هنروتجربه: در ماهنامه شماره ۱۴ هنر و تجربه، گفت‌وگویی با تارا اوتادی منتشر شده که توسط سحر عصر آزاد انجام شده‌است. عصرآزاد در مقدمه این گفت‌وگو می‌نویسد: «کارگردان جوانی است که در اولین تجربه فیلم‌سازی خود، فیلم‌نامه‌ای اقتباسی را دستمایه کار قرارداده که می‌تواند از جهت کارگردانی تجربه‌ای جسورانه و ریسک‌پذیر باشد. فیلمی با حضور عوامل حرفه‌ای سینما در پشت و مقابل دوربین که به جهت گرد هم آمدن این گروه در اولین تجربه یک کارگردان جوان، می‌تواند کنجکاوی‌برانگیز باشد.» و گفت‌وگو را با سوالی درباره پیشینه حضور اوتادی در سینما آغاز می‌کند:«من سال ٩١ تصمیم به ساخت فیلم کوتاهی با نام «بوسه صلح» گرفتم و مراحل پیش تولید آن را هم انجام دادیم اما به دلیل این‌که تولید این فیلم بسیار پرهزینه و مشکل بود، تصمیم گرفتم ساخت آن را به آینده موکول کنم و به سراغ ساخت فیلم «پنج تا پنج» رفتم. البته در سینمای جهان هم می‌بینیم که بزرگ‌ترین فیلم‌سازان بعد از سال‌ها فیلم‌سازی، فیلم کوتاه خود را می‌سازند.» فیلم‌نامه اقتباسی و تصویر سینمایی اوتادی از این فیلم‌نامه، هم سوال بعدی است:« تصویر یک سینمای متفاوت و جسورانه را داشتم. فکر می‌کنم مردم تشنه دیدن جسارت و خلاقیت در سینما هستند.» بخش عمده‌ای از فیلم پنج تا پنج در فضایی بسته و کاراکترهای محدود می‌گذرد، اوتادی در پاسخ به سوالی که انتخاب چنین فضایی را برای اولین فیلم، ریسک می‌داند، می‌گوید:« به این موضوع فکر کردم و بسیاری از اطرافیانم هم این نکته را به من تذکر دادند. ولی چه اشکالی دارد که آدم ریسک کند؟ فکر می‌کنم جای ریسک و افراد جسور در سینمای ما خالیست.» ودرباره تمهیداتی برای همراه کردن مخاطب با فضا و کاراکترها توضیح می‌دهد:«در مرحله نگارش، تصحیح و ویرایش فیلم‌نامه تمام هم و غم ما جذابیت بحث میان صابر (رضا کیانیان) و دادستان (تورج نصر) بود که به همت و قدرت قلم ماهان حیدری صد درصد به هدف رسیدیم و این از نقاط قوت فیلم شد. در مرحله ساخت هم با مشورت رضا کیانیان و علیرضا برازنده، نوع چیدمان دادگاه، نور، نوع فیلم‌برداری و دکوپاژ را در جهتی هدایت کردیم که بیننده بتواند فیلم را دنبال کند و احساس خستگی نکند.»

در بخش دیگری از این گفت‌وگو،سوالی پیرامون تجربه غیبت کاراکتر زن در فیلم بخصوص با توجه به نقطه نظرات ضد زن شخصیت دکترصابر ساعدی، مطرح می‌شود:« در این فیلم نیازی به حضور خانمی نداشتم و این عدم نیاز باعث شد به عنوان یک امضا، به دیده نشدن هیچ زنی در فیلم حتی به صورت گذری فکر کنم و آن را اجرا کنم. از نظر شخصیتی من یک زن طرفدار حقوق زنان هستم و همیشه حقوق زنان از دغدغه‌های زندگی‌ام بوده است. اما صابر ساعدی به طور کلی یک شخصیت انسان ستیز است و می‌دانیم این نوع شخصیت‌ها – چه زن و چه مرد – نسبت به جنس مخالف تهاجم بیشتری دارند تا هم جنس خودشان. البته باید در پرانتز بگویم من با اصطلاح «جنس مخالف» به‌شدت مخالفم و به جای آن جنس متفاوت را ترجیح می‌دهم. چه بسا درصدی از این ستیزه‌های زن و مرد در جامعه ما برگرفته از همین اصطلاح باشد، چرا که کلمه «مخالف» می‌تواند برای ما ذهنیت ایجاد کند.»

و آخرین سوال درباره ارزیابی از شکل‌گیری گروه هنر و تجربه است:«سینمای هنر و تجربه اگر مثل هر نهاد دیگری در جامعه ما دستخوش بازی‌های درونی و بیرونی نشود می‌تواند در جهت بالا بردن سطح فیلم‌سازی و تقویت آن کمک‌های بزرگی بکند. من این روز‌ها مردمی را می‌بینم که برخی فیلم‌ها را فقط به خاطر اکران در سینمای هنر و تجربه تماشا می‌کنند. این یعنی اعتماد به نهادی که برای آن‌ها فیلم خوب انتخاب می‌کند.

نسخه pdfماهنامه شماره ۱۴ هنر و تجربه