هنر تجربه:همشهری کین اثر جاودانه اورسن ولز از ۱۱ اسفند۹۳ در گروه هنر تجربه به روی پرده می‌رود ،به همین دلیل ، مناسب دیدیم مروری کوتاه به شرایط ساخت و اکران آن در سال ۱۹۴۱ داشته باشیم .نوشتن در مورد فیلم «همشهری کین» را می‌توان با این جمله از راجر ابرت، منتقد معروف و فقید سینما شروع کرد: «درسال ۱۹۴۱ «اورسن ولز» فیلمی ساخت که بعدها لقب بزرگترین فیلم تاریخ سینما را از آن خود کرد». اما چطور ممکن است جوانی ۲۵ ساله که سابقه ساخت هیچ فیلم بلندی را هم ندارد بیاید و به انتخاب بسیاری از منتقدان و مجلات معتبر سینمایی، بهترین فیلم تاریخ سینما را بسازد؟

ابتدا از داستان ساده اما تعلیق‌دار فیلم شروع کنیم. «چارلز فاستر کین غول ثروتمند روزنامه‌دار می‌میرد در آخرین لحظات عمرش تنها یک کلمه می‌گوید «Rosebud» (غنچهٔ رز). تهیه کننده فیلم مستند زندگی کین از تامسون که یک گزارشگر است می‌خواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند. تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه می‌کند و داستان زندگی کین در رشته‌ای از فلش‌بک‌ها شکل می‌گیرد.»

در فیلم جمله‌ای توسط تامپسون گفته می‌شود :«شاید «غنچه رز» چیزی بوده که او نمی‌توانسته به دست بیاورد یا چیزی که از دست داده است». «همشهری کین» چنین پارادوکس هایی را دوست دارد. «همشهری کین» داستان سرمایه‌دار با نفوذ و پرسن و سالی را تعریف می کرد که غرورش باعث شده بود همه کسانی که دوستش داشتند از او فراری شوند.

این یکی از عجایب سینماست که یک کارگردان- اولی که عضو گروه تئاتر نیویورک و بازیگر رادیو بود، در اولین اثر سینمایی‌اش یک شاهکار کلاسیک بسازد. همشهری کین بیش از یک فیلم صرفا خوب است و تمام المان‌های دوران پیدایش صدا در سینما را دارد همانطور که فیلم «تولد یک ملت» این ویژگی را در دوران صامت داشت.

نحوه ساخت همشهری کین تقریبا روشن است. ولز که در رادیو و روی صحنه تئاتر، یک هنرمند به حساب می‌آمد، از سوی کمپانی فیلمسازی آر کی او رادیو پیکچرز (RKO Radio pictures) چراغ سبز گرفت تا فیلمی که می‌خواهد را بسازد. «هرمان مانکیویز» که نویسنده‌ای باتجربه بود در نوشتن فیلمنامه‌ای با نام اولیه «آمریکایی» با ولز همکاری کرد. منبع الهام اولیه آن هم، زندگی «ویلیام رندولف هرست» بود؛ شخصی که یک امپراطوری از روزنامه‌ها، ایستگاه‌های رادیویی، مجلات و سرویس‌های خبری داشت. حاشیه‌های فیلم هم از همین جا شروع شد. پس از اولین نمایش فیلم، فردی به اسم هدا هاپر (Hedda Hopper) که در آن زمان، ستون‌نویس معروفی بود فیلم را «یک حمله کثیف به یک مرد بزرگ» خواند. وقتی هرست از طریق هاپر از موضوع فیلم اطلاع پیدا کرد، تصمیم گرفت تا جلوی فیلم را بگیرد و از این طریق آبرویش را حفظ کند. مدیران هالیوودی هم با رهبری لوئیس مایر(رئیس کمپانی مترو گلدن مایر)، از هرست پشتیبانی می‌کردند و قصد داشتند تا همشهری کین را بخرند و نگاتیو آن را از بین ببرند. از سوی دیگر مدافعان هرست، نمایش‌دهنده‌های فیلم را تهدید می‌کردند تا آنها را وادار کنند که فیلم را نمایش ندهند. حتی به دلیل تهدیدها، پای اف بی آی هم وسط کشیده شد. با این وجود «همشهری کین» آن زمان در خود آمریکا درست و حسابی اکران نشد. خیلی از سینماهای بزرگ شهرهای معروف، فیلم را به نمایش نگذاشتند؛ آن هم به خاطر اینکه توسط استودیوهای گردن کلفت که فیلم را بایکوت کرده بودند اجاره شده بودند. ولز اما فیلم را در نمایش‌های خصوصی و تا حدودی دزدکی به خیلی از افراد بانفوذ و جریان ساز فکری نشان داده بود تا نشود به آسانی فیلم را بایگانی کرد. ولی افسانه «همشهری کین» هنوز هم به حیات خود ادامه می‌دهد و به طور متوالی به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب می‌شود به خصوص در نظرخواهی بین المللی‌ای که توسط مجله انگلیسی ”سایت اند ساوند“ در سالهای ۱۹۶۲ ۱۹۷۲ و ۱۹۸۲ برگزار شد. نکته جالب در این است که در سال ۱۹۹۱ و در پنجاهمین سالگرد ساخته شدن فیلم، یک نسخه ترمیم شده و با کیفیت عالی در سراسر آمریکا به نمایش درآمد؛ ولی درباره این نسخه جدید و ترمیم شده فیلم، نکته طنزآمیزی وجود دارد: مالک فعلی «همشهری کین» فردی است بنام «تد ترنر» که مالک رسانه‌های بین‌المللی است و شباهت‌های بسیار نزدیکی با شخصیت «هرست» و «کین» دارد.

به نقل از سایت آی ام دی بی، بودجه این فیلم ۱۱۹ دقیقه‌ای ۶۸۰ هزار دلار بوده است. بهترین فیلم تاریخ جهان، در سال ۱۹۴۲ توانست اسکار بهترین فیلم نامه را مشترکا برای اورسن ولز و هرمان مانکیویز به دست آورد.

 

منابع : PBS ، سایت Rogerebert ، IMDB

برچسب‌ها: