نویسنده : نیما بهدادی مهر

کیانوش عیاری نامی شناخته شده در سینما و تلویزیون است. کارگردانی بی‌حاشیه و کم ادعا که کارنامه‌اش اگرچه به لحاظ کمیت، باری حداقلی دارد اما کیفیت آثارش او را در آسمان سینما و تلویزیون به یک شهاب درخشان بدل کرده است.

تلاش عیاری در هر گونه روایی قابل ستایش است چنانکه کمدی «روز باشکوه» این کارگردان حتی در مشاهدات امروزی نیز به لحاظ جاذبه‌های روایت و نوع پرداخت سوژه سرپاست.
از سوی دیگر ورود عیاری به تحلیل موضوعی انسانی چون اهدای عضو در فیلم «بودن یا نبودن» آن هم در دورانی که این فرهنگ در جامعه به گستردگی امروز نبود یکی از نمونه‌های برجسته سینمای اجتماعی را به یادگار گذاشت. فیلمی که می‌توانست با توجه به حال و هوای انسانی اثر و نیز قدرت کارگردان در بازسازی شمایی از زندگی طبقات اجتماعی ساکن در جنوبی‌ترین نقاط تهران نماینده شایسته سینمای ایران و آسیا در اسکار باشد که با بی‌تدبیری مدیران وقت فرهنگ و هنر این فرصت طلایی از کف رفت.عیاری در دنباله تجربه‌گرایی ژانری‌اش به روایتی فانتزی در فیلم مهجور «سفره ایرانی» روی آورد که هیچگاه رنگ پرده را ندید تا این کارگردان خوشفکر دلزده از مناسبات سینما به تلویزیون بیاید و یکی از درخشان‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی را با رویکرد ثبت وقایع و بررسی اکنون بسازد.«هزاران چشم» عیاری بی شک یکی از مجموعه‌های شاخص تاریخ تلویزیون بود که بار دیگر غبار از شمایل بازیگری مهدی‌هاشمی زدود و شایستگی‌های این بازیگر توانا را بیش از پیش آشکار ساخت. وجه بارزی که در این سریال به چشم می‌آمد روایتی درست از وضعیت فرهنگی- اجتماعی جامعه ایرانی بود که با پرهیز درست از به کارگیری اغراق و غلو در روایت، شائبه سیاه نمایی را از این مجموعه تلویزیونی تلخ زدود.

بازگشت عیاری به سینما متاثر از زلزله تلخ بم بود. وی در فیلم«بیدار شو آرزو» آوار حادثه بر سر رویاهای یک خانواده را به زیبایی روایت کرد و یکی از آثار محزون سینمای اجتماعی در انتهای دوران اصلاحات را مهمان دیده‌های مخاطبان کرد.

اما اوج هنر و توان کارگردانی عیاری در مجموعه «روزگار قریب» رو شد. کارگردان در تحلیل یک دوره تاریخی از زندگی ایرانی با همه زیبایی و تلخی‌اش هوشمندانه به روایت پزشک نامی اطفال « محمد قریب» پرداخت و به زیبایی مختصات فرهنگی- اجتماعی مردم را نشان داد. این درخشش سبب شد تا وی به ساخت اثری اجتماعی با لایه‌های تحلیل نمادین تاریخ قرن اخیر ایران بپردازد. داستان «خانه پدری» از اینجا آغاز شد.

خانه پدری در چه زمانی ساخته شد

سال ۸۸ تلخ و گزنده است. باید زمانی بگذرد تا شومی این سال از جامعه ایرانی رخت بربندد و دهه‌ها زمان لازم است تا اثرات رویدادهایی که در یک بازه زمانی هشت ماهه از خرداد تا بهمن ذهن و روان جامعه شیعی ایران را نشانه رفت از یادها زدوده شود.

روایت عبرت گونه خانه پدری که از قضا به لحاظ سیر روان شناختی اثر مطابق با احوالات غمگین جامعه در سال ۸۸ است به دلیل تطابق وضعی پرداخت سوژه با آنچه در اکنون رخ داده است بیش‌از پیش جنبه غالب نمادگرا در تفاسیر یافت.

