اعتماد – مریم قدسیه: کافی است چهارباغ و چهارباغ‌گردی اندکی برای‌مان جدی باشد تا بفهمیم چهارباغ این روزهای اصفهان مدت‌هاست چیزی اساسی کم دارد! خیلی وقت است دلنشینی پیاده‌روی در چهارباغ دیگر، مثل قبل‌ترها نیست.
خیال تان راحت باشد مدرسه چهارباغ و بازار هنر هنوز سر جای شان هستند! و هنوز هم بلوار میانی چهارباغ محل عبور عابرانی است که حلقه صندلی‌هایش آنها را به توقف برای خوردن یک بستنی سنتی دعوت می‌کند.
اما روزهای زیادی است که چهارباغ برای همه خصوصا هنری‌ها و سینما‌روها جذابیت سابقش را ندارد؛ برای آنها که با اشتیاق خاصی به چهارباغ می‌آمدند تا در جمع سینماهای همسایه بگردند و فیلم یا فیلم‌های مورد نظرشان را در سالن‌ها ببینند. تجربه چایی و تحلیل بعد از فیلم در صندلی‌های روبه‌روی سینما یا در پیاده‌روی بلوار میانی‌اش خیلی وقت است که با چهارباغ تا حدی غریبه‌ شده.
خاموشی چراغ دو سینمای قدیمی این میدان برای آنها که چهارباغ را جزء به جزء و به تفکیک کوچک‌ترین دارایی‌هایش می‌شناسند از این لذت‌های کوچک به‌شدت کاسته است.
انگار سینماهای تاریک با تابلوهای خالی سردرشان مثل یک افسوس بزرگ به عابران خیره مانده‌اند تا از اهالی شهر بپرسند که بودنشان چقدر اهمیت دارد؟! بپرسند که چرا پرسش و اعتراض مردمی که سال‌ها درشان خاطره‌سازی کرده‌اند، سکوت‌شان را نمی‌شکند؟! بپرسند که از میان این‌همه رهگذر که در مغازه‌های کناری و پیاده‌روهای روبه‌رو مدام می‌روند و می‌آیند چرا یک نفر پیدا نمی‌شود که اینجا کنارشان بایستد، مشتش را به در بسته بزند و برای لحظه‌یی هم که شده این خاموشی سنگین را بلرزاند؟!
چند سالی می‌شود که از مجموع سینماهای پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام که تعدادشان به انگشتان دست هم نمی‌رسد؛ سه سینما تعطیل شده است!
ماجرا، از تالار اندیشه خیابان نظر که البته بیشتر سالن برگزاری جشنواره‌های هنری و گاهی هم نمایش فیلم ‌بود شروع شد و بعدا به سینما «فلسطین» با بهانه تعطیلی برای ساخت پردیس سینمایی و مجتمع فرهنگی کشید؛ سینمایی قدیمی که به جز پخش فیلم زمانی اجرای تئاتر را هم بر صحنه خود دیده بود و حالا بهانه قدیمی بودن سالن و نامناسب بودن صندلی‌ها سرنوشتش را به تعطیلی و سکوت کشاند. مسوولان اداره ارشاد وقت اصفهان داعیه نظارت بر بازسازی و تعمیرش را داشتند اما نه تنها این جریان عملی نشد بلکه بعدا چراغ «ایران» دیگر سینمای این جمع کوچک نیز خاموش شد.
طبق روال مورد انتظار، مطبوعاتی‌های اصفهان جریان را دنبال کردند، اخبار و گزارش‌ها نوشتند و قول و قرارها گرفتند تا عملیات ساخت مجتمع سینمایی و کارایی دوباره سینمای ایران و فلسطین انجام شود.
اما روز و ماه و سال گذشت و نه از عملیات ساخت‌و‌ساز و ایجاد تغییراتی در ساختمان سینماها خبری شد نه از بازگشایی و اکران دوباره فیلم درسالن‌های فعلی.
ایجاد بوفه شیرینی‌پزی در سالن انتظار سینما، اختصاص فیلم‌های اکران دوم به برخی سالن‌ها که نتیجه‌یی جز از رونق انداختن آنها نداشت، نداشتن سایت و نحوه اطلاع‌رسانی و بلیت‌فروشی به روز و نهایتا اقدام به تعطیلی و فروش سینماها به قصد هتل‌سازی و ایجاد مجتمع تجاری به جای آن تنها جزیی از عملکرد برخی مدیران غیر‌هنری و غیر‌فرهنگی در دولت قبلی و توسط مدیران بی‌مسوولیت و بی‌دغدغه بود. مدیرانی که انتصاب برخی‌شان بر سینماهای تحت نظر یکی از نهادها در مجتمع ایران فیلم نشانی جز عدم کفایت این سازمان برای اداره سینماها و نداشتن تفکر فرهنگی آن در امر سینماداری نداشت‌! عدم کفایتی که نهایتا نیز منجر به تعطیلی چند سینمای اصفهان و خارج شدن آنها از چرخه اکران شد. هر چند حضور برخی مدیران وظیفه‌شناس و تلاش‌های بی‌شائبه‌شان همچون مدیر فعلی ایران فیلم در سال جاری به رونق بیشتر سالن‌های موجود و پر‌رنگ‌تر شدن نقش آنها در جریان سینمایی شهر کمک کرده و امیدهایی برای برگشت سینماهای تعطیل‌شده اصفهان ایجاد کرده است اما حرف و حدیث‌هایی هم از جریان انتقال سالن‌ها از یکی از نهادها به حوزه هنری اصفهان شنیده می‌شود که هر چند باتوجه به نگاه زیر‌ساختی و اقدامات مختلف این ارگان برای سینماسازی و تجهیز آن در شهرستان‌های مختلف معقول به نظر می‌رسد ولی نگرانی‌های خودش را نیز با توجه به نوع تولی‌گری خاص حوزه هنری و تحریم و عدم نمایش برخی فیلم‌ها توسط این نهاد در جریان تحت نظارت داشتن اغلب سینماها در اصفهان به دنبال دارد؛ نوعی نگرانی که خواست‌ دوستداران و دلسوزان سینما برای حضور یک سینمادار غیر‌دولتی و ایجاد جریانی برای خصوصی شدن اداره سینماها را پر‌رنگ‌تر کند.
این روزها اما داستان سینماهای اصفهان هنوز همان کشاکش طولانی بر سر سالن‌ها و تعطیل ماندشان است. همان سکوت سرد درمقابل ده‌ها فیلم اکران‌نشده و بسنده کردن مدیران سینمایی به انتخاب معدود فیلم‌ها با ارایه همان تبلیغ قدیمی در سالن که به چسباندن یکی دو پوستر به رسم دهه‌های ۶٠ و ٧٠ ختم می‌شود!
هر چند اکران فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» در سالن سوره حوزه هنری و نمایش برخی آثار مستند در تالار هنر شهرداری اصفهان در زمانی خاص قدری توجه اهالی جدی سینما را به خود جلب کرده است اما سالن‌های اصلی و قابل اصفهان در بهترین نقطه شهر هنوز تعطیلند و سکوت و بی‌تفاوتی مسوولان اداره ارشاد نسبت به زنده شدن دوباره آنها بیش از پیش جای خالی نگاه‌های مسوول و نوگرا در زمینه فرهنگ و سیاست‌گذاری‌های تازه را به چشم می‌آورد؛ جای خالی تفکری پیشرو که غبار کهنگی را از چهره سینمایی اصفهان بزداید و با ایجاد جریان‌های نو ریشه افکار ایستا و بازدارنده را براندازد.
تاسف‌برانگیز است که امسال هم پاییز و زمستان چهارباغ با حضور مخاطبان سینما گرم و پر‌حرارت نشد و تصویر سالن‌های متروک با تابلوهای خالی سردر مثل یک علامت سوال بزرگ بر پیشانی چهارباغ باقی ماند؛ تصویری زننده از سالن‌های خالی با نگاهی خیره به رهگذران که بی‌توجه، بی‌قید و انگار کور سر در یقه بارانی‌های خود چهارباغ‌گردی کردند!
غم‌انگیز است که از تمام هیاهو و روشنایی روزهای دور برای این سینماهای سرگردان چیزی جز یک ساختمان متروک و در حال ویرانی و نقل خاطره‌یی غم‌زده از تماشای فیلمی در سال‌های دور و نزدیک نماند.
افسوس که حدود سه سال از زمان تعطیلی و سکوت سالن‌های سینمای اصفهان می‌گذرد و در حالی که آنها مرگی تدریجی را تجربه می‌کنند عصرهای چهارباغ چه آرام درعمق فاجعه، سرد و ساکت و خفقان‌زده می‌گذرند.