هنر و تجربه – زهرا عزیزمحمدی: فیلم کوتاه «صبح روز بعد» به کارگردانی علی هاشمی در تازه‌ترین دوره اکران فیلم‌های کوتاه در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده است. علی هاشمی پیش از آن و در سال ۸۲ فیلم کوتاه دیگری به نام «آرزو» را با بازی کوروش تهامی و آتنه فقیه نصیری کارگردانی کرده و طی سال‌های گذشته به عنوان برنامه‌ریز و دستیار کارگردان در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی حضور مستمر داشته‌است. او خودش را یکی از عاشقان کارگردانی معرفی می‌کند که حاضر است برای این کار جان دهد.او کارگردانی را با دو ساخت فیلم کوتاه و نیز به عنوان کارگردان دوم سریال ترانه مادری حسین سهیلی زاده به طور مستقیم تجربه کرده. هاشمی اعتقاد دارد فیلم‌سازها در سینمای بلند ممکن است به هر دلیلی به ساختن فیلمی با سوژه‌ای که مورد رضایتشان نیست تن بدهند اما ساختن فیلم کوتاه کاملا باید دلی باشد.
«صبح روز بعد»سال گذشته در جشنواره فیلم کوتاه تهران علاوه بر گرفتن تندیس بهترین صدابرداری و صداگذاری دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را هم از آن خود کرد و نامزد بهترین فیلم‌نامه هم شد. این فیلم هم‌چنین در جشنواره بلاک برلین،جایزه بهترین نگاه اکسپرسیونیست را گرفت و در جشنواره فیلم‌های ایرانی لندن به عنوان بهترین فیلم کوتاه جشنواره شناخته شد.
ایده اولیه «صبح روز بعد» حدود ۹ سال پیش در ذهن علی هاشمی زده شد:« کم شدن ارتباط میان آدم‌ها من را به فکر واداشت. یادم هست زمان بچگی‌ ما مادرم همه همسایه‌ها را می‌شناخت و از حال همه خبر داشت ولی ما الان نمی‌دانیم همسایه طبقه بالایی‌مان چه کسی است و خیلی هم علاقه‌ای به شناخت هم نداریم چون نمی‌خواهیم در زندگی هم دخالت کنیم. مخصوصا در این دوره و زمانه که موبایل و اینترنت همه را از هم دور کرده و حتی وقتی کنار هم می‌نشینیم با هم حرف هم نمی‌زنیم.» هاشمی همین عدم ارتباط میان آدم‌ها را دستمایه قصه دومین فیلم کوتاهش قرار داد:« می‌خواستم همین سوژه را به شیوه‌ای اغراق‌آمیز بپرورانم به این صورت که داستان از جایی شروع شود که یک نفر صبح از خواب بلند می‌شود و هیچ کس او را نمی‌‌شناسد.روی همین ایده اتود زدم و یک بار آن را نوشتم و طی هفت سال ،یازده بار آن را بازنویسی کردم. مدام از آن فاصله می‌گرفتم و در وقت‌های آزادم دوباره می‌رفتم سراغش و رتوشش می‌کردم. تا اینکه به نسخه‌ای رسیدم که قابل ساخت بود.»
او درباره انتخاب «نگار جواهریان» به عنوان بازیگر نقش اول این فیلم می‌گوید:«با هر بازیگری که برای بازی در این فیلم صحبت کردم، هیچ کس جرات بازی در آن را پیدا نمی‌کرد، دلیلشان هم این بود که ما نمی‌دانیم سرانجام این شخصیت چه می‌شود؟ یاد نگار جواهریان افتادم که همکلاس قدیمی‌ام بود. وقتی فیلم‌نامه را خواند خیلی خوشش آمد ولی چون پایش شکسته بود به خاطر او هم یک سال صبر کردم و سال بعدش نگار در یک فرصت ده روزه میان فیلم‌برداری دو فیلم حوض نقاشی و ملبورن همراه ما بود. این فیلم در نوروز ۹۲ و طی پنج روز فیلم‌برداری جلوی دوربین رفت.»

نگار جواهریان صبح روز بعد
علی هاشمی می‌گوید که هر چند به خاطر گذران زندگی مجبور است به کار دستیاری و برنامه‌ریزی مشغول باشد اما تا زمانی که شرایط ساختن فیلم بلند برایش فراهم نشود به ساختن فیلم کوتاه ادامه می‌دهد:«ساختن فیلم کوتاه آن دسته کارها است که باید از درون آدم بجوشد. به این دلیل که نمی‌توان از فیلم کوتاه درآمد داشت و فقط باید برای آن هزینه کرد پس فیلم‌ساز باید به مرحله‌ای برسد که بتواند با اطمینان بگوید من آنقدر این فیلم‌نامه را دوست دارم که می‌خواهم به هر قیمتی بسازمش.»
او معتقد است برای رسیدن به آرزوی کارگردانی هم داشتن تجربه دستیاری و هم ساختن چند فیلم کوتاه به شیوه حرفه‌ای ضروری است:«فیلم‌های کوتاهی که در قد و قواره فیلم حرفه‌ای ساخته شوند می‌توانند مقدمه خوبی برای ساختن فیلم بلند باشند؛ یعنی کار کردن با همان عوامل و امکاناتی که می‌خواهی با آن‌ها فیلم بلندت را بسازی. خودمن در فیلم صبح روز بعدافراد گروهم را از میان کسانی انتخاب کردم که اگر خواستم فیلم بلند بسازم با همان‌ها کار خواهم کرد.» او اضافه می‌کند:«یک کارگردان اگر دستیاری نکرده باشد ممکن است به یک فرد مستبد تبدیل شود. چرا که دستیار است که به مشکلات اجرایی یک گروه واقف است و چگونگی ارتباط گرفتن با تک تک عوامل را به خوبی یاد می‌گیرد.»
از نظر علی هاشمی سینمای کوتاه ایران از لحاظ کیفیت و ارتباط با مخاطب در یک وضعیت صفر و صدی قرار دارد:« در مجموعه فیلم‌های کوتاه این سال‌ها فیلم‌های خیلی خوب و درخشان در ایده و اجرا و هم چنین فیلم‌های خیلی بدی می‌بینیم که اغلب اوقات آدم از چگونگی انتخاب این فیلم‌ها در کنار هم متعجب می‌شود؛ چه در جشنواره‌ها و چه در گروه هنر و تجربه. با این همه اما مخاطب فیلم کوتاه را افراد به نسبت حرفه‌ای‌تر و علاقه‌مندان تشکیل می‌دهند. متاسفانه اینطور نیست که تماشاگری ناگهان تصمیم بگیرد به قصد تماشای فیلم کوتاه برود سینما مگر کسانی که به جریان فیلم کوتاه اهمیت می‌دهند.» او برای استقبال بیشتر از فیلم‌های کوتاه در گروه هنر و تجربه پیشنهاد می‌دهد:« اگر فیلم‌های کوتاه را در سانس‌های شب و در سینمای شلوغ‌تری مثل کوروش یا آزادی اکران کند شاید بتواند مخاطب بیشتری جذب کند. در غیر این صورت همان افرادی که در حالت عادی در جشنواره‌ها فیلم‌های کوتاه را دنبال می‌کنند ممکن است از طریق هنر و تجربه هم آن را پیگیری کنند. شاید بد نباشد حالا که هنر و تجربه دارد فیلم‌های کوتاه را به میدان می‌آورد با اختصاص سانس‌ها و سالن‌های بهتر به فیلم‌های کوتاه هم همانقدر بها دهد که به فیلم‌های بلند.»

برچسب‌ها: