علی قوی تن کارگردان «آفتاب، مهتاب، زمین»«آفتاب، مهتاب، زمین» در گروه هنر و تجربه به نمایش در آمده است. علی قوی‌تن کارگردان این اثر سینمایی، این بار هم خواسته به دور از قیل و قال‌های شهری، قصه‌اش را تعریف کند و شاید به همین دلیل فیلمش در این گروه، فیلمش قرار گرفته است. او همواره معتقد است صرفاً به خاطر گسترده بودن مخاطب عام، نباید قدم به قدم همپای سلیقه آنان قدم برداشت و فیلمساز بهتر است آن چیزی را به مردم نشان بدهد که خودش تجربه کرده و می‌خواهد دیگران را هم در فهمیدن آن سهیم کند، فارغ از اینکه همه‌پسند باشد یا نباشد. با قوی‌تن درباره این فیلم گفت و گویی داشتیم:

از اینکه «آفتاب، مهتاب، زمین» در گروه اکران هنر و تجربه به نمایش در آمده رضایت دارید؟
-در شرایطی که هیچ حمایتی از فیلم هایی همچون فیلم من صورت نمی‌گیرد، وجود گروه اکرانی مانند اکران هنر و تجربه اتفاق خوبی است، هرچند که جا افتادنش به طول بیانجامد. شاید تنها مشکل قابل عنوان، تبلیغات باشد. آنطور که فیلمسازان انتظار دارند، برای نتیجه زحمت آنان تبلیغی صورت نمی گیرد و دوستان ما در این گروه اکران، چندان پیگیر مواد تبلیغاتی اثر مثل پخش تیزر و آنونس نیستند. شاید هم دست آنان در این زمینه چندان باز نباشد، اما حداقل من که فعالیت تبلیغاتی خاصی برای فیلمم مشاهده نمی کنم و برای اطلاع رسانی آن، تا این لحظه ندیده‌ام اتفاق خوبی رخ بدهد.
شاید هم مشکل بزرگ اکران هنر و تجربه نامشخص بودن زمان نمایش هر فیلم در سالن‌های مختلف باشد.
-مکافات ما دقیقاً همین موضوع است. متأسفانه ما در گروه هنر و تجربه هم باز داریم دست به تجربه و آزمون و خطا می زنیم! جدولی که برای اکران فیلم‌ها در این گروه بسته می‌شود، مثل جدول جشنواره ها، دوره‌ای است و اینطور نیست که یک سالن ثابت برای هر فیلم وجود داشته باشد. من برای اکران این فیلم نگران بودم و واقعاً هنوز هم نمی‌دانم باید منتظر چه جوابی باشم. حالا تماشاگران باید رسما به دنبال یک فیلم بدوند و ساعت خودشان را با جدول نمایش فیلم ما تنظیم کنند.
شما اساساً در همه فیلم‌هایتان به سراغ مضامین خاصی می‌روید که برای عامه مردم کمتر تجربه شده است. با این حساب، چرا از چهره‌ها استفاده نمی‌کنید تا با ایجاد یک جذابیت اولیه، حرف خودتان را به قشر بزرگ‌تری از مخاطب منتقل کنید.
-اساساً برای این نوع از فیلمنامه ها کسی حاضر به سرمایه گذاری نمی شود و طبیعتاً دعوت از چهره ها نیاز به پول دارد. حتی سرمایه‌های دولتی نیز به این نوع از فیلم‌ها که صرفاً فرهنگی است تعلق نمی‌گیرد. ما برای ساختن چنین آثاری باید خودمان را با شرایط وفق بدهیم.
شما اصرار داشتید زمان وقوع اتفاق در فیلم‌تان مشخص نباشد؟
-نه اصلاً معیاری مثل زمان در روایت من کاربردی ندارد و مثلاً با کمی دقت روی پوشش فرد پلیس و خودروی او می‌توان فهمید که قصه در زمان حاضر می‌گذرد.
