اکران فیلمهای کوتاه تجربی در گروه سینماهای هنر و تجربه آغاز شده است . در بین آثار ارائه شده تجربه های متفاوتی به چشم می خورد که می تواند برای مخاطبان دیدنی باشد . فیلمهای با او ، بستر داغ یک رویا،خواب زده ،جدول، روزنامه و سه نقطه ،صورتهای متبرک، مونولوگ، اتاقی در نیویروک ، ومادر این لحظه مردیم و رنگ آب فیلمهای کوتاه تجربی این دوره هستند که تا قبل از جشنواره در سانسهای مختلف نشان داده می شوند. این فیلمها در خانه هنرمندان روز ۲۰ دی ماه در ساعت ۱۴ و روزهای ۲۶ دی و ۳۰ دی در ساعت ۱۶ اکران می شوند. هم چنین
در روز اول بهمن ساعت ۱۷ موزه سینما این فیلمها نشان داده می شوند . در روز ۴ بهمن امکان دیدن این فیلمها در چند سالن فراهم است ساعت ۱۷ سینما آزادی،ساعت ۱۴ خانه هنرمندان ، ساعت ۱۷ سینما سوره اصفهان این آثار را نشان می دهند . همچنین ۱۱ بهمن ساعت ۱۶ خانه هنرمندان نیز می شود به تماشای این آثار نشست.

جدول روزنامه و ۳ نقطه!
فیلمی ۱۱ دقیقه که کارگردان، نویسنده و تدوینگر آن «نیما عباس‌پور» است و تصویربرداران آن هوشنگ عباس‌پور (فیلم‌های سوپر ۸)و اشکان اشکانی (درختان و خیابان ولیعصر ) هستند .
مادر جدول حل می‌کند، پدر روزنامه می‌خواند؛ خیابان ولیعصر یازده هزار درخت چنار دارد که شاید روزی قطع شوند
این فیلم برنده جایزه دوم بهترین فیلم تجربی از جشنواره فیلم وارش شده و در جشنواره فیلم‌های ایرانی در پاریس شرکت کرده است . نیما عباس پور به عنوان کارگردان درباره اثرش چنین نوشته است :« زمانی که جدول، روزنامه و ۳ نقطه! را ساختم در انجمن سینمای جوانان ایران تدریس می‌کردم. می‌خواستم به هنرجویانم که همیشه از کمبود امکانات گله داشتند و آن را بهانه کیفیت پایین فیلم‌ها و تجربه‌هایشان می‌دانستند ثابت کنم که با هیچی هم می‌توان فیلم ساخت: فیلم قابل قبول و قابل تماشا. فیلم با هیچی ساخته شد: با دوربین مختص هنرجویان سینمای جوان و صد و پنجاه هزار تومان پول (با این بودجه، فیلم با هر فروش و تعداد تماشاگری قطعاً بدل به پرسودترین فیلم اکران شده در گروه هنر و تجربه خواهد شد!). جدول، روزنامه و ۳ نقطه! کلاژی است از همه چیزهایی که دوستشان دارم: پدرم، مادرم، سینما، گذشته و درختان خیابان ولیعصر! »
دور باطل (١٣٧٩)
و دیگر هیچ! (١٣٨٠)
رویا چرا گم شده؟ (١٣٨٢)
در چنین روزی باران نمی‌بارد (١٣٨۵)
۶/٣ (١٣٨٧)
جنگل (١٣٨٨) پدر من، باغ ما (١٣٨٩)
پیاده‌روی بزرگ (١٣٨٩)
عبور باید… (۱٣٩٠)(مستند)
آسانسور(۱٣٩۱) دیگر فیلمهای نیما عباسپور هستند.

اتاقی در نیویورک
بنیامین هفت لنگ کارگردان جوان فیلم « اتاقی در نیویروک » متولد ۱۳۶۸ است. او داستان یک خلق را روایت می کند، رابطه مخلوق با خالق خویش و جهان پیرامون .

جوایز فیلم اتاقی در نیویورک :
– تندیس بهترین کارگردانی فیلم تجربی از جشن خانه سینما
– تندیس بهترین فیلمبرداری از جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
– تندیس بهترین کارگردانی از جشنواره جوان برتر ایران
– دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه تجربی از جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در بخش بین المللی
– دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه تجربی از جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در بخش ملی
را دریافت کرده است.«هفت لنگ» در این مدت
فیلم ها ی سجود ( کوتاه داستانی ) سال ۱۳۸۴
بادکنک ( انیمیشن داستانی ) سال ۱۳۸۵
۳D ( کوتاه داستانی ) سال ۱۳۸۶
سینما و یک عالمه کوری ( مستند کوتاه ) سال ۱۳۸۷
۱۱ : ۲ ( کوتاه داستانی ) سال ۱۳۸۸
اتاقی در نیویورک ( کوتاه داستانی ) سال ۱۳۹۰
سرخ ( کوتاه داستانی ) سال ۱۳۹۲ را ساخته است .

بستر داغ یک رویا
همه ما رویاهایی داریم که به آن نرسیده ایم توفیق امانی به عنوان کارگدان و نویسنده « بستر داغ یک رویا» در فیلم کوتاه تجربی اش به سراغ پیرزنی روستایی در آخرین لحظات زندگی رفته که در میان رویاهای سرکوب شده اش ذوب می شود!

توفیق امانی متولد ۱۳۶۰ شهرستان مریوان است که شروع فعالیتهای سینمایی او به صورت جدی در سال۱۳۸۱ بوده است . او در این سالها گولی پاراو (۱۳۸۳) نوای شوم یک قاب (۱۳۸۴) بستر داغ یک رویا (۱۳۸۵) اینجا جاده ها پایان ندارد (۱۳۸۷) هیما (۱۳۹۰) هویت (۱۳۹۲) آپارتمان مورچه ها (۱۳۹۳)را ساخته است.

توفیق امانی درباره این اثرش نوشته است :« سینما روح بشر مدرن است و انسان تا روزی که بر عرصه جهان است از سینما تاثیر خواهد پذیرفت و سینما هر بار و با هر خیزشی روحی تازه در کالبد جهان می دمد. سینمای کوتاه مستقل و پویا همانند چرخ دنده های ریزی است که هیبت و وجود سینمای بزرگتر بر آن استوار است و می چرخد و چه بسیار تجاربی که در عرصه کوتاه توسط سینماگرانی آزمون شدند و به دنبال آن مهجور و ناشناخته ماندند اما در واقع کانون الهام و منبع اصلی بسیاری از آثار درخشان و نام آور عرصه بلند توسط سینماگرانی دیگر در جهان گشتند و موجبات فخر و مباهات را فراهم آوردند. به سینما، ذات سینما، قدرت سینما و راز سینما باید ایمان داشت و عشق ورزید چرا که بشر به طور کلی، به نوعی رویاهایش را در سینما جستجو می کند.. سینما روح بشر مدرن و ماجراجو و ترقی خواه است. »

رنگ آب
بعضی از فیلمهای بخش کوتاه تجربی روایتی انتزاعی دارند :« گلی در کنار دریا از بی آبی می میرد» خلاصه داستان فیلم «رنگ آب» است که تهیه کننده وکارگردان آن علیرضا کریمی است و فیلمبردارش مهدی یاوری ،صداگذاری آن را آرش آریا پور برعهده داشته است . خانه خراب است ۱۳۹۰ و اذان مغرب به افق لاس وگاس ۱۳۹۱ دیگر فیلمهای این کارگردان جوان است.

صورتهای متروک
نویسنده و کارگردان فیلم «صورتهای متروک » اشکان احمدی است و امجد علیمرادی – اسعد شیرزاد – کبری قرنی – رضا دباغی در آن بازی می کنند.احمدی درباره چگونگی ساخت فیلمش چنین نوشته است :«در این روزگار همواره هستند کسانی که به دلیل نارضایتی از شرایط زندگیشان در جستجوی مکان های دیگری برای بهبود شرایط هستند . و غالبا این تغییر مکان نیازمند پذیرفتن ماهیتی دیگر است .همچنین در این میان هستند کسانی که با تشخیص این نیاز در آن انسان ها ٬ به فکر سوداگری خویشند و متاعی را ازکسانی میخرند و به دیگران میفروشند به نام هویت . فروشندگان این هویت کسانی هستند که به امید کسب نان٬ جسم و مدارک هویتی مردگان خویش را برای فروش میگذارند» از نظر او « این فیلم برداشتی نه چندان واقع گرایانه است از حضور این انسانها و روابط آنها در دنیای امروز.»

مونولوگ
کارگردان فیلم « مونولوگ » کاوه قهرمان است و بازیگران آن گلنوش مومنی – پرهام یدالهی هستند . فیلم زنی جوان روبروی آینه نشسته و با خودش حرف می زند. قهرمان درباره فیلمش چنین می نویسد :« فیلم کوتاه برای من نه “بازی و دستگرمی” است و نه “پله” برای رسیدن به فیلم بلند. که اگر اینطور بود بعد از ۱۳ سال می بایست رهایش کرده بودم یا مثل خیلی دیگر از هم قطارانم مشغول ساخت فیلم بلندم می بودم ، که البته اگر بگویم سودای این دومی را نداشته ام دروغ گفته ام. اما فیلم کوتاه دیگر پس از سالها به یک ضرورت در زندگی من تبدیل شده، به یک اعتیاد. ضرورتی که آن را با هیچ چیز عوض نخواهم کرد. تجربه ی کار با گروهی کوچک ، صمیمی و همدل، فارغ از هیاهو و بوق و کرنای سینمای رایج. بدون ستاره ها و دغدغه ی هزینه های هنگفت تولید. مونولوگ هم ،همچون تمام فیلمهای دیگرم از دلِ یکی از همین تجربه ها بیرون آمد. و حالا خوشحالم پس از چند سالی که از ساخت آن می گذرد به مدد سینمای هنر و تجربه امکان اکران آن بوجود آمده است. امکانی که برای فیلمسازان مستقل یک فرصت طلائی است ، شاید بتوان آن را حلقه ی مفقوده ی سینمای ایران دانست و چیزی است که سالها انتظار آن را کشیده ایم.»