هنر و تجربه: سومین همکاری مجید برزگر و حامد رجبی، این بار شکلی متفاوت داشت. این‌دو که در نوشتن فیلم‌نامه فیلم‌های اول و دوم برزگر «فصل باران‌های موسمی» و «پرویز» همکار بوده‌اند در پریدن از ارتفاع کم شکلی جدید از همکاری را تجربه کردند. در پریدن از ارتفاع کم مجید برزگر نقش تهیه‌کننده را دارد و حامد برزگر به عنوان کارگردان پشت دوربین قرار گرفته است. خبرگزاری خبرآنلاین گفت‌وگویی دونفره با برزگر و رجبی ترتیب داده است که از جایگاه و تاثیر سینمای متفاوت در بدنه سینما تا فیلم مشترک این دو را در برمی‌گیرد. نقل قسمت‌هایی خلاصه شده از این مصاحبه خالی از لطف نیست.

در ابتدای این گفت‌وگو برزگر در پاسخ به سوالی درباره تشکیل گروه هنر و تجربه و این‌که آیا این گروه همان فضایی است که شما سال‌ها پیش برای رسیدن به آن پرورش یافتید،توضیح می‌دهد:«دقیقا همین‌طور است. نقطه مبهم برای ما این بود که چطور در سایر کشورها (تسامحا می‌گویم) سینمای مخاطب خاص که در این گفت‌و‌گو اسمش را هنر و تجربه می‌گذاریم، توانسته فعال باشد، فیلم‌سازان در این فضا فیلم‌هایشان را می‌سازند و اکران می‌کنند، اما این امکان در سینمای ما وجود نداشت. دلیل آن را سلطه سینماداران در ایران می‌توان دانست. سینماداران تمایلی به اکران کردن فیلمی که مخاطب ندارد، ندارند و می‌توان گفت که در این انتخاب محق هستند. این معادلات سینمای ما را به سمت نوعی از فیلم سوق داد که روز به روز نازل‌تر شد و آنچه که امروز شاهد هستیم، این است که از شمار سالی ۱۰۰ فیلم چهار پنج فیلم تجاری محترم داریم که با احترام به تماشاگر و دقت در ساختار تولید شده است، پنج شش فیلم هم با نگاه هنری ساخته می‌شود و باقی نه فیلم‌های خوبی‌اند و نه بفروش هستند. این روزها از وضعیت هفت هشت سال قبل سینما و فیلم‌های کمدی نازل فاصله گرفته‌ایم، اما ملودرام‌های نازل جای آن‌ها را گرفته‌اند و متاسفانه سینما وضع خوبی ندارد.براساس آنچه که در دیگر کشورها دیده‌ام، دولت موظف به مراقبت از سینمای فرهنگی است، این مانند همان مراقبت از زبان و ادب فارسی و خط فارسی و مینیاتور و غیره است، حداقل در این سال‌های بعد از انقلاب مشابه این حمایت را ندیده بودیم تا اینکه در دوره جدید،گروه هنر و تجربه شبیه مدلی که در فرانسه وجود دارد، کار خود را آغاز کرد. در فرانسه برای حمایت از فرهنگ و مقابله با جریان سینمای تجاری آمریکا و سینمای عامه‌پسند، تصمیم می‌گیرند گروه هنر و تجربه تشکیل دهند. این به معنای دفاع دولت از یک نوع سینما است، حمایتی فارغ از این نگاه که اصلا این سینما تماشاگر دارد یا نه. به هرحال این فیلم‌ها ساخته شده‌اند و گروهی مخاطبان آن هستند، حالا تعداد آنان کمتر از مخاطبان فیلم‌های تجاری است، چه کسی گفته که باید همه فیلم‌های سینمایی پرفروش باشند.در سه سال گذشته فیلم‌های مهم سینمای ایران که در جهان تاثیرگذار بودند و مسیر تعیین کردند، در ایران به نمایش درنیامدند. هیچ کدام از کارهای آقای کیارستمی، پناهی و خیلی فیلم‌های قبل از انقلاب مثل فیلم‌های آقای شهیدثالث را روی پرده ندیده‌اید. بنابراین به نظرم راه‌اندازی گروهی مانند هنر و تجربه اتفاق بسیار مهمی است. اگر این تنها اتفاق مهم کارنامه آقای ایوبی باشد، اتفاق بسیار ارزشمندی است که به نام او خواهد ماند. البته کاری که این گروه برای فیلم‌ها انجام می‌دهد خیلی هم لطف زیادی نیست. در دورانی که «پرویز» اکران شد، این فیلم در چهار سینما روزی یکی دو سانس نمایش داشت. این لطف خیلی عجیب و غریبی در مقابل سی چهل سالن دیگر فیلم‌ها نبود، اما همین هم مایه خوشحالی ما بود. با همین شیوه نمایش فیلم توانست تماشاگر خودش را در یک سال گذشته پیدا کند.
نتیجه اکران این فیلم نشان از آن داشت که با یک جمع و تقسیم فیلم ما فروش خیلی کمتری از دیگر فیلم‌هایی که امکانات معمول اکران را داشتند، ندارد.»

سوال بعدی پیرامون آینده این گروه و نگرانی‌هایی از به انحراف کشیده شدن آن مطرح شد که برزگر تاکید کرد:« حتما این نگرانی وجود دارد. من برای جلوگیری از افتادن در این وضعیت در مقام یک تهیه‌کننده سعی می‌کنم در انتخاب‌هایم دقت کنم. هر فیلم را من با روحیه اولین فیلمی که می‌خواستم بسازم شروع می‌کنم و می‌دانم وقتی می‌خواهم فیلمی تهیه کنم، آن کار باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد. اما به هر حال این خطر هم وجود دارد ممکن است در جریان تهیه یک فیلم در جمع خودمان به این نتیجه برسیم که مثلا پیامی را در فیلم مطرح کنیم و یا هنرپیشگانی را وارد قصه کنیم. من همواره باید به خودم یادآوری کنم که قصد دارم در سینما چه کار کنم.درکل جهان سینما در طول یک سال چند فیلم خوب دیده می‌شود؟ منظورم این است که واقعا ساخت فیلم خوب و ناب کار سخت و دور از دسترسی است، بنابراین ممکن است بعضی ذوق‌زده نوع سینمای هنر و تجربه و حضورهای جهانی‌اش شوند، و در نهایت آن نکته‌ای که اشاره کردید، یعنی انحراف یا ابتذال در فیلم‌های هنر و تجربه به وجود آید.البته در همه جریان‌ها نوع تقلبی آن هم وجود دارد، اما منتقدان و تاریخ در مورد کیفیت آثار قضاوت خواهند کرد. در گروه هنر و تجربه ۲۷ فیلم سینمایی اکران شده است،‌ اینجا منتقدان باید در مورد این فیلم‌ها صحبت کنند و مثلا بگویند، تعدادی از این فیلم‌ها کارهایی بودند که از قافله اکران جا مانده بودند و آمدند این سو اکران شدند،‌ اما بعضی از این فیلم‌ها مطلق فیلم هنری بودند.فیلمی مثل «ماهی و گربه»، «تابور»، «پرویز» و یا «پریدن از ارتفاع کم» با این هدف ساخته شدند که از ابتدا قرار نبود، خیلی گسترده اکران شود و قرار است پیشنهادات جدید و حرف تازه داشته باشند. اما بعضی از فیلم‌های اکران شده در گروه تجربه مشخص بود که ساخته شده بودند تا اکران بگیرند، اما به هر حال در این گروه به نمایش درآمدند و نتیجه نه آن شد و نه این. بعد از یکی دو سال به راحتی می‌توان در مورد این‌ها قضاوت کرد و گفت کی درست جلو می‌رفت و کی نه.»

در ادامه گفت و گو از حامد رجبی درباره شخصیت نهال پرسش شد، او دراین باره توضیح داد:«اگر درباره نهال حرف می‌زنیم باید در مورد تعریفی که روانپزشکی از این آدم‌ها ارائه می‌کند حرف بزنیم و در نهایت ببینیم که موضع فیلم در مورد این آدم چیست و اصلا ببینیم که آیا روانپزشکی تنها خوانشی است که از این آدم‌ها وجود دارد یا خوانش‌های دیگری هم هست که ضدروانشناسی عمل می‌کند.»

 

 

 

برچسب‌ها: