هنر و تجربه – رضا حسینی: پاسکاله فران، فیلم‌ساز فرانسوی، با جدیدترین فیلمش «آدم‌های پرنده‌ای» که پیش از این در محافل هنری مورد توجه قرار گرفته و اغلب منتقدان هم لب به تحسین آن گشوده‌اند، در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر حضور دارد. فیلم او قصه‌ای است درباره تغییرهای ناگهانی که ما باید در مسیر زندگی‌مان ایجاد کنیم تا بتوانیم آن را دگرگون کرده و به سوی شادی و شادکامی پرواز کنیم. گفت‌وگویی که در پیش رو دارید توسط آلفونسو ریوِرا از سایت «سینمای اروپا» انجام شده است.
در فیلم شما خیلی از شخصیت‌ها سیگار می‌کشند و این موضوعی است که این روزها معمولاً روی پرده نقره‌ای نمی‌بینیم.
سیگار کشیدن شخصیت‌های فیلم به نظرم منطقی می‌آید چون آن‌ها آدم‌های کاملاً تنهایی هستند. در ضمن دوست دارم به تماشا و نظاره‌ی رفتار آدم‌ها بنشینم. شخصیت‌های فیلم اجازه ندارند در هتل سیگار بکشند و باید با مکان‌های مختلفی خودشان را وفق بدهند و با هر گوشه و کنار و سوراخ‌سنبه‌‌ای کنار بیایند. آن‌ها در این هتل‌های کنار فرودگاه با آن پنجره‌های دوجداره، که برای کاهش سروصدای بیرون تعبیه شده‌اند،باید دست‌شان را از شکاف پنجره بیرون ببرند تا بتوانند سیگاری بکشند. همه‌ی این‌ها در خدمت خلق محیطی بود که خیلی سترون است و انگار هیچ پیوندی با جهان بیرون ندارد.

 

مردم پرنده
منظورتان ناکجاآبادهاست… فیلم از چنین ایده‌ای شکل گرفت؟
بله،  مکان‌های ترانزیت در فرودگاه‌ها واقعاً به شهرهای عجیب‌وغریب و خاصی شباهت دارند که حسابی به درد فیلم‌نامه‌ی ما می‌خورد. من با این مکان‌ها به‌خوبی آشنا هستم چون با فیلم‌هایم خیلی به این طرف و آن طرف سفر کرده‌ام. شما در این مکان‌ها، فضا و جو خیلی غریبی را احساس می‌کنید که ارتباط کاملاً مستقیمی با جت‌زدگی (بی‌خوابی و ناراحتی ناشی از مسافرت طولانی با هواپیما) دارد و آن حال‌وهوای معلقی که فضای لینچ‌مانند را – که در آن هر لحظه انتظار حادثه‌ای می‌رود – تقویت می‌کند.
تکنولوژی‌های روز بخش قابل‌توجهی از زندگی ما و البته فیلم شما را تشکیل داده‌اند.
برای من این نگران‌کننده است که آدم‌ها ممکن است فکر کنند تکنولوژی‌های روز به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند روی رفتارشان تأثیر بگذارند. به نظرم درست از همان لحظه‌ای که یک وسیله‌ی ارتباطی مدرن جدید ابداع می‌شود، روال زندگی ما به ضرورت آن تغییر می‌کند. احمقانه و ارتجاعی است که بگوییم مخالف اینترنت هستیم چون انقلابی به‌پا کرد. اما برای من مهم است که در این میان به نظاره‌ی تغییرهای بنشینم که از این انقلاب و پیشرفت‌های فناورانه حاصل می‌شود، به‌خصوص در دنیای آلترالیبرالی که افراد در یک رقابت روزانه غوطه‌ور شده‌اند. این‌ها روی‌هم‌رفته شیوه‌ی برقراری ارتباط ما با دیگر آدم‌ها را هم دگرگون می‌کند.
وقتی شخصیت اصلی فیلم تصمیم مهمش را می‌گیرد، دیگران فقط درباره پیامدهای این تصمیم در زندگی خودشان فکر می‌کنند و نه وضعیت و فراغتی که برای تصمیم‌گیرنده حاصل می‌شود.
بله، خود فرد و شرایطش در درجه دوم اهمیت قرار دارند. مهم‌ترین موضوع این است که چرخ‌دنده‌های بزرگ باید به چرخش ادامه دهند و هیچ چیزی نباید سر راه‌شان قرار بگیرد.
«آدم‌های پرنده‌ای» حاوی یک پیام انقلابی است؛ فیلم شما ما را به چالش می‌کشد و باعث می‌شود درباره زندگی‌مان بیندیشیم و از خودمان بپرسیم که آیا حقیقتاً از زیست‌مان خوش‌حال و خرسندیم.در دیگر دوره‌ها، آدم‌ها برای تغییر چیزها باید دست به اقدام‌های جمعی می‌زدند اما در حال حاضر، تنها راه این است که خود ما تصمیمی بگیریم. امیدوارم تماشاگران بعد از دیدن فیلم، درست‌وحسابی درباره زندگی‌شان فکر کنند.
در پایان، چه‌طور نماهای هوایی روی فرودگاه را فیلم‌برداری کردید؟
واقعاً پیچیده بود چون باید با خیلی‌ها هماهنگ می‌کردیم و کلی مجوز برای انجام این کار در محیط فرودگاه می‌گرفتیم. نُه ماه طول کشید تا بتوانیم این کار را انجام بدهیم چون وزارت دفاع، هواپیمایی فرانسه و هواپیمایی داخلی باید چراغ سبز می‌دادند. این اولین بار بود که کسی می‌خواست چنین کاری انجام دهد. ما از پهباد استفاده نکردیم و به جای آن از هلی‌کوپترهای کوچک و کنترلی بهره بردیم. انجام این کار در فرودگاه و میان آن همه آدم، خیلی پیچیده‌تر و سخت‌تر از آن چیزی بود که فکرش را می‌کردیم. پهبادهای شب به‌راحتی دیده نمی‌شوند و در نتیجه تقریباً خطرناک هستند. نماهای هوایی مربوط به پرواز با همراهی ترانه‌های دیوید بویی، اولین چیزی بود که برای ساختن این فیلم در ذهنم نقش بست.