بانی فیلم آنلاین: اختراع سینما مانند هر اختراع اثر گذار دیگری ، توجه سرمایه داری و کانون های قدرت را به خود جلب کرد ، دیری نپایید که دیکتاتورها به اهمیت و تاثیر سینما بر جامعه پی بردند و از آن استفاده ابزاری برای استحکام قدرت خود کردند. اگرچه آن روزگار سینما رسانه ای جدید محسوب می شد و اثر آن در جامعه و توده مردم بسیار زیاد بود اما حکومت های عقب افتاده ای مانند حکومت کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی که گرفتار جنگ جهانی دوم هم شده بودند، سال ها بعد همچنان پایه های رژیم خود را آنقدر سست می دیدند که با وجود آنکه سینما دیگر آن اثرگذاری که مثلا هیتلر به کمک فیلم های سفارشی که لنی رفنیشتال از او ساخت ، نداشت اما این توهم با آن ها حتی تا امروز مانده است که سینما یا هنر می تواند قدرت آن ها را به زیر بکشد. اما واقعیت این است که هیچ حکومتی به واسطه اثرگذاری پیام یک یا چند اثر هنری به زیر نیامده است ، بلکه حکومتها خود زمینه های فروپاشی خود را فراهم می آورند .
با چنین طرز تفکر سنتی درباره سینما، حکومتهای متزلزل سالیانه سرمایه گذاری نسبتا زیادی را روی فیلم هایی می کنند که می پندارند به استحکام قدرتشان می انجامد ، غافل از آن که این دیگر آن سینمایی نیست که وقتی قطار به سمت دوربین می آمد تماشاچی خود را عقب می کشید ، حتی فیلم های سه بعدی هم دیگر آن توهم گذشته را برای تماشاچی ندارد، زیرا مردم سال هاست با سینما و حقه های آن آشنا هستند.
در این میان گروه فیلمسازانی هستند که از این جهل حکومتهای خود استفاده کرده و دائم از محافل قدرت و دولت بودجه هایی را برای فیلم هایی با مضامین ایدئولوژیک یا مضامینی که فکر می کنند کانون های قدرت را خوشایند است به خود اختصاص می دهند. امروز همگان می دانند که این دسته از فیلمسازان حتی به مبانی آنچه می سازند معتقد نیستند و زندگی فردی آن ها شاهدی است بر این مدعا.
اما قسمت غم انگیز داستان ما آن جاست که به دلیل در دست داشتن اهرم های قدرت و سرمایه ، در این جدال بر سر بودن یا نبودن هنرمندان واقعی که می خواهند به مضامین بشری که فراتر از موضوعات روز مره است ، بپردازند قربانی این جنگ قدرت و سرمایه می شوند.
امروز هنرمند فیلمساز مستقل که به کانون قدرت و سرمایه وابسته نیست ، سخت می اندیشد، سخت زندگی می کند ، اما چیزی دارد که دیگران به آن حسادت می کنند ، آزادی.