فیلم جدید عیاری روایت یک گزاره شوم در ثبت احوال نسل‌های مختلف یک خانواده است که در خانه‌ای ساکن هستند. این گزاره شوم از فصل اول فیلم پررنگ می‌شود؛ فصلی که این روزها مناقشات بسیاری بر سر آن پدید آمده است و به دلیل همان سکانس حتی فضای تحلیل از سوی مخالفان و منتقدان به این سمت آمده است که از فیلمی خوش ساخت و حساب شده در زیرگونه مهجور دلهره مرض گونه تعبیر به موهن کرده‌اند.

پرده اول حواشی خانه پدری

تحریم جشنواره ۲۸ فیلم فجر گزاره‌ای از توصیف فضای سینمای ایران در سال ۸۸ است. بسیاری با سیاست‌های سینمایی دولت وقت موافق نبودند و حتی با وجود اینکه معاون سینمایی از خانواده سینما انتخاب شده بود باز هم تمایلی به حضور در این جشنواره نداشتند. در چنین شرایطی که خطر بی‌رونقی مهمترین رویداد سینمایی کشور می‌رفت معاون سینمایی وقت با دستور مستقیم رئیس جمهوری از فیلم «به رنگ ارغوان» رفع توقیف کرد و برخی آثار دیگر نیز رفع توقیف شدند تا نوید یک جشنواره پرشور به مخاطبان داده شود. در این میان وضعیت فیلم خانه پدری با گذشت ۲ سال از روی کار آمدن تیم مدیریتی جدید و تا زمان برگزاری جشنواره سی‌ام فجر روشن نبود. ناجی هنر به عنوان تهیه‌کننده موافق نمایش جشنواره‌ای فیلم نبود. شنیده‌ها حکایت از تلخی مشدد فیلم داشت و بدینگونه فیلم برای اصحاب رسانه نمایش داده نشد.

به واقع این فیلم با توجه به مضمون خاص خود و برداشت‌های نمادگرایانه‌ای که از ساختار روایت چندپرده‌ای اش استنباط می‌شد تفسیرهای متعددی پیرامونش شکل گرفت. برخی درهمان دوره(۱۳۸۹-۱۳۹۲) تلخی و سیاهی اثر را عاملی در توقیف فیلم دانستند و پیام خانه پدری را نوعی ارجاع تاریخی هدفمند به ظلم تاریخی مرد علیه زن در جامعه ایران برشمردند.

برخی دیگر از طریق توجه به تکنیک هوشمندانه کارگردان در تحلیل مسیر زندگی یک خانواده ایرانی در بستر تاریخ(۱۳۰۸-۱۳۷۵) به نوعی خانه پدری را مستمسکی از وقایع پیش آمده در سرزمین ایران برشمردند.

در سیر روایت تاریخی آنچه نقطه وصل مناسبی را بین سرنوشت تاریخی زنان ایجاد کرد نگاه به تاب خوردن کودکان و رفتن زمان به سال‌ها بعد بود. این تمهید سبب شد تا موقعیت هر یک از آدم‌ها و سرنوشتی که در انتظارشان بود به زیبایی با یکدیگر مرتبط شود و فیلمی را به مخاطب عرضه کند که حقیقت را با زبانی تلخ عرضه می‌کند و سیاهی انکار را به رخ می‌کشد. این سیاهی و تلخی سایه افکنده بر روایت فیلم نکته مهمی است که در ممیزی اعمال شده از سوی ناجی هنر و ارشاد دولت دهم قابل لمس است.

پرده دوم- حضور در جشنواره ونیز

خانه پدری که در ایران توقیف شده بود در جشنواره ونیز حضور یافت و تحویل گرفته شد. صدای انتقاد بسیاری درآمد که چرا فیلمی بدون دارا بودن پروانه نمایش در جشنواره‌های بین‌المللی حضور می‌یابد؟ از آنجا بود که حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی منوط به رای معاونت سینمایی شد.

