هنر و تجربه -قاسم فتحی: نشست نقد و بررسی فیلم«یحیی سکوت نکرد» در سینما هویزه مشهد با حضور کاوه ابراهیم پور(کارگردان)‌، طلا معتضدی (فیلنامه نویس) و سحر عصر آزاد(منتقد) برگزار شد. نکته‌ای که جلب توجه می‌کرد این بود که حضور فیلنامه‌نویس باعث شد سوالات چالشی‌تری بین تماشاگران و عوامل فیلم رد و بدل شد.
از دیدن فیلم شگفت زده شدم
سحر عصر آزاد در همان ابتدا و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا سکانس افتتاحیه همان سکانس پایان فیلم است و این تمهید چه مقدار به روایت فیلم کمک کرده، گفت:«می‌خواهم پاسخ سوالتان را از کمی قبل‌تر بدهم. یعنی از اولین تجربه خودم بعد از دیدن فیلم در جشنواره فیلم فجر. همان طور که می‌دانید این فیلم  سال گذشته در جشنواره حضور داشته است ولی مانند خیلی از فیلم اولی‌ها، در بخش نگاه نو حضور نداشت و در واقع در بخش هنر و تجربه قرار گرفت و در  سانسآخر شب به نمایش در آمد . خب این‌گونه آثار  هم به خاطر نداشتن شناخت کافی از کارگردان کمتر دیده می‌شود. اما اتفاق خوبی که برای من افتاد این بود که بدون هیچ پیش زمینه‌ای رفتم و فیلم را در همان سانس دیر وقت دیدم و باید بگویم که خیلی غافلگیر شدم.»
وی در ادامه افزود: «من واقعا شگفت زده شدم از اینکه یک فیلم شسته رفته و بی‌ادعایی را می‌بینم که یک مسئله تلخ و عمیق را این طور سر راست و خوب روایت می‌کند.  من خدا را شکر می‌کنم این فیلم  در گروه هنر و تجربه اکران شد.»
عصر آزاد در ادامه گفت:« اما برای پاسخ به این سوال شما ما باید به شیوه روایت فیلم برگردیم. فیلم مفاهیم  انسانی را به شکلی ساده و روان به تصویر می‌کشد. مسلما این ویژگی برآمده از فیلم نامه است و این‌که فیلنامه‌نویس چه شیوه روایت را برای شروع قصه انتخاب کند. اما نکته اصلی  این است که  فیلم قهرمانی کودک دارد اما به شدت جدی است. یعنی آن سطحی‌نگری خیلی از فیلم‌های مربوط به کودکان ندارد. چه بسا که اگر این موضوع تلخ با زوایه یک آدم بزرگسال مطرح می‌شد، فیلمی وحشتناک و غیر قابل تحملی را تماشا می‌کردید.  انتخاب زاویه نگاه کودک برای فیلم به نظرم از جان‌کاه بودن و تلخی فیلم کم کرده و آن را به اثری قابل تحمل بدل کرده است.»

یحیی سکوت نکرد - مشهد
می‌خواستیم به سرراست‌ترین شیوه ممکن قصه را روایت کنیم
در ادامه طلا معتضدی  درباره نحوه نوشتن فیلمنامه و انتخاب زوایه دید یک کودک برای روایت قصه گفت: «من و کاوه ابراهیم پور مدت یک سال و نیم روی فیلم‌نامه کار می‌کردیم. هر آن چیزی که شما در فیلم می‌بینید ما برایش به نتیجه قطعی رسیدیم و بعد رفتیم سراغ فیلم‌برداری؛ یعنی تمام این صحنه‌ها حاصل گپ و گفتهای طولانی من و کارگردان بود.
…این فیلم و این قصه بیشتر برای من ماجرای  سفر یک قهرمان بود. یعنی پسری که وارد یک محیطی می‌شود و بعد به عنوان قهرمان کنشگر،  عمل دراماتیک قصه را انجام می‌دهد، از مراحلی عبور می‌کند و بعد به شکلی که شما می‌بینید، تبدیل می‌شود. چیزی که برای اهمیت داشت این بود که قصه یحیی و عمه‌اش را به سرراست‌ترین روش روایت کنیم. »

معتضدی انتخاب نوع روایتی فیلمش را هم خودخواهانه دانست : «البته باید بگویم که روایت قصه ما کمی خودخواهانه است و بیشتر دوست داشتیم مخاطب خودش کشف کند.»
اصلا دنبال جزئیات داستانی نبودم
کاوه ابراهیم پور در ادامه از تقطیع و اندازه‌نماها و استفاده از نماهای بلند در فیلم گفت:«من از لحظه اول با خودم عهده کردم که اصلا کات نزم و نماهایم را در لانگ شات بگیریم. من حتی در انتخاب لنزهایم هم همین طور عمل کردم و همان طور که شما دیدید در فیلم حتی یک نمای کلوز آپ وجود ندارد. چرا که من نمی‌خواستم بیش از حد جزئیات زندگی شخصیت‌ها را از نظر داستانی و نه از بصری به مخاطب نشان بدهم. من می‌خواستم همه چیز در خدمت روایت فیلم باشد.
…ما لیلا را در فیلم از دور می‌بینیم. شخصیت‌هایی ما در قصه، به اندازه دیالوگ‌های‌شان و زمانی که در فیلم حضور دارند، برای ما اهمیت دارند و نه بیشتر. در واقع من می‌خواستم بیش‌تر از اینکه خودم پشت سر هم نماهای متفاوت از جزئیات زندگی کاراکترها را نشان بدهم، خود تماشاگر به کشف و شهود برسد. برای همین نه دنبال حرکات عجیب و غریب فرمی بودم و نه اینکه بخواهم نماهای متفاوت بگیرم. من با حذف این حواشی می‌خواستم مخاطبان فیلمم را افزایش بدهم. »
کاش می‌شد اسمی برای فیلم انتخاب نمی‌کردیم!
ابراهیم پور همچنین در ادامه در پاسخ به این که چرا آقای همسایه(آقای اردکانی) زن جوانش(لیلا) را بعد از خودکشی پیش عمه یحیی می‌برد و بعد یحیی می‌رود به ۱۱۰تلفن می‌کند، گفت:« ببینید اگر ما فرض کنیم که شخصیت محوری این فیلم  یحیی است؛ یعنی باید همه جزئیات فیلم از اول تا آخر در خدمت شناخت یحیی باشد، این حرف شما درست است. اما اینکه می‌گویید اگر یحیی سکوت می‌کرد یا یحیی سکوت نمی‌کرد درست نیست. چون داستان به هیچ عنوان درباره سکوت کردن یا نکردن یحیی نیست. چرا که همان قدر یحیی مهم است که باقی شخصیت‌ها اهمیت دارند. می‌توانست اسم فیلمم مثلا «تجربه۱۵۷۰»باشد!(حضار می‌خندند) واقعا خیلی ایده‌آل بود اگر فیلمم اسم نداشت و هیچ ذهنیتی به تماشاگر نمی‌داد. »
معتضدی هم در پاسخ به این سوال گفت: «ببینید این که چرا آقای اردکانی به جای زنگ زدن به اورژانس سراغ عمه رفت باید بگویم این کاملا ناخواسته است. شما هم معمولا وقتی بیمار می‌شوید یا کسی از اطرافیانتان بیمار می‌شود، او را پیش کسی می‌بری که کمی با این حرفه آشنایی دارد. عمه فیلم هم کاملا واجد این مشخصات است. او به نوعی دکترِ فیلم است. فشار خون اردکانی را او می‌گیرد. آمپول زن‌های محله را او می‌زند. خب طبیعتا او بعد از این‌که می‌بیند زن جوانش قرص برنج خورده او را پیش نزدیکترین دوست و معتمدش می‌برد.»

یحیی سکوت نکرد -مشهد

عکس: محمد حسین صلواتی