هنر و تجربه- علیرضا کیانی: مهدی پاکدل و ایمان افشاریان در بخش اول گفت‌وگو با هنر و تجربه از پیشینه دوستی و همکاری خود پیش از ساخت «فردا» صحبت کردند. شکل‌گیری ایده، تم اصلی فیلم، طرز تلقی از مخاطب و توجه به بازخوردهای مخاطبان از جمله مباحثی بود که پیرامون آن بحث شد. در بخش دوم این گفت‌‌وگو دو فیلم‌ساز درباره شخصیت‌پردازی، انتخاب بازیگران، شرایط پروسه تولید و اکران فیلم‌شان در گروه هنر و تجربه صحبت می‌کنند.

 بخش اول گفت‌و‌گو ایمان افشاریان و مهدی پاکدل

 کمی درباره شخصیت‌پردازی‌ها صحبت کنیم. عمده رمز و راز فیلم بر عهده شخصیت هیزم‌شکن است و حتی می‌بینیم که نام بازیگر این نقش، صادق صفایی، در تیتراژ فیلم اول آمده است. انتخاب او برای این نقش به پیشنهاد چه کسی بود؟

پاکدل: حضور صادق صفایی در این فیلم برای ما مغتنم بود. از آن‌جا که خودم هم تجربه بازیگری در سینما را دارم به جرات می‌توان بگویم او از معدود بازیگرانی است که به نقش حس و جان می‌دهند و به شخصیت اضافه می‌کنند. تا جایی که حتی سمت‌ و سوی فیلم‌نامه را به درستی تغییر می‌دهند.  به یاد ندارم صادق صفایی در فیلمی بازی کند و آن نقش دیده نشود. ما توضیحات اولیه‌ای دادیم و او پس از خواندن فیلم‌نامه فردایش چیزهایی به فیلم‌نامه اضافه می‌کرد که خود ما از نگرش درست او به وجد می‌آمدیم. هدف ما از حضور شخصیت هیزم‌شکن در فیلم این بود که بدون لو رفتن هویت اصلی او پیش برویم تا در نهایت متوجه شویم او چه کسی بوده است. حضور چنین بازیگران خلاق و مجربی در همه نقش‌ها به هرچه کامل‌تر شدن فیلم کمک بسیاری کرد.
افشاریان: ما در مرحله نگارش، فیلم‌نامه را بر اساس کاراکترها می‌نوشتیم و جالب است بدانید در همان مرحله، سناریو بر اساس بازی صادق صفایی نوشته شده است. بدون این‌که خود صفایی در جریان این موضوع قرار گرفته باشد. از آن‌جا که این بازیگر استاد دانشگاه است و سال‌ها سابقه تدریس دارد، در ابتدا فیلم‌نامه را به عنوان مشاور در اختیار او قرار دادیم تا در مورد فیلم‌نامه نیز به ما کمک کند. به نظر من او بازیگر کم‌کاری است، چون سخت‌پسند است. صفایی در مرحله پیش‌تولید، حتی روزهایی که کار هم نداشت به دفتر می‌آمد و به تمامی درگیر نقش و اتفاقات فیلم بود. درباره سکانس کلبه خوب است این توضیح را بدهم که او متن را در این سکانس حفظ نکرد و از یک تکنیک بازیگری کم‌تر شناخته شده استفاده کرد. ما در ابتدا با خود گفتیم دارد چه کار می‌کند. بعد از قطع پلان‌ها تازه می‌فهمیدیم که چقدر بازی او به ناب‌تر در آوردن لحظه‌ها کمک کرده است.

در خصوص باقی نقش‌ها نیز در مرحله نگارش به بازیگرشان فکر می‌کردید و بر اساس شخصیت‌ آن‌ها فیلم‌نامه را می‌نوشتید؟

پاکدل: خوشبختانه اکثر بازیگرانی که در مرحله نگارش فیلم‌نامه به آن‌ها فکر می‌کردیم همکاری را پذیرفتند و توانستیم در رابطه با نقش‌ها تعامل خوبی برقرار کنیم. البته دست تقدیر را هم نمی‌توان بی‌تاثیر دانست. ما ابتدا روی چند بازیگر مصر بودیم اما در نهایت دیدیم جایگزین‌های آنان چقدر بیش از آن‌چه که باید به نقش می‌آمدند و چقدر خدا ما را دوست داشت. علیرضا شجاع‌نوری یکی از همین بازیگران بود. به واسطه دوستی‌ای که در سر فیلم «محمد(ص)» بین ما برقرار شد، پس از خواندن فیلم‌نامه همکاری را پذیرفت و کمک بسیاری به ما کرد. درباره انتخاب ستاره اسکندری هم بگویم که در ابتدا به این فکر کردیم که سن بازیگر این نقش باید بالاتر از سن فعلی خانم اسکندری باشد. به همین خاطر در یک رده سنی بالاتری به دنبال بازیگر بودیم. تا این که همسرم- بهنوش طباطبایی- به طور اتفاقی خانم اسکندری را در مراسمی دیده بود و با درمیان گذاشتن ماجرای فیلم‌برداری، ستاره اسکندری اعلام آمادگی کرد. او حتی به شوخی می‌گفت که چرا به من نمی‌آید که دختر ۲۰ ساله داشته باشم! در ادامه به کمک گریمور فیلم خانم خسروی سن او را کمی بیشتر کردیم.

Farda  E3  (3)

شرایط تولید اولین تجربه سینمایی برای شما دو فیلم‌ساز چگونه بود؟

افشاریان: می‌توان گفت شرایط سخت و لذت‌بخشی بود.
پاکدل: باید بگویم ما در ابتدا که نگارش فیلم‌نامه را آغاز کردیم، قصد ساختن‌اش را داشتیم، اما امیدی برای تولید آن نداشتیم. تا این که یک بار در یک سفر غیر کاری با احسان دلاویز، فیلم‌نامه را برای او تعریف کردم و او هم خوشش آمد. بعد پرسید که حدودا هزینه تولید آن چقدر می‌شود. بعد در صحبتی که با ایمان داشتیم برآورد هزینه کردیم و رقم را به احسان گفتیم. او هم بلافاصله اعلام آمادگی کرد و تازه اینجا ماجرا برای ما جدی شد. بعد در پی مجوز ساخت و ثبت فیلم‌نامه و کارهای فیلم اولیه تولید افتادیم. در ادامه همسران‌مان –بهنوش طباطبایی و سوده شرحی- نیز به یاری ما آمدند. سوده در بازی و طراحی لباس کمک‌های بسیاری به فیلم کرد و همسرم بهنوش نیز شرایط اجرای طرح را برای فیلم هموار کرد.
افشاریان: هدف ما تنها این بود که فیلم ساخته شود و بحث مالی و در آمدی قضیه به هیچ وجه در میان نبود. تمام عوامل فیلم که در جریان ساخت اثر کمک کردند، از روی رفاقت و لطفی که داشتند بر سر فیلم‌برداری حاضر می‌شدند. هم‌دلی در گروه فیلم‌برداری بیش از دستمزد اهمیت داشت و همین مسیر فیلم را برای ما هموارتر کرد.
پاکدل: از نظر من سینما چیزی ورای مادیات است و هر اثر هنری به روحیه و حس و حالی نیاز دارد که با پول دست‌یافتنی نیست. این چیزی است که در سینمای امروز ایران کم‌تر به آن اهمیت داده می‌شود و شاید همین باعث می‌شود خیلی از کارها به دل ننشیند و خوب از آب درنیاید. چرا که از داشتن آن روحیه هنری محروم است. برای همه هنرمندان سینما، این عشق به ساحت سینما هم‌دلی را ایجاد می‌کند و هنر به وجود می‌آید. در فردا مجموعه‌ای از این آدم‌ها دست به دست هم دادند تا یک فیلم دلی ماحصل رفاقت ساخته شود.

Farda  E2  (19)

برای فیلم‌سازان جوانی که می‌خواهند دل به تجربه کردن بسپارند و شرایط تولید را فراهم کنند، چه پیشنهادی دارید؟

پاکدل: پیشنهاد می‌کنم هیچ چیزی را سخت نگیرند. به خصوص در جریان ساخت فیلم اول. چرا که سخت‌گیری در جریان ساخت، روند آن را کند می‌کند. هراندازه  فیلم‌ساز در ذهن خود سخت‌گیر باشد، ایرادی ندارد و اتفاقا لازم است. اما در پروسه ساخت باید با فضا راحت‌تر کنار آمد و انعطاف بیشتری به خرج داد. ما برای فردا سعی کردیم با امکانات موجود حتی‌الامکان آن‌چه را که در ذهنمان وجود داشت را اجرا کنیم. بخشی از فرایند تجربه در دل همین قصه تکمیل می‌شود.

پاکدل: طرز تفکر عده‌ای از تهیه‌کنندگانی که ادعا دارند هنر و تجربه به اشغال صندلی می‌پردازد، طرز تفکر خسته‌ای است.  یک سینماگر چقدر می‌تواند خودپسند باشد که چشم دیدن همین تعداد محدود سینماهای هنر و تجربه را نداشته باشد.

فردا در گروه هنر و تجربه به اکران رسیده است، نگاه شما دو فیلم‌ساز نسبت به این گروه و مخاطبانش چگونه است؟

افشاریان: این گروه راه را برای نمایش یک سری از فیلم‌سازان مستقل باز کرده‌است. فیلم‌سازانی که روزی با یک بودجه اندک فیلم‌های عمیق و قابل دفاعی ساخته‌اند که جایگاهی در سینمای تجاری امروز ندارند. اتفاقی که افتاده، ایجاد مامنی صمیمی برای نمایش این آثار است و از صمیم قلب امیدواریم جایگاه محکم و دورنمای خوبی برای این گروه در نظر گرفته شود تا برخورد مخاطب، تعداد سالن‌ها و شرایط فروش‌ آن روز به روز بهتر و بهتر شود. هنر و تجربه تا به امروز تنها جایی است که می‌توان در آن قدم زد و نفس کشید.
پاکدل:
طرز تفکر عده‌ای از تهیه‌کنندگانی که ادعا دارند هنر و تجربه به اشغال صندلی می‌پردازد، طرز تفکر خسته‌ای است. خود آن‌ها چندین و چندسال است که صندلی‌ها را اشغال می‌کنند. موضع‌گیری بی‌دلیل آن‌ها قابل درک نیست. یک سینماگر چقدر می‌تواند خودپسند باشد که چشم دیدن همین تعداد محدود سینماهای هنر و تجربه را نداشته باشد. هنر و تجربه به فیلم‌سازانی فرصت اکران می‌دهد که آبروی سینمای ایران هستند. فیلم‌هایی که همان دوستان مدعی می‌سازند، ۷۲ ساعت  بعد از تماشا از ذهن مخاطب به کل پاک می‌شود. این درحالی است که فیلم‌های هنر و تجربه هرکدام به نوعی می‌تواند در ذهن، فکر و نوع سرنوشت مخاطبان تاثیرگذار باشد. چرا که کارکرد هنر تنها سرگرم شدن نیست و در سینما باید به دنبال چیز دیگری جز تلف کردن وقت تماشاگر بود.

همکاری مشترک میان ایمان افشاریان و مهدی پاکدل در آینده نیز ادامه پیدا می‌کند؟

افشاریان: این تجربه مشترک  آن قدر لذت‌بخش بود که مسلما باز با یکدیگر کار خواهیم کرد. لزوما نه به این صورت که دوباره کارگردانی مشترک را تجربه کنیم. در حال حاضر دو فیلم‌نامه آماده در دست داریم که یکی را قرار است مهدی کارگردانی کند و یکی را من. هر دو نیز قرار است در کار هم بازی کنیم.
پاکدل:همان طور که ایمان گفت این همکاری مشترک سرجایش باقی خواهد ماند و تنها ممکن است شکل آن تغییر کند. ما در فردا تمام تلاشمان را کردیم فیلمی بسازیم که شبیه خودمان باشد؛ نه شبیه فیلم‌های دیگران. امیدوارم مخاطب از تجربه تماشای فردا راضی باشد. چرا که فیلم در هنر و تجربه اکران می‌شود و خود مخاطب نیر گاهی باید تفاوت را تجربه کند.