنه، ترکیب مشهور «باید خاک صحنه خورد» را از حیّز انتفاع ساقط کند. «طی کردن پله پله مدارج ترقّی» هم ترکیب شوخ طبعانه ای به نظر می رسد وقتی کنار اسمی مثل فرخ نژاد قرار می گیرد. او از همان ابتدا در اوج وارد سینما شده. اساسا زادگاه سینمایی اش در ارتفاعات است. انگار هیچ وقت از صفر شروع نکرده باشد. او در نخستین فعالیت رسمی فیلمنامه نویسی اش و در همکاری با خسرو سینایی، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را از هجدهمین جشنواره فیلم فجر برای «عروس آتش» گرفت و برای همین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل را هم تصاحب کرد. کدام سینماگر یا بازیگری این قدر بلند قامت بوده که در همان ابتدای ورود، دستش به قاف برسد و سیمرغ صید کند؟ آن هم در دو زمینه نه چندان هم جنس: بازی و نگارش.
مسعود کیمیایی همیشه به کشف بازیگران جوان و ستاره های نو شهره بوده. امّا اگر «فرخ نژاد» تنها یافته «خسرو سینایی» در این عرصه باشد، همین کشف بزرگ برای کارنامه اکتشافات سینایی کافی است. سینایی در فیلمی که سال ۶۹ با نام «در کوچه های عشق» ساخت، از یک جوان بیست و یک ساله آبادانی برای بازی دعوت کرد تا برای نخستین بار جلوی دوربین او ظاهر شود. جوانی که آن روزها در دانشکده هنرهای زیبا، کارگردانی تئاتر می خواند و لابد چنان جنمی از خود نشان داد که سینایی ترجیح داد شش سال بعد، مدیریت تولید «کوچه پاییز» را هم به او بسپارد. ۹ سال طول کشید تا فرخ نژاد بار دیگر جلوی دوربین برود. این بار هم برای خسرو سینایی و در نقشی که خودش در خلقش همکاری داشت؛ «فرحان» شاید از خود فیلم هم جلوتر افتاد و آنقدر شخصیت و اجرای دقیقی داشت که سینماروهای آماتور هم سراغ نام و نسب بازیگر این نقش را می گرفتند.
سال بعد، او فیلمنامه خودش را نوشت و فیلم خودش را کارگردانی کرد و امسال چهاردهمین سالی است که حسرت پخش «سفر سرخ» را بر دل دارد؛ تلویزیون به عنوان تهیه کننده این فیلم سینمایی، تاکنون حاضر به نمایش آن حتی در جشنواره فجر نشده است.
فرخ نژاد، توانسته همچنان ساکن ارتفاعات بلند باشد، همچنان چیزهایی دارد که به نقش بیفزاید طوری که بعضی نقش ها را نمی توان بدون ایفاگری او متصوّر شد. خیلی از همین نقش ها از قضا پرماجرا هم شده اند. «آتشکار»، «به رنگ ارغوان»، «گشت ارشاد»، «دموکراسی تو روز روشن» و «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»، سوای این که بازی های درخشانی از «فرخ نژاد» را به یادگار دارند، جملگی جریان ساز و در معرض هجمه و چالش های محتوایی بوده اند. تا آنجا که بعضا کار آنها به توقیف یا پایین کشیده شدن از پرده نمایش انجامید.
اگر راست گفته اند که مو، ثلث زیبایی است یا اگر استادان بازیگری لهجه یا ته مانده ای از لهجه را برای فنّ بیان، ضعف می شمارند، فرخ نژاد آمده است تا این پیش فرض ها را به بازی بگیرد و از حیثیت بیندازد. او ستاره ای است که در هر جمع سینمادوستی که حاضر باشد، متفقا به شوقش کف مرتب می زنند.

منبع : بولتن ۷