هنر و تجربه،رضا حسینی: بعضی فیلم‌ها همان قدر که به نظر می‌رسند پرهزینه و گران هستند؛نهایت این فیلم‌ها، آثاری هستند مثل «انتقام‌جویان: عصر اولترِن» که برای هر فیلم ده میلیون دلار به سوپراستارهایش می‌دهد و جلوه‌های ویژه‌ی بسیار پرهزینه‌ای دارد. در سوی دیگر، فیلم‌های مستقل و کوچکی هستند مانند اولین فیلم‌های جو سُوانبِرگ که با پول چند دوجین ساندویچ ساخته می‌شوند و این موضوع به‌خوبی از سروشکل آن‌ها برمی‌آید. اما فیلم‌های دیگری هم هستند که تشخیص هزینه‌شان کار چندان راحتی نیست و این موضوع مدیون پیشرفت‌های فناوری دیجیتال و استراتژی‌های تولید زیرکانه و کارآمد است که باعث ساخته شدن این آثار می‌شود؛ فیلم‌هایی که فیلم‌برداری، بازی‌ها و تدوین حرفه‌ای دارند ولی با بودجه‌های پایین شوک‌آوری ساخته می‌شوند. البته این مسأله در قالب کلام، ساده به نظر می‌رسد؛ پس بد نیست بدانیم که چه‌طور یک فیلم‌اولی می‌تواند با حداقل منابع فیلم کوچکی بسازد که بزرگ به نظر برسد. در این خصوص جاستین نیکلز برنامه‌ریز جشنواره «لیتل راک فیلم» میزگردی را با حضور سه سینماگرمستقل – کنت آزبرن فیلم‌نامه‌نویس، بازیگر و مجری تولید، رابرت بایینگتن نویسنده و کارگردان، و دن اسکِچتِر نویسنده و کارگردان – تشکیل داد تاآن‌ها بگویند که چه‌طور فیلم‌های میلیون دلاری‌شان را فقط با چند هزار دلار ساخته‌اند. آن‌ها این چهار استراتژی را برای تازه‌کارها برشمردند:
۱- پروژه‌ای را انتخاب کنید که بتوانید آن را با هزینه کم و ارزان بسازید
بایینگتن از این می‌گوید که پیشرفت‌های اخیر چه‌طور تولید فیلمی را که حرفه‌ای به نظر برسد ممکن کرده‌اند: «ده‌پانزده سال پیش وقتی فیلم‌اولی‌ها سعی می‌کردند فیلم‌های دیجیتال نیم‌میلیون دلاری‌ای بسازند که مثل «فیلم‌های واقعی» باشند، جواب نمی‌گرفتند و شمایل و حس‌وحال فیلم‌های‌شان درنمی‌آمد. اما امروز دیگر این طور نیست و تکنولوژی پیشرفت چشم‌گیری کرده است.»
اسکِچتِر ماجرای ساختن اولین فیلمش را بازگو می‌کند که با بودجه‌ای نزدیک به یک میلیون دلار ساخته شد ولی واقعاً یک فیلم یک میلیون دلاری به نظر نمی‌رسید: «خیلی جوان بودم. فیلمم به جشنواره اسلم‌دنس رفت و موفقیت کوچکی به دست آورد اما واقعاً به خیلی از فیلم‌ها حسادت می‌کردم؛ آثاری که آزبرن، سوانبرگ و بایینگتن ساخته بودند روانه‌ی جشنواره «SXSW» شدند اما فیلم‌های واقعاً کوچک و شخصی بودند که تحسین شدند و فقط پنجاه هزار دلار هزینه برده بودند.» همین فیلم‌های کم‌هزینه‌ی موفق باعث شدند تا اسکِچتِر برای ساختن دومین فیلمش مسیر و رویکرد متفاوتی را در پیش بگیرد. او فیلم دومش را با بودجه‌ای شصت هزار دلاری ساخت: «نمی‌خواهم بگویم فیلم دومم مثل آثار یک میلیون دلاری است اما می‌توانم ادعا کنم که شبیه فیلمی پانصد هزار دلاری است. بهترین تعریف از فیلم مستقل شما این است که بگویند مثل یک فیلم واقعی است…» بایینگتن وسط حرف می‌پرد: «و فیلم خوبی است. این موضوع است که اهمیت دارد. هرگز روی پرده نوشته نمی‌شود که این فیلم با هزینه‌ای کم‌تر از پیش‌بینی اولیه ساخته شده است یا… این مهم است که یک فیلم خوب، تماشایی و درگیرکننده بسازید.»
۲- وقتی عوامل شما از فیلم درآمدی ندارند یا پول کمی عایدشان می‌شود، مطمئن شوید که آن‌ها چیزی برای از دست دادن دارند
مهم‌ترین موضوع برای فیلم‌سازان مستقل صرفه‌جو، یافتن آدم‌های بااستعداد و سختکوشی است که حاضر باشند بدون پول یا در ازای مبلغ کمی همکاری کنند. سینماگران حاضر در برنامه به جای سوءاستفاده از دیگران توصیه می‌کنند که فیلم‌اولی‌ها با کسانی همکاری کنند که چیزی از پروژه‌ی مورد نظر عایدشان می‌شود. اسکِچتِر می‌گوید: «آدم‌های بااستعدادی بی‌کار و علاقه‌مند به فیلم ساختن کم نیستند. پس تلاش کنید آن‌ها را پیدا کنید و دوست‌شان شوید. برای این کار می‌توانید سراغ تازه‌فارغ‌التحصیلان بروید. البته این موضوع را به خاطر داشته باشید که تجربه عملی اهمیت بسیار زیادی دارد. من احساس می‌کنم اولین فیلم بلندم، اولین سال تحصیلی من در مدرسه‌ی سینما بود.»
آزبرن می‌گوید برخی حاضرند با تخفیف زیاد با فیلم‌ساز مستقلی کار کنند که او را تحسین می‌کنند و کارش را قبول دارند: «تاد روهال فیلم‌ساز مستقلی است که در آستین طرف‌داران زیادی دارد؛ کسانی که فقط می‌خواهند با او همکاری کنند. تمام کارهای «پس‌ازتولید» فیلم «عمو کنت۲» در کمپانی «آرتز اند لِیبِر» به رایگان انجام شد. در عوض اسم‌شان را در اول عنوان‌بندی آوردیم. در فیلم جلوه‌های ویژه‌ی خوب زیادی هست که خودمان هرگز نمی‌توانستیم از پس‌شان بربیاییم. این خیلی مهم است که شما تنها ذی‌نفع فیلم نباشید. به عنوان مثال خیلی از مدیران فیلم‌برداری هستند که می‌خواهند رزومه‌ای برای خودشان دست‌وپا کنند و همکاری در تولید فیلم‌های بلند فرصت خوبی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. پس پروژه شما به عنوان یک تجربه باید چیزی برای کسانی داشته باشد که در آن سهیم می‌شوند.»

1
۳- درباره هر چیزی می‌توانید خسیس‌بازی درآورید و در هزینه‌ها صرفه‌جویی کنید جز صدای فیلم‌تان
اسکِچتِربه این موضوع اشاره می‌کند که چه‌طور به‌کارگیری عواملی که خودشان تجهیزات دارند می‌تواند هزینه‌های مربوط به اجاره تجهیزات را کاهش دهد: «اغلب فیلم‌برداران دوربین دارند و همه دوربین‌های امروزی خوبند. فقط فیلم‌بردار باید کارش را بلد باشد. مدارس فیلم‌سازی هم دوربین و تجهیزات دارند. اگر زیبایی‌شناسی خاصی مد نظرتان نباشد دوربین دیگر یکی از مشکلات فیلم‌سازی نیست. در واقع همه چیز به فیلم شما بستگی دارد. اگر داستان شما بیش‌تر تصویری است، باید پول بیش‌تری در این بخش هزینه کنید. حال‌وهوای ناتورالیسم می‌تواند کمک شایانی باشد. برای من فیلم‌نامه و بازیگری در درجه اول اهمیت است و بقیه موارد کاملاً فرعی هستند.»
از سوی دیگر آزبرن عقیده دارد: «صدا برای من اهمیت ویژه‌ای دارد و اصلاً در این زمینه کم نمی‌گذارم. همه ما می‌توانیم ده فیلمی را نام ببریم که دوست‌شان داریم ولی بدترین فیلم‌برداری‌ها را دارند.»اسکِچتِرادامه می‌دهد: «اما فیلمی را نمی‌توانیم نام ببریم که صدای بدی دارد چون هیچ جور نمی‌شود با آن کنار آمد.»اسکِچتِر با این‌که برای صدا اولویت قائل است اما هشدار می‌دهد: «برخی پول زیادی صرف موسیقی می‌کنند. هر ترانه فوق‌العاده‌ای که نیاز دارید و باید حقوقش را بخرید، آن قدر هم ارزش ندارند. کلی گروه‌های موسیقی جوان هستند که کارشان معرکه است و از همکاری با شما هیجان‌زده خواهند شد.» اما بایینگتن مخالف است: «اگر فکر می‌کنید یک ترانه‌ی محبوب را باید در فیلم داشته باشید، دنبالش بروید.»
۴- ستارگان بازیگری را از دست ندهید اما زمان مهم‌تر است
اسکِچتِر مخالف سرمایه‌گذاری روی ستاره‌ها در فیلم‌های کم‌هزینه است و می‌گوید اگر آن‌ها با شما کنار بیایند باز هم از لحاظ زمان‌بندی با آن‌ها دچار مشکلات جدی می‌شوید چون برنامه‌های‌شان پر است: «وقتی فیلم میلیون دلاری‌ام را ساختم یکی از اشتباه‌هایم این بود که دنبال بازیگران بزرگ رفتم. ای کاش کسی به من می‌گفت که پولم را دور می‌ریزم و وقتم را هدر می‌دهم. شما می‌توانید دو سال از زندگی‌تان را برای جمع کردن یک گروه بازیگری اید‌آل صرف کنید. اما هیچ چیزی ارزش دو سال از وقت و زندگی شما را ندارد. پس اول فیلم کوچکی بسازید و بعد از موفقیت‌تان به سراغ بازیگران بزرگ‌تر بروید.» همین اتفاق برای اسکِچتِر افتاد و او در سومین فیلمش توانست از جنیفر آنیستن بازی بگیرد. بایینگتن بحث را با این جمله تمام می‌کند: «اما بدانید که اگر شیفته‌ی پروژه و فیلم‌تان باشید، هر کاری شدنی است.»
اریک هاینز/ ایندی‌وایر

برچسب‌ها: