هنروتجربه / سوگند نیازمند: تصویر ابتدایی هر فیلمی مهمترین بخش اثر است و پوستر جز جدا نشدنی در سینما محسوب می‌شود.این روزها «آتلان» در سینمای مستند بسیار خوش درخشیده است و پوستر آن جز همان طرح‌هایی است که بیننده را در نگاه اول جذب خواهد کرد.علی باقری متولد ۱۳۵۷ و فارغ‌التحصیل از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، طراحی پوستر آتلان را برعهده داشته است.او از سال ۱۳۸۰ آتلیه شخصی خود را در زمینه طراحی گرافیک تاسیس کرده و تا به حال با شرکتهای بزرگی مانند رنو فرانسه، شرکت ملی نفت ایران و شرکت صنایع پتروشیمی به مدت بیش از یک دهه همکاری کرده است.او از سال ۱۳۸۵ اولین عکاسی فیلم سینمایی خود را با فیلم «پا برهنه در بهشت» به کارگردانی بهرام توکلی آغاز کرد و برنده سیمرغ بهترین عکاسی فیلم از بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شد.علی باقری عضو انجمن عکاسان و کانون طراحان و مدیران تبلیغات سینمای ایران است.او طراح اصلی پوستر هشتمین جشنواره‌ پونمایی تهران، پنجمین جشنواره فیلم شهر، هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران- سینما حقیقت و طراح پوستر فیلم‌هایی  چون ، شیار ۱۴۳، پرسه در مه، من دیه‌گو مارادونا هستم، اینجا بدون من، من می‌خوام شاه بشم و… است.
به بهانه طراحی پوستر فیلم «آتلان» که چندی است در گروه هنروتجربه در حال اکران است به سراغ علی باقری رفتیم تا با او گپ بزنیم که در زیر می‌‌خوانید:
چه شد که  طراحی پوستر شدید؟
باید بگویم همان‌طور که همه می‌دانند گرافیک شاخه‌های متنوعی دارد. اما برای من از همان ابتدا یعنی از همان زمانی که فهمیدم رشته‌ای به اسم گرافیک وجود دارد، پوسترسازی همیشه جذابیت بیشتری داشته و هنوز هم دارد. البته به این معنا نیست که من در حال حاضر فقط در زمینه طراحی پوستر کار می‌کنم و به طور مثال آرم یا نشان و یا سایر کارهای مرتبط با گرافیک را انجام نمی‌دهم، ولی از بین سفارشات همیشه برایم اولویت با قبول کردن طراحی پوستر است.
با توجه به اینکه شما عکاس فیلم آتلان هم بودید از ابتدا قرار بود شما پوستر را طراحی کنید یا در طول فیلم‌برداری این تصمیم حاصل شد؟

در ابتدا آقای کریم‌الدینی برای طراحی پوستر با من تماس گرفتند و من هم پذیرفتم، بعد از چند وقت که برای انتخاب عکاس هم به من پیشنهاد دادند و چون حوزه عکاسی برایم بسیار جذاب بود قبول کردم تا در این حوزه هم با ایشان همکاری کنم.
برای طراحی پوستر آتلان از ابتدا هم این تصویر مدنظرتان بود یا ایده‌هایی دیگر هم داشتید؟
به طور قطع ایده‌های دیگری هم بوده است. معمولا طراحی پوستر‌هایی که به من سفارش داده می‌شود را با ایده‌های مختلف پیش می‌برم. غالبا این ایده‌ها را فقط در ذهنم طراحی و چیدمان می‌کنم و از بین آن ایده‌ها دو و یا سه تا را روی تکه کاغذهای کوچک که فقط خودم از آن‌ها سر در می‌آورم، یادداشت می‌کنم که فراموششان نکنم. بعد در دفتر کارم کامل‌ترش می‌کنم. آخر راستش را بخواهید گاهی طرح‌ها و ایده‌های من، وقتی به سراغم می‌آیند که در رختخوابم هستم. معمولا هم در مرز خواب و بیداری ایده‌ها جذاب‌تر از آب درمی‌آیند. یادداشت برداری از ایده‌هایی که به ذهنت می‌رسد خیلی مهم است. حتما برای همه‌ ما پیش آمده که یک لحظاتی از خواب بیدار شدیم و از خوابی که دیده‌ایم شگفت زده شده‌ایم، ولی بعدا که می‌خواهیم خوابمان را بنویسیم یا برای اطرافیانمان تعریفش کنیم، هیچی از آن یادمان نیست. آن وقت است که مدام خودمان را سرزنش می‌کنیم که چرا جادویی‌ترین خواب دنیا را فراموش کرده‌ایم!؟ سال‌های زیادی است که هم کلمات کلیدی خواب‌هایم و هم ایده طراحی پوسترهایم را یادداشت می‌کنم. ولی همیشه آن ایده یا خوابی را که یادت نمی‌آید چیز دیگری است که می‌توانست شاهکار باشد. حالا به هرصورت من سعی می‌کنم کج و معوج یک چیزهایی از ایده‌هایم را روی تکه کاغذهای کوچک یادداشت کنم.راستش اگر کسی آن‌ها را ببیند فکر می‌کند دعا نویسم یا نقشه گنج کشیدم.
اما به ایده پوستر آتلان سر عکاسی فیلم رسیدم. یکی از روزها که همکاران پلان‌های کارمونت داشتند، همراهی‌شان نکردم و ماندم کنار اسب‌ها تا این عکس را برای پوسترم بگیرم. دقیقا یک صبح تا ظهر کامل عکاسی این فریم وقت برد. البته منظورم این است که بیش از صد فریم در همین مختصات (دیتیل) عکاسی کردم و در نهایت از بینشان همین عکس انتخاب کردم، دلیل انتخاب این فریم هم بیشتر به خاطر نگاه اسب است.این فریم، فریم کامل است یعنی از اطرافش چیزی بریده (کراپ) نشده. بعد از چندماه که از تدوین اولیه فیلم گذشت و قرار بود طراحی پوستر را آماده کنم، چند ایده دیگر را برای خودم به عینیت رساندم و در نهایت هیچ کدام‌شان به اندازه این طرح مقبولم نشد. طبیعتا آن طرح ها را هم کسی ندیده بود. اغلب از بین طرح‌هایی که کار می‌کنم فقط بهترینش را به سفارش دهنده‌ام ارائه می‌دهم.

 

آتلان
بعد از دیدن فیلم به عنوان طراح پوستر چه المان‌هایی تصویری در ذهنتان پررنگ آمد؟
خب البته من فیلم رو دیدم و پوسترش رو طراحی کردم. نه فقط فیلم آتلان، بلکه همه فیلم‌هایی را که قرار باشد پوسترش را طراحی کنم حتما می‌بینم.چون وقتی فیلم را دوست داشته باشم برای خطور کردن ایده‌ها به ذهنم دستم بازتز است.فیلم‌های مستند و داستانی‌ای بودند که بعد از دیدن فیلم از وقت گذاشتن برای طراحی پوسترش انصراف دادم. البته در این بین یک استثنا وجود دارد. فیلم یک گزارش از عباس کیارستمی امکان دیدنش وجود نداشت بخاطر اینکه سفارش دهنده، فیلم و کارگردان فیلم امریکا بودند. اما تقریبا همه سکانس‌ها را کارگردان فیلم، ساعت‌ها وقت گذاشت و تلفنی برایم تعریف کرد که حال و هوای فیلم دستم بیاید. بعدا که فیلم به دستم رسید، مطمئن شدم پوسترم، پوستر همان فیلم است.
با دیدن فیلم آتلان اولین تصویری که در ذهن مخاطب نقش می‌بندد فضایی از دشت و سوارکاری است. و شما یک دیتیل از سر اسب را طراحی کردید، کمی راجع به این ایده برایمان توضیح دهید؟
شما یک نهنگ را در ذهنتان مجسم کنید! چه می‌بینید؟حتما همراه با آن نهنگ حجمی از آب و یا دریا هم در تصویر ذهنیتان وجود دارد. در صورتی که اسمی از آب و دریا برده نشده است. قاعده در مورد پوستر آتلان هم همین است. شما ناخوداگاه با دیدن سر اسب تصویرهای ذهنیتان به کمک طراح پوستر می‌آید. وقتی می‌گوییم اسب، مخاطب در ذهنش تصویری از اسبی می‌بیند که در دشت یا کنار ساحل در حال تاخت است و یا اسبی را می‌بیند که روی تپه‌ای ایستاده که باد در یال‌هایش می‌پیچد و یا تصاویری از این دست. به ندرت ممکن است کسی اسبی را در ذهنش مجسم کند که به گاری بسته شده یا در حال احتضار باشد. اما همه این‌ها توجیهات است. راستش تصویر دیتیل سر اسب را برای این فیلم مناسب دانستم و فکر می‌کنم این برای مخاطب جذاب‌تر است.
در طراحی پوستر چه نکاتی را مدنظر قرار می‌دهید و چقدر با کارگردان مشورت می‌کنید؟
قبل از اینکه به ایده پوستر فکر کنم با کارگردان مفصل صحبت می‌کنم و نکته نظراتش را یادداشت میکنم. سعی می‌کنم با ایده‌هایی به نتیجه برسم که به نظرات کارگردان نزدیک‌تر باشد. اما همیشه قبل از قبول سفارش پوستر، با کارگردان به این قطعیت می‌رسم که نظرات ایشان را فقط در صورتی که برای بهتر شدن پوستر کمک کند به عنوان پیشنهاد بپذیرم و تصمیم‌گیری نهایی و اعمال آن با من که به عنوان طراح پوستر هستم جلو برود.
به نظرتان چرا طراحی پوستر در سینمای ایران جدی گرفته نمی‌شود؟
پوستر، مهمترین ویترین فیلم و خیلی هم جدی است. دقیقا مثل طرح جلد برای کتاب می‌ماند.وقتی وارد کتابفروشی می‌شویم اولین چیزی که از کتاب‌ها می‌بینیم طرح‌های روی جلد کتاب‌ها است نه چیز دیگری.در مورد فیلم هم ماجرا همین است. اتفاقا پوستر در سینمای ایران خیلی هم جدی گرفته می‌شود اما اگر در این حوزه پوسترهای خوب کمتر به چشم می‌خورد اشکال جای دیگری است. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم اشکال از تهیه کننده‌ها و از آن‌ها بدتر موسسات پخش فیلم است. البته نه تمامشان.اما اغلب دوستان در این صنوف مخصوصا موسسات پخش، سلایق تصویریشان نازل‌تر از کف حداقل‌های جامعه است و شاهد این ادعا هم اغلب پوستر فیلم‌هایی است که می‌بینیم و معمولا هم در این دست پوسترها دو کله بزرگ دیده می‌شود. وقتی شما به عنوان طراح با کارگردان فیلم به عنوان سفارش دهنده طرف هستید در نهایت پوسترتان آبرومندتر از آب در می‌آید. خلاصه‌ی مطلب این‌که بخاطر این کج سلیقه گی دفاتر پخش، بیشتر پوستر فیلم‌ها در شأن سینمای ایران نیستند.
طراحی پوستر فیلم مستند چه تفاوتی با سینمای داستانی دارد؟
آن چیزی که طراحی پوستر فیلم مستند با داستانی دارد تفاوت نیست بلکه مزیت است. شما به عنوان طراح پوستر فیلم مستند روی ایده‌ها امکان بازیگوشی بیشتر دارید. همین‌ که در فیلم مستند بازیگر حرفه‌ای وجود ندارد بزرگترین مزیت است و می‌توانی طرح‌هایی را به سر انجام برسانی که در پوستر سینمای داستانی بخاطر وجود «قانون نانوشته‌ی کله‌های درشت بیشتر می‌فروشه» امکانش کمتر بوجود می‌آید.
و به عنوان سوال آخر دوست داشتید برای چه فیلمی پوستر طراحی کنید اما به شما پیشنهاد نشد؟
خب فیلم‌های زیادی هست که دوست داشتم من طراح پوسترشان بودم مثل دشت گریان (آنجلوپلوس) ، عشق سگی (ایناریتو) و …