ماهنامه هنر و تجربه – مهرزاد دانش:«کپی برابر اصل» یکی از نمونه‌ای ترین آثار سینمای کیارستمی است؛ سینمایی که نه مبتنی بر الگوهای آشنای روایت‌پردازی، بلکه بر اساس دعوت از مخاطب به مکاشفه در دنیای آدم‌های بنا نهاده شده است. این مکاشفه هم، برخلاف آنچه در برخی از فیلم‌های مدرن جاری است، ربطی به نمادگرایی‌های افراطی و انتزاعی ندارد، بلکه منطقش از داخل خود اثر بدون توسل به ادابازی‌های رایج می‌آید.
فیلم کیارستمی، اثری در حال پرسش دائمی است. مخاطب در حال تماشای اثر، مدام از خودش می‌پرسد که چه چیز درست و نادرست، جعل و بدل یا اصل و حقیقت است. اما این سؤال منطبق بر نمودهای متعارف دراماتیک نیست، بلکه حس بی‌واسطه‌ای است که از فضای ساده و بی‌شیله‌پیله فیلم منبعث می‌شود.
در وهله نخست، فیلم یادآور «پیش از طلوع» ریچارد لینکلیتر است: زوجی در همراهی با هم به نقاط مختلف شهر می‌روند و سر آخر به حسی متفاوت از مقطع قبل از همراهیشان می‌رسند. اما در فیلم کیارستمی، نکته‌ای افزون بر این وجود دارد و آن، حرکت در مسیری پرتناقض است. المان‌هایی همچون تصاویر مبهم مناظر روبه‌روی شیشه اتومبیل، تشکیک در اصالت نام شخصی که لکنت دارد، ابهام در این که امضای مرد نویسنده روی آخرین کتاب تقدیم به چه کسی خواهد بود، تردید در این که نسبت این زن و مرد چیست و تا چه حد در داستان‌پردازی‌های متقابلشان راست و دروغ می‌گویند، سوال درباره ماهیت زیبایی‌شناختی و یا کارکرد عمومی مجسمه وسط میدان شهر، ناخرسندی زن از توقف نابجای اتومبیل‌ها در وسط جاده، سوءتفاهم بر سر حضور زن در کلیسا به قصد نیایش یا تعویض پوشش، مناقشه بر سر لطیفه‌ای که مرد برای زن تعریف می‌کند و… همگی عناصری هستند که به شکلی تدریجی دامنه‌های ابهام را در باب صحت و سقم ماهیت و کاربرد پدیده‌های مختلف زندگی گسترش می‌دهند. کیارستمی این ابهام‌ها را درنمی‌افکند تا شک‌آوری ایجاد کند، بلکه سوال طرح می‌کند تا فکر و حس و ذوق مخاطب را به سمت ناپیدایی‌های درون اثر برانگیزاند. برای همین هم فیلم در فضایی متقارن اما معکوس با موقعیت نخستین متن به اتمام می‌رسد تا بر تلنگرهای وارد بر مرد تاکید کرده باشد. ابتدای فیلم، نمایی خالی از انسان با تمرکز بر میزی و میکروفونی و کتابی داریم، در حالی که نمای واپسین، نمای درشت از چهره مبهوت‌‌‌ همان مردی است که قرار بود پشت میز نمای اول باشد و غیبت داشت و حالا دارد به خود (و تماشاگر) می‌نگرد. ابتدای فیلم مرد برای دیدن زن، پلکانی را به سمت پایین طی می‌کرد و در فرجام کار، این پلکان به سوی بالا در طبقه‌ای مرتفع است.
موضوع فیلم «کپی برابر اصل» درباره تردیدها به حقیقت و بازنمایی و بازآفرینی‌اش، تنها در دیالوگ‌ها و درونمایه جاری نیست؛ در پیکره و ساختار اثر حل شده است.

نسخه pdf شماره ۱۴ ماهنامه هنر و تجربه