گلاره محمدی
یکی از ضعف‌هایی که همواره در سینمای ایران مطرح بوده، فقر ژانر است! اگر یک‌نگاه گذرا به تاریخ سینمای ایران بیندازیم، می‌بینیم که تقریبا ٩٩درصد آثار را می‌شود در چهارژانر ملودرام، کمدی (آن‌هم قالبا در نوع سخیفش)، اجتماعی – اینکه آیا سینمای اجتماعی اصولا ژانر محسوب می‌شود یا خیر خودش محل بحث است- و فیلم‌های جنگی طبقه‌بندی کرد. به‌ندرت فیلم‌هایی در ژانرهایی چون تریلر، جنایی، فانتزی، وحشت، انیمیشن و… ساخته شده‌اند و با توجه به بضاعت سینمای ایران کاملا قابل‌حدس است که یافتن آثار قابل‌قبول در این‌گونه‌ها، از میان فیلم‌های ایرانی تا چه حد دشوار است. بنابراین هرگونه تلاشی در راستای غنی‌سازی طیف ژانری سینمای ایران در جای خود قابل‌تقدیر است.
با این تفاسیر می‌توان گفت که در سینمای ایران مهجورترین ژانر یا گونه سینمایی «سینمای وحشت» است. در حالی که هربار فیلمی در این ژانر ساخته شده، فارغ از نقاط ضعف و قوتش با استقبال تماشاگران مواجه شده است. از فیلم‌های «شب بیست‌ونهم» در سال‌های نه‌چندان‌دور تا «خوابگاه دختران» ، «پارک‌وی» ، «پستچی سه‌بار در نمی‌زند» و… درنهایت فیلم «روایت ناپدیدشدن مریم».
«روایت ناپدیدشدن مریم»، نخستین فیلم بلند سینمایی محمدرضا لطفی است که با پیشینه نقد فیلم و فیلمنامه‌نویسی به وادی فیلمسازی قدم گذاشته است. این فیلم با وجود نواقص و کاستی‌هایی که برای یک فیلم اول طبیعی به‌نظر می‌رسد، نگاه نویی دارد. «روایت‌ناپدیدشدن مریم» یک فیلم تمام‌عیار نیست، اما جسارت فیلمساز که برای نخستین تجربه خود چنین سوژه‌ای را انتخاب کرده، قابل‌تامل است.
شاید بتوان گفت که فیلم یک «سایکو‌درام» درباره ترس است، داستانی نه‌چندان پیچیده و اتفاقا مخاطب‌پسند دارد و تلاش کرده در نحوه بیانش به فرم و ساختار سروشکلی تازه ببخشد. فیلم، داستان مردی به نام مرتضی حسینی را روایت می‌کند که مستندساز است و به‌خاطر سفارشی از یک تهیه‌کننده خارجی شروع به ساخت فیلمی مستند درباره نیروهای ماورایی می‌کند. اما در خلال این کار همسرش دچار بیماری و به‌اصطلاح جن‌زده می‌شود. کار تا جایی پیش می‌رود که مرتضی و همسرش در اثر اتفاقی، دچار بحرانی اساسی می‌شوند. مریم، همسر مرتضی ناپدید می‌شود و خود مرتضی هم به کما می‌رود.
شاید اگر این فیلم غافلگیری داستانی داشت می‌توانست خیلی منسجم‌تر از این باشد، اما شوکی به مخاطب وارد نمی‌کند و در نتیجه جواب‌های او را بعد از پایان، ناتمام می‌گذارد. از نکات جالب این فیلم شیوه روایت داستان است که به شکلی «مستند – داستانی» بازگو می‌شود و تمام بازیگران فیلم به‌استثنای سه‌بازیگر، همگی نقش خود را بازی می‌کنند که یکی از آنها دکترافشین یداللهی، شاعر و ترانه‌سراست. او در این فیلم برای نخستین‌بار در نقش خود و به‌عنوان روانپزشک که حرفه اصلی او نیز هست، جلو دوربین قرار گرفته است.
«روایت ناپدیدشدن مریم» از سه‌بخش مستند، بازسازی (داستانی) و مصاحبه تشکیل شده است که به‌مراتب صحنه‌های مستند آن نفسگیر‌تر و به‌شدت جذاب‌تر از دو بخش دیگر آن است. این ویژگی، تماشاگر را کاملا به درون قصه فیلم می‌کشاند.
فیلم تلاش در به‌تصویرکشیدن و بازسازی کلاژگونه اتفاقی دارد که به گفته فیلمساز، بر اساس داستانی واقعی است که هنوز هم ناگفته‌هایی از آن باقی مانده. داستان یک‌مستندساز که در پی سفارش یک تهیه‌کننده مرموز سعی در ساخت فیلمی درباره قدرت‌های ماورای طبیعی دارد و در این مسیر زندگی خود و به‌خصوص همسرش را به‌شدت به‌خطر می‌اندازد.
محمدرضا لطفی، کارگردان این فیلم سعی کرده با ساختاری مستند-داستانی روایتی از یک‌ماجرای اسرارآمیز و ماورایی که از قضا همچنان لاینحل باقی‌مانده به دست دهد و باید گفت در حد قابل‌قبولی در حفظ انسجام فیلمش به‌لحاظ روایی موفق بوده و قسمت‌های داستانی که به‌علت فقدان موادخام مستند وارد فیلم کرده است تا حد زیادی به پیشبرد روایت فیلم کمک می‌کند. در این فیلم تقابل چهار دیدگاه روانشناختی، مذهبی، خرافی و آتئیستیک به یک‌مساله متافیزیکی از خلال مستند‌های مصاحبه‌گونه به تصویر کشیده می‌شود. نکته مهمی که به دوستانی که قصد دارند به تماشای این فیلم بنشینند بهتر است در تصور خود از فضای فیلم تجدیدنظر کنند، چون فیلم اصلا قصد ندارد با استفاده از تکنیک‌های سینمایی شما را بترساند و ضربه نهایی فیلم صرفا در واقعی‌بودن تمام ماجراها و حل‌نشده باقی‌ماندن موضوع تا به امروز است. «روایت ناپدیدشدن مریم» را می‌توان حرکتی جدید در ژانر سینمای وحشت دانست و از آن به‌عنوان یکی از آثار متفاوت جشنواره این ژانر و سینمای ایران نام برد؛ فیلمی که بدون بازیگر چهره و عناصر تزیینی سیما و تنها با تکیه بر قصه‌ای جذاب و فرمتی تازه، تجربه‌های تازه‌ای را برای کارگردان در پی داشت. «روایت ناپدیدشدن مریم» فراتر از یک فیلم‌اولی عمل می‌کند و همین نوید یک اتفاق خوب برای سال‌های آتی و فعالیت حرفه‌ای کارگردان این اثر است.
منبع: