«محمد ربانی » حدود ۴۰ سال است که بازی می کنم در تآتر، تلویزیون وسینما اما این اولین باری است که نقش اول فیلمی را دارد و اتفاقا کار بسیار سختی را هم در پیش داشته است . نقش اول فیلم «تابور» که در طول فیلم قرار نیست سخن زیادی بگوید. با او درباره این نقش ، واکنش مخاطبان و سختی هایی که در طول ساخت فیلم و ایفای نقش داشته ، گفتگویی انجام دادیم.

حدود یک ماه از اکران فیلم «تابور » می گذرد . در این مدت از اکران آن راضی هستند ؟
بله در مجموع راضیم.
فکر می کردید اصلا فیلم در ایران اکران شود ؟
نه غیر ممکن، اما اکرانش را بسیار ضعیف می دانستم.
چند بار فیلم را با تماشاگران ایرانی دیده اید ؟
دو بار فیلم را با تماشاگران دیدم.
این فیلم در کشورهای مختلف حضور داشته و در جشنواره های جهانی جایزه گرفته است . آیا شما هم در اکرانهای جهانی حضور داشته اید ؟ آیا وجه مشترکی بین مخاطبان ایرانی و خارجی پیدا می کنید ؟
من در هیچ کشور دیگه ای حضور نداشتم که این تفاوت را ببینم یعنی دعوت نشدم و اگر تماشاگران ایرانی را به عنوان داور بررسی کنیم، سه دسته ی کاملآ متفاوت بودند.
تنها در رابطه با این فیلم، گروهی با بهت فیلم را بسیار دوست داشتند، وگروهی که بسیار اندک بودند دوست نداشتند. اما گروه سوم فیلم را از نظر فنی و تکنیک فیلمسازی و ژانر آن می پسندیدند. اما این ژانر را دوست نداشتند.
چگونه با اقای وکیلی فر آشنا شدید و برای این فیلم انتخاب شده اید ؟
قبل از «تابور» در حدود هفت یا هشت فیلم سینمایی بازی کرده ام. اما این تنها فیلمی بود که در نقش اصلی(اول) ظاهر شدم. حدود دو یا سه سال قبل از فیلم برداری با آقای وکیلی فر آشنا بودم. و روحیات همدیگر را می شناختیم. و اما در مورد انتخاب بنده باید از ایشان پرسید. چون من انتخاب شدم، انتخاب نکردم. هیچ وقت هم از ایشان دلیلش را نپرسیدم. وقتی نقشی به من پیشنهاد می شود، سعی می کنم آنرا بازی کنم، علت انتخاب را نمی پرسم.
وقتی به شما گفته شد قرار است این نقش را بازی کنید؛ چه تصوری داشتید ؟
شاید هفت یا هشت ماه قبل از کلید، سینابسِ ده خطی را خوانده و به فضای فیلم آشنا بودم. ولی گمان نمی کردم فیلم به این صورت فیلم برداری شود. من فیلم نامه را هرگز نخواندم. پس تصورِ خاصی از آن نداشتم. تنها آقای وکیلی فر با فراست، شخصیت را به من توضیح دادند، و بسیار کوتاه. تنها در طول فیلم بردار ی از موقعیت پلان یا سکانس مطلع می شدم. در کل فکر می کردم فیلم اکت بیشتری داشته باشد. ولی فیلم درست از آب درآمده است. چون فیلم ایشان است، با تفکرات خاص خودشان.
چه سختی هایی برای ایفای این نقش داشته اید ؟منظور از سختی هم از نظر امکانات هست هم از نظر این لباسی که می پوشید یا جایی که فیلمبرداری می کردید ؟
فیلم در مردادماه ، یعنی اوج گرما برداشته شد.اما خوشبختانه غیر از دوروز، ۱۳ روز دیگر در شب فیلم برداری شد.اما علیرقم شب کاری گرمای بسیار شدیدی در آن لباس خاص تولید می شد و در کوچکترین موقعیتی قسمت بالاتنه را رها میکردم تا کمی هوا جریان پیدا کند. معمولا در طول کار عرق مانند شیر آب از آستینم جاری می شد.(بدون اغراق) همچنین در سکانس تونل مترو هیچ جایی برای نشستن وجود نداشت و در تمام مدت یا سر پا بودیم یا در حال راه رفتن. تنها نزدیکی صبح جایی را پیدا کردم که توانستم چند دقیقه ای استراحت کنم. یا چون شنا بلد نبودم در آن استخر حالتی مضحک پیدا می کردم. یا از آن پله های پر پیچ وخم بارها بالا و پایین آمدن.
نقشی که ایفا کردید با سختی های فیزیکی و امکانات هم همراه بوده است، به نظر می آید مثلا در مترو یا سکانسهای دیگر .زیاد که اهل ایراد گرفتن نبودید ؟
اینها سخت بود اما آنجا مضاعف می شد که تصادفا در آن زمان روزها در جایی مشغول کار بوده و باید حضورمی داشتم. خلاصه اینکه در شبانه روز تنها یکی دو ساعت در مسیرها چرتی میزدم. ولی احساس خستگی نمیکردم. چون این گروه نُه نفره یِ با کیفیت آنقدر صمیمی بودند که همیشه شاد بودیم. احترام متقابل و علاقه به کار مارا بسیار به هم نزدیک کرده بود. امکانات فیلم برداری بسیار ابتدایی بودند ولی غذا و سرویس مناسب. همچنین با اعتقاد به این که خروجی فیلم حتما خوب یا عالی خواهد بود همه راضی بودیم. اما از همه اینها مهمتر به من یک احساس کاتارسیس دست میداد. یک آرامش روحی اندیشه گرایی و بالاخره اینکه نمردم و یک فیلم مهم با نقش اصلی بازی کردم.
شما در طول فیلم صحبت نمی کنید یا اگر صحبت می کنید خیلی کم است با توجه به این که فیلمنامه ای هم درکار نبوده است ؛ پیش از آغاز فیلمبرداری خیلی تمرین کردید ؟
همانطور که عرض کردم اصلا فیلم نامه ای در کار نبود که تمرین کنیم. این یک نوع بازی در سکوت است که بازیگر باید به عمق نقش، رویداد فیلم و موقعیت تمرکز داشته باشد. خود به خود تفکر و احساسات درونی بازیگر ظاهر می شود و نیازی به فشار عصبی و غیره نیست.(یعنی از درون به بیرون رسیدن). نه، من براحتی با این بی کلامی کنار آمدم چون فیلم این را میخواست. هر چند که بیشترِ بازیگران به دیالوگ علاقه ی زیادی نشان می دهند.
در طول صحبت متوجه شدم کاملا حرفه ای با مسئله بازیگری برخورد می کنید، ولی می توانید این را تفکیک کنید که چقدر در هنگام ایفای نقش از نظرات اقای وکیلی فر استفاده کردید و چقدر خودتان به نقش اضافه کردید؟
قطعآ بدون راهنمایی و دخالت ایشان هیچ کاری پیش نمی رفت. توضیح نقش، وضعیت و شرایطِ حالِ فیلم برداری کار ایشان بود. معمولا سعی نمی کنم چیزی به نقش اضافه یا کم کنم. چون یک فیلم با یک اسکلت بندی محکم اگر چیزی ناشیانه به عمد یا برای نمایش به آن اضافه کنیم فرو می پاشد یا زشتش میکند. اگر به این نقش چیزی اضافه شده باشد(البته به جهت استحکام و مفهوم بیشتر) من نمی توانم بگویم. تنها آقای وکیلی فر می توانند در این مورد نظر دهند. شخصیت در ذهن ایشان شکل گرفته و من تنها اجرا کردم. البته منظورم این نیست که اصلآ این اتفاق نیفتاده من نمیتوانم بگویم. (بازیگر مولف با نمایش اضافی متفاوت است).
شما در فیلم در یک فضای کاملا ایزوله زندگی می کردید این به نظر شما روایتی از چیست ؟ تنهایی انسان مدرن ؟ اگر بخواهید نقش خود را در این فیلم توضیف کنید از چه کلماتی استفاده می کنید ؟
متاسفانه یا خوشبختانه ما هرگز فیلم را تحلیل یا به بحث نگذاشتیم. تنها توضیح کوتاه و بعد فیلم برداری. البته به نظر من برداشت شما درباره فیلم درست است. انسانِ مدرن، ایزوله و تنها. البته می توانم توضیح بسیار مختصری برای روشنتر شدن سخنم بدهم. بعد از دهه ی هفتاد میلادی که جهانِ به اصطلاح آزاد وارد یک بحران ساختاری شد، رسانه های مسلط به خصوص هالیوود و تلویزیون ها این طور تبلیغ کردند که تکنولوژی برتر از انسان و بر او حکومت می کند، و نمی گوید که چگونه این تکنولوژی به وجود می آید. به اصطلاح فیلسوفانی مثل هابر مارس و هایک این نظریه فرد گرایی و رها کردن انسان به حال خود را مطرح کردند و به دنبال آن تکنولوژی به کمک آنها آمد. تکنولوژیِ افسارگسیخته ای که همه چیز انسان را تعیین یا نابود میکند. وخلاصه در نهایت در ده ی نود آقای فوکویاما پایان تاریخ را اعلام می کند و موج سوم و…تمام این نظریات حکایت از تنهایی انسان و تسلیم در برابر سرنوشت محتوم اما نوشته شده توسط قدرتهای مسلط جهان میکند. انسانی که قرار است به عصر حجر یا بربریت بازگردد. و به قول نوآم چامسکی جنگ آینده با چوب و سنگ صورت خواهد گرفت(نقل به معنی). متآسفانه این نظریات پست مدرنی به اشکال مختلف در روشنفکران و هنر ایران به شدت خودنمایی میکند. این شخصیت جدا از این نظریه نیست و در نهایت تسلیم در برابر سرنوشت محتوم خود. اما من شخصآ این گونه فکر نمی کنم. (آقای وکیلی فر هم این را می دانند اما به بنده اعتماد کردند که فراروی نکنم) جنبشهای جهانی، انسان را ایزوله نشان نمی دهد. بلکه تنها ممکن است گاهی فریب این یا آن جریان سیاسی را بخورند. آری انسانِ مدرن ایزوله، تسلیم، بی هویت، و تنهاست.(که تعبیری روشنفکرانه است) و من اضافه میکنم ” آگاه به حقوق خود و معترض”!
وقتی قرار بود فیلم ساخته شود ، می دانستید تماشاگران اندکی دارد / اما آیا فکر می کردید با این استقبال جهانی روبرو شود ؟
بله. من فکر می کردم تماشاگر زیادی نداشته باشد، مخصوصآ در ایران که مردم به این گونه فیلمها عادت ندارند. آنها به “هلو بپر تو گلو” عادت دارند نه انار دانه دانه. اما می دانستم مورد استقبال جهانی به خصوص جشنواره ها قرار می گیرد. این گونه فیلمها باید به نمایش درآیند به نقد کشیده شوند؛ قوت و ضعف آنها استخراج و در نهایت تماشاچیِ آن پرورش می یابد. فرهنگ سالم هزینه دارد. اگر حکومت گردن نگیرد وظیفه ی هنرمند است و وکیلی فر یک هنرمند متعهد است.
در ابتدای صحبت گفتید که در مجموع از اکران فیلم راضی هستید ،به عنوان یک بازیگر اکنون از این که فیلمتان تماشاگران خاصی دارد آیا ناراحت نیسیتد ؟
خیر ناراحت نیستم. در سال ۷۲ یک تآتر در شهرستان اجرا کردم، که تماشاگر اندکی داشت. اما همانها که می دیدند بسیار راضی بودند. من معتقد نیستم کیفیت را باید فدای کمیت کنیم، که تماشاچی ارضاء صوری شود. کمیت برای هنرمند حسابگر مهم است، که در آخر اکران رقمهای چند میلیاردی را بشماد وبه رخ بکشد. البته منظورم این نیست که دوست داریم تماشاگر کم داشته باشیم و بعد پُز بدیم که تماشاگر ما “لِوِلِش” پایینه و حرف ما را نمی فهمد. بلکه حال که اندکند خود را فدای جوِ موجود نکنیم.
فکر می کنید آیا این فیلم می تواند شکل حضور شما در سینما را تغییر دهد یا خیر ؟
اگراین فیلم هم نبود من همچنان ادامه می دادم، ولی می تواند سبب موقعیت بهتر و مورد توجه بیشتر کارگردانان معنی گرا قرار بگیرم. برای مثال خانم گلستانی با دیدن این فیلم بود که به من پیشنهاد بازی در فیلم اخیرشان را دادند و بازی کردم.
معمولاً پایان گفتگوها می پرسند، حرف آخر
حرفی که از طرف خودم می توانم بگویم این است که، در هیچ کدام از نقدهایی که بسیار هم جالب و تآمل برانگیز بودند اشاره ای به بازی نشده بود. حتی در مصاحبه ها. تنها در یکی از نقدها یک کلمه ی “بازیِ عالی” نگاشته شده بود.پس این گمان را در من به وجود آورده بود که شاید بازی خوب نبوده یا در برابر عظمت فیلم دیده نشده. که در این صورت هم اگر بازی مناسب نبود فیلم هم با اشکال مواجه می شد. به نظر من یکی از مولفه های فیلم خوب آن است که بازی در آن دیده نشود، مثل موسیقی فیلم. (که به گمان من آقای وکیلی فر با هوش و فراست ذاتی خود این مهم را انجام دادند.) ولی سوال من این است که چرا کسی(منتقدین) به آن اشاره ای نکرده است. نه اینکه رنجیده باشم مطلقآ نه! بلکه بیشتر یک سوال فنی است برای آگاهی خودم.
در نهایت از آقای وکیلی فر به خاطر حسن اعتمادشان و از تک تک افراد گروه به خاطر حسن همکاریشان کمال تشکر را دارم.
منبع : ایسنا