هنروتجربه – بهتاش صناعی‌ها: «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» شاید تنها کمیک‌استریپ ابزورد در سینمای ایران باشد که تلاش می‌کند یک کمدی سیاه را با تمام مؤلفه‌هایش تعریف کند؛ آن‌گونه که مثلا در آثار کوئن‌ها می‌توانیم این مؤلفه‌ کمدی سیاه را به شکل کاملش ببینیم. از آنجا که فرم انتخابی کارگردان، گاهی در تضاد با درون‌مایه مورد نیاز برای رسیدن به مؤلفه‌های این نوع سینما به نظر می‌رسد، برخلاف «ماهی و گربه» که خواه ناخواه فرمش را بیشتر می‌پسندم، این‌بار به نظرم محتواست که به فرم می‌چربد؛ یعنی یک روایت هایپرلینک و غیرخطی که متأثر از تئوری «اثر پروانه‌ای» (butterfly effect) و در فضایی ابزورد، به‌خوبی تعابیر رایج از فلسفه زیستن را نقد می‌کند و به نتیجه‌گیری دلخواهش می‌رسد.
این شوخی شهرام مکری با مفاهیمی چون متافیزیک، تقدیر و حتی جبر و اختیار، نشان از یک ایدئولوژی متفاوت دارد که من نامش را تفسیر اگزیستانسیالیستی از شانس می‌گذارم؛ یعنی همان تعبیری که ژان پل سارتر می‌کند و می‌گوید که «هر لحظه ما مقدمه‌ای بر لحظه بعدی ما است و دیگر هیچ!»… شهرام مکری در فیلمش همین مفهوم را برجسته می‌کند؛ مفهومی که اقبال تصادفی (random opportunity) را مبنای زندگی می‌داند و هر دیدگاه خرافی دیگری را به سخره می‌گیرد و از این منظر جسارت او ستودنی است. یعنی حتی می‌گوید که باز هم این «تصادف» است که با بهره از حماقت بشر، بهانه تقدیرگرایی و خرافه را به دست او می‌دهد و به همین دلیل است که شخصیت اشکان در این فیلم یک شخصیت به‌شدت سمبلیک است که مابه‌ازای فراوانی دارد.
سینمای شهرام مکری به تعبیر من دومینویی است که گاه در خود می‌پیچد و گاه به عقب برمی‌گردد، ولی هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود. او که دومینوی داستانش را در «توفان سنجاقک» در مسیری کوتاه چیده بود، اینک در «اشکان…» آن را در مسیری طولانی و پرپیچ‌وخم می‌چیند؛ همان‌طور که «ماهی و گربه» دومینویی طولانی است از نمونه کوتاه‌ترش یعنی «محدوده دایره».
فارغ از کاستی‌هایی که شاید در فیلم «اشکان…» به عنوان یک فیلم اول به چشم بیاید، ولی به نظر من شهرام مکری یکی از فیلم‌سازان مهم جریانی است که موج نو و آوانگارد سینمای ایران را شکل داده است و این جریان با نگاهی دیگرگون به هستی و پیرامون خود، نویدبخش آینده‌ای درخشان برای سینمای اندیشمند ایران است.

نسخه pdf شماره شانزدهم ماهنامه هنروتجربه