چرا اتفاق داستان شما برای یک روحانی رخ می‌دهد؟ قصد داشتید مواجه شدن با یک ماجرای مادی را با آمیختن در معنویت، جذاب تر جلوه بدهید؟
-داستان فیلم مربوط به یک روحانی بود. ارث بزرگی به او رسیده و این اتفاق او را در موقعیت منحصر به فردی قرار داده است. اگر قرار بود فرد دیگری با شغل و شخصیت دیگری با این اتفاق روبرو می‌شد، کلا قصه عوض می‌شد و فیلم، فیلم دیگری. گذشته از این، من به عنوان یک فیلمساز باید به کسانی بپردازم که بنا به شرایط شغلی و اجتماعی‌شان در تعیین سرنوشت مردم سهیم هستند و چگونگی روزگار آدم‌ها را با تصمیم و رفتارشان رقم می‌زنند.
فیلم سابقه حضور در جشنواره کودک را هم داشت؟
-بله، اما این داستان درباره کودک است و نه برای او. به همین دلیل است که می‌تواند در گروه هنر و تجربه جای بگیرد و مخاطبانی از همه اقشار مختلف جامعه داشته باشد.
فکر می‌کنید مخاطبان هنر و تجربه از این فیلم هم استقبال کنند؟
-اگر اطلاع رسانی درست انجام بشود و تبلیغات در سطح خوبی انجام شود فیلم می‌تواند جایگاه خود را پیدا کند. خیلی از آدم ها هستند که چنین داستان هایی را دوست دارند و فاصله گرفتن از فضاهای مدرن شهری را می‌پسندند.
ریشه این فیلمنامه به یک ماجرای واقعی برمی‌گردد؟
-همانطور که قبلاً هم گفته‌ام این ماجرا به یک خاطره شخصی ربط دارد. زمانی پدر من در مورد یک روحانی صحبتی با من داشت و تا امروز آن حرف‌ها در ذهن من باقی مانده است. من زمان حاضر را مناسب دیدم برای آنکه درباره روحانیت فیلم بسازم، چون حالا شاید بیشتر از هر موقع دیگری به تلنگر زدن نیاز باشد؛ تلنگر به هر کسی که لباس مقدسی را پوشیده و مسؤولیت زیادی متوجه اوست. مردم ما هم با نگاه به کسانی که در چنین جایگاهی قرار دارند زندگی خود را پیش می‌برند. من فکر می کنم همیشه این بستر و نیاز روانی وجود دارد که درباره روحانیت صحبت بشود.
فکر می‌کنید این امکان وجود داشت که قصه فیلم شما در یک فضا شهری رخ بدهد؟ در این حالت شاید مخاطب هم ساده‌تر به سمت اثر جذب می‌شد.
-ما همیشه قبل از مواجه شدن با یک فیلم، با در نظر گرفتن اینکه شهری و همه‌گیر هست یا نیست، در مورد آن قضاوت می‌کنیم، حال آنکه این نوع نگاه صحیح نیست. مگر حتماً باید به سمت شهر و شهرنشینی و مسائل مربوط به این فضاها رفت تا تماشاگر خوشش بیاید؟ داستان من اما اساساً داستانی بود که نمی‌توانست در شهر اتفاق بیفتد. نوع قصه و فضاهایی که روایت آن می‌طلبید، آن فضای برون‌شهری را از من طلب می‌کرد. گذشته از این همیشه گفته‌ام و باز هم می‌گویم که سینماگر نباید فرمان کار خویش را به دست سلیقه مخاطب عام بسپارد چون اساساً بخشی از وظیفه سینماگر سلیقه سازی و بالابردن طبع و ذائقه تماشاگر است.
راستی چه خبر از فیلم جدیدتان؟
-فیلم تازه‌ام «آسمان آبی مادرم» در مرحله فنی قرار دارد. تدوین نهایی آن تمام شده و در مرحله صداگذاری هستیم. ان شا الله در جشنواره فیلم فجر نیز حضور خواهیم داشت.
حرفی هم باقی مانده که بخواهید عنوان کنید؟
-رسانه‌ها و مطبوعاتی‌ها می‌توانند بزرگ‌ترین کمک برای هر چه بهتر دیده شدن فیلم‌هایی مثل «آفتاب مهتاب زمین» به حساب بیایند. این فیلم‌ها شبیه به آنچه معمولاً روی پرده می‌آید نیستند اما اغلب حرفی برای گفتن دارند و اگر تبلیغات سالم و صحیح برای آنها صورت بگیرد، حتماً می‌تواند در گیشه هم تا حدی انتظارات را برآورده کنند.