هنر و تجربه / آیـدا تدیـن – جشنواره فیلم ساندنس (Sundance Film Festival) یک رویداد فرهنگی هنری است که هر سال در ماه ژانویه (بهمن) توسط موسسه فیلم ساندنس در ایالت یوتا برگزار می شود و مهم ترین جشنواره فیلم مستقل امریکا به شمار می رود. تنها در سال ۲۰۱۲، بیش از ۴۶ هزار شرکت کننده در این جشنواره حضور پیدا کردند. جشنواره فیلم ساندنس با ارایه بیش از ۲۰۰ فیلم، ویترینی از آثار و تولیدات تازه فیلمسازان مستقل امریکایی و بین المللی را به نمایش می گذارد. بخش رقابتی جشنواره دربرگیرنده آثار مستند و دراماتیک (در بخش فیلم های کوتاه و بلند) است و «NEXT» ،«New Frontier» ،«Spotlight» و «Park City At Midnight» از جمله بخش های خارج از مسابقه این جشنواره هستند. سی و دومین دوره این جشنواره از دوم بهمن (۲۲ ژانویه) آغاز به کار کرده و تا ۱۲ بهمن (یکم فوریه) ادامه دارد.
سرآغاز یک جشنواره کمیاب
جشنواره فیلم ساندنس نخستین بار، اوت ۱۹۷۸ تحت عنوان «جشنواره فیلم یوتا / امریکا» با هدف جذب فیلمسازان بیش تر به ایالت یوتا آغاز به کار کرد. استرلینگ فون واگنن، جان ارل و کایرینا هامپتون از بنیان گذاران اصلی این جشنواره هستند. فون واگنن در آن زمان ریاست شرکت «وایلدوود» را برعهده داشت. این شرکت معروف متعلق به رابرت ردفورد بازیگر، تهیه کننده و کارگردان سرشناس امریکایی است که تا امروز نقشی اساسی در شکل گیری و توسعه مهم ترین جشنواره فیلم مستقل امریکا ایفا کرده است. ردفورد به طور همزمان ریاست جشنواره را نیز برعهده داشته است و رییس و بنیان گذار موسسه فیلم ساندنس به شمار می رود. بازیگر برنده اسکار بر این باور است که «آثار هنرمندان مستقل به طرزی گریزناپذیر بازتاب دهنده وضعیت فرهنگی و تاریخی زمان ما است. قصه های آنها اغلب ،چالش برانگیز،غیرمنتظره هستند و نه تنها از این قدرت برخوردارند که مخاطب را به شکل امیدوارکننده ای به جنبش و تحرک وادارند و به منبع الهام او بدل شوند، بلکه در مورد موضوع مشترک انسانیت حرف های زیادی برای گفتن دارند.»
اهداف کلیدی جشنواره
در نخستین دوره جشنواره (۱۹۷۸) مروری بر فیلم های نظیر «رستگاری» (اثر جان بورمن)، «اتوبوسی به نام هوس» (به کارگردانی الیا کازان)، «کابوی نیمه شب» (ساخته جان شلزینگر)، «خیابان های بی رحم» (به کارگردانی مارتین اسکورسیزی) و «بوی خوش موفقیت» (اثر الکساندر مکندریک) به نمایش درآمدند، گرچه برخی از آن ها سال های قبل تولید شده بودند. ویترینی از تولیدات سینمایی منحصراً امریکایی، برجسته ساختن ظرفیت های سینمای مستقل و کمک به رونق صنعت فیلمسازی در ایالت یوتا به عنوان اهداف اولیه جشنواره تعریف شده بودند. در آن زمان، تمرکز اصلی این رویداد فرهنگی هنری بر برگزاری مسابقه ای برای فیلم های مستقل امریکا، نمایش مجموعه ای از آثار قدیمی ت اما مرتبط با موضوع جشنواره، برگزاری نشست های تخصصی میان فیلمسازان و همچنین بزرگداشت «فرانک کاپرا» (با اهدا جایزه ای به نام این فیلمساز مطرح) بود. این جشنواره همچنین در پررنگ ساختن آثار فیلمسازان منطقه ای که خارج از سیستم هالیوود مشغول به کار بودند، نقش عمده ای ایفا کرده است. بیش از ۶۰ فیلم در نخستین دوره جشنواره نمایش درآمدند و جالب آن که بسیاری از فیلمسازان مطرح هالیوود در این رویداد هنری حضور داشتند. همان سال، نخستین جایزه فرانک کاپرا به جیمی استوارت، بازیگر سینما و تآتر امریکا اهدا شد.
حضور کاریزماتیک یک ستاره
عوامل زیادی در پیشبرد اهداف و رشد جشنواره فیلم یوتا/ امریکا دخیل بودند. نخستین و مهم ترین عامل حضور رابرت ردفورد، بازیگر ساکن یوتا بود که ریاست دور اول جشنواره را به عهده گرفت. نام ردفورد سبب شد جشنواره توجه زیادی را به خود جلب کند. دومین عامل، نیاز مبرم فضای سینمایی کشور به برگزاری جشنواره هایی بود که از تولیدات امریکایی تقدیر می کنند. در آن زمان تنها رویدادی که در این زمینه نقش فعالی داشت، «جشنواره فیلم ایالات متحده» بود و نخستین بار در سال ۱۹۷۱ در دالاس برگزار شد. واکنشی که هالیوود در برابر برگزاری چنین رویدادی از خود نشان داد پیش بینی ناپذیر بود؛ استودیوهای مهم فیلمسازی همه هم و غم شان را به کار گرفتند تا منابع شان را در اختیار برگزارکنندگان این جشنواره قرار دهند.
در ۱۹۸۱، محل برگزاری جشنواره به «پارک سیتی» یوتا انتقال یافت و زمان آن از ماه سپتامبر به ژانویه تغییر پیدا کرد. ظاهراً این تغییر زمانی از اواخر تابستان به میانه زمستان به توصیه سیدنی پولاک، فیلمساز هالیوود انجام گرفت. در ۱۹۸۴، به دلیل تغییرات مدیریتی و پررنگ تر شدن نقش موسسه فیلم ساندنس (که از ۱۹۸۱ رسماً فعالیت خود را به مدیریت ردفورد آغاز کرده بود) عنوان این رویداد فرهنگی هنری به «جشنواره فیلم ساندنس» تغییر پیدا کرد.

رابرت ردفورد (2)
اهمیت جشنواره فیلم ساندنس
این جشنواره سکوی پرتاب بسیاری از فیلمسازان مطرح مستقل نظیر کوین اسمیت، رابرت رودریگز، کوئنتین تارانتینو، تاد فیلد، دیوید او. راسل، استیو جیمز، پل توماس اندرسن، استیون سودربرگ، دارن آرونوفسکی، جیمز وان، ادوارد برنز و جیم جارموش بوده است. «سه فصل» (Three Seasons) – به کارگردانی تونی بویی، فیلمساز مستقل ویتنامی – نخستین فیلم تاریخ این جشنواره است که همزمان جایزه بزرگ هیئت داوران و جایزه فیلم منتخب تماشاگران را در ۱۹۹۹ از آن خود کرد.
جالب آن که نه فیلم از جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۰ موفق شدند در ۱۵ بخش نامزد دریافت جایزه اسکار شوند. چهار فیلم از پنج نامزد بخش بهترین مستند، جزء آثاری بودند که در جشنواره فیلم ساندنس روی پرده رفته بودند. سال بعد، ۴۵ فیلم این جشنواره توسط توزیع کنندگان خریداری شدند، اتفاقی که تا آن زمان بی سابقه بود و حکایت از رشد ۲۲۰ درصدی جشنواره داشت. در سال ۲۰۱۰، تنها ۱۴ فیلم این جشنواره نظر مثبت شرکت های پخش و توزیع را به خود جلب کرده بودند. تام هال، منتقد سینمایی نشریه «ایندی وایر» از این اتفاق به عنوان «بازگشتی به روزهای پرشکوه ایده مضامین اصیل و ناب» یاد کرد.
ارتقا جایگاه جشنواره
با گذشت چندین دهه، جشنواره فیلم ساندنس از یک رویداد نه چندان معتبر و حاشیه ای ویژه آثاری که با بودجه اندک ساخته می شدند و هنرمندان مستقلی که خارج از سیستم هالیوود مشغول فعالیت بودند به رسانه ای جذاب و وسوسه انگیز برای بازیگران مشهور هالیوود و پاپاراتزی ها و صاحبان اقامتگاه های تفریحی مجلل – که هیچ ربطی به ساندنس ندارند – بدل شد. در سال های اخیر، برگزارکنندگان جشنواره کوشیده اند تا آن جا که می توانند از سرایت این گونه حواشی به جشنواره جلوگیری کنند و اتفاقاتی از این دست را محدود سازند. کمپین «تمرکز بر فیلم» (Focus On Film) که از سال ۲۰۰۷ به راه افتاد و همچنان نیز به فعالیت خود ادامه می دهد، از جمله تلاش هایی بوده که در این زمینه انجام گرفته است.
انتقاد به رویکرد جشنواره در یک دهه گذشته
در سال ۲۰۰۹، مستندی تحت عنوان «مخالفت رسمی» در نقد جشنواره فیلم ساندنس روی پرده رفت. این فیلم مستند تجربه فیلمسازان مستقل گمنامی را که می کوشیدند به جشنواره های گوناگون از جمله ساندنس راه یابند، به تصویر کشیده است. فیلم بحث های مختلفی را مطرح می کند، از جمله این که استودیوهای بزرگ و شرکت های حمایت کننده به طرز غم انگیزی بر اهداف اولیه جشنواره ساندنس مسلط شده اند و این جشنواره بیش از پیش از اهداف متعالی خود فاصله گرفته است. برای اثبات این مدعا، سازندگان این مستند به یک دهه قبل تر نقب زده و مقایسه ای را نشان داده اند که براساس آن در سال های دهه ۱۹۹۰ فیلمسازان ناشناخته با بودجه های بسیار محدود و اندک توانسته بودند قراردادهای آبرومندی با استودیوهای پخش کننده نظیر «میرامکس فیلمز» یا «نیو لاین سینما» امضا کنند (مانند فیلم «کارمندان» ساخته کوین اسمیت). اما از آغاز سال ۲۰۰۰ به بعد، ستاره های مشهور با فیلم های چند میلیون دلاری شان (مانند «اثر پروانه ای» با بازی اشتون کوچر) توانستند بر ساندنس مسلط شوند. کوین اسمیت بر این باور است که اگر فیلمش یک دهه بعدتر ساخته می شد، احتمالاً هرگز شانس راه یافتن به جشنواره ساندنس را پیدا نمی کرد.
از سال ۲۰۱۰ به بعد، مسئولان جشنواره کوشیده اند با افزودن بعضی بخش های جانبی جدید نظیر «NEXT» به معرفی ویترینی از فیلم های نوآورانه بپردازند که از ظرفیت ارتقا بودجه مستقل برخوردارند. جف گیلمور از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۹ در مقام دبیر این جشنواره فعالیت داشت و از سال ۲۰۰۹ تا کنون جان کوپر دبیری جشنواره را به عهده گرفته است.

جشنواره فیلم ساندنس (3)
حمایت کنندگان مالی جشنواره سی و دوم
به گزارش پایگاه خبری رسمی این جشنواره، شرکت هایی نظیر «اچ پی»، «آکورا»، «ساندنس تی وی»، «ادوبی»، «خطوط هوایی ساوث وست»، «لنز کرافترز» و «ایربی ان بی» از حمایت کنندگان مالی این رویداد فرهنگی هنری در سال ۲۰۱۵ هستند که توسط موسسه غیرانتفاعی ساندنس برگزار می شود.
دستاوردهای جشنواره در اسکار ۲۰۱۵
اکران های جهانی که در فهرست نامزدهای اسکار قرار گرفتند: «پسربچگی»، «ضربه شلاق»، «واپسین روزها در ویتنام» از جمله فیلم هایی بودند که نخستین بار در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمدند و اکنون در فهرست نامزدهای اسکار پیش رو قرار گرفته اند. مجموع ۱۲ نامزدی – شامل ۲ نامزدی در بخش بهترین فیلم – از فیلم های جشنواره ساندنس در هشتاد و هفتمین دوره اسکار هستند. در صورت برنده شدن فیلم های یادشده در بخش های مختلف جوایز آکادمی ۲۰۱۵ بر اعتبار این جشنواره افزوده خواهد شد، به ویژه این که ساندنس تا امروز در بخش بهترین فیلم اسکار برنده ای نداشته است و امسال امید زیادی وجود دارد که «بچگی»، اثر تحسین شده ریچارد لینکلیتر بتواند طلسم این بخش را بشکند.