پرده سوم- نمایش برای اصحاب رسانه در سالن وزارت ارشاد

در روز شهادت امام جعفر صادق(ع) در سال ۹۰ فیلم برای اصحاب رسانه با یک حاشیه اکران شد. فصل اول فیلم سانسور شده بود و فیلم از فصل دوم به نمایش گذاشته شد. اما با نظر معاونت نظارت و ارزشیابی وقت، فیلم از همان ابتدا و با زیرنویسی که دوره زمانی هر فصل را نشان می‌داد به نمایش درآمد. واکنش‌ها متفاوت و مناقشه اصلی بر سر همان سکانس مورد نظر بود.

پرده چهارم- نمایش در جشنواره ۳۲ فیلم فجر

چنگ زدن یک پیرمرد بر پرده برج میلاد در زمان رویت همان سکانس معروف در جشنواره فجر سال گذشته، انتقاد نیروهای ارزشی و جامعه شناسان و حتی نظر مخالف برخی هنرمندان حواشی متعددی را برای خانه پدری ایجاد کرد.نگارنده در همان شب اکران فیلم در برج میلاد به گفت‌و‌گو با نماینده مدرسه اسلامی هنر، برخی از طلاب و حوزویان، تعدادی از منتقدان، نماینده صدا‌و‌سیما و برخی سینماگران پرداختم. همه نظرها معطوف به سکانسی است که این روزها باب مناقشه را درباره اکران فیلم باز کرده است.حوزه هنری باز هم به رفتاری آنارشیک روی آورده و برخی خبرگزاری‌ها نیز با رویکردی تندروانه فیلمی آسیب‌شناس را که به سنت‌های جاهلانه و متعصبانه نگاهی نقاد داشته است، ضد‌دینی دانسته‌اند. حال این سوال پیش می‌آید که این نگاه‌ها از کجا ناشی شده است؟

پرده پنجم- اکران در گروه هنر و تجربه

گروه هنر و تجربه از بهترین تصمیمات سینمایی سال‌های اخیر است که فرصت تماشای تجربه‌های نو و فکورانه سینمایی را برای مخاطبان خاص این مدل فیلم‌ها فراهم کرده است. خانه پدری نیز به دلیل نوع روایت و پرداخت سوژه مناسب اکران در این گروه است اما جای تعجب است که چرا هنوز برخی در عصر حجر به سر می‌برند و نمی‌توانند کارویژه سینما را درک کنند و چرا اجازه تداوم اکران این فیلم را ندادند؟ به راستی آیا مخالفان فیلم خانه پدری را می‌توان در بیان ادله شان محق دانست؟ جواب منفی است زیرا اساس مخالفت‌های این افراد که متاسفانه کمیسیون فرهنگی مجلس نیز با آنها همراه شده است با پیام فیلم ناهمخوان است. زیرا در هیچ جای فیلم به دینداری خانواده اشاره نمی‌شود بلکه به نگاه‌های جاهلانه و تعصب کور نقد می‌شود. محتوای فیلم به ۸۰ سال پیش مرتبط است و ارتباطی با جامعه کنونی ندارد. فیلم تفکر طالبانی را نقد می‌کند و بدیهی است در ایران امروز که دولت تدبیر‌و‌امید بر سر کار است هیچ کنوانسیون بین‌المللی نمی‌تواند کشور را تنها به دلیل اکران یک فیلم محکوم به درستی ادعاهای کذبی کند که سال‌هاست با ژست حقوق بشر علیه ایران به کار گرفته می‌شود. مخالفان فیلم خانه پدری بهتر است سواد سینمایی خود را بالا ببرند و ندانسته و بدون آگاهی یک ملودرام دارای دغدغه را موهن ننامند. سخن آخر اینکه آیا مخالفان اکران خانه پدری تصویر دیدگاه‌های خود را در فیلم دیده‌اند که اینگونه برآشفته شده‌اند؟
منبع : مردم سالاری