ماهنامه هنر و تجربه/ مهرزاد دانش: تاکنون درباره فیلم سترگ استنلی کوبریک، تحلیل‌های متنوعی نوشته شده که نکته کمترمطرح شده‌ای از آن میان باقی مانده است. نگارنده در این مجال، از زاویه‌ای دیگر به این فیلم می‌نگرد. برخی معتقدند فضای حرفه‌ای این فیلم، منافات دارد با نمایشش در گروه سینمایی هنر و تجربه، چرا که فیلم بر اساس مناسبات تثبیت شده حرفه‌ای سینمای کوبریک تألیف شده و ربط چندانی به بحث تجربه ندارد. این در حالی است که اتفاقا فیلم «۲۰۰۱، یک اودیسه فضایی»، مجموعه‌ای است از تجربیات فنی  هنری شگفت‌انگیز که نه تنها در زمان خود خیره‌کنندگی‌های خاص خود را داشتند، بلکه در دوره‌های بعد نیز تأثیر فراوانی در ساخت فیلم‌های مکمل‌تر در این زمینه نهاد. این ویژگی، یعنی تداوم‌بخشی تجربه‌های موفق یک اثر سینمایی، نشان از ابعاد هم‌چنان زنده و پویای این اثر دارد که مانع می‌شود فیلم را به طبقه‌بندی‌های کلاسیک سوق دهیم و چنان روی تاقچه بگذاریمش که انگار دیگر نباید با آن کاری داشت.
فارغ از تجربه سترگ دیگری هم‌چون «سولاریس» آندری تارکوفسکی که تحت تأثیر فیلم کوبریک ساخته شد، هر از چندگاهی فیلم‌هایی دیگر نیز در باب تداعی بخشی گفتمان‌های فلسفی از ساحت فضا و زمان و متافیزیک تولید می‌شوند که به هر حال نیم‌نگاهی دارند به اودیسه ۲۰۰۱، از «زمین دیگر» مایک کاهیل گرفته تا «پرمتئوس» ریدلی اسکات. یکی از جدید‌ترین و بهترین فیلم‌ها در این زمینه، «جاذبه» آلفونسو کوآرون است که شباهت‌های زیادی هم به فیلم یادشده دارد و مهم‌ترین آن‌ها، فارغ از پیشرو بودن در امر تکنیک‌های سینمایی و جلوه‌های ویژه، غلبه بشر بر ماشین و نائل شدنش به ساحت اسطورگان است.
در فیلم کوبریک، شخصیت اصلی، دیوید بومن، بر رایانه‌ای به نام هال که قصد نابودی‌اش را دارد فائق می‌آید و در «جاذبه»، رایان استون به رغم تنهایی و فقدان اشراف بر راهبری سفینه، فضاپیماهایی آسیب‌دیده را چنان تنظیم می‌کند که سرانجام نجات می‌یابد. در فیلم کوبریک، بومن دچار شهود نسبت به تولد دوباره انسانیت در گستره فضا می‌شود و در «جاذبه»، رایان با نمای لو انگل دوربین در واپسین نما، جایگاهی ابرانسانی پیدا می‌کند. اما نکته اساسی اینجا است که کوبریک ادامه تکامل بشر را در آسمان می‌جوید و کوآرون تحقق آن را روی همین خاک زمین رقم می‌زند؛ و نکته اساسی‌تر آن که در فیلم اول، تکامل بر مبنای نگره‌های فرازمینی حاصل می‌شود (تخته‌سنگ مکعبی شکل) و در فیلم دوم، نوعی الهام‌های معنوی و مذهبی، اعتلابخش این تعالی‌اند. (نوع شخصیت‌پردازی همکار رایان و وجود المان‌های آیینی). در واقع کوآرون تجربه‌های پراهمیت کوبریک را در جایگاهی نوین و کامل‌تر مورد استفاده قرار داده و با فنونی شگفت‌انگیز‌تر به لحاظ سینمایی، صیقلشان بخشیده است. فیلم کوبریک، هم‌چنان تجربه‌های نابی برای سینماپژوهان دارد.