هنر و تجربه/ امیر محقق: فائزه عزیزخانی اولین فیلم بلندش با عنوان «روز مبادا» را پس از کارگردانی چندین فیلم کوتاه و مستند ساخته است. او که از شاگردان عباس کیارستمی بوده، از حمایت و مشاوره او در ساخت این فیلم نیز استفاده کرده است. روز مبادادر بخش هنر و تجربه سی و سومین جشنواره فیلم فجر با نمایش در می‌آید. این فیلم امروز(۱۹ بهمن)  در برج میلاد به نمایش در می‌آید.

مشوق شما برای ساخت اولین فیلم تان بلندتان ، چه بود، موضوع، ساختار یا…
این گونه نبود که موضوع فیلمم به طور خاص، من را به ساخت این فیلم ترغیب کرده باشد. فیلم را با این دید، نگاه نمی کنم. یک تاثیر کلی تری وجود داشت که مرا مشتاق کارگردانی این فیلم کرد و یک هدایت نا خودآگاه و روند طبیعی برای بیان زاویه دیدم در من شکل گرفت که قصه را برایم جذاب کرد.
چقدر اعتقاد دارید که فیلم تان با توجه به مضمون و ساختارش، در طیف هنر و تجربه قرار می گیرد؟
به نظرم هنر و تجربه، دسته‌بندی درستی است. حتی فکر می‌کنم گروه‌بندی‌های بیشتر هم بتواند به کار بیاید. فیلم من در جای خودش در این گروه قرار گرفته و به نظرم موقعیت درستی دارد. در مقایسه با فیلم های دیگر جشنواره در بخش سودای سیمرغ، این گروه فرصت مناسبی را فراهم کرده و اسم خوبی هم برای آن در نظر گرفته شده است.

فائزه عزیزخانی
مزایا و مشکلات ساخت فیلم تجربی را چگونه ارزیابی می کنید؟
در مورد فیلم خودم می توانم بگویم که صرف نظر از مشکلات معمول، مورد لطف افراد زیادی قرار گرفته ام. بر سر راه فیلم سازی، یک سری قواعد وجود دارد که باید با آن ها دست به گریبان شد و در سیستم اداری یک سری ناهماهنگی هایی وجود دارد که می توان گفت تقصیر کسی هم نیست ولی بلا تکلیفی هایی را به وجود می آورد. در کل ، فیلم ساز اولی مثل من که با قلک فیلم می سازد به هر حال تنهاست. ولی آدم های حرفه ای خیلی به پشتوانه و حمایت نیازی ندارند.
برای فیلم اول، پیدا کردن تهیه کننده و سرمایه گذار سخت نبود؟
این فرآیند برای من خیلی سخت بود. در ابتدای کارم، برای پیدا کردن سرمایه گذار به روش معمولی عمل کردم و فیلم نامه ام را پیش تهیه کننده ها بردم. به همین دلیل فیلم نامه حدودا هشت، نه ماه اصلا خوانده نشد. تا این که آقای کیارستمی به کمکم آمدند و پیشنهادات خوبی دادند.
در لیست عوامل فیلم تان نام آقای کیارستمی به عنوان مشاور کارگردان ذکر شده است. مشاوره ایشان به چه شکل بوده است؟
آقای کیارستمی متاسفانه به دلیل مشغله های زیاد، این امکان را نداشتند که سر صحنه فیلمم حضور داشته باشند و حتی موفق نشدم راش ها را به ایشان نشان بدهم. اما ایشان حمایت های زیادی از من کردند و به نظرم بزرگ ترین کاری که در حقم کردند این بود که به من قدرت دادند تا به حس و سلیقه ام اعتماد کنم. من الان ۴، ۵ سال است که شاگردشان هستم .
به نظر شما طیف فیلم های هنر و تجربه چقدر پتانسیل جذب مخاطب جدید را دارد؟
نظر شخصی من این است که سلیقه جدید، با فیلم ها شکل نمی گیرند. اعتقاد دارم برای تربیت ذهن برای فیلم های گونه خاص، سینما کارگشا نیست بلکه تلویزیون باید این کار را بکند. فکر می کنم که فیلم هایی که مخاطب زیادی را به دست می آورند، تبلیغات بزرگی داشته اند. پیدایش سلیقه جدید مستلزم گذرانده شدن دوره ای نسبتا طولانی است تا آرام آرام در ذهن مخاطب جا بگیرد. اما مسلما فیلم ساز هم در این زمینه نقش بزرگی دارد. پرهیز از نگاه منزوی در قصه گویی خیلی در جذب مخاطب کمک رسان است. مثلا آقای کیارستمی می توانند با دو تکه چوب یا دو انسان ساده، قصه گیرایی را تعریف کنند، پس مهارت فیلم ساز در قصه گفتن خیلی مهم است و اگر فیلم ساز بخواهد که طبق چارچوب های معمول فیلم‌سازی، اثری جلوی دوربین ببرد در آن صورت سهم صاحب اثر کم می شود و اگر بخواهد کارش را فرمول بندی کند، امضای او از اثر کنار می رود. مهم، نحوه چگونگی قصه گفتن است.
در مراسم رونمایی از فیلم تان گفته بودید قصه به نحوی است که باید با نا بازیگران ساخته می شد. با این حساب، حضور هدیه تهرانی در فیلم تان چه توجیهی دارد؟
حضور خانم تهرانی هم در روایت داستان مورد نیاز بود و ایشان در نقش خودشان در فیلم بازی کرده اند.