هنر و تجربه: روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها در روز شنبه ۲۲ فروردین ماه ۹۴ در صفحات هنری و سینمایی خود مطالبی در ارتباط با گروه سینمایی هنر و تجربه داشتند.
مراسم تشییع جنازه مرتضی ندایی مستندساز و تهیه‌کننده سینمای مستند در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها بازتاب پیدا کرد. حجت الله ایوبی، محمد مهدی عسگرپور، هادی آفریده و محمد مهدی طباطبایی نژاد از کسانی بودند که در این مراسم در سخنانی از این مستندساز باسابقه تجلیل کردند. حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی آشنایی‌اش با مرتضی ندایی را از زمان حضورش در اکو عنوان کرد و گفت: ایشان عشق و علاقه زیادی به زبان، فرهنگ و تمدن فارسی داشتند و تلاش زیادی هم در این خصوص انجام می‌دادند. سال گذشته مرتضی ندایی را به همراه خانواده‌اش در هتل استقلال دیدم که از من خواست تا کاری کنم که فرهنگ ایران فراموش نشود.
هادی آفریده دیگر مستندسازی بود که درباره‌ی مرتضی ندایی سخنانی را مطرح کرد و با بیان اینکه او به معنای واقعی تهیه‌کننده بود، اظهار کرد: معیارش درآمد و کسب پول از فیلم مستند نبود و بیشتر معیار انسانی داشت.
روزنامه بانی فیلم با پناه برخدا رضایی کارگردان فیلم «دختر.. مادر.. دختر» گفت‌وگو کرده است. در این گفتگو روزنامه بانی فیلم «دختر..مادر..دختر» را دومین فیلم از سه گانه این کارگردان دانشته که زیبایی بصری فیلم اول این سه گانه در آن همچنان حفظ شده است. پناه بر خدا رضایی در این باره به گفتگوکننده این‌طور پاسخ می‌دهد: « بخش عمده‌ای از این موضوع  به علائق شخصی من با تعلقات خاطرم به این نوع از سینما برمی‌گردد. همیشه دوست دارم با یک نگاه شاعرانه که از اعماق تصاویر برمی‌آید فیلم بسازم. البته من قبل از ورود به سینما هم علائق دیگری داشتم که پس از ورودم در نوع کارم در این حوزه اثرگذار بود. مثلا من در طبیعت بزرگ شده‌ام و به عکاسی علاقه بسیار دارم. همواره زیبایی‌های طبیعت چشم‌های مرا صیقل می‌دادند. این زیبایی‌ها به شکل ناخودآگاه در نگاه من وجود دارد و جزئی جدانشدنی از سبک من به حساب می‌آید.»
در پایان این گفتگو پناه برخدا رضایی ضمن تشکر از تک‌تک عوامل سازنده این فیلم، آرزو کرده است که هیچ فیلمی پیش از نمایش مورد قضاوت قرار نگیرد و به این بهانه که مخاطبان کمتری پیدا می‌کند، سالن‌های کمتری به آن داده نشود «تعداد سالن‌های «دختر.. مادر.. دختر» خیلی کم است و این منصفانه نیست اگر فیلمی از ابتدا تماشاگر نداشته باشد چطور می‌تواند خودش را معرفی کند؟ من اساسا به دنبال این نیستم که ببینم در مورد این فیلم خوب می‌نویسند یا بد. منتقدان باید نقدشان را بنویسند …. من هم فیلم‌سازم و کارم را انجام می‌دهم. اصلا در سینمای ایران کمتر منقدی دیده می‌شود که فیلمی را دقیق ببیند. تمام منتقدان ما در وهله اول حواس‌شان به این است که ببینند بازیگر فیلم کیست و بعد قصه را بازخوانی می‌کنند واین‌طور نیست که فیلم را از زوایای مختلف بررسی کنند.»
این روزنامه نقدی به قلم یاسمن خلیلی‌فرد با عنوان «این یک مستند نیست» بر فیلم روز مبادا به چاپ رسانده است. این نقد که به بررسی ویژگی‌های مختلف این فیلم و بازی‌ها، فضاسازی و سبک مستندنمای فیلم می‌پردازد به این شکل به پایان می‌رسد: «فائزه عزیزخانی شاگرد عباس کیارستمی بوده است. برخی آثار و مولفه‌های سینمای کیارستمی در «روز مبادا» دیده می‌شوند اما این فیلم به طور کلی فیلمی متفاوت و مستقل است که در عین وفاداری به سینمای کیارستمی نوآوری‌ها و تازگی‌های خود را هم دارد و این امر نشان از هوشمندی فیلم‌ساز جوانی است که می‌‌خواهد از همان ابتدای کار راه خود را برود و با جسارت به سمت خواسته‌اش هدف بردارد. او با ارزان‌ترین و کوچک‌ترین مواد خام دست به ساخت فیلمی احترام‌برانگیز و شریف می‌زند که به عنوان فیلم اول یک فیلم‌ساز دوست‌داشتنی و مبتکرانه است. فیلمی که برخلاف ظاهر ساده و به دور از حاشیه‌اش بسیار کارشده و عمیق است.»