هنر و تجربه: عباس کیارستمی ۷۵ ساله شده‌است، به همین مناسبت دیروز (اول تیرماه) سایت مجله fire flies  فایل تصویری مصاحبه‌ای کمتر دیده شده با او را منتشر کرده‌است. در این مصاحبه که در پایان یک برنامه مرور بر آثار کیارستمی در دانشگاهی در ایالت ایندیانای آمریکا صورت گرفته، کیارستمی به سوالات دانشجویان درباره فیلم‌سازی پاسخ داده است.

این مجله در ابتدا نقل قولی را از مایکل جی‌اندرسن ذکر کرده‌است: «فیلم‌سازی بهتر از کیارستمی در قرن بیست و یکم مشغول کار نیست.» در ادامه کامیا سردبیر این نشریه با اشاره به نقل قولی از یک منتقد ایرانی مبنی بر این‌که «مولفه‌های تماتیک «کپی برابر اصل» ادامه‌ فیلم «گزارش» هستند» از کیارستمی می‌پرسد آیا شما با او موافقید؟ کیارستمی در پاسخ می‌گوید: «دوهفته پیش من به یک برنامه دانشگاهی در ورونا دعوت شدم. آن‌ها گفتند می‌خواهند تریلوژی من را نمایش دهند و من هم طبق معمول فکر کردم که تریلوژی کوکر – خانه دوست کجاست، زندگی و دیگر هیچ و زیر درختان زیتون – منظور است ولی در واقع سه فیلمی که آن‌ها انتخاب کرده بودند گزارش، کپی برابر اصل و مثل یک عاشق بود. در ابتدا اعتراض کردم و گفتم این یک سه گانه نیست. ولی آن‌ها گفتند هست. بیایید و فیلم‌ها را ببینید.رفتم و به این نتیجه رسیدم  که درست می‌گویند. گزارش در مورد ازدواج در سنین جوانی، کپی برابر اصل در مورد ازدواج در میان‌سالی و  بحران است و مثل یک عاشق در مورد عشق و عاشقی دیرهنگام است. وقتی هریک از این فیلم‌ها را کارگردانی می‌کردم، در سنی نزدیک به سن کاراکترها بودم. در واقع برخلاف تریلوژ کوکر، چیزی که در این سه فیلم مشترک است، مکان نیست، بلکه تم کلی است. بنابراین نویسنده مورد اشاره شما  هم باید درست گفته باشد.» این نشریه هم‌چنین از شنیده‌هایی خبر داده است که از ساخته شدن فیلم جدید کیارستمی در چین و نمایش آن در جشنواره کن سال بعد حکایت دارند.
متن پیاده شده این مصاحبه تصویری را می‌خوانید.

فیلم یا نمایشنامه‌ای که روی کارگردانی شما تاثیری گذاشته باشد.
به نظر من خود زندگی بیشتر در کار ما تغییر ایجاد می‌کند تا فیلم های دیگر. شاید کسانی که فیلم زیاد نگاه می‌کنند بتوانند این تاثیر را از فیلم‌های دیگران بگیرند اما از آن‌جایی که من همیشه چشمم به زندگی است و هوش و حواسم به محیط زندگی خودم است، تقریبا یا تحقیقا می‌توانم بگویم آن چیزی که من را تغییر می‌دهد، تجربه زندگی است و محیط اطرافم، نه سینما و نه ادبیات.بالاترین هدف من این است که اطلاعات تازه‌ای راجع به خودم یا دیگران یا محیطی که زندگی می‌کنم بدهم. من فیلمی را که اطلاعات تازه ای بدهد، فیلم مناسبی می‌دانم.

فیلم‌سازان و هنرمندانی که روی شما تاثیر گذاشته‌اند
خب اگر انتظار دارید که اسم کسانی را بگویم، این اسم‌ها در طول مدت چهل و چند سالی که کار کرده‌ام، ثابت نیست. به دلیل این‌که آن‌ها بعضا عوض می‌شوند و سلیقه‌های ما هم تغییر می‌کند و به همین دلیل است که معمولا اسم نمی‌آورم. یادم است تا چندسال پیش از دونفر را با اطمینان نام می‌بردم یکی ازو و دیگری باستر کیتون. ولی اخیرا که کارهای هر دو را تماشا کردم، دیدم این بی‌انصافی است که اسم دیگران را یادآوری نکنیم. بنابراین الان هیچ اسمی به شما نمی‌گویم. مجموعه کارهایی که تا به حال دیده‌ام، حتی یک پلان از یک فیلم بد اگر پلان خوبی بوده، یک قطعه موسیقی از موزیسینی که چندان هم شناخته شده، نیست، یا هرنوع تاثیری که ادبیات می‌توانسته در زندگی ما بگذارد، همه این‌ها می‌توانستند من را تحت تاثیر قرار بدهند.

از چه سنی تصمیم گرفتید یک فیلم‌ساز بشوید؟
هیچ‌وقت فکر نکردم که می‌خواهم فیلم‌ساز بشوم. در ذهن من بود که نقاش بشوم. با نقاشی هم شروع کردم ولی نقاش موفقی نبودم. نه در دانشکده و نه در بازار آزاد. بنابراین از طریق کار نقاشی وارد گرافیک شدم و از گرافیک به ساختن فیلم‌های تبلیغاتی و بعد از طریق فیلم‌های تبلیغاتی، برای کودکان نقاشی کردم، کتاب برای بچه‌ها و بعد نفهمیدم چه شد که هل داده شدم به سمت سینما. تیتراژ ساختم برای فیلم، پوستر ساختم برای فیلم، کارهای گرافیک کردم ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم فیلم‌ساز بشوم. البته دیگر دیر است برای این که بگویم فیلم‌ساز حرفه‌ای نیستم اما هنوز هم از آن‌جا که کارهای متعددی جز فیلم می‌کنم مثل نجاری، نقاشی و عکاسی می‌توانم بگویم فیلم‌سازی هم یکی از رشته‌هایی است که در آن فعالم.

کپی برابر اصل

چرا فیلم می‌سازید؟
به این سوال قبلا یک‌جوری جواب داده‌ام و حالا یک نوع دیگر جواب می‌دهم، گاهی مرتکب گفتن شعر هم می‌شوم، بستگی دارد به امکاناتی  دارد که برای ما فراهم می‌شود. یک موقع شرایط ساختن یک فیلم فراهم است و ایده‌ای دارم که قابلیت فیلم شدن دارد و شرایط مناسبی برای ساخت هست و تهیه‌کننده‌ای نزدیک به من وجود دارد، آن موقع فیلم‌سازم. اما معمولا بین این فیلم‌ها دوسال فاصله می‌افتد. در آن دوره وقتی نور هست و سوژه مناسبی جلوی دوربینم قرار دارد، عکاسی می‌کنم، گاهی شعر می‌گویم، وقتی هیچ‌کدام از امکانات قبلی نیست. نجاری می‌کنم، نقاشی می‌کنم، شعر می‌گویم، عکاسی می‌کنم، فیلم می‌سازم…اما هیچ‌کدام از این‌ها حرفه‌های جدی من نیست.

برای چه کسی فیلم می‌سازید؟
برای هیچ‌کس و بیشتر برای خودم. این روزها بیشتر کاری را می‌کنم که راضی‌ام کند، کاری که بیشتر دوست داشته باشم. به همین دلیل هم شاید از این شاخ به آن شاخ می‌پرم و اگر یک کاری خسته‌ام کند می‌روم سراغ یک کار دیگر. البته تماشاگر یا شنونده همه این کارهایی که می‌کنم، برایم مهم است، اما خیال می‌کنم انگیزه اصلی وقتی است که دارم کاری را انجام می‌دهم و بیشترین لذت یا بیشترین انرژی من در پایان کار به اتمام می‌رسد. به بازتاب‌هایش چندان فکر نمی‌کنم چون همان موقع مشغول یک کار دیگر هستم.

به عنوان فیلم‌ساز یا هنرمند چه میراثی از خود می‌خواهید به جا بگذارید؟
پاسخ این سوال خیلی سخت است. حتما آن چیزهایی که منهدمش نکردم، پاره‌اش نکردم و دور نریختم و امضای من را دارد، لابد کارهایی است که خواسته‌ام تاییدش کنم و از خودم به جا بگذارم. اما اگر منظورتان این است که به این فکر کنم که یک روزی من نیستم و کارهای من باقی می‌ماند، به این هیچ‌وقت فکر نکردم چون بیشتر لذتم بقای خودم است، نه به این‌که کاری از من باقی بماند. اگر این متضاد باشد به این معنی که کاری از من باقی بماند و خودم نمانم، ترجیح می‌دهم خودم بمانم و کاری از من نماند!

اگر شما فقط یک دقیقه فرصت داشته باشید، چه توصیه‌ای برای فیلم‌سازان جوان دارید؟
این روزها بیشتر از یک دقیقه فرصت دارم. یکی از کارهایی که می‌کنم برگزاری کارگاه‌های متعدد و گوناگون در جاهای مختلف و با آدم‌های مختلف است. هیچ وقت محدود نشدم چون ده روز فرصت داشتم که با آن‌ها بگذرانم و حتما به آن‌ها چیزهای گوناگونی گفته‌ام و خواهم گفت. اما اگر یک دقیقه فرصت داشته باشم، به یک دانشجوی رشته فیلم‌سازی خواهم گفت، اطراف‌تان را نگاه کنید، فیلم‌های‌تان را ببینید اما وقتی دارید فیلم می‌سازید دیگر به فیلم نگاه نکنید، باور نکنید که ادبیات می‌تواند خیلی کمک‌تان کند، بیشتر شاهد آن‌چه اطراف‌تان می‌گذرد، باشید و به جای این‌که از ادبیات به سینما بیاورید یا از خود سینما به سینما بیاورید، محیط زندگی و تجربه‌های‌تان را به فیلم دربیاورید.

چقدر برنامه‌هایی مثل برگزاری مرور آثار یک فیلم‌ساز را برای دانشجویان مفید می‌دانید؟
خیلی خوب. به نظرم بهترین شیوه دیدن فیلم، به‌خصوص برای دانشجوهای رشته فیلم‌سازی، این است که با مجموعه کار یک فیلم‌ساز آشنا بشوند. فستیوال‌ها در معرفی فیلم‌ها خیلی تاثیر داشتند و دارند، اما شناخت واقعی یک دانشجوی رشته فیلم‌سازی از دیدن مجموعه آثار یک فیلم‌ساز حاصل می‌شود که بداند این فیلم‌ساز از کجا شروع کرده و به کجا رسیده و این پروسه از شروع تا پایان، به نظر من یک درس خوب برای هر دانشجوی سینما یا هر علاقمند سینما است. آن‌ها بهتر می‌توانند خودشان را بشناسند، وقتی که روند سی چهل ساله یک کارگردان را دنبال می‌کنند.

 

برچسب‌ها: