هنر و تجربه: بعضی از نخستین تجربه‌های سینمای مستند ایران، فیلم‌هایی بودند که به سرمایه و سفارش واحدهای صنعتی بزرگ و نفتی ساخته شدند. پیوند بین سینما و صنعت در تاریخ مستندسازی ایران قدمت زیادی دارد. اما به نظر می‌رسد در دهه‌های اخیر مستندهای صنعتی شاخص کمتر ساخته شده‌اند.

این‌که رونق گرفتن ساخت تیزرهای تبلیغاتی، صنعت را از حمایت از مستندهای صنعتی بی‌نیاز کرده است یا صنعت و یا سینما نقشی در این کم‌رونقی دارند؟ این سوال را با مهرداد اسکویی در میان گذاشته‌ایم که علاوه بر تجربیاتی که در زمینه ساخت مستندهای صنعتی دارد، فعالیت‌های آموزشی و کارگاهی متعددی در ارتباط با سینمای مستند داشته است. اسکویی اعتقاد دارد مدیران صنعتی بعضاً شناختی از ظرفیت‌های این هنر ندارند.  «در خیلی از کشورهای جهان، صنعت که رکن اصلی‌اش سرمایه است در کنار هنر قرار می‌گیرد تا خلاقیت و نوآوری و به روز شدن و کشف‌های دنیای صنعت را به منصه ظهور برساند و در عین حال به ارتقای هنر سینما کمک کند. مساله مغفول مانده در این میان این است که مدیران صنعتی خیلی شناختی از دنیای سینما ندارند و جز تک و توکی از این مدیران، بقیه درک نمی‌کنند که سینما چه کاری برای آن‌ها و پروژه آن‌ها می‌تواند انجام دهد و آن اتفاق را جهانی کند. برای فوتبال سرمایه‌گذاری می‌کنند که البته وظیفه‌شان هم هست اما به ارزش کاری که سینما می‌تواند انجام دهد واقف نیستند.»

مهرداد اسکویی در گفت و گو با سایت هنر و تجربه  مستند «شیشه» برت هانسترا را از نمونه‌های شاخص پیوند بین نگاه شخصی هنرمندانه با ساخت مستندی که در خدمت صنعت است، ذکر می‌کند: «شیشه برت هانسترا از مثال‌های خوب سینمای صنعتی است. یک کارخانه شیشه در هلند به برت هانسترا پیشنهاد ساخت فیلمی در مورد صنعت شیشه می‌دهد و هانسترا علاوه بر فیلمی که سفارش گرفته از همان راش‌ها یک فیلم شخصی هم می‌سازد که هیچ‌وقت یک اتفاق صنعتی با تولیدی شبیه به هم نمی‌تواند جای آن هنرمند خلاقی که در شیشه می‌دمد را بگیرد. الان آن فیلم صنعتی در آرشیو کارخانه هست و فیلم هنری هم هنوز دیده می‌شود و جای خود را در تاریخ سینمای مستند دارد.»

کارگردان مستند «خانه مادری‌ام مرداب» نداشتن یک آرشیو مناسب را از مشکلات مهم سینمای مستند صنعتی خواند. «اگر آرشیو درستی در کشور داشتیم هر فیلم‌ساز می‌توانست با این آرشیو سیر تطور آن صنعت را دنبال کند. نداشتن آرشیو از مسائل مهم کشور ما است. خود من در تلویزیون دنبال فیلمی از زلزله رودبار می‌گشتم و بعد از روزها گشتن، بالاخره دوتا کاست بتاماکس در آرشیو تلویزیون از فیلم‌هایی که از زلزله گرفته شده بود پیدا کردیم و خیلی خوشحال شدم اما کاست‌ها را در دستگاه گذاشتیم و دیدیم یک تله تئاتر روی آن ضبط شده. مملکتی که آرشیو ندارد یا به آرشیو توجهی نمی‌کند، خطاها و اشتباهات خود را تکرار می‌کند. بسیاری از کشورهای دنیا درآمدهای بزرگی از طریق آرشیو دارند. به نظر من آرشیوسازی برای صنایع بزرگ کشور مساله کم اهمیتی نیست و باید در این آرشیوها با درنظر گرفتن مسائل برودتی و ضدضربه و حرارت و قارچ  ، برای آینده سرمایه‌گذاری شود. مدیر صنعتی دهه‌های آینده با استفاده از این آرشیوها بداند این صنعت از کجا آمده و سیر تحول آن چگونه بوده است. آرشیو از نگاه یک فیلم‌ساز مستند امر مهمی است و با نگاه‌های خلاقانه و نوآورانه و پدیدارشناسانه می‌توان به آن نگاه دوباره کرد.»

مستند کردن مراحل ساخت یک پروژه‌ نیز از کمک‌هایی است که مستندسازان می‌توانند به یک پروژه صنعتی داشته باشند. با این وجود اسکویی اعتقاد دارد تنها با یک نگاه هنرمندانه است که این فیلم‌ها می‌توانند در کنار هم یک کلیت قوی را تشکیل بدهند. این مستندساز می‌گوید: «مستند کردن مراحل ساخت یک پروژه از نیازهای یک پروژه صنعتی بزرگ است. هرچند روز یک‌بار از مراحل ساخت پروژه تصویر گرفته شود و بعد همه این تصویرها روی هم ریخته شوند . مراحل ساخت پروژه با یک دیتیل مشخص ثبت شود. راش‌ها مثل تکه‌های مونتاژنشده یک تولید صنعتی هستند که با وصل شدن به هم یک دستگاه را می‌سازند. تا این تکه‌ها طبق یک نقشه مشخص قبلی به هم وصل نشوند کلیت درستی شکل نمی‌گیرد. الان در شهرداری و شهرسازی فعالیت‌های خوبی دارد صورت می‌گیرد  که صفر تا صد یک طرح عمرانی از نگاه یک فیلم‌ساز ثبت بشود.»

چرا دیگر آثار ماندگار   مستند  صنعتی  کمتر تولید نمی‌شود؟ اسکویی به این سوال سایت هنر و تجربه چنین پاسخ می‌دهد: «یک دلبلش اشراف نداشتن مدیرها و سفارش‌دهنده‌ها در روابط عمومی‌ها نسبت به سینما است  دیگری خلاقانه برخورد نکردن خود فیلم‌سازها. بعضی از فیلم‌سازها موسیقی یانی و موسیقی آماده را روی پلان‌هایی می‌گذارند که سردستی از پروژه گرفته‌اند و تصاویری درست می‌کنند که همراه با موسیقی به سفارش‌دهنده حس عظمت و غرور دست بدهد. صنایع بزرگی مثل ذوب آهن و شیلات و سیمان سپاهان احتیاج به یک گروه فیلم‌ساز و یک گروه کارشناس برای ارزیابی کار دارند، وگرنه فقط یک کار تولیدی ساخته می‌شود. شما الان به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نگاه کنید. باید طرح بدهید، در نهایت کارشناسان از بین ۲۰ طرح ارائه شده یکی را پذیرش می‌کنند. کار کارشناسی صورت می‌گیرد و بودجه از زیر نگاه متخصصین رد می‌شود. به تک‌فیلم‌های صنعتی اسامی بزرگ تاریخ سینمای مستند ما نگاه کنید که چطور فیلم‌ساز را درون فیلم می‌توانید بیابید. باید ردپای نگاه فیلم‌ساز را ببینید. وقتی کارگردان‌های مطرح امضا برای فیلم نمی‌گذارند و دستیارهای‌شان را سر صحنه می‌فرستند و نمی‌خواهند فیلم‌شان زیاد دیده شود، یعنی یک پولی به واسطه اعتبار اسم‌شان گرفته‌اند اما درگیر کار نشده‌اند.
من خیلی امیدوارم با اتفاقاتی که می‌افتد، مسئولان روابط عمومی ها به ارزش کارهای سینمایی پی ببرند. صنعت باید دائم خودش را نو کند تا برای روزهای بعد خودش را آماده کند. همزمان با رشد صنعت، عرضه آن هم باید رشد کند وگرنه کوله مدیر صنعتی خالی است و وقتی در سفرهای جهانی برای ۵ دقیقه می‌خواهد مجموعه خودش را معرفی کند چیزی برای ارائه ندارد.»

با این توضیحات برگزاری جشنواره فیلم‌های صنعتی چه مزایایی برای صنعت و برای سینمای مستند می‌تواند داشته باشد؟ اسکویی در جواب این سوال می‌گوید: «جشنواره فیلم‌های فناوری و صنعتی اتفاقا اهمیت زیادی دارد و اگر بتواند ۲۰ مدیر صنعتی را در کشور اقناع کند به نظرم اتفاق مهمی برای سینمای مستند افتاده است.»