هنر و تجربه- رضا حسینی: در میان تصورهای اشتباه فراوانی که درباره اورسن ولز وجود دارد، به عنوان مثال این‌که هیچ کدام از فیلم‌هایش نفروختند یا این‌که همه‌ی دست‌پرورده‌هایش به او خیانت کردند، موضوعی که بیش از بقیه کنجکاوی‌برانگیز است و به گونه‌ای بی‌پایه و اساس به آن دامن زده شد، این بود که آدم غیرسیاسی است یا این‌که چندان سیاسی نیست.
شاید رفتار و سلوک آمرانه‌ی او به عنوان «برج عاج»نشینی و دوری از مسائل سیاسی روز تعبیر شد؛ یا شاید رابطه‌ی او با آثار شکسپیر به عنوان ارتباط بیش‌ترش با سیاستمداری قرن‌های گذشته دیده شد! به هر حال این تصور عامیانه‌ی اشتباهی از اورسن ولز بود؛ مردی که نمایش‌نامه‌های رادیکالی را برای «پروژه تئاتر فدرال» (پروژه‌ای که در جریان سال‌های رکود اقتصادی آمریکا روی تئاتر و فعالیت‌های مرتبط سرمایه‌گذاری می‌کرد) تهیه کرد، با نهایت اشتیاق در حمایت از «نیو دیل»/ «معامله‌ی نو» (New Deal: اصول سیاسی و اقتصادی حکومت روزولت که هدفش احیای اقتصادی و اصلاحات اجتماعی بود)و علیه نژادپرستی سخن گفت، در دهه‌ی ۱۹۴۰ در ستون روزنامه‌ای درباره امور سیاسی نوشت، و نامش به عنوان نماینده ایالت ویسکانسین برای حضور در مجلس سنا مطرح شد (صندلی که دست‌آخر به جوزف مک‌کارتی رسید). اما جالب‌ترین مورد در این خصوص، نقش اورسن ولز به عنوان مشاور فنی در اولین فیلم ضدجنگ‌افزارهای اتمی بود.
«تولد دوباره ریپ ون وینکل» (Rip Van Winkle Renascent) فیلم‌نامه‌ای است که توسط معلمان و استادان «دبیرستان تاد» (دبیرستان آمادگی جهت ورود به دانشگاه در وودستاک ایالت ایلینوی که ولز از یازده تا شانزده سالگی در آن‌جا حضور داشت) نوشته شد.در بین نویسندگان فیلم‌نامه نام مدیر مدرسه، راجر هیل هم دیده می‌شد که منتور ولز بود و در شرح‌حال اورسن ولز در «نیویورکر» چنین توصیف شده است: «مردی لاغر و سپید مو با کت‌وشلوار فاستونی که انگار توسط سازندگان یک فیلم سینمایی برای ایفای چنین نقشی برگزیده شده بود و هرگز اجازه نداد که برنامه‌های آموزشی قراردادی و سنتی دبیرستان مانع انجام کارهای خلاقه شوند.»هیل بود که ولز را وارد جهان تئاتر کرد و او را پیش برد. وی در پروژه‌های بسیاری با ولز همکاری کرد از جمله «ترانه قدم‌رو»، نمایش‌نامه‌ای که در سال ۱۹۳۲ درباره جان براون، طرف‌دار الغای بردگی، نوشته شد.ولز همواره از دبیرستان تاد به عنوان جایی مثل «خانه»ی واقعی‌اش نام می‌برد؛ و در زمان حضور دخترش، کریسی ولز، در این مدرسه بود که اولیای دبیرستان به بمباران ژاپن واکنش نشان دادند.

اورسن ولز
هیل و معلمان همکارش، پت آرمسترانگ، سندی اسمیت و هاسی تارباکس از داستان سال ۱۸۱۹ واشینگتن ایروینگ با عنوان «ریپ ون وینکل» (روستایی از خود راضی‌ای که بیست سال به خواب می‌رود و انقلاب آمریکا را از دست می‌دهد) برای یک هجویه‌ی موزیکال تندوتیز اقتباس کردند. در ادامه‌ی داستان، ریپ به جای این‌که از خواب بیدار شود و ببیند که مستعمره‌ها به ایالت تبدیل شده‌اند، دوباره برای یک قرن و نیم به خواب می‌رود و در این میان گاهی با رویدادهای تاریخی از خواب می‌پرد ولی دوباره توسط گرملین‌ها (که در شمایل سفیران و سناتورها ظاهر می‌شوند) خوابانده می‌شود. سرانجام عصر هسته‌ای از راه می‌رسد و ریپ دیگر نمی‌تواند بخوابد. او با الهام از سخنوری دوستش، دریک ون بامِل مدیر مدرسه، مریخ را از میان برمی‌دارد و مبنای یکی از کتاب‌های دوستش درباره صلح سخنرانی می‌کند؛ و درست مثل «دیکتاتور بزرگ» چاپلین، در پایان‌بندی درخواستی بر مبنی  تعهد و بردباری ارائه می‌شود تا نکند که جهانیان خودشان را نابود کنند و از بین ببرند.
اورسن ولز که در آن زمان حسابی مشغول فیلم‌سازی بود، در نگارش فیلم‌نامه «تولد دوباره ریپ ون وینکل» نقش مستقیمی نداشت اما دو بار در جریان تولید و فیلم‌برداری به دبیرستان سابقش سر زد و داوطلبانه مهارت‌های فنی‌اش را در اختیار گروه سازندگان قرار داد و به آن‌ها در زمینه‌های مختلف مشاوره داد. هیل در گزارش تولیدش از راهنمایی‌ها و مشاوره‌های اورسن ولز در زمینه‌های تخصصی مختلف گفته است و این‌که نقش یکی از کوتوله‌های داستان را دختر نُه ساله ولز، کریسی بازی کرد.
نتیجه‌ی این تلاش‌ها فیلم ۴۵ دقیقه‌ای شد که به عنوان «اولین فیلم صلح‌طلبانه درباره بمب اتم» در موزه هنرهای معاصر نیویورک برای تماشاگرانی شامل مقام‌های عالی‌رتبه‌ی بین‌المللی به نمایش درآمد. یکی از اعضای پارلمان انگلیس نسخه‌ای از فیلم را طلب کرد و در نهایت «تولد دوباره ریپ ون وینکل» به اولین فیلمی تبدیل شد که در پارلمان انگلیس به نمایش درآمد. قابل ملاحظه‌تر از همه این بود که الینور روزولت، یونسکو را متقاعد کرد که بیست نسخه از فیلم را خریداری کنند و آن‌ها را در سراسر جهان نمایش دهند. این فیلم امروز تقریباً شناخته‌نشده است و حرف چندانی از آن در میان نیست اما نباید فراموش کرد که نزدیک به دو دهه پیش از فیلم استنلی کوبریک «دکتر استرنج‌لاو» ساخته شد و نمونه‌ی خوبی است از هجویه‌ای تند و تیز و ضدجنگ‌افزارهای هسته‌ای.
منبع: استیون میرز/ فیلم کامنت

برچسب‌